نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

چالش‌های گذار از خواستگاری به عقد در بین جوانان شهر یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران ، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه ، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 دانشیار جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
چکیده
مراحل بین خواستگاری تا عقد، بخشی از فرآیند رسمیت بخشیدن به ازدواج است که توازن پیچیده عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌تواند موفقیت یا ناکامی آن را تعیین نماید. این پژوهش با هدف شناسایی موانع و چالش‌های موجود در این مرحله حساس طراحی شده است. روش تحقیق کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 22 جوان (11 دختر و 11 پسر) شهر یزد که تجربه ناکامی در ازدواج را در این مرحله داشته‌اند، گردآوری و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهند که پنج مضمون اصلی: عوامل فردی-روانشناختی، موانع اقتصادی-مالی، تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی، راهبردهای مدیریتی و فشارهای ساختاری از عوامل کلیدی مؤثر بر ناکامی در ازدواج هستند. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند که تقویت مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌های توانمندسازی روانی-اجتماعی، حمایت‌های اقتصادی هدفمند، کارگاه‌های گفت‌وگوی بین‌نسلی و سامانه پایش ملی در دستور کار قرار گیرد تا به کاهش ناکامی‌ها و تسهیل فرآیند ازدواج کمک کند. این نتایج اهمیت سیاست‌گذاری‌های کلان در راستای حمایت از زوجین جوان را نمایان می‌سازد.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Challenges in the Transition from Courtship to Engagement Among Youth in Yazd

نویسندگان English

Morteza Rajabinezhad 1
Milad Rashidi 2
Mohammad Torkashvand-Moradabadi 3
1 Ph.D. Candidate in Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
2 Ph.D. Candidate in Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
3 Associate Professor in Demography, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
چکیده English

The topic of marriage, especially during the stages between courtship and the formal marriage contract, is one of the fundamental challenges in today's society, influenced by social, economic, and cultural factors. This research aims to identify the obstacles and challenges present in this sensitive stage. The study uses a qualitative method with a thematic analysis approach. Data were collected and analyzed through in-depth interviews with 22 young people (11 women and 11 men) from Yazd who have experienced failure at this stage of marriage. The results reveal five main themes: individual-psychological factors, economic-financial obstacles, cultural-educational differences, management strategies, and structural pressures, which are key factors contributing to marriage failure. Ultimately, the research suggests that improving communication skills, empowering psychological-social programs, providing targeted economic support, conducting workshops for intergenerational dialogue, and establishing a national monitoring system should be prioritized to reduce failures and facilitate the marriage process. These findings underscore the importance of macro-level policymaking to support young couples.

کلیدواژه‌ها English

Courtship
Marriage contract
Financial challenges
Family pressures
Cultural differences

مقدمه و بیان مسئله

ازدواج به‌عنوان یکی از نهادهای بنیادین اجتماعی، به‌شدت تحت تأثیر متغیرهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. این نهاد، با ایجاد یک پیوند قانونی و عاطفی ‌میان دو فرد، بستر مناسبی را برای شکل‌گیری خانواده و ادامه نسل بشر فراهم‌ می‌آورد. در واقع، ازدواج به‌عنوان یک قرارداد اجتماعی، همواره به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مناسبات انسانی تلقی شده و در طول تاریخ، دستخوش تغییرات متعددی شده است. در گذشته، نهاد ازدواج عمدتاً بر مبنای نیازهای اقتصادی و اجتماعی شکل‌می‌گرفت، اما با گذر زمان و به‌ویژه در عصر مدرن، این مفهوم به‌ویژه تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی به ابعادی چون عشق، همدلی و سازگاری عاطفی توجه بیشتری پیدا کرده است (دهخدا، 1337؛ سعدی‌پور، 1381).

نهاد ازدواج در ایران، تحت تأثیر ‌تاریخ غنی و پیچیده فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است. هرچند که در گذشته این سنت تحت تاثیر ساختارهای کلان قومی و خانوادگی بوده(ترابی و عابدینی، 1403)؛ اما تغییرات فرهنگی و اجتماعی، افزایش تحصیلات، مشارکت بیشتر زنان در بازار کار و تغییر نگرش‌ها به‌خصوص در نسل‌های جدید، همگی بر الگوهای ازدواج و انتخاب همسر تأثیر گذاشته است (محمودیان، 1383؛ حبیب‌پور و غفاری، 1390؛ خلیلی و ترابی، 1403). آمارهای موجود نشان می‌دهند که میانگین سن ازدواج در ایران به‌طور قابل توجهی افزایش یافته و این نشان‌دهنده تغییر در الگوهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با نهاد ازدواج است. این تغییرات به‌گونه است که، میانگین سن ازدواج مردان و زنان از ۲۳.۸ و ۲۰.۱ سال به ۲۸.۱ و ۲۴.۸ سال در سه دهه اخیر افزایش یافته است.(کاظمی پور،1400: 9) و از دیدگاه پاسخ‌دهندگان، سن مناسب ازدواج برای پسران ۲۵.۱ سال و برای دختران ۲۰.۴ سال برآورد شده است (کاظمی پور،1400: 16). بر اساس داده‌های سالنامه آماری استان یزد در سال ۱۴۰۰، میانگین سن مردان در ازدواج‌های ثبت‌شده در این استان از ۲۷.۸ سال در سال ۱۳۹۵ به ۲۸.۷ سال در سال ۱۴۰۰ رسیده است. این شاخص در سطح کشور نیز از ۲۸.۹ سال در سال ۱۳۹۵ به ۳۰.۲ سال در سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است. میانگین سن زنان در ازدواج‌های ثبت‌شده در استان یزد نیز از ۲۲.۸ سال در سال ۱۳۹۵ به ۲۳.۸ سال در سال ۱۴۰۰ رشد کرده است. این رقم برای زنان در سطح کشور از ۲۴.۱ سال در سال ۱۳۹۵ به ۲۵.۲ سال در سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است (سازمان ثبت احوال، ۱۴۰0). همچنین، گزارشات نشان می‌دهند که در سال‌های اخیر، نرخ ازدواج به طور مستمر کاهش یافته و این مسأله می‌تواند به عوامل مختلفی از جمله مشکلات اقتصادی، افزایش فشارهای اجتماعی و تغییر ارزش‌ها مربوط باشد.

مرحله خواستگاری، به‌عنوان اولین مرحله در فرآیند ازدواج، فرصتی را برای آشنایی خانواده‌ها با یکدیگر و بررسی شرایط طرفین فراهم می‌کند. این مرحله به‌طور سنتی بر اساس معیارهای اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی انجام می‌شود. با این حال، در دنیای مدرن، با گسترش وسایل ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، الگوهای خواستگاری و انتخاب همسر نیز دچار تغییرات قابل توجهی شده است (جعفری و کوهستانی، 1397). با این حال روال مرسوم خواستگاری در فرهنگ ما شاید کم رنگ تر از قبل شده باشد اما همچنان پابرجاست، به این صورت که شخصی به عنوان واسطه، خانواده دختر را به خانواده پسر معرفی می‌نماید. مبنای این انتخاب معمولاً بر اساس جذابیت ظاهری دختر و همچنین بررسی شرایط اقتصادی، موقعیت اجتماعی، پیشینه فرهنگی و تناسب قومی دو خانواده استوار می‌باشد. فرد واسطه عموماً از جایگاه و تشابه اجتماعی دو خانواده آگاهی کامل دارد. در بسیاری از موارد، مادر و خواهران داماد مسئولیت یافتن همسر مناسب را بر عهده می‌گیرند. آنان با پرس‌و‌جو از اطرافیان، دختران در شرف ازدواج را شناسایی کرده و به منزل آنان مراجعه می‌کنند. در صورت موافقت اولیه، در مرحله بعد پسر را نیز همراه خود می‌برند. این سنت‌ها در شهرهای کوچک و مناطق روستایی با استحکام بیشتری تداوم یافته است. پس از انجام مراسم خواستگاری، در برخی خانواده‌ها مرسوم است که دختر و پسر را برای مدت معینی به عقد یکدیگر درمی‌آورند تا هم با هم آشنا شوند و هم فرصت کافی برای تدارک مقدمات ازدواج فراهم گردد (موسوی، 1395: 13). در نظام سنتی ازدواج، خانواده نقش محوری در فرآیند خواستگاری ایفا می‌کرد. در این الگو، خانواده داماد پس از انتخاب اولیه، بدون هیچگونه آشنایی قبلی بین زوجین - حتی بدون اطلاع از ویژگی‌های شخصیتی یکدیگر - به خواستگاری می‌رفتند. اما با این حال همان‌طور که قبلا نیز گفته شد در عصر حاضر، ظهور فناوری‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، شیوه‌های آشنایی پیش از ازدواج را دگرگون ساخته است. نسل جوان به عنوان گروهی پویا، به سرعت این تحولات تکنولوژیک را پذیرفته و الگوهای جدیدی در روابط پیش از ازدواج شکل  داده‌اند (جعفری و کوهستانی، 1397) در شیوه جدید خواستگاری انتخاب همسر توسط دختر و پسر از طریق آشنایی آنـان با یکدیگر است. هرچند هنوز این روش مورد تأیید همه خانواده‌های ایرانی نیست (موسوی، 1395: 52). پس از مرحله خواستگاری، مرحله عقد به‌عنوان توافق رسمی و قانونی انجام می‌شود که در آن حقوق و وظایف زوجین به‌روشنی مشخص می‌شود. این مرحله نه ‌تنها ابعاد قانونی ازدواج را شکل می‌دهد، بلکه به‌عنوان پیوندی عاطفی و اجتماعی میان زوجین عمل می‌کند. در این مرحله، مسائل اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی باید به‌دقت مد نظر قرار گیرند. بررسی نقش هر یک از این مراحل در تعیین کیفیت زندگی زناشویی و سطح رضایت زوجین از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند به درک بهتری از عوامل مؤثر بر موفقیت یا عدم موفقیت در زندگی مشترک منجر شود.

بنابراین از آنجا که مسئله ازدواج به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی، در چند دهه اخیر به‌ویژه تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی، ابعاد جدیدی به خود گرفته است (نقیبی و حمیدی، 1394) و با توجه به این‌که ازدواج نه‌تنها بر روابط فردی بلکه بر ساختار اجتماعی و اقتصادی جوامع نیز تأثیرگذار است، بررسی دقیق این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. افزایش سن ازدواج و کاهش آمار ازدواج‌ها در سال‌های اخیر، به‌ویژه در میان جوانان، نیاز به شناخت دقیق‌تر علل و عوامل مؤثر بر این پدیده یعنی موانع، چالش‌ها و ناکامی در ازدواج را نمایان می‌سازد (ترکاشوند مرادآبادی و سروش،1400).

در نهایت، این پژوهش با تمرکز بر نمونه‌ای محدود از جوانان شهر یزد که در فرایند مابین خواستگاری و عقد خود شکست خورده‌اند، می‌کوشد تا درکی عمیقتر از تأثیر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلی بر فرآیند گذار از خواستگاری به عقد ارائه دهد. یافته‌های این مطالعه می‌تواند به عنوان چارچوبی مقدماتی برای سیاستگذاران محلی، مراکز مشاوره خانواده در یزد، و پژوهش‌های آینده با نمونه‌های گسترده‌تر مورد استفاده قرار گیرد. امید است نتایج این تحقیق کیفی، زمینه‌ساز بررسی‌های عمیق‌تر در سایر بافت‌های فرهنگی ایران باشد. در این راستا، ما در این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که: چه موانع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فردی در فرآیند انتقال از مرحله خواستگاری به عقد در بین جوانان شهر یزد وجود دارد و این موانع چگونه بر تصمیم‌گیری زوجین تاثیر می‌گذارند؟

 

پیشینه پژوهش

پژوهش حاضر برای حصول به حساسیت نظری، به مرور پیشینه‌های تجربی در زمینه چالش‌های ازدواج پرداخته است. تاکنون پژوهش‌هایی که در خصوص موانع یا عدم شکل گیری ازدواج و مسائل و مشکلات آن صورت گرفته، هر کدام به بررسی جنبه خاصی از این پدیده پرداخته‌اند، اما به‌طور اخص مشکلات و تعارضات پس از مرحله خواستگاری آن هم در بافت شهری مورد نظر تحقیق را بررسی نکرده‌اند. از طرفی، پژوهشی با این ابعاد در این مرحله گذار و آشنایی زوجین انجام نشده است، علیرغم اینکه نمی‌توان اهمیت آشنایی زوجین و مسائل به وجود آمده در بین آنها را پس از خواستگاری نادیده گرفت. در اینجا به پژوهش‌هایی داخلی و خارجی که در زمینه مسائل مربوط به عدم شکل گیری ازدواج و توافق طرفین و موانع و مشکلات در مرحله آشنایی و پس از آن پرداخته شده، اشاره می‌شود.

در بخش مرور تحقیقات داخلی، تلاش شده است تا با رویکردی تاریخی، مطالعات مرتبط با موضوع از اواسط دهه هشتاد شمسی مورد بررسی قرار گیرد و سیر تحقیقات تا نزدیک‌ترین پژوهش‌ها به امروز دنبال شود. این رویکرد به ما امکان می‌دهد تا روند تغییرات در عوامل مؤثر بر ازدواج و چالش‌های مرتبط با آن را به‌طور جامع تحلیل کنیم. نتایج حاصل از این پژوهش‌ها می‌تواند به درک بهتر موانع و ارائه راهکارهای مؤثر در حوزه ازدواج کمک شایانی کند. ایتدا باید به تحقیقات نیک‌منش و کاظمی (1385) اشاره کرد، آنها مهم‌ترین دلایل ازدواج نکردن دختران را نیافتن فرد مناسب و ادامه تحصیل عنوان کردند. احمدی و همتی (1387) در مطالعه‌ای به بررسی پیامدهای مضیقه ازدواج برای زنان پرداختند و کاهش امکان ازدواج، گرایش به روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج و تولد فرزندان خارج از ازدواج رسمی را از جمله این پیامدها دانستند. طیبی‌نیا (1393) در پژوهش خود تأکید کرد که موانع فرهنگی و اجتماعی نسبت به موانع اقتصادی و حاکمیتی نقش مهم‌تری در تأخیر ازدواج جوانان ایفا می‌کنند. در پژوهش سپیدنامه (1393)، جوانان مهم ترین موانع ازدواج را به ترتیب اهمیت : موانع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دولتی دانسته اند. نقیبی و حمیدی (1394) بیان کردند که عوامل اقتصادی و اجتماعی مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده نگرش به موانع ازدواج هستند. همچنین متغیرهایی مانند شاغل بودن، مسئولیت‌پذیری، نیافتن فرد مناسب و اعتقادات مذهبی در شکل‌گیری نگرش به ازدواج تأثیرگذارند و خود می‌توانند تبدیل به موانع ازدواج گردند. رحمانی (1399) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که موانع اخلاقی از جمله عوامل تأثیرگذار بر ازدواج زنان است و این موانع می‌توانند باعث افزایش سن ازدواج دختران و ایجاد آثار زیان‌بار شوند. ترکاشوند مرادآبادی و سروش (1400) در مطالعه‌ای نشان دادند که مهم‌ترین موانع و چالش‌هایی که‌ باعث تأخیر ازدواج برای مردان نداشتن شغل و شرایط اقتصادی نامناسب و برای زنان نیافتن فرد مناسب است. آنها تأکید کردند که تحلیل چندسطحی عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای درک تأخیر سن ازدواج ضروری است چرا که از عوامل مهمی هستند که باعث عدم شکل گیری پیوند زناشویی خواهند شد.

یزدانی (1400) در پژوهش خود بیان کرد که موانع خانوادگی مانند افزایش سطح توقع خانواده‌ها، شغل، تحصیلات و تجمل‌گرایی در جامعه می‌توانند مانع از شکل گیری ازدواج شوند. علایی (1400) در مطالعه‌ای نشان داد که موانع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در تأخیر سن ازدواج مؤثر هستند و با افزایش این موانع، سن ازدواج جوانان نیز افزایش می‌یابد. بنی‌جمالی و صادقی فسایی (1400) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که، نداشتن شغل، ترس از آینده، ناتوانی خانواده‌ها در حمایت از زوج‌های جوان و  همچنی محدود شدن آزادی‌ها و عدم اطمینان به جنس مخالف و به صورت کلی پیچیده و سخت دانستن ازدواج از سوی جوانان از عوامل بازدارنده و موانع مهم در ازدواج آن‌ها است که باعث بالا رفتن سن ازدواج نیز شده است. امامی و همکاران (1400) با تحلیل داده‌های سرشماری نشان دادند که الگوهای تجرد و تأخیر ازدواج در شهرستان‌های مختلف ایران تفاوت قابل‌توجهی دارد و این پدیده بیش از همه تحت‌تأثیر سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی و اشتغال است. براتی (1401) در مطالعه‌ای چهار بعد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دموگرافی را برای تأخیر سن ازدواج دختران شناسایی کرد و بیان کرد که بعد اقتصادی بیشترین تأثیر را دارد. بگی (1402) در پژوهش خود تأکید کرد که مشکلات اقتصادی برای مردان و نیافتن فرد مناسب برای زنان از دلایل اصلی تأخیر در ازدواج هستند. در کنار آن زین‌الدینی و ویسی (1402) در مطالعه‌ای نشان دادند که عواملی مانند افزایش سطح تحصیلات، مسائل اقتصادی، نقش والدین در انتخاب همسر و اشتغال می‌توانند افراد را به سمت ازدواج دیررس سوق دهند.

در بخش مرور تحقیقات خارجی، تلاش شده است تا با بررسی مطالعات انجام‌شده در سایر کشورها، دیدگاهی جامع‌تر نسبت به موضوع ازدواج و چالش‌های مرتبط با آن ارائه شود؛ گارینو[1] در مطالعه خود عواملی نظیر سطح رواج طلاق در جامعه و تحصیلات را از موجب دیرتر ازدواج کردن افراد معرفی می‌کند (به نقل از طیبی‌نیا، 1393). اینجلیس و گرین گلاس[2] (1989) نشان دادند که در دهه ۹۰ موانع ازدواج برای جوانان، نداشتن شغل، مشکل مسکن، مشکل در زندگی با دیگران، کم شدن آزادی بعد از ازدواج، تعارض بین شغل و ازدواج و نگرش به ازدواج به عنوان یک قمار پر مخاطره بوده است. شوئن و چونک[3] (2006) معتقدند که انصراف از ازدواج با عواملی چون: افزایش سطح تحصیلات و سطح اشتغال زنان، تفاوت‌های جنسیتی کمتر در دریافت حقوق، نابرابری بیشتر در بین مردان و نابرابری اقتصادی میان گروه‌های نژادی مرتبط است (به نقل Strong, 2008) .

جونز[4] (2012) در پژوهشی با عنوان تاخیر در ازدواج و سطح پایین باروری در سنگاپور به تعویق انداختن ازدواج را مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق وی نشان داده است که از مهمترین عوامل تعلل در ازدواج، فعالیت جنسی خارج از زناشویی و داشتن شریک جنسی به عنوان شکلی جدید از روابط است .مائو بریگادس[5]  به بررسی الگوهای ازدواج در هشت کشور امریکای لاتین پرداخته است. نتایج پژوهش وی حاکی از آن می‌باشد که از یک سو، افزایش تحصیلات و در نهایت ورود به بازار کار به ویژه برای زنان عاملی اثرگذار در افزایش چشمگیر سن ازدواج است و از سوی دیگر، گسترش روزافزون فرآیند شهرنشینی، رشد اقتصادی و ایجاد فرصت‌های جدید موجب بالا رفتن سن ازدواج در زنان شده است (به نقل از شبانی، 1403).

 

چهارچوب مفهومی

علاوه بر پژوهش‌های تجربی انجام شده در مورد علل و موانع دستیابی به ازدواج، در ادامه به ارائه نظریه‌هایی می‌پردازیم که بررسی آن‌ها فهم بهتر و ژرف‌تری از چالش‌ها، موانع شکل گیری ازدواج برای ما فراهم می‌کند. در سطح پارادایمی، این مطالعه ذیل رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی جای می‌گیرد؛ جریانی فکری که معتقد است واقعیت اجتماعی، امری بیرونی و عینی نیست بلکه در بطن تعاملات انسانی و از خلال کنش‌های معنادار شکل می‌گیرد. در این رویکرد، پژوهشگر نه ناظر بیرونی بلکه هم‌مسیر با مشارکت‌کنندگان و جویای درک تجربه‌های زیسته آن‌هاست.

در این راستا، نظریه تعامل‌گرایی نمادین به‌عنوان چارچوب نظری محوری به‌کار گرفته شده است. این نظریه بر سه اصل اساسی بنا شده است: نخست، انسان‌ها بر اساس معانی‌ای که اشیا و موقعیت‌ها برای آن‌ها دارند عمل می‌کنند؛ دوم، این معانی از خلال تعاملات اجتماعی حاصل می‌شوند؛ و سوم، این معانی در بستر تعاملات اجتماعی پیوسته بازتعریف و دگرگون می‌شوند. بنابراین، در مسیر خواستگاری تا عقد، کنش‌ها و گفت‌وگوهای زوجین، صرفاً مناسکی فرهنگی نیستند بلکه لحظاتی کلیدی برای خلق معانی جدید، مذاکره درباره تفاوت‌ها، و شکل‌دهی به درک مشترک از آینده‌اند. در همین راستا، مفهوم بین‌ذهنیت به‌عنوان یک ابزار تحلیلی مهم در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. این مفهوم به فرآیندی اشاره دارد که طی آن دو فرد در تعامل با یکدیگر، به معنایی مشترک درباره یک موضوع یا تجربه خاص دست می‌یابند. در داده‌های میدانی، این فرایند در حیطه‌هایی مانند توافق درباره نقش‌های جنسیتی، حد و مرز ارتباط با خانواده، الگوهای اشتغال و درآمد، و حتی ظاهر و نوع پوشش شریک زندگی دیده شد. تفاهم یا شکست در این فرایند معناسازی، تأثیر مستقیم بر تداوم یا گسست رابطه داشته است (Blumer, 1969).

با این حال، این تعاملات و معناسازی‌ها در بستر خنثی شکل نمی‌گیرند. آن‌ها تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی و نهادهای فرهنگی عمل می‌کنند. در این زمینه، نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو کمک می‌کند تا دریابیم چگونه دارایی‌ها یا سرمایه‌های غیرمادی در زمینه‌های مختلف همچون زبان بدن، شیوه لباس پوشیدن، میزان تحصیلات، طبقه اجتماعی، یا حتی آشنایی با قواعد سنتی خواستگاری می‌توانند به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی، قضاوت یا تمایز اجتماعی تبدیل شوند. از همین رو عدم برابری در سرمایه‌های گوناگون بین زوجین می‌تواند به جدایی و پایان رابطه آن‌ها بیانجامد(Bourdieu, 1986).

از سوی دیگر، تعاملات زوجین در مواجهه با ساختارهای بیرونی مانند خانواده، جامعه، رسانه و هنجارهای فرهنگی قابل تحلیل است. به همین دلیل، نظریه ساخت‌یابی نیز در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این نظریه، کنشگران اجتماعی نه کاملاً آزاد و نه کاملاً مقید به ساختار هستند. آن‌ها در مواجهه با ساختار، برخوردی بازاندیشانه دارند و از طریق عاملیت خود، می‌توانند آن را بازتولید یا دگرگون کنند(Giddens, 1984).

از منظر دیگری، یکی از مهم‌ترین عوامل تداوم یا گسست روابط در مرحله پیش از عقد است. بر اساس چارچوب نظری، حمایت اجتماعی در قالب حمایت عاطفی، ابزاری، اطلاعاتی و ارزشی بروز می‌یابد. عواملی همچون حضور و پشتیبانی خانواده یا دوستان  می‌تواند باعث کاهش اضطراب، تقویت اعتماد به نفس و افزایش امید به تداوم رابطه شود. در مقابل، فقدان حمایت یا فشار بیش از حد خانواده‌ها، منجر به استیصال، تعارض یا حتی پایان رابطه خواهد شد(House, 1981).

چهارچوب مفهومی این پژوهش با تلفیق نظریه‌های تعامل‌گرایی نمادین، سرمایه‌های بوردیو، ساخت‌یابی گیدنز و مفهوم حمایت اجتماعی، تلاش دارد تا تصویر جامع‌تری از فرایندهای اجتماعی، ذهنی و فرهنگی در مرحله خواستگاری تا عقد ارائه دهد. این چهارچوب، بر هم‌پوشانی سطح خرد (کنش فردی و تعاملات میان‌فردی) با سطح کلان (ساختارهای فرهنگی، طبقاتی، اقتصادی) تأکید داشته و در پی آن است که تجربه زوجین را در این مرحله، به‌عنوان برآیند پیچیده‌ای از گفت‌وگو، معنا، قدرت، فشار و مقاومت فهم و تبیین کند.

 

روش‌ و داده‌ها

روش پژوهش حاضر از نوع کیفی است و برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. تحلیل مضمون یک فرایند سیستماتیک برای رمزگذاری و تجزیه‌وتحلیل داده‌های کیفی است که برای شناسایی، تحلیل و گزارش تم‌ها و موضوعات موجود در داده‌ها به‌کار می‌رود (Boyatzis, 1998).  این روش، علاوه بر نام‌گذاری داده‌ها، به تحلیل و تفسیر جنبه‌های مختلف موضوع تحقیق نیز پرداخته و به غنای تحلیل‌ها کمک می‌کند (Braun & Clarke, 2006؛  Boyatzis, 1998). در این پژوهش، داده‌ها از میان دختران و پسران جوان (18 تا 35 سال) شهر یزد گردآوری شدند. این افراد تجربه ناکامی در امر ازدواج را در مرحله بین خواستگاری تا عقد دائم تجربه کرده بودند. به‌منظور حفظ تنوع در نمونه‌گیری، 11 دختر و 11 پسر به‌طور هدفمند انتخاب شدند. مهم‌ترین معیار برای انتخاب این افراد، این بود که حداقل سه ماه از منتفی شدن ازدواج آن‌ها گذشته باشد و تاکنون موفق به ازدواج نشده باشند. علاوه بر این، سعی شد تا بیشترین تنوع اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی در میان نمونه‌ها رعایت شود تا ابعاد متنوع‌تری از ملاک‌های ازدواج آن‌ها به‌دست آید. مصاحبه‌ها در مکان‌های مختلفی چون فضای سبز، محیط دانشگاه، کافه و سایر محیط‌های عمومی انجام شد تا شرایطی راحت و غیررسمی برای شرکت‌کنندگان فراهم گردد. زمان مصاحبه‌ها متغیر و بین 25 تا 60 دقیقه بود. این تفاوت در زمان مصاحبه‌ها ناشی از عوامل مختلفی بود؛ از جمله وقت پاسخ‌گو، سطح تجارب غنی او و تمایل او به بیان تجربیات خود. همچنین، به دلیل این که در ابتدا مقولات و مفاهیم به‌طور دقیق شکل نگرفته بودند، سؤالات ابتدایی محدود و کلی بودند. اما با پیشرفت مصاحبه‌ها و شکل‌گیری مقولات فرعی و سپس مقولات اصلی، ابعاد و جزئیات بیشتری از تجربیات و دیدگاه‌های شرکت‌کنندگان بررسی شد که این امر نیاز به زمان بیشتری برای پاسخ‌گویی داشت. در این فرآیند، برای رعایت اصول اخلاقی و حفظ محرمانگی، از اسامی مستعار برای مشارکت‌کنندگان استفاده شد (حریری، 1385). گردآوری داده‌ها در شهریور ماه 1403 صورت گرفت و با رعایت تمام اصول اخلاقی و روش‌های علمی معتبر انجام شد. در ادامه، در جدول ۱ مشخصات مشارکت‌کنندگان ارائه شده است.

جدول 1: فهرست مشارکت‌کنندگان

ردیف

نام مستعار

سن

آخرین مقطع تحصیلی

وضعیت اشتغال

1

سوگند

25

کارشناسی

دانشجو

2

مریم

19

دیپلم

آرایشگر

3

فاطمه

24

دیپلم

بیکار

4

فهیمه

32

کارشناسی ارشد

معلم

5

نگار

20

سیکل

آزاد ( فروش لوازم آرایش)

6

آوا

28

دکتری

دانشجو

7

آرمیتا

26

کارشناسی ارشد

معلم

8

مرجان

33

دکتری

کارمند

9

زهرا

21

دیپلم

خیاطی

10

رومینا

25

کارشناسی ارشد

بیکار

11

بهاره

26

کارشناسی

بیکار

12

علی اصغر

30

سیکل

مکانیک

13

محمد

24

کارشناسی

معلم

14

کامران

26

کارشناسی

کافی نت

15

میلاد

23

دیپلم

مربی کشتی

16

متین

26

کارشناسی ارشد

مترجم

17

جواد

20

دیپلم

بیکار

18

ناصر

34

دکتری

کارمند

19

محمد رضا

24

کارشناسی ارشد

دانشجو

20

رامین

23

کارشناسی

سرباز

21

مهدیار

25

کارشناسی ارشد

معلم

22

فرشاد

29

دکتری

دانشجو

 

یافته‌های پژوهش

با تحلیل خط‌به‌خط و بررسی دقیق متن مصاحبه‌های پژوهش، مفاهیم، مضامین فرعی و اصلی در طی فرآیند دقیق و طولانی مفهوم‌پردازی ارائه شد. در نهایت، یافته‌های پژوهش شامل 5 مضمون اصلی، ۱۵ مضمون فرعی و ۶3 مفهوم می‌باشد که در جدول ۲ نشان داده شده است. مضامین اصلی شامل عوامل فردی-روان‌شناختی، موانع اقتصادی-مالی، تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی، راهبردهای مدیریتی (فردی و ارتباطی)، فشارهای ساختاری (خانواده و جامعه) می‌باشند.

جدول 2: مضامین اصلی و فرعی استخراج شده

مفاهیم

مضامین فرعی

مضامین اصلی

عزت نفس، تجربیات گذشته، خودکارآمدی، توقعات فردی، تعهد و وابستگی

عوامل درون‌فردی

عوامل فردی-روانشناختی

اعتماد به نفس، تأثیرات استرس، نارضایتی زناشویی، نگرش به ازدواج

تأثیرات روان‌شناختی

تنش‌های مالی، مدیریت مالی ناپایدار، حمایت مالی از خانواده

پیامدهای اقتصادی

موانع اقتصادی-مالی

وضعیت مالی فرد، انتظارات مالی اجتماعی، بار بدهی‌ها، هزینه‌های زندگی، مدیریت مالی

چالش‌های مالی

احترام به تفاوت‌ها، تعاملات مثبت، برنامه‌های تبادل فرهنگی

مدیریت تنوع فرهنگی

تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی

تصورات رسانه‌ای، تفاوت‌های فرهنگی، آداب و رسوم

گفت‌وگوی فرهنگی

تفاوت‌های تحصیلی، آموزش‌های پیش از ازدواج، آگاهی اجتماعی، فرصت‌های تحصیلی، نگرش به تحصیلات، تعاملات اجتماعی

تحصیلات و آگاهی

برنامه‌ریزی مالی، توافقات مالی، مدیریت بدهی‌ها، امنیت مالی، کمک‌های مالی

راهبردهای مالی

راهبردهای مدیریتی (فردی و ارتباطی)

مهارت‌های ارتباطی، تکنیک‌های حل اختلاف، گفت‌وگوهای عمیق، سازگاری در ارتباطات، حمایت عاطفی

تقویت ارتباطات

مشاوره روان‌شناختی، تقویت عزت نفس، مدیریت استرس، تاب‌آوری روانی

پشتیبانی احساسی

تحلیل بودجه، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، مدیریت بدهی، برنامه‌ریزی برای هزینه‌های اضطراری، تعیین اهداف مالی

برنامه‌ریزی مالی

گفت‌وگوی مؤثر، همدلی و درک متقابل، مدیریت تعارضات

ارتقاءکیفیت ارتباطات

انتظارات مالی خانواده، نقش والدین، روابط خانوادگی

فشارهای خانوادگی

فشارهای ساختاری (خانواده و جامعه)

احساس تنهایی، تنش‌های خانوادگی، نارضایتی اجتماعی، تغییرات در روابط دوستانه

پیامدهای اجتماعی

انتظارات اجتماعی، دینامیک‌های گروهی، تنش‌های اجتماعی، توقعات نسل‌ها، پذیرش اجتماعی

معیارهای اجتماعی

 

1)       عوامل فردی-روانشناختی

باورها و نگرش‌های فردی، که تحت تأثیر تجارب گذشته و محیط فرهنگی شکل می‌گیرند، بر تصمیم‌گیری تأثیرگذارند. احساس عزت نفس و اعتماد به نفس نیز از عوامل حیاتی محسوب می‌شوند. افراد با عزت نفس پایین ممکن است از ورود به یک رابطه جدی بترسند یا احساس کنند که لیاقت شریک زندگی مطلوب را ندارند. تأثیرات فرهنگی و اجتماعی نیز می‌توانند باعث تقویت یا تضعیف نگرش‌های فردی شوند. فرد ممکن است با فشارهایی از طرف جامعه یا خانواده مواجه شود که به باورهایش آسیب می‌زند یا او را به سمت ازدواج سوق می‌دهد. نگرش به خود و توانایی‌های فرد در برقراری ارتباط نیز بر موفقیت یا شکست در مراحل خواستگاری و ازدواج تأثیرگذار است. جواد می‌گوید:

«هرچی به عقد نزدیک‌تر می‌شدیم، مامانش دائم به من تذکر می‌داد: حالا دیگه مجرد نیستی که خواسته باشی هر کاری دوست داری بکنی. مرد یا باید تو خونه کنار زنش باشه یا سر کار.»

احساس تنهایی و کاهش اعتماد به نفس می‌تواند به سلامت روان افراد آسیب بزند و بر کیفیت روابط تأثیر منفی بگذارد. برای مثال، فردی که در مواجهه با فشارهای اجتماعی احساس ناکامی می‌کند، ممکن است دچار افسردگی شود و نتواند به‌خوبی در روابط خود عمل کند. بنابراین، برقراری جلسات مشاوره روان‌شناختی و گروه‌های حمایتی می‌تواند به بهبود وضعیت روحی و اجتماعی افراد کمک کند. سوگند می‌گوید:

«با اینکه اون مرد بود و باید پشتیبان من می‌شد، ولی یه ترس پنهانی از ازدواج داشت، جوری که باید همیشه کنارش باشی تا بتونه کاری رو انجام بده. خیلی وابسته بود.»

 

2)      موانع اقتصادی-مالی

 فشار اقتصادی ناشی از مشکلات مالی می‌تواند بر کیفیت زندگی و اهداف مالی افراد تأثیر بگذارد و به بروز تنش‌ها و مشکلات در روابط عاطفی منجر شود. برای مثال، زوج‌هایی که درگیر مشکلات مالی هستند، ممکن است به‌دلیل تنش‌های مالی به اختلافات شدیدتری دچار شوند. ارائه مشاوره مالی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای مدیریت مالی می‌تواند به زوجین کمک کند تا به‌طور مؤثری با این مشکلات مواجه شوند و به ثبات مالی و عاطفی دست یابند. بهاره می‌گوید:

«توی هیچ کاری بند نمی‌شد و نهایت دو ماه که می‌رفت سر کار، به بهانه حقوق کم می‌آمد بیرون و سریع پولش را خرج چیزهای الکی می‌کرد.»

وضعیت مالی هر فرد، به‌ویژه در جامعه‌ای که انتظارات مالی برای شروع یک زندگی مشترک بالا است، بسیار تأثیرگذار است. نگرانی‌های اقتصادی و بار بدهی‌های مالی پیشین می‌تواند بر تصمیم‌گیری برای ازدواج تأثیر منفی بگذارد. عدم تعادل میان درآمد و هزینه‌ها و فشارهای مالی می‌تواند به تنش‌های بین زوجین منجر شود که این تنش‌ها ممکن است زمینه‌ساز بروز اختلافات و مشکلات ارتباطی گردد. در شرایطی که فرد احساس می‌کند قادر به تأمین نیازهای مالی خانواده آینده‌اش نیست، ممکن است از پذیرش ازدواج خودداری کند. به‌طور کلی، موانع مالی و اقتصادی می‌توانند به‌عنوان موانع جدی در مسیر ازدواج عمل کنند و تأثیرات منفی بر روی روابط عاطفی ایجاد کنند. فهیمه می‌گوید:

«پسر خیلی خوبی بود، فقط به خاطر تصادفش مجبور بود تا چند سال ماهیانه خسارت بده. اون موقع هر ماه اکثر پولش رو واسه خسارت می‌داد. با اینکه خیلی همدیگه رو دوست داشتیم، از ترس اینکه کم بیاریم قبول نکردم. حیف شد...»

 

3)     تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی

مدیریت تنوع فرهنگی به تعامل مثبت با فرهنگ‌های مختلف اشاره دارد و می‌تواند به ایجاد فضایی برای گفت‌وگوهای فرهنگی و فعالیت‌های مشترک کمک کند. برنامه‌های تبادل فرهنگی و احترام به آداب و رسوم مختلف می‌تواند به بهبود درک متقابل و تقویت روابط عاطفی کمک کند. این مدیریت می‌تواند زمینه‌ساز ارتباطات سالم‌تر و پذیرش بهتر تفاوت‌ها میان زوجین شود. به‌عنوان مثال، زوج‌هایی که به‌طور فعال در فعالیت‌های فرهنگی مشترک شرکت می‌کنند، معمولاً احساس نزدیکی بیشتری به یکدیگر دارند و مشکلات فرهنگی را بهتر مدیریت می‌کنند. فاطمه می‌گوید:

«فضای حاکم بر خانواده آن‌ها با ما کاملاً متفاوت بود. ما تمام خانواده اهمیت زیادی به این مجالس (یادواره شهدا و...) می‌دادیم. سعی کردم تا چند باری توی موقعیت قرارش بدم ببینم نظرش چیه؛ شاید علاقه‌مند شد.»

ارزش‌های اجتماعی که از طریق تعاملات اجتماعی و نگرش‌های جمعی شکل می‌گیرند، می‌توانند بر تصمیم‌گیری‌های فرد تأثیر بگذارند. تأثیرات تاریخی و تغییرات اجتماعی نیز در این زمینه نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در جوامعی که تغییرات فرهنگی و اجتماعی سریع اتفاق می‌افتد. این عوامل می‌توانند الگوهای رفتار و نگرش‌های افراد را تحت تأثیر قرار دهند و در نتیجه بر انتخاب شریک زندگی و پذیرش ازدواج تأثیر بگذارند. گفت‌وگوهای فرهنگی و تبادل نظر میان افراد با پیشینه‌های متفاوت می‌تواند به فهم بهتری از معیارهای انتخاب همسر و انتظارها منجر شود. زهرا می‌گوید:

«تنها مشکلش نوع پوشش بود. من نوع پوششش رو دوست داشتم، ولی خانواده و دوستام می‌گفتن پسر جلفی هست و ممکنه بعداً به چادر پوشیدن تو هم گیر بده.»

تحصیلات و سطح دانش فرد به‌طور مستقیم بر انتخاب همسر و تصمیم‌گیری‌های مربوط به ازدواج تأثیر دارد. نگرش به تحصیلات و اهمیت آن در جامعه می‌تواند نقش کلیدی در فرآیند انتخاب داشته باشد؛ افرادی که به تحصیلات عالی اهمیت می‌دهند، معمولاً به دنبال همسری با سطح تحصیلات مشابه هستند. تفاوت‌های تحصیلی می‌تواند به‌عنوان یک عامل فاصله‌گذار در روابط عمل کند و به تأثیرات منفی بر کیفیت ارتباطات منجر شود. نقش تحصیلات در تصمیم‌گیری و تأثیر آموزش‌های پیش از ازدواج نیز حائز اهمیت است؛ آموزش‌های مرتبط با ازدواج می‌تواند به آگاهی بیشتر افراد درباره چالش‌ها و مسئولیت‌های زندگی مشترک کمک کند و آنها را برای تصمیم‌گیری‌های بهتر آماده کند. مرجان می‌گوید:

«پسرخالم بود، خیلی همدیگه رو می‌خواستیم. چندین سال قبل ازم خواستگاری کرده بود ولی شرایط ازدواج رو نداشت. تصمیم گرفتم درسم رو ادامه بدم تا بیاد خواستگاری. وقتی اومد و حرف بقیه به گوشم رسید. دیدم من مدرکم دکتریه، الانم استخدام شدم و مستقلم، ولی اون لیسانس داره و کارشم آبرومند نیست. خیلی برام سخت بود، ولی نتونستم با خودم کوتاه بیام.»

 

4)      راهبردهای مدیریتی (فردی و ارتباطی)

توافقات مالی و برنامه‌ریزی بودجه مشترک می‌تواند به کاهش تنش‌های مالی کمک کند و امنیت مالی را در زندگی مشترک ایجاد نماید. مشاوره مالی و تقسیم هزینه‌ها نیز از جمله مواردی است که می‌تواند به زوجین کمک کند تا به‌طور مؤثری با چالش‌های اقتصادی مواجه شوند. در این راستا، افراد باید بتوانند به توافقاتی در زمینه مسائل مالی دست یابند تا از ایجاد تنش‌ها و مشکلات ناشی از اختلافات مالی جلوگیری کنند. علی اصغر می‌گوید:

«من درآمد بالایی داشتم و روز به روز شرایط‌ام بهتر می‌شد، ولی اون خیلی حساس بود و گیر داده بود به یک کار استخدامی و حتی به پول کمشم راضی بود. دائم به‌هم می‌گفت: "چشمت به دست مردم نباشه، کاری که یه روز کم داره، یه روز زیاد به درد نمی‌خوره."»

بهبود مهارت‌های گفت‌وگو و تکنیک‌های حل اختلاف می‌تواند به افراد کمک کند تا به‌طور مؤثری با چالش‌ها و مشکلات ارتباطی روبه‌رو شوند. برگزاری جلسات مشاوره و کارگاه‌های آموزشی می‌تواند به زوجین ابزارهای لازم برای ایجاد ارتباطات سالم و مؤثر را ارائه دهد. در نهایت، تقویت ارتباطات می‌تواند به افزایش رضایت‌مندی و پایداری در روابط منجر شود. فرشاد می‌گوید:

«سعی می‌کردم از تمام تجربیاتم استفاده کنم تا با صحبت کردن مشکلاتمون رو حل کنیم، ولی اون از صحبت کردن طفره می‌رفت، جوری که انگار تحمل صحبت در مورد یه مشکل جزئی رو هم نداشت.»

حمایت روان‌شناختی به مدیریت استرس و اضطراب مرتبط با فرآیند ازدواج اشاره دارد. تکنیک‌های کاهش اضطراب و مشاوره روان‌شناختی می‌توانند به افراد کمک کنند تا با چالش‌های عاطفی و روانی مرتبط با ازدواج بهتر کنار بیایند. شبکه‌های حمایت عاطفی و توسعه مهارت‌های مقابله‌ای می‌تواند به ایجاد یک فضای امن و حمایتی برای فرد و شریک زندگی‌اش منجر شود. این حمایت‌ها نه تنها در دوران خواستگاری بلکه در مراحل بعدی زندگی مشترک نیز بسیار مهم هستند و می‌توانند به حفظ سلامت روان و کیفیت روابط کمک کنند. رومینا می‌گوید:

«قبلش تمام مشکلاتم رو با مامانم در جریان می‌ذاشتم، ولی خب مشکلات زندگی مشترک رو خودم باید حل می‌کردم، نه مامانم. تا قبلش گذرم به مشاوره نیفتاده بود، ولی تو این مورد ریسک نکردم و مشکلات‌مون رو با روانشناس در میان می‌ذاشتم تا راهنمایی کنه، ولی اون اصلاً مشاور رو قبول نداشت.»

برنامه‌ریزی مالی می‌تواند به زوجین کمک کند تا با چالش‌های مالی موجود کنار بیایند و از ایجاد تنش‌های مالی جلوگیری کنند. مدیریت بدهی‌ها و استفاده مؤثر از پس‌انداز نیز در این زمینه بسیار مهم است. مشاوره مالی به افراد کمک می‌کند تا راهکارهای بهتری برای مدیریت مالی خود بیابند و از نگرانی‌های مالی بکاهند. به‌عنوان مثال، زوج‌هایی که به‌صورت مشترک بر روی یک بودجه کار می‌کنند، معمولاً احساس رضایت‌مندی بیشتری از زندگی مشترک خود دارند و می‌توانند تنش‌های مالی را بهتر مدیریت کنند. آرمیتا می‌گوید:

«من شاغل بودم، ولی لزومی نداشت وظیفه‌اش را به گردن بگیرم. می‌گفت یا کار نکن یا واسه زندگی خرج کن. در صورتی که مرد باید هزینه‌های زندگی را به عهده بگیره، نه زن.»

حل مشکلات ارتباطی و انجام گفت‌وگوهای صریح به زوجین کمک می‌کند تا احساسات و نیازهای یکدیگر را بهتر درک کنند. برگزاری جلسات مشاوره و کارگاه‌های آموزشی می‌تواند به تقویت این مهارت‌ها و افزایش رضایت‌مندی در روابط عاطفی کمک کند. به‌عنوان نمونه، زوج‌هایی که در کارگاه‌های مهارت‌های ارتباطی شرکت می‌کنند، معمولاً در حل اختلافات خود موفق‌تر هستند. مهدیار می‌گوید:

«من به مشاوره دادن علاقه داشتم و سعی می‌کردم هر جوری شده قانعش کنم که در مورد مشکلات با هم صحبت کنیم، ولی ترجیح می‌دادم یه آدم متخصص‌تر (مشاور) بین‌مون باشه تا درک بیشتری از مشکلات زندگی داشته باشیم.»

5)      فشارهای ساختاری (خانواده و جامعه)

نقش والدین در شکل‌گیری دیدگاه فرد نسبت به ازدواج و انتخاب شریک زندگی بسیار حیاتی است. انتظارات اجتماعی و فرهنگی که از طرف خانواده‌ها یا خویشاوندان به فرد منتقل می‌شود، می‌تواند به‌عنوان یک بار سنگین عمل کند و فشارهایی را بر او تحمیل نماید. این فشارها ممکن است شامل خواسته‌هایی باشد که از طرف خانواده‌های دو طرف مطرح می‌شود، که می‌تواند باعث ایجاد تنش یا تردید در تصمیم‌گیری فرد شود. در مواقعی، روابط بین خواهر و برادر نیز می‌تواند به تحکیم یا تضعیف نگرش‌های فرد نسبت به ازدواج منجر شود. به‌طور کلی، وجود تنش‌ها و مشکلات خانوادگی می‌تواند به احساس ناامنی و اضطراب در فرد منجر شود و او را از پذیرش یک رابطه جدی بازدارد. محمدرضا می‌گوید:

«از حرف‌های باباش ترسیدم. از روز خواستگاری تا روزی که گفتم من دیگه دختر شما رو نمی‌خوام، باباش دائم در گوشم می‌خوند:"این دختر لای پر قو بزرگ شده، نمی‌تونه تو سختی زندگی کنه." منم از پس خودم برنمی‌اومدم، وای به حال اون.»

درگیری‌های خانوادگی و نارضایتی اجتماعی می‌تواند بر دوستی‌ها و روابط عاطفی تأثیر منفی بگذارد و به انزوا یا فاصله‌گیری افراد از اجتماع منجر شود. به‌عنوان مثال، فردی که تحت فشار خانواده برای ازدواج قرار دارد، ممکن است از دوستان خود فاصله بگیرد و به مرور زمان احساس تنهایی بیشتری کند. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت توجه به جنبه‌های اجتماعی در فرآیند ازدواج و روابط عاطفی است. میلاد می‌گوید:

«به ازدواج که دیگه اصلاً فکر نمی‌کنم. اون با رفتارش ذهنیت من رو نسبت به همه دخترها خراب کرد.»

معیارهای اجتماعی می‌توانند از طریق انتظارات اجتماعی، نظرات دوستان و همسالان و تأثیرات رسانه‌ها شکل بگیرند. فشارهای اجتماعی برای ازدواج در سنین خاص یا بر اساس ویژگی‌های خاص می‌تواند بر احساسات فرد تأثیر بگذارد و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی شود. به‌علاوه، تغییرات فرهنگی که بر ارزش‌ها و انتظارات نسل‌های جدید تأثیر می‌گذارد، ممکن است به ایجاد تفاوت‌هایی در الگوهای ازدواج منجر شود. رسانه‌ها نیز می‌توانند با ارائه تصورات غیرواقعی از روابط، انتظارات افراد را از ازدواج افزایش دهند. به‌طور مثال، نمایش‌های تلویزیونی و تبلیغات ممکن است تصویری ایده‌آل از ازدواج را ارائه دهند که با واقعیت‌های زندگی روزمره تناقض دارد. در این شرایط، فرد ممکن است دچار تضاد بین خواسته‌های شخصی و انتظارات اجتماعی شود و این تضاد می‌تواند به مشکلات جدی در فرآیند خواستگاری و ازدواج منجر گردد. کامران می‌گوید:

«هر روز یه چیز جدید ازم می‌خواست. دوستم تو فلان باغ عروسی گرفته، ما هم اونجا بگیریم. گروه موسیقی فلان رو بگیر، من دیدم فیلم عروسی‌هاشون عالیه. شب عروسی باید ماشین خارجی کرایه کنی و...»

 

6) نقشه مضمونی

مدل مفهومی ارائه‌شده در این پژوهش به تحلیل چالش‌ها و عوامل تأثیرگذار بر تصمیم‌گیری زوجین در گذار از خواستگاری به عقد پرداخته و پیچیدگی تعاملات میان عوامل فردی، روان‌شناختی، اقتصادی، فرهنگی و فشارهای ساختاری را نشان می‌دهد. در این مدل، پنج مضمون اصلی شامل عوامل فردی و روان‌شناختی، موانع اقتصادی و مالی، تفاوت‌های فرهنگی و آموزشی، راهبردهای مدیریتی، و فشارهای ساختاری به‌صورت متقابل بر یکدیگر تأثیرگذار هستند. این مضمون‌ها به‌طور متقابل موجب تغییرات و چالش‌های جدید در دیگر بخش‌ها می‌شوند. به‌عنوان مثال، موانع اقتصادی می‌توانند بر نگرش‌ها و تصمیمات فرهنگی، آموزشی و حتی فشارهای اجتماعی تأثیرگذار باشند، و در عین حال راهبردهای مدیریتی مؤثر می‌توانند این چالش‌ها را کاهش دهند.

این مدل نشان می‌دهد که برای مدیریت بهتر فرآیند انتخاب همسر و کاهش تنش‌ها و مشکلات در این مسیر، نیاز است که به‌طور هم‌زمان به عوامل فردی، روان‌شناختی و ساختاری توجه شود. علاوه بر این، استفاده از راهبردهای مدیریتی مؤثر در زمینه‌های مالی، ارتباطی و فرهنگی می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و کاهش تأثیرات منفی فشارهای اجتماعی و اقتصادی کمک کند. بنابراین، مدل مفهومی حاضر می‌تواند به‌عنوان یک ابزار تحلیلی در مطالعه فرآیند ازدواج و چالش‌های مرتبط با آن در جوامع خاص، مانند یزد، مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

عوامل فردی-روان‌شناختی

تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی

فشارهای ساختاری

موانع اقتصادی-مالی

راهبردهای مدیریتی

عزت نفس

نگرش به ازدواج

آداب و رسوم

سطح تحصیلات

نظرات جامعه

انتظارات خانوادگی

گفت‌وگو و مشاوره

برنامه‌ریزی مالی

هزینه‌های زندگی

درآمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1- مدل مضمونی عوامل تأثیرگذار بر تصمیم‌گیری ازدواج

 

بحث و نتیجه‌گیری

فاصله بین مرحله خواستگاری تا عقد، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مراحل ازدواج به‌شمار می‌آید. در این دوره، زوجین فرصتی مناسب برای شناخت عمیق‌تر از یکدیگر و بررسی ویژگی‌های شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی خود پیدا می‌کنند. این شناخت به آنان کمک می‌کند تا درک بهتری از انتظارات و اهداف یکدیگر به‌دست آورند و بر اساس آن، تصمیم‌های بهتری برای آینده مشترک خود اتخاذ کنند. در واقع، این مرحله به‌عنوان یک پل ارتباطی میان دو زندگی مستقل عمل کرده و پایه‌های یک زندگی مشترک موفق را شکل می‌دهد. پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند که وقوع ازدواج تحت تأثیر شرایط متعددی قرار دارد، ازجمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی. این شرایط می‌توانند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر روند ازدواج و انتخاب زوجین تأثیرگذار باشند و به‌نوعی در تعیین کیفیت و موفقیت ازدواج‌ها نقش ایفا کنند. این مطالعه به بررسی تجربیات ناکامی در ازدواج در مرحله خواستگاری تا عقد بین جوانان دختر و پسر شهر یزد می‌پردازد و عوامل مؤثر بر این ناکامی‌ها را تحلیل می‌کند. در این پژوهش، به شناسایی موانع و چالش‌های احتمالی که ممکن است در این مرحله منجر به عدم تحقق ازدواج شوند، پرداخته شده و تأثیرات آن‌ها بر تصمیم‌گیری زوجین مورد بررسی قرار می‌گیرد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که چالش‌های عمده پیش روی ازدواج شامل مسائل اقتصادی، تفاوت‌های فرهنگی و فشارهای خانواده‌ها و راهبرد‌های مدیریتی می‌باشد. این عوامل به‌طور مستقیم بر تصمیم‌گیری زوجین تأثیر گذاشته و می‌توانند فرآیند ازدواج را پیچیده‌تر و زمان ‌برتر کنند.

پژوهش‌های بسیاری با نتایج تحقیق حاضر همراستا بودند، برای مثال در بحث فشارهای ساختاری (جامعه و خانواده) در تحقیقات پیشین بنی‌جمالی و صادقی فسایی (1400)، یزدانی(1400) و زین‌الدینی و ویسی (1402) و به بالا بودن سطح توقع خانواده‌ها، سختگیری خانواده‌ها و نقش والدین در انتخاب همسر به عنوان موانعی برای ازدواج اشاره کرده بودند. هچنین در خصوص موانع اقتصادی-مالی و راهبردهای مدیریتی، تحقیقات زیادی بر عامل اقتصادی و مدیریتی به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار بر افزایش سن ازدواج و عدم دستیابی به ازدواج اشاره کرده بودند. برای مثال ترکاشوند مرادآبادی و سروش (1400)، نقیبی و حمیدی(1394)، سپیدنامه (1393)، علایی (1400)، بگی (1402)، براتی (1401)، امامی و همکاران (1400) و اینجلیس‌وگرین‌گلاس (1989) اقتصاد را یکی از مهم ترین موانع ازدواج و به تبع آن افزایش سن ازدواج می‌دانستند. در بخش تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی که به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی اطلاق می‌شد و مدیریت تنوع فرهنگی که به تعامل مثبت با فرهنگ‌های مختلف اشاره دارد؛  تحقیقات نیک منش‌وکاظمی (1385)، سپیدنامه (1393)، علایی (1400)، براتی (1401) و طبیی‌نیا (1393) بعد فرهنگی را یکی از مهم ترین ابعاد در تاخیر سن ازدواج ذکر کرده اند. همچنین تحقیقات یزدانی (1400)، زین‌الدینی و ویسی (1402)، مائویریگادس (2020)، شوئن و چونگ (2006) و گارینو (1992) بر متغیر تحصیلات و دانش به عنوان یکی از عواملی که در انتخاب همسر و ازدواج دیررس موثر است تاکید کرده اند. بر اساس نظریه‌های موجود در چارچوب مفهومی این مطالعه، نتایج به دست آمده می‌تواند به وضوح از ناکامی در رسیدن به ازدواج نشأت گیرد. نخست، نظریه تعامل‌گرایی نمادین به‌عنوان چارچوب نظری اصلی پژوهش، به روشنی در تحلیل داده‌ها بازتاب یافته است. این نظریه که بر معناسازی‌های اجتماعی و تحول آن‌ها در بستر تعامل تأکید دارد، در تحلیل عواملی همچون وابستگی روانی، ترس از ازدواج، یا انتظار از نقش حمایتی مرد در رابطه، بسیار کارآمد بوده است. تعاملات زوجین، همان‌طور که نظریه پیش‌بینی کرده، تنها کنش‌هایی ساده نبوده بلکه لحظاتی برای مذاکره و بازتعریف معنا بوده‌اند. داده‌ها نیز نشان داد که شکست در معناسازی مشترک که در نظریه تعامل‌گرایی به‌عنوان یک فرآیند پویا توصیف شده می‌تواند منجر به گسست رابطه شود. همچنین، مفهوم بین‌ذهنیت به‌عنوان ابزار تحلیلی مکمل، در تحلیل داده‌ها نقشی محوری ایفا کرده است. بین‌ذهنیت در توافق یا عدم توافق درباره مفاهیمی چون نقش‌های جنسیتی، سبک زندگی، تعامل با خانواده‌ها، و سطح تعهد بازتاب یافته است. این یافته‌ها دقیقاً با آن‌چه نظریه پیش‌بینی می‌کند (یعنی تعامل به‌منظور خلق فهم مشترک)، هم‌راستا هستند. در سطح ساختاری، یافته‌ها با نظریه سرمایه فرهنگی نیز هم‌سویی بالایی دارند. تحلیل داده‌ها نشان داد که تفاوت‌های فرهنگی و آموزشی زوجین مانند سبک پوشش، تحصیلات، طبقه اجتماعی یا حتی زبان بدن به‌صورت نمادهایی از تمایز فرهنگی عمل کرده‌اند؛ که به قضاوت، طرد یا مقاومت خانواده‌ها منجر شده است. این دقیقا همان مفهومی است که بوردیو از آن به‌عنوان سرمایه فرهنگی نام می‌برد. همچنین، نظریه ساخت‌یابی در فهم فرآیند عاملیت افراد در مواجهه با ساختارهای فشارآور، مثل فشار خانواده، بیکاری یا هنجارهای اجتماعی، بسیار کاربردی بوده است. داده‌ها نشان داد که زوجین در تلاش برای مقاومت یا انطباق با این ساختارها، از راهبردهایی مثل سازش، شراکت مالی، یا گفت‌وگو استفاده کرده‌اند؛ که دقیقا همان فرآیند «بازاندیشی عاملیت در بستر ساختار» در نظریه گیدنز است. در نهایت، نقش حمایت اجتماعی به‌ویژه در شرایط مالی و روانی، نیز به‌روشنی در داده‌ها برجسته بود. حضور یا فقدان حمایت خانواده، دوستان یا اطرافیان، در بسیاری از موارد نقطه‌ی تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری درباره ادامه رابطه بوده است؛ که با چهار بعد حمایت اجتماعی عاطفی، اطلاعاتی، ابزاری و ارزشی تطابق کامل دارد. یکی از یافته‌های کلیدی این تحقیق که در پیشینه‌های تحقیق چندان به چشم نمی‌خورد و مغفول مانده بود، این بود که باورهای فردی و ارزش‌های شخصی افراد نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با ازدواج دارند. یافته نوین این تحقیق، کشف سهم تعیین‌کننده عوامل فردی-روانشناختی در فرآیند خواستگاری تا عقد است که در پیشینه‌های موجود مغفول مانده بود. برخلاف مطالعات پیشین که اکثرا بر عوامل ساختاری و کلان (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) تمرکز داشتند، این پژوهش نشان می‌دهد چگونه باورهای شخصی، عزت نفس، و ترس‌های ناشی از تجارب گذشته (مانند وابستگی عاطفی یا ترس از مسئولیت‌پذیری) می‌توانند مستقل از زمینه ساختاری، مسیر رابطه را مختل کنند.

این یافته، ضرورت تلفیق مداخلات روان‌شناختی (مثل مشاوره پیش از ازدواج) با راهکارهای اجتماعی را به عنوان نوآوری کاربردی مطالعه برجسته می‌سازد. اما یافته‌ها نشان داد که با تقویت مهارت‌های ارتباطی و ایجاد فضای گفت‌وگو و همدلی، بسیاری از این چالش‌ها می‌توانند به فرصتی برای بهبود روابط تبدیل شوند. همچنین، این پژوهش به بررسی استراتژی‌های پیشنهادی برای رفع موانع موجود در فرآیند ازدواج پرداخته است. تقویت مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌ریزی مالی مناسب و ارتقاء توانایی‌های فردی برای مدیریت فشارهای فرهنگی و اجتماعی ازجمله راه‌حل‌هایی بودند که برای تسهیل فرآیند ازدواج و کاهش تنش‌های مرتبط با آن پیشنهاد شد. این استراتژی‌ها می‌توانند به زوجین کمک کنند تا با مشکلاتی که در این مرحله با آن مواجه می‌شوند، به‌صورت مؤثرتری برخورد کرده و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند.

در مجموع، این پژوهش نشان داد که فرآیند ازدواج، به‌ویژه در مراحل بین خواستگاری تا عقد، بسیار پیچیده و تحت تأثیر عوامل متعدد قرار دارد. برای بهبود این فرآیند و کاهش موانع موجود، نیاز است که توجه ویژه‌ای به هر یک از این عوامل، به‌خصوص شرایط اقتصادی، هنجارهای فرهنگی و تقویت مهارت‌های فردی و اجتماعی داشته باشیم. بر اساس یافته‌های این پژوهش، پیشنهاد می‌شود سیاستگذاران با اجرای برنامه‌های توانمندسازی روانی-اجتماعی(مثل مشاوره‌های تخصصی پیش از ازدواج و کارگاه‌های تقویت عزت‌نفس) و حمایت‌های اقتصادی هدفمند (وام‌های کم‌بهره مشروط به آموزش مالی)، زمینه‌ساز کاهش موانع فردی و ساختاری ازدواج شوند. همچنین، طراحی کارگاه‌های گفت‌وگوی بین‌نسلی برای کاهش شکاف ارزشی خانواده‌ها و ادغام مهارت‌های ارتباطی در نظام آموزشی می‌تواند به ارتقای تاب‌آوری زوجین در مواجهه با چالش‌ها کمک کند. راه‌اندازی سامانه پایش ملی برای رصد عوامل روانی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر ازدواج نیز به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد منجر خواهد شد. این راهکارهای یکپارچه با تمرکز همزمان بر عوامل خرد و کلان، به کاهش تنش‌ها و افزایش موفقیت در فرآیند همسرگزینی منجر می‌شود.

 

تقدیر و تشکر

نویسندگان از کلیه مشارکت‌کنندگان و مصاحبه‌شوندگانی که با صبر و حوصله تجربیات خود را در اختیار ما قرار دادند، صمیمانه تشکر می‌کنند.



[1] . Guarino

[2] . Ingles & Green glass

[3] . Shun & Chun

[4]. Jones

[5] . Berdigas

احمدی، وکیل؛ و همتی، رضا. (۱۳۸۷). بررسی وضعیت مضیقه ازدواج در ایران (براساس سرشماری ۱۳۸۵). مطالعات راهبردی زنان، ۱۱(۴۱)، ۴۳-۶۴. https://www.jwss.ir/article_16616.html
امامی، عادله، عباس عسکری‌ندوشن، محمد ترکاشوند مرادآبادی و فاطمه ترابی (1400)، تأخیر ازدواج در ایران: تحلیل تفاوت‌های شهرستانی در الگوهای تجرد مردان و زنان ایرانی، مطالعات جمعیتی، 7(1)، 65-35. https://jips.nipr.ac.ir/article_144524.html
براتی، هادی. (۱۴۰۱). واکاوی ادراک دختران از تأخیر سن ازدواج و دلایل آن (مورد مطالعه: استان خراسان جنوبی). مطالعات فرهنگی–اجتماعی خراسان، ۱۷(۱)، ۷-۳۴. https://doi.org/10.22034/fakh.2022.338324.1545
بگی، میلاد. (۱۴۰۲). دلایل و تعیین‌کننده‌های تأخیر ازدواج در ایران. جامعه‌شناسی کاربردی، ۳۴(۸۹)، ۳۱-۵۰. https://doi.org/10.22108/jas.2022.134561.2312
بنی‌جمالی، سیدمحسن؛ و صادقی‌فسایی، سهیلا. (۱۴۰۰). جوانان و موانع ازدواج. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، ۲۰(۵۱)، ۹-۳۴. https://faslname.msy.gov.ir/article_421.html
ترابی، فاطمه؛ و عابدینی، زهرا. (۱۴۰۳). قومیت و نحوه انتخاب همسر در ایران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۱۹(۳۷)، ۱۰۱-۱۳۱. https://doi.org/10.22034/JPAI.2024.2017893.1317
ترکاشوند مرادآبادی، محمد؛ و سروش، واحد. (۱۴۰۰). بررسی عوامل مؤثر بر تأخیر سن ایدئال ازدواج در جوانان مواجه با تأخیر ازدواج در استان یزد. فرهنگ یزد، ۳(۳)، ۵۳-۸۴. https://fyazd.ricac.ac.ir/article_190131.html
جعفری، طاهره؛ و کوهستانی، مریم. (۱۳۹۷). نگرش دختران جوان پیرامون فرهنگ خواستگاری به شیوه سنتی و جدید (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده رفاه در سال ۹۶-۱۳۹۵). مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، ۱۷(۴۰)، ۱۹۹-۲۱۸. https://faslname.msy.gov.ir/article_263.html
حبیب‌پور گتابی، کرم؛ و غفاری، غلامرضا. (۱۳۹۰). علل افزایش سن ازدواج دختران. زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)، ۹(۱)، ۷-۳۴. https://jwdp.ut.ac.ir/article_22491.html
حریری، نجلا (1385). اصول و روش‌های پژوهش کیفی. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.
خلیلی، مهدی؛ و ترابی، فاطمه. (۱۴۰۳). تحلیل استانی عمومیت ازدواج زنان در ایران: کاربرد یادگیری ماشین در مدل‌سازی تابع بقا. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۱۹(۳۸)، ۱۴۳-۱۷۷. https://doi.org/10.22034/jpai.2024.2011980.1308
دهخدا، علی‌اکبر. (۱۳۳۷). لغت‌نامه. دانشگاه تهران.
رحمانی تیرکلایی، حسین. (۱۳۹۹). موانع اخلاقی ازدواج زنان از منظر قرآن و روایات. فصلنامه مطالعات قرآنی، ۱۱(۴۱)، ۱۷۹-۱۹۰. https://sanad.iau.ir/Journal/qsf/Article/853802
زین‌الدینی، زینب؛ و ویسی سرطایره، غفار. (۱۴۰۲). ازدواج دیررس، علل و عوامل آن و مشکلات پس از آن. روانشناسی و علوم تربیتی در هزاره سوم، ۷(۳)، ۶۳۰-۶۴۴. https://www.pejournal.ir/fa/downloadpaper.php?pid=278&rid=26&p=A
سپیدنامه، بهروز. (۱۳۹۳). موانع و مشکلات ازدواج جوانان استان ایلام. کنگره ملی آسیب‌شناسی خانواده. https://sid.ir/paper/878658/fa
سعدی‌پور، اسماعیل. (۱۳۸۱). جوانان و ازدواج (اهداف، ملاک‌ها، روش‌ها، موانع و راهکارها). دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
شبانی، مهدی. (۱۴۰۳). بررسی موانع ازدواج جوانان شهرستان یزد (هجدهمین همایش پژوهش‌های مدیریت و علوم انسانی در ایران). https://civilica.com/doc/2119246/
طیبی‌نیا، موسی. (۱۳۹۳). میزان تمایل جوانان به ازدواج و شناسایی موانع و مشکلات آن. فصلنامه مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، ۶(۱۶)، ۶۳-۸۶. https://sanad.iau.ir/Journal/ssyj/Article/976380
علایی بوسجین، محسن. (۱۴۰۰). توسعه راهکارهای جامعه‌شناختی رفع موانع و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ازدواج جوانان. مطالعات توسعه اجتماعی ایران، ۱۳(۵۰)، ۲۳۷-۲۴۷. https://sanad.iau.ir/en/Journal/jisds/Article/821844
کاظمی‌پور، شهلا (1400). تغییرات فرهنگی و تحول خانواده معاصر با تأکید بر ازدواج و فرزندآوری. مطالعات راهبردی ارتباطات، 1(1)، 7-22. https://rcc.soore.ac.ir/article_248914.html
محمودیان، حسین. (۱۳۸۳). سن ازدواج در حال افزایش: بررسی عوامل پشتیبان. نامه علوم اجتماعی، ۲۴، ۲۷-۵۳. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10552.html
اداره کل ثبت احوال استان یزد (1402).. سالنامه رویدادهای حیاتی استان یزد – 1402. یزد: اداره کل ثبت احوال استان یزد.
موسوی، اشرف‌السادات. (۱۳۹۵). مشاوره قبل از ازدواج با نگاه کاربردی. نشر مهر کاویان.
نقیبی، سیدابوالحسن؛ و حمیدی، مهرانه. (۱۳۹۴). سنجش نگرش جوانان نسبت به ازدواج در شهرستان قائم‌شهر. مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران، ۲۵(۱۳۱)، ۱۵۹-۱۶۴. http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-6583-fa.html
نیک‌منش، زهرا؛ و کاظمی، یحیی. (۱۳۸۵). علل و راه‌حل‌های تأخیر در ازدواج. مجله علوم تربیتی و روانشناسی، ۳(۵)، ۷۷-۹۴. https://doi.org/10.22111/jeps.2007.768
یزدانی، رضا. (۱۴۰۰). بررسی موانع ازدواج آسان و راه‌های ترویج ازدواج با عنایت به نقش پاندمی کرونا (ششمین کنفرانس ملی علوم انسانی و مطالعات روانشناسی). https://civilica.com/doc/1473899
Ahmadi, V., & Hemmati, R. (2008). A study of marriage limitations in Iran (Based on 2006 census). Women's Strategic Studies, 11(41), 43–64. [In Persian]. https://www.jwss.ir/article_16616.html
Alaei Bousjin, M. (2021). Development of Sociological Solutions to Remove Cultural, Social, and Economic Barriers and Problems of Youth Marriage. Journal of Iranian Social Development Studies, 13(50), 237–247. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/en/Journal/jisds/Article/821844
Bagi, M. (2023). Reasons for Delayed Marriage and Its Determinants in Iran. Journal of Applied Sociology, 34(89), 31–50. [In Persian]. https://doi.org/10.22108/jas.2022.134561.2312
Barati, H. (2023). Exploring girls' perceptions of and reasons for delaying marriage (case study: South Khorasan province). Journal of Socio-Cultural Studies of Khorasan, 17(1), 7–34. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/fakh.2022.338324.1545
Beni Jamali, S. M., & Sadeghi Fasaei, S. (2021). Young People and Barriers to Marriage. Strategic Studies on Youth and Sports, 20(51), 9–34. [In Persian]. https://faslname.msy.gov.ir/article_421.html
Blumer, H. (1969). Symbolic interactionism: Perspective and method. Prentice-Hall.
Bourdieu, P. (1986). The forms of capital. In J. G. Richardson (Ed.), Handbook of theory and research for the sociology of education (pp. 241–258). Greenwood Press.
Boyatzis, R. E. (1998). Transforming qualitative information: Thematic analysis and code development. Sage.
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://www.researchgate.net/publication/235356393
Dehkhoda, A. A. (1958). Loghat-nameh. University of Tehran. [In Persian].
Giddens, A. (1984). The constitution of society: Outline of the theory of structuration. University of California Press.
Habibpour Gatabi, K., & Ghafari, G. R. (2011). A Study On The Causes Of Rising Mariage Age Among Girls. Women in Development and Politics, 9(1), 7–34. [In Persian]. https://jwdp.ut.ac.ir/article_22491.html
Hariri, N. (2006). Principles and methods of qualitative research. Islamic Azad University, Science and Research Branch. [In Persian].
House, J. S. (1981). Work stress and social support. Addison-Wesley.
Ingles, A., & Greenglass, E. R. (1989). Motivation for marriage among women. Psychology of Women Quarterly, 13(2), 165–179.
Jafari, T., & Kohestani, M. (2018). A Study on Attitude toward Two Kinds of Proposal Ceremony: Traditional and Modern (Case Study: Young Girls in Refah University). Strategic Studies On Youth And Sports, 17(40), 199–218. [In Persian]. https://faslname.msy.gov.ir/article_263.html
Jones, G. (2012). Late marriage and low fertility in Singapore: The limits of policy. The Japanese Journal of Population, 10(1). https://www.ipss.go.jp/webj-ad/webjournal.files/population/2012_Vol.10/Web%20Journal_Vol.10_05.pdf
Kazemipour, S. (2021). Cultural Changes and the Evolution of Contemporary Family with Emphasis on Marriage and Childbearing. Strategic Communication Studies, 1(1), 7–22. [In Persian]. https://rcc.soore.ac.ir/article_248914.html
Khalili, M., & Torabi, F. (2025). Provincial Analysis of Women’s Universality of Marriage in Iran: Application of Machine Learning in Modeling Survival Function. Journal of Population Association of Iran, 19(38), 143–177. https://doi.org/10.22034/jpai.2024.2011980.1308
Mahmoudian, H. (2004). Marriage Age is Increasing: Review of Supporting Factors. Social Science Letter, 24, 27–53. [In Persian]. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10552.html
Mousavi, A. S. (2016). Premarital counseling with a practical approach. Mehr Kavian.
Naghibi, A., & Hamidi, M. (2015). Attitude of Youth towards Marriage in Qaemshahr. Journal of Mazandaran University of Medical Sciences, 25(131), 159–164. [In Persian]. http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-6583-fa.html
Nikmanesh, Z., & Kazemi, Y. (2006). Causes and Solutions of Delay in Marriage. Journal of Educational Psychology Studies, 3(5), 77–94. [In Persian]. https://doi.org/10.22111/jeps.2007.768
Rahmani Tirkolaei, H. (2020). Behavioral Barriers to Women's Marriage from Qur'an and Traditions’ Viewpoint. Quranic Studies Quarterly, 11(41), 179–190. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/Journal/qsf/Article/853802
Sadipour, I. (2002). Youth and marriage (Goals, criteria, methods, obstacles, and solutions). Daftar Nashr Farhang Islami. [In Persian].
Sepidnameh, B. (2014). Barriers and Problems of Youth Marriage in Ilam Province. National Congress on Family Pathology. [In Persian]. https://sid.ir/paper/878658/fa
Shabani, M. (2024). Investigating the obstacles of youth marriage in Yazd city. (18th National Conference on Management Research and Humanities in Iran). [In Persian]. https://civilica.com/doc/2119246/
Statistical Center of Iran. (2023). Statistical yearbook of Iran 1400. Presidential Office, Public Relations and International Cooperation. [In Persian]. https://amar.org.ir/news/ID/13910/1400
Strauss, A., & Corbin, J. M. (1990). Basics of qualitative research: Grounded theory procedures and techniques. Sage Publications, Inc. https://psycnet.apa.org/record/1990-98829-000
Strong, B. (2008). The marriage and family experience. Thomson Higher Education.
Taibi Nia, M. (2015). Analyzing the Tendency of Young People towards Marriage and Identifying its Obstacles and Problems. Sociological Studies of Youth Journal, 6(16), 63–86. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/Journal/ssyj/Article/976380
Torabi, F., & Abedini, Z. (2024). Ethnicity and mate selection in Iran. Journal of Population Association of Iran, 19(37), 101–131. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/JPAI.2024.2017893.1317
Torkashvand Moradabadi, M., & Soroush, W. (2021). The Study of Factors Affecting the Delay in the Ideal age of marriage among young people facing delay in marriage in Yazd province. Culture of Yazd, 3(3), 53–84. https://fyazd.ricac.ac.ir/article_190131.html
Yazdani, R. (2021). Investigating the obstacles to easy marriage and ways to promote marriage with regard to the role of the coronavirus pandemic. (6th National Conference on Humanities and Psychology Studies). [In Persian]. https://civilica.com/doc/1473899
Zeynoddini, Z., & Veisi, S. (2023). Late Marriage, Its Causes and Consequences, and Problems that Follow. Psychology and Educational Sciences in the Third Millennium, 7(3), 630–644. [In Persian]. https://www.pejournal.ir/fa/downloadpaper.php?pid=278&rid=26&p=A
دوره 20، شماره 40
اسفند 1404
صفحه 7-23

  • تاریخ دریافت 18 اسفند 1403
  • تاریخ بازنگری 27 فروردین 1404
  • تاریخ پذیرش 31 خرداد 1404