<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نامه انجمن جمعیت شناسی ایران</title>
    <link>https://www.jpaiassoc.ir/</link>
    <description>نامه انجمن جمعیت شناسی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>چالش‌های گذار از خواستگاری به عقد در بین جوانان شهر یزد</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730314.html</link>
      <description> مراحل بین خواستگاری تا عقد، بخشی از فرآیند رسمیت بخشیدن به ازدواج است که توازن پیچیده عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌تواند موفقیت یا ناکامی آن را تعیین نماید. این پژوهش با هدف شناسایی موانع و چالش‌های موجود در این مرحله حساس طراحی شده است. روش تحقیق کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 22 جوان (11 دختر و 11 پسر) شهر یزد که تجربه ناکامی در ازدواج را در این مرحله داشته‌اند، گردآوری و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهند که پنج مضمون اصلی: عوامل فردی-روانشناختی، موانع اقتصادی-مالی، تفاوت‌های فرهنگی-آموزشی، راهبردهای مدیریتی و فشارهای ساختاری از عوامل کلیدی مؤثر بر ناکامی در ازدواج هستند. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند که تقویت مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌های توانمندسازی روانی-اجتماعی، حمایت‌های اقتصادی هدفمند، کارگاه‌های گفت‌وگوی بین‌نسلی و سامانه پایش ملی در دستور کار قرار گیرد تا به کاهش ناکامی‌ها و تسهیل فرآیند ازدواج کمک کند. این نتایج اهمیت سیاست‌گذاری‌های کلان در راستای حمایت از زوجین جوان را نمایان می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه معاشرت با جنس مخالف و تمایل به ازدواج: مطالعه‌ پسران مجرد شهر تهران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_731354.html</link>
      <description>طی چند دهه اخیر، سن اولین ازدواج در بین جوانان افزایش یافته و شواهد اخیر بر افزایش معاشرت‌ با جنس مخالف در بین جوانان دلالت می‌کند. مطالعه تمایل به ازدواج از این جهت حائز اهمیت است که هرگونه تغییر در تمایل به ازدواج در امر باروری موثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تجربه معاشرت با جنس مخالف با تمایل به ازدواج در شهر تهران انجام شده است. از نظریات نوسازی، کنش اجتماعی، سرمایه اجتماعی، تبادل اجتماعی و انتخاب عقلانی به‌عنوان چارچوب نظری تحقیق استفاده شده است. داده‌های مطالعه براساس پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. جامعه آماری تحقیق شامل پسران مجرد (هرگز ازدواج‌نکرده) 49-31 ساله ساکن در مناطق 22گانه شهر تهران است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد شده است. شیوه نمونه‌گیری ترکیبی از طبقه‌بندی چندمرحله‌ای و تصادفی ساده است. یافته‌های مطالعه نشان داد، متغیرهای تجربه معاشرت با جنس مخالف، دینداری، استفاده از شبکه‌های اجتماعی، اعتماد به جنس مخالف، تمایل به تنوع‌طلبی، وضعیت اشتغال و سن به ترتیب قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های تمایل به ازدواج پسران مجرد هستند. نکتۀ قابل توجه، میانجی بودن متغیر تجربه معاشرت با جنس مخالف است. متغیر تجربه معاشرت با جنس مخالف از یک‌سو تحت تاثیر دو متغیر دینداری و استفاده از شبکه‌های اجتماعی بوده و از آنان تاثیر می‌پذیرد و از سوی دیگر بر دو متغیر اعتماد به جنس مخالف و تمایل به تنوع‌طلبی، اثرگذار بوده و در نهایت بر تمایل به ازدواج پسران تاثیرگذار است. بر اساس یافته‌ها، تمرکز بر آموزش سواد رسانه‌ای، توانمندسازی اقتصادی جوانان، بازنگری در شیوه‌های تربیت دینی و نهادینه کردن باورها و ارزش‌های معنوی در نسل جدید، آموزش و آگاه‌سازی جوانان در خصوص پیامدهای تعامل با جنس مخالف و اثر آن بر انتخاب همسر، توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرزندآوری در پرتو عقلانیت محصور؛ مطالعه‌ای داده‌بنیاد در شهر اصفهان</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_722782.html</link>
      <description>فرزندآوری یک رفتار زیستی و همزمان یک رفتار اجتماعی به‌شدت متأثر و منبعث از هنجارهای اجتماعی است. علاوه براین، رفتاری است در قلمرو خصوصی‌ترین تصمیمات زندگی شخصی زوجین که بار سنگینی از مسئولیت‌های بعدی زندگی را متوجه زوجین می‌نماید. از این‌رو، تصمیم مهمی مبتنی بر عقلانیت کران‌مند[1] زوجین است. با توجه به کاهش باروری در جامعه ایران طی سال‌های اخیر، پژوهش حاضر به بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی ترس از فرزندآوری در بین زوجین بی‌فرزند و تک‌فرزند پرداخته است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند استراوس و کوربین و نمونه‌گیری نظری، 30 مصاحبۀ عمیق شامل 15 مصاحبه با یکی از زوجین بی‌فرزند که حداقل سه سال از ازدواج‌شان می‌گذرد و 15 مصاحبه با یکی از زوجین تک‌فرزند که یک فرزند بالای پنج سال دارند و به‌طور ارادی تصمیم به بی‌فرزندی و تک‌فرزندی گرفته‌اند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و تحلیل داده‌ها به شیوۀ کد‌گذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفته است. مقوله هسته تحقیق &amp;amp;laquo;فرزندآوری به‌مثابۀ عقلانیت محصور&amp;amp;raquo; و پدیده مرکزی &amp;amp;laquo;تغییر ساختارهای ذهنی&amp;amp;raquo; است. نتایج نشان می‌دهند که ساختارهای ذهنی زوجین تغییر یافته است که در این میان عقل‌باوری و فردمحوری در مرکزیت هستند که این امر زمینه‌های انتخاب عقلانی بی&amp;amp;lrm;فرزندی یا تک‌فرزندی را دامن زده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر نگرش شهروندان مشهد به قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_736586.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر نگرش رفتاری شهروندان مشهد نسبت به قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت انجام شده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته است. پژوهش در سال 1402 انجام شده و جامعه آماری آن شامل شهروندان مرد و زن شهر مشهد بوده است. حجم نمونه به تعداد ۴۲۹ نفر با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعیین شده است. براساس نتایج، سطح آگاهی مردم از قانون جوانی جمعیت پایین (با میانگین نمره 87/2 از ۵) است. همچنین، نگرش عمومی در مورد این قانون منفی یا بی‌تفاوت است، به‌طوری‌که در بُعد احساسی، نمره 22/2 و در بعد رفتاری نمره 86/1 از پنج مشاهده گردیده که پایین‌تر از حد انتظار است. طبق نتایج تحلیل چندمتغیره، متغیرهای نگرش به شرایط ساختاری و کلان اجتماعی و اقتصادی، سطح آگاهی و شناخت از قانون، و سن افراد به‌عنوان عوامل معنادار شناسایی شدند. یافته‌های رگرسیونی نشان داد که نگرش به شرایط ساختاری و کلان اجتماعی و اقتصادی (نظیر رکود، تورم و ناامیدی نسبت به آینده و ...) بیش از هر عامل دیگری بر نگرش رفتاری افراد به قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده تأثیرگذار است، لذا موفقیت در اجرای این قانون، به بهبود زیرساخت‌های کلان اجتماعی و اقتصادی و همچنین افزایش آگاهی عمومی وابسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کیفیت زندگی زنان مطلقه، پیش و پس از طلاق: مطالعه کیفی شهر ایلام</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_731552.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تحلیل تماتیک به بررسی ابعاد کیفیت زندگی زنان مطلقه در شهر ایلام در دو دوره پیش و پس از طلاق می‌پردازد. در این مطالعه، نمونۀ هدفمندی شامل 17  زن مطلقه ساکن ایلام از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انتخاب و داده‌ها براساس چارچوب شش مرحله‌ای براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل تماتیک شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد طلاق تأثیر قابل‌توجهی بر چهار بعد اصلی کیفیت زندگی یعنی سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و شرایط زندگی زنان دارد. پیش از طلاق، فشارهای روانی، خشونت زناشویی، طرد اجتماعی و مشکلات اقتصادی به شدت کیفیت زندگی این زنان را متأثر کرده بود. پس از طلاق، بهبود نسبی در سلامت جسمانی و روانی و افزایش استقلال اجتماعی و اقتصادی مشاهده شد، اما نگرش‌های منفی فرهنگی، محدودیت‌های اقتصادی و کمبود حمایت‌های نهادی همچنان چالش‌های پایدار باقی ماندند. بنابراین، کیفیت زندگی این گروه آسیب‌پذیر نتیجه تعامل پیچیده عوامل فردی، فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی است و به‌منظور بهبود مستمر آن، نیازمند مداخلات جامع شامل خدمات روان‌درمانی تخصصی، توانمندسازی اقتصادی، تقویت حمایت‌های اجتماعی و اصلاح نگرش‌های فرهنگی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پویایی جمعیت ایران و استان‌های آن: تحلیل ممنتوم پایا و ناپایا در دوره 1395-1375</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_722769.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثرات ممنتوم پایا و ناپایا بر پویایی جمعیت استان‌های ایران در فاصله زمانی ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵ انجام شده است. داده‌های مورد استفاده شامل سرشماری‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵، برآوردهای باروری و مرگ‌ومیر، و روش پیش‌بینی نسلی-ترکیبی است. ممنتوم پایا بیانگر تأثیرات بلندمدت باروری بر ساختار سنی و انحراف بین توزیع سنی پایا و ایستا است، در حالی‌که ممنتوم ناپایا اثرات موقتی تغییرات اخیر باروری و انحراف توزیع سنی فعلی از حالت پایا را نشان می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد ممنتوم کل کشور از حدود 1.7 در سال ۱۳۷۵ به 1.3 در سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است. در سطح استانی، سیستان‌وبلوچستان بالاترین مقدار ممنتوم کل (1.9) و گیلان و تهران کمترین مقدار (1) را داشته‌اند. کاهش ممنتوم کل در دو دهه اخیر، ناشی از افت ممنتوم پایا و انتقال بخشی از آن به ناپایا بوده است. خروج نسل‌های بیش‌زایی از سنین فرزندآوری اثر موقت ممنتوم ناپایا را کاهش داده و به افت ممنتوم کل منجر شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد تجزیه ممنتوم به دو مؤلفه پایا و ناپایا، درک دقیق‌تری از پویایی جمعیت فراهم می‌کند و به فهم بهتر نقش ساختار سنی در روندهای جمعیتی کمک می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سالمندی جمعیت بر جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730298.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین چالش‌های جمعیت‌شناختی قرن بیست و یکم، سالمندی جمعیت است. این پدیده نه تنها بر ساختار جمعیتی کشورها، بلکه بر ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز تأثیرگذار است و می‌تواند فرصت‌هایی برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ایجاد ‌کند. برای بهره‌برداری از این فرصت‌ها، کشورها باید سیاست‌های مناسبی را اتخاذ کنند و محیط جذابی برای سرمایه‌گذاران خارجی در اقتصاد ایجاد نمایند. هدف این مقاله، بررسی اثر سالمندی جمعیت بر جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران طی سال‌های 1339 تا 1402 است. نتایج نشان می‌دهد که در بلندمدت، رابطه بین سالمندی جمعیت و جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران، مثبت و معنادار است. در عین حال، باز بودن تجارت، عرضه گسترده پول و نرخ ارز مؤثر واقعی نیز در بلندمدت اثر مثبت و معناداری بر جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران دارند. همچنین، نتایج حکایت از اثر منفی و معنادار سرمایه‌گذاری داخلی بر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی دارد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سالمندی جمعیت می‌تواند با کاهش تقاضای نیروی‌کار و حرکت شرکت‌ها به سمت استفاده از فناوری‌های نوین به‌واسطه افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، تأثیر مثبتی بر جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران داشته باشد که این امر مستلزم توجه سیاست‌گذاران به الزامات اقتصادی و اجتماعی این پدیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الگوهای فضایی مرگ‌و‌میر بر اثر بیماری در ایران در سال 1395</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_736587.html</link>
      <description>میزان مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌ها یکی از شاخص‌های مهم جمعیت‌شناسی و سلامت عمومی است که تحت‌تأثیر عوامل جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی فضایی مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌ها در ایران، براساس سالنامه وقایع حیاتی جمعیت سازمان ثبت احوال 1395 انجام شده و از تکنیک‌های تحلیل اکتشافی داده‌های فضایی؛ شامل شاخص‌های موران سراسری و محلی در محیط ArcGIS استفاده شده است. یافته‌ها نشان‌می‌دهد در توزیع میزان مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌ها خودهمبستگی فضایی وجود دارد. همچنین به‌جز میزان مرگ‌و‌میر ناشی از عوارض حاملگی و زایمان و بیماری جلد و زیر جلد که الگوی تصادفی دارد، تمامی الگوهای فضایی به‌صورت خوشه‌ای است. همچنین تشکیل خوشه قوی پائین-پائین در شهرستان‌های پیرامون شهر تهران برای بیماری‌ها، نشان‌می‌دهد توزیع بیماری‌ها در کشور تصادفی نیست‌ و تفاوت‌های منطقه‌ای وجود دارد. نتایج، مؤید نظریه &amp;amp;laquo;قطبی‌شدن اپیدمیولوژیک&amp;amp;raquo; هستند؛ بدین معنا که در مناطق برخوردار میزان مرگ‌ومیر بر اثر بیماری کمتر رخ داده و در مقابل، مناطق کمتر برخوردار همچنان با میزان بالای مرگ‌ومیر مواجه‌اند. استفاده از تحلیل فضایی با شناسایی مناطق پرخطر به تخصیص بهینه منابع می‌انجامد و با توسعه مطالعات آینده، درک دقیق‌تری از الگوهای مرگ‌ومیر فراهم کرده و به تدوین سیاست‌های مؤثرتر کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;laquo;شبکه‌های اجتماعی مجازی و دایاسپورای افغانستانی در فرانسه&amp;raquo; مردم‌نگاری زیست‌روزمره و چالش‌های فرهنگی دورازوطنی</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730305.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد مردم‌نگارانه، به‌بررسی نقش شبکه‌های اجتماعی مجازی در مواجهه با چالش‌های مهاجرتی دایاسپورای افغانستانی ‌در فرانسه می‌پردازد. با افزایش مهاجرت و پراکندگی افغانستانی‌ها در جهان، چگونگی انتقال فرهنگ، زبان و ارزش‌های بومی به‌نسل‌های جدید، به‌یکی از دغدغه‌های اصلی این جامعه بدل شده است. یافته‌های تحقیق، که مبتنی بر مشاهده فعال در گروه‌های مجازی (واتساپ، تلگرام) و مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با مهاجران از قومیت‌های مختلف است، نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی مجازی بستری کلیدی برای بازتولید زبان، ادبیات شفاهی، آیین‌ها و تقویت پیوندهای خانوادگی و عاطفی میان نسل‌ها فراهم کرده‌اند. این فضاها با اشتراک‌گذاری داستان‌ها، اشعار، ضرب‌المثل‌ها و خاطرات، نه تنها مانع فراموشی زبان مادری می‌شوند، بلکه حس تعلق و همبستگی جمعی را نیز تقویت می‌کنند. با این حال، چالش‌هایی چون ترکیب زبان‌ها، فاصله نسلی و ایجاد &amp;amp;laquo;حباب فرهنگی&amp;amp;raquo; نیز وجود دارد. این پژوهش نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی مجازی، نقش دوگانه‌ای در همزمانی حفظ هویت فرهنگی و تسهیل ادغام اجتماعی ایفا می‌کنند و مطالعه این تجربه‌ها می‌تواند برای سیاست‌گذاران و پژوهشگران ایرانی در مدیریت بهتر چالش‌های مهاجرتی و فرهنگی الهام‌بخش باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه اعتماد اجتماعی و نگرش نسبت به مهاجران خارجی در ایران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730253.html</link>
      <description>مهاجران خارجی می‌توانند نقشی مهم در توسعه کشورها داشته باشند، اما در عین حال ممکن است برخی چالش‌های اجتماعی را نیز در جامعه مقصد ایجاد کنند. نگرش شهروندان نسبت به مهاجران تحت تأثیر عوامل متعددی شکل می‌گیرد که می‌تواند به پذیرش یا طرد آنان منجر شود. هدف این مطالعه بررسی رابطه میان ابعاد اعتماد اجتماعی و نگرش ایرانیان نسبت به مهاجران خارجی بود. این پژوهش بر تحلیل ثانویه داده‌های موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی استوار است. نتایج نشان داد افزایش اعتماد بین‌فردی و اعتماد تعمیم‌یافته به‌طور معنی‌داری با نگرش مثبت‌تر نسبت به مهاجران همراه است. همچنین با افزایش سن، نگرش نسبت به مهاجران منفی‌تر می‌شود. افراد مجرد در مقایسه با افراد متأهل نگرش مثبت‌تری نسبت به مهاجران دارند. علاوه بر این، به‌جز افراد بی‌سواد، با افزایش سطح تحصیلات نگرش مثبت‌تری نسبت به مهاجران مشاهده شد. تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که افزایش اعتماد تعمیم‌یافته پیش‌بینی‌کننده نگرش مثبت‌تر به مهاجران است. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که تقویت اعتماد اجتماعی در جامعه می‌تواند زمینه‌ساز نگرش مثبت‌تر شهروندان نسبت به مهاجران خارجی باشد و از بروز برخی ناهنجاری‌های اجتماعی مرتبط با آنان پیشگیری کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل زمینه‌ساز گذار سوم جمعیتی</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730574.html</link>
      <description>بحث انتقال جمعیتی و نقش آن در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جمعیتی سابقه‌ای طولانی دارد، منظور از انتقال جمعیتی تغییر جمعیت به‌نحوی است که از نظر تاریخی سریع، بدون سابقه، برگشت ناپذیر، و مهمتر از همه از نظر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اساسی باشد. گذار سوم جمعیتی که برخی به آن گذار مهاجرتی نیز می‌گویند به دلیل افزایش مهاجرتهای بین‌المللی در حضور تداوم کاهش باروری در یک منطقه با تحولات بیشتری همراه است به نوعی که تغییر ترکیب نژاد و قومیت یک منطقه را مورد هدف خود قرار می‌دهد. تداوم باروری پایین و افزایش مهاجرت پیش‌نیاز گذار جمعیتی سوم هستند این موضوع با استفاده از مطالعات اسنادی در دو حوزه مهاجرت و باروری مورد بررسی قرار گرفته است و شواهدی مبنی بر احتمال وقوع آن در آینده نه چندان نزدیک البته نه به‌صورت جهانی بلکه به‌صورت منطقه‌ای یافت شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌های مدیریت مهاجرت داخلی؛ مروری بر تجارب جهانی و ارائه راهکارهایی برای ایران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730329.html</link>
      <description>در حالی‌که توجه به سیاست‌های مدیریت مهاجرت بین‌المللی از مباحث رو به رشد در محافل مدیریتی و دانشگاهی جهان در سال‌های اخیر است، سیاست‌های مدیریت مهاجرت داخلی از جمله موضوعاتی است که کمتر مورد توجه است. این مطالعه با هدف مرور سیاست‌های مدیریت مهاجرت داخلی در برخی از کشورهای جهان و ارائه راهکارهایی برای ایران انجام شد. روش این مطالعه مروری بوده و بر حسب دامنه و هدف از نوع مرور یافته‌های توصیفی تجربی و بر حسب سازماندهی از نوع مطالعات جغرافیایی می‌باشد. یافته‌ها نشان داد که سیاست‌های مدیریت مهاجرت داخلی را می‌توان به دو نوع سیاست‌های مستقیم و غیرمستقیم طبقه‌بندی کرد. سیاست‌های مستقیم به دو نوع اعمال محدودیت برای مهاجران و حمایت از مهاجران تقسیم می‌شود. سیاست‌های غیرمستقیم، سیاست‌های مرتبط با مبدأ و مقصد مهاجرت است. در سیاست‌های مبدأ، اصلی‌ترین سیاست توسعه روستایی است که در جهت دستیابی به آن، ارائه خدمات رفاهی به روستاییان و استقرار صنایع در مناطق مهاجرپذیر مهم‌ترین اقدامات است. در سیاست‌های مرتبط با مقصد، تمرکززدایی، سیاست اصلی است که در این زمینه اقداماتی از جمله انتقال مراکز اداری، تجاری و تفریحی به شهرهای دیگر، ایجاد مراکز جذب جمعیت در مناطق مختلف کشور و تمرکززدایی از آموزش عالی در کشورها انجام گرفته است. جهت مدیریت مهاجرت در کشور پیشنهاد می‌شود اقداماتی از جمله تعیین مراکز جذب جمعیت و استقرار صنایع در مناطق مهاجرفرست در غرب کشور و تمرکززدایی از آموزش عالی صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تمایل دانشجویان پزشکی به مهاجرت از کشور و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی شیراز)</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730302.html</link>
      <description>در سال‌‌های اخیر به دنبال افزایش مهاجرت، به‌ویژه مهاجرت نخبگان، پژوهش‌‌های این حوزه نیز بیشتر شده است. نابرابری و شکاف‌‌ها در زمینه‌‌های مختلف، در فرایند مهاجرت تأثیر داشته است. در مطالعه حاضر تلاش شد تمایل به مهاجرت از کشور بین دانشجویان پزشکی مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور تعداد 236 نفر از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با استفاده از پرسشنامه استاندارد و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده پیمایش شدند. یافته‌های رگرسیون خطی نشان داد که متغیرهای احساس محرومیت نسبی، احساس هویت ملی، ارتباط با خارج‌نشینان و قومیت تأثیر معنی‌داری بر تمایل به مهاجرت دارند. افزایش احساس محرومیت نسبی و احساس هویت ملی به‌ترتیب به افزایش و کاهش تمایل به مهاجرت از کشور انجامید. تمایل به مهاجرت در بین افراد فارس‌زبان کمتر از دیگر همتایان‌شان بود. به‌علاوه، افرادی که با خارج‌نشینان در ارتباط بودند تمایل بیشتری به مهاجرت از کشور داشتند. بنابراین تلاش در جهت رفع احساس محرومیت نسبی و افزایش احساس هویت ملی می‌تواند راه‌حل کاهش تمایل به مهاجرت دانشجویان پزشکی از کشور باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از خیال تا تصمیم: کاوشی بر تصویرسازی دانش‌آموزان از مهاجرت به خارج از کشور</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730310.html</link>
      <description>مهاجرت به‌عنوان یک کنش اجتماعی، در سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های ذهنی برخی دانش‌آموزان تبدیل شده است. این پژوهش با هدف کاوش در فرایند برساخت تصویرسازی مهاجرت در ذهن دانش‌آموزان انجام شده است. مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی و از نظریه زمینه‌ای بهره گرفته است. نمونه‌گیری به‌صورت نظری و هدفمند انجام شد و 25 نفر از دانش‌آموزان دوره دوم یزدی که در صدد مهاجرت بودند، به‌عنوان مشارکت‌کننده در سال 1403 انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ نیمه‌ساختاریافته گردآوری و تحلیل داده‌ها در سه مرحله‌ کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. مقولات استخراجی شامل ایده‌آل‌های اقتصادی، تصورات یک زندگی مطلوب، رویای مهاجرت شغلی، تصویرسازی مثبت، حمایت فراگیر خانواده، پشتیبانی اقوام مهاجر، تصویرسازی مسیر آینده و ساخت شخصیت مهاجرتی است. با توجه به یافته‌ها، تصویر مهاجرت در ذهن دانش‌آموزان تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی و اجتماعی شکل گرفته است. امید به آینده شغلی و مالی بهتر، نقش انگیزشی خانواده و حمایت شبکه‌های اجتماعی شامل دوستان و اقوام مهاجر، موجب شده تا مهاجرت به‌عنوان یک مسیر مطلوب برای دستیابی به رفاه و موفقیت تصور شود. در این میان، دانش‌آموزان با آنالیز فرصت‌ها و چالش‌های مهاجرت، آگاهانه شخصیت مهاجرتی خود را شکل داده و در مسیر تحقق این تصویر ذهنی، سرمایه‌های فردی و اجتماعی خود را سازمان‌دهی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد سهم علل مرگ در امید زندگی ایران: کاربرد جداول بقاء چندکاهشی و حذف علتی</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_730326.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;امید زندگی از جمله شاخص‌های کلیدی در ارزیابی وضعیت سلامت عمومی و توسعه اجتماعی - اقتصادی جوامع است. تحلیل سهم علل مرگ در تغییرات امید زندگی می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در زمینه سیاست‌گذاری‌های بهداشتی و جمعیتی فراهم نماید. این مطالعه با استفاده از داده‌های پایگاه‌داده بارجهانی بیماری‌ها (GBD) و مؤسسه اندازه‌گیری و ارزیابی سلامت (IHME)، به برآورد سهم سه گروه عمده از بیماری‌های واگیر، غیرواگیر و حوادث در شاخص امید زندگی ایران با استفاده از روش جدول عمر چندکاهشی برای سال 1400 پرداخته است. داده‌ها با بهره‌گیری از جداول بقاء چندکاهشی و حذف علتی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی مرگ‌ومیر در ایران به تفکیک سن، جنس و علت مرگ تفاوت‌های قابل‌ملاحظه‌ای دارد. بیماری‌های واگیر عامل اصلی مرگ در کودکان، حوادث و خشونت از عوامل مهم مرگ در مردان جوان و میان‌سال، و بیماری‌های غیرواگیر مانند بیماری‌های قلبی و سرطان، علت غالب مرگ در سالمندان هستند. برآوردها نشان می‌دهد که بیماری‌های غیرواگیر بیشترین تأثیر بر امید زندگی دارند؛ به‌طوری‌که با حذف هریکی از آن‌ها، افزایش قابل‌توجهی در امید زندگی در بدو تولد هر دو جنس رخ می‌دهد، به‌طور مثال اگر بیماری‌های قلبی و عروقی حذف شود امید زندگی برای مردان از 72 به 75 سال برای زنان از 77 به 82 سال، افزایش می‌یابد. یعنی با حذف بیماری‌های قلب و عروق 3 سال به امید زندگی مردان و 5 سال به امید زندگی زنان افزوده می‌شود. اگر همه بیماری‌های غیرواگیر از زندگی جمعیت ایران حذف شود، امید زندگی مردان از 72 به 81 سال و برای زنان از 77 سال به 92 سال افزایش پیدا می‌کند. نتایج همچنین نشان می‌دهد که در صورت، حذف بیماری‌های واگیر که سهم عمده‌ای از مرگ‌های آن، به سنین کودکی مربوط می‌شد، امید زندگی مردان از ۷2 به ۷7 سال و زنان را از ۷7 به 81 سال افزایش ‌می‌یابد. در مقابل، کاهش مرگ‌ومیر ناشی از حوادث تأثیر کمتری نسبت به بیماری‌های واگیر و غیرواگیر بر کاهش امید زندگی دارند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد مدل حلقه ازدواج در شبیه‌سازی الگوی ازدواج نخست در ایران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741321.html</link>
      <description>ازدواجِ نخست، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در چرخه‌ی زندگی، نقش تعیین‌کننده‌ای در فرآیندهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی دارد. در این پژوهش، با استفاده از داده‌های خام دو درصد سرشماری ۱۳۹۵ ایران و به‌کارگیری مدل حلقه ازدواج بیلاری و پرسکاوتز، تلاش شد الگوی سنی ازدواج نخست در ایران بازتولید شود. در این مدل، سطح خرد به تصمیم‌گیری فردی درباره‌ی ازدواج براساس سن، جنس و فشار اجتماعی در شبکه‌ی اطراف هر فرد اشاره دارد و سطح کلان به الگوهای جمعیتیِ حاصل از مجموع این تصمیم‌ها، مانند توزیع سنی ازدواج در کل جمعیت مربوط می‌شود. داده‌های تجربی به‌صورت توابع تجمعی و خطر استخراج و با خروجی‌های شبیه‌سازی‌شده مقایسه گردید. نتایج نشان داد که مدل توانسته است روند کلی منحنی خطر ازدواج در ایران را با دقت قابل‌قبولی بازنمایی کند. همچنین، شبیه‌سازی‌ها بیانگر آن است که فشار اجتماعی و در دسترس بودن شریک بالقوه دو عامل کلیدی در بازتولید الگوی ازدواج در ایران هستند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدل حلقه ازدواج، با ترکیب داده‌های تجربی و سازوکارهای تعاملی، می‌تواند ابزاری کارآمد برای درک پویایی‌های ازدواج و تحلیل سناریوهای جمعیتی در ایران باشد، به‌ویژه زمانی‌که توسعه‌ی مدل با متغیرهای اقتصادی و فرهنگی همراه شود. از منظر سیاستی، یافته‌ها بر ضرورت کاهش موانع اقتصادی پیش روی جوانان، به‌ویژه از طریق حمایت از اشتغال پایدار و تسهیل دسترسی به منابع مالی مورد نیاز برای آغاز زندگی مشترک، تأکید دارد. این حمایت‌ها می‌تواند در کنار مداخلات اجتماعی، زمینه مساعدتری برای تسهیل ورود به ازدواج فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بقای پارامتری زمان وقوع اولین تولد زنان متأهل در شهر مشهد</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741671.html</link>
      <description>تأخیر در تولد نخست یکی از عوامل مهم کاهش باروری در ایران است و بررسی آن می‌تواند تصویری روشن از شرایط ورود زوجین به مرحله فرزندآوری ارائه نماید. پژوهش حاضر با هدف سنجش فاصله ازدواج تا تولد اول و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در میان زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله شهر مشهد انجام شده است. اطلاعات 743 زن با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی چندمرحله‌ای با تخصیص متناسب در مناطق مختلف شهر مشهد در سال 1404 جمع‌آوری شد. از روش‌های تحلیل بقا برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که میانه فاصله ازدواج تا تولد نخست در شهر مشهد ۳۵ ماه است، یعنی نیمی از زنان تا حدود 3 سال بعد از ازدواج اولین فرزند خود را به دنیا آورده‌اند که بیانگر تأخیر در آغاز فرزندآوری است. نتایج برزاش مدل پارامتری لگ لوجستیک زمان رخداد تولد اول نشان داد که متغیرهای، سن، سن ازدواج، وضعیت اشتغال، منطقه محل سکونت، ناامنی اقتصادی و حمایت اجتماعی تأثیر معنی‌داری بر زمان تولد اول زنان مشهدی دارند. زنان ساکن در مناطق مسکونی کم‌برخوردار، با حمایت اجتماعی بالاتر، امنیت اقتصادی پایین‌تر، شاغل، سن ازدواج بالاتر و زنان در گروه سنی 20 تا 24 ساله، زودتر از سایرین فرزند اول خود را به دنیا می‌آورند. زمان‌بندی فاصله ازدواج تا فرزند اول به‌صورت ترکیبی تحت‌تأثیر عوامل مختلف است، زنان ساکن در مناطق کم‌برخوردار با حمایت اجتماعی بالاتر فاصله فرزندآوری کمتری دارند و از طرفی احساس ناامنی اقتصادی، با فاصله بالاتر بین ازدواج تا فرزندآوری همراه است. سیاست‌های جمعیتی ضرورت دارد با در نظرگرفتن وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد، حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی از فرزندآوری را توسعه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود راهکارهای ساماندهی مهاجران افغانستانی با استفاده از ماتریس اهمیت-عملکرد</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_742136.html</link>
      <description>افزایش چشمگیر جریان‌های مهاجرتی و پیامدهای ناشی از آن، چالش‌های متعددی را فراروی کشورها، به‌ویژه جوامع میزبان قرار داده است. ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای میزبان، پذیرای شمار قابل‌توجهی از مهاجران افغانستانی است که عمدتاً در مناطق شهری سکونت دارند و باتوجه به حجم بالای این جمعیت مهاجر، ساماندهی این مهاجران ضرورت اساسی دارد. هدف مطالعه حاضر شناسایی راهکارهای مناسب به منظور ساماندهی مهاجران افغانستانی در شهر یزد است. پژوهش مورد نظر از نوع آمیخته اکتشافی است که طی آن ابتدا داده‌های کیفی و سپس داده‌های کمی گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با تعدادی از خبرگان انجام شد که با استفاده از روش تحلیل مضمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. براساس یافته‌های بخش کیفی، 31 راهکار مؤثر در ساماندهی حضور مهاجران افغانستانی شناسایی شد و در قالب پرسشنامه بین 21 نفر از مطلعین کلیدی توزیع گردید. در بخش کمی، داده‌ها با استفاده از رویکرد تحلیل اهمیت-عملکرد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و یافته‌ها در قالب ماتریس اهمیت-عملکرد ارائه گردید که از پنج راهکار در ربع اول، ده راهکار در ربع دوم، هشت راهکار در ربع سوم و هشت راهکار در ربع چهارم تشکیل شده است. براساس نتایج به دست آمده راهکارهای ربع دوم از مؤلفه‌های تأثیرگذار در ساماندهی مهاجر حاضر در جامعه میزبان محسوب می‌شوند که با وجود اهمیت زیاد، به لحاظ وضعیت اجرایی در شرایط مطلوبی قرار ندارند. بنابراین به منظور ساماندهی حضور مهاجران افغانستانی راهکارهایی چون روزآمدسازی قوانین دست و پاگیر، جذب و پذیرش مهاجران از مسیر دفاتر کاریابی، جذب سرمایه‌گذاری‌های آن‌ها در ایران و تلاش برای ایجاد و تقویت حس تعلق در بین آن‌ها، لازم است مورد توجه قرار گیرد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعات مرگ‌و‌میر در ایران: یک مرور حیطه‌ای</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741886.html</link>
      <description>افزایش تعداد و پراکندگی مطالعات مرگ‌ومیر در ایران، ضرورت شناسایی شکاف‌های پژوهشی، طبقه‌بندی شواهد موجود و تعیین اولویت‌های پژوهشی را برجسته می‌کند. این مطالعه با هدف خلاصه‌سازی شواهد موجود پیرامون مطالعات مرگ‌ومیر در ایران، شناسایی خلاها و تعیین اولویت های پژوهشی آینده انجام شد. به همین منظور، یک مرور حیطه‌ای از مطالعات اصیل و مروری منتشرشده از سال 1385 تا نیمه نخست سال 1404 انجام گرفت. جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی، شامل SID، Magiran، Noormags، پرتال جامع علوم انسانی، PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar انجام شد. پس از غربالگری و حذف مطالعات تکراری و موارد نامرتبط، ۳۹۳ مطالعه در تحلیل نهایی وارد شدند. یافته‌ها نشان داد که بیشتر مطالعات بر الگوهای مرگ‌ومیر و عوامل تعیین‌کننده آن متمرکز هستند، در حالی‌که تعداد نسبتاً کمی از پژوهش‌ها به کیفیت داده‌ها، مدل‌سازی پیش‌بینی‌کننده یا پیامدهای اجتماعی- اقتصادی مرگ‌ومیر پرداخته‌اند. بیش از ۹۰ درصد مطالعات فاقد چارچوب نظری هستند. توجه اندکی به گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه سالمندان، مادران و نیروی‌کار شده است. همچنین، مطالعات جغرافیایی خردمقیاس و نابرابری‌محور بسیار محدودند. با وجود رشد قابل‌توجه پژوهش‌های مرگ‌ومیر در ایران، همچنان شکاف‌های مهمی در زمینه چارچوب‌های نظری، روش‌های پیشرفته، تحلیل نابرابری‌ها، پیش‌بینی و پژوهش‌های سیاست‌محور وجود دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>از سن تقویمی تا سن پیش‌&amp;lrm;رو: بازتعریف مرز سالمندی در ایران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741836.html</link>
      <description>تعریفی که تاکنون از سن ارائه شده، عموماً بر این فرض استوار است که ویژگی‌های جسمی و روانی مرتبط با آن ثابت هستند، در حالی‌که این ویژگی‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند. در نتیجه، نسبت‌های وابستگی محاسبه‌شده بر پایه این تعریف، قادر به بازتاب ابعاد پویای سن نیستند. در این مقاله، با استفاده از برآوردهای جداول عمر تا سال 2023 و پیش‌بینی‌های جمعیتی تا سال 2100، سنجه‌های مختلف سن و نسبت‌های وابستگی سالمندان تحلیل شده‌اند. براساس الگوی تغییرات مرگ‌ومیر در ایران، برآورد می‌شود که امید زندگی باقیمانده یک فرد ایرانی در سن 65 سالگی حدود 15 سال باشد. فردی با این سطح از امید زندگی باقیمانده، در شرایط مرگ‌ومیر ایران در سال 1330 معادل یک فرد 58 ساله و در شرایط مرگ‌ومیر پیش‌بینی‌شده برای سال 1450 معادل یک فرد 74 ساله خواهد بود. بر این اساس، با در نظر گرفتن آستانه سالمندی پیش‌رو متناظر با 65 سالگی در سال 1400، نسبت وابستگی سالمندی از حدود 24 سالمند به ازای هر 100 حامی در دهه 1330، به حدود 12 سالمند در فاصله سال‌های 1340 تا 1400 کاهش می‌یابد و سپس تا حدود 30 سالمند به ازای هر 100 حامی در دهه 1420 افزایش یافته و پس از آن تقریباً ثابت خواهد ماند. در مقابل، برآوردها نشان می‌دهد که نسبت وابستگی سالمندی مبتنی بر سن تقویمی در همان دوره به حدود 60 سالمند به ازای هر 100 حامی می‌رسد که بیانگر بیش‌برآوردی در حدود 30 واحد نسبت به شاخص مبتنی بر سن سالمندی پیش‌رو است. در نتیجه، تکیه صرف بر سنین تقویمی در ارزیابی سالخوردگی جمعیت بخشی از واقعیت در این زمینه را نشان نخواهد داد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه عوامل مرتبط با شاخص فشار زمانی سرپرستان حداقل یکبار ازدواج‌کرده خانوارهای ایرانی به تفکیک وضعیت شغلی</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_742074.html</link>
      <description>فشار زمانی با بازتولید نابرابری‌های جنسیتی، طبقاتی و شغلی در مصرف زمان همراه بوده و چالش‌هایی جدی در کیفیت روابط خانوادگی، تربیت فرزندان و حتی تصمیم به فرزندآوری ایجاد می‌کند. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مرتبط با بر شاخص فشار زمانی سرپرستان خانوارهای ایرانی شاغل و غیرشاغل حداقل یکبار ازدواج کرده، با استفاده از تحلیل ثانویه داده‌های طرح آمارگیری گذران وقت ۱۳۹۸&amp;amp;ndash;۱۳۹۹ است. شاخص فشار زمانی ۱۲۷۵۶ سرپرست خانوار (8165 شاغل و 4591 غیرشاغل) که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند، با استفاده از مدل‌های معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos24 ایجاد و تحلیل شد. مقادیر بزرگتر از ۹/۰ شاخص‌های نیکویی برازش AGFI ، GFI، و CFI ، مقادیر کمتر از ۰۷/۰ شاخص RMSEA و عدم معناداری آزمون کای‌اسکوئر  (۰۱/۰&amp;amp;gt; p -مقدار) برازش مدل‌های برازش یافته را تأیید نمود. اهم یافته‌ها نشان داد، سن، عامل افزاینده فشار زمانی سرپرستان شاغل و غیرشاغل است. زنان غیرشاغل نسبت به مردان غیرشاغل فشار بیشتری را تجربه می‌کنند. تحصیلات اثری دوگانه دارد؛ در میان غیرشاغلان با کاهش و در میان شاغلان با افزایش فشار زمانی همراه است. وضعیت تأهل بسته به اشتغال، نقش متفاوتی ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که در میان غیرشاغلان، ازدواج به افزایش و در میان شاغلان به کاهش فشار زمانی منجر می‌شود. همچنین، وجود فرزندان  18 سال و بالاتر در خانواده می‌تواند فشار زمانی والدین شاغل را کاهش دهد. افزایش استفاده از اینترنت نیز فشار زمانی سرپرستان شاغل را افزایش می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهند که فشار زمانی از تعامل پیچیده متغیرهای فردی، خانوادگی، سکونتی، زمانی و فناورانه تأثیر می‌پذیرد و سیاست‌گذاری مؤثر در این حوزه مستلزم درکی چندسطحی و زمینه‌محور از این پدیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل قصد دو فرزندی و بیشتر زوجین در آستانه ازدواج دوم</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741898.html</link>
      <description>با وجود اهمیت نقش ازدواج اول در تغییرات باروری، طلاق و ازدواج مجدد، تعیین‌کننده‌های دیگر اثرگذار روی باروری هستند. هدف از این مطالعه، تحلیل قصد دو فرزندی و بیشتر 200 زوج در آستانه ازدواج دوم که اطلاعات آنها، در پیمایش ازدواج و طلاق توسط سازمان ثبت در سال‌های 1396 -1397 جمع‌آوری گردید، با استفاده از مدل لجستیک آمیخته و نرم‌افزار SAS9.2 بود. نتایج نشان داد که تنها حدود 11 درصد زنان و مردان قصد بی‌فرزندی و حدود 60 درصد آن‌ها قصد دو فرزندی و بیشتر در ازدواج دوم خود داشتند. براساس مدل، قصد دو فرزندی و بیشتر مردان بیش از زنان و برای افراد ساکن در استان‌های با باروری بالاتر از سطح جانشینی و خانه‌های استیجاری به ترتیب بیش از افراد ساکن در استان‌های با باروری خیلی پایین‌تر از سطح جانشینی و خانه‌های ملکی بود. همچنین با افزایش سن و تعداد فرزندان زوجین از ازدواج اول، قصد دو فرزندی و بیشتر آن‌ها کاهش یافت. با توجه به نتایج بدست آمده، به نظر می‌رسد ازدواج مجدد می‌تواند تا حدی تأثیر منفی طلاق بر روی باروری را کاهش دهد؛ لذا سیاستگذاران و برنامه‌ریزان در حوزه خانواده، می‌توانند با فراهم آوردن بستر فرهنگی مناسب، انگ‌های اجتماعی در خصوص ازدواج مجدد به‌ویژه برای زنان را کاهش داده و از سوی دیگر با کاهش موانع قانونی موجود در خصوص حضانت فرزندان از ازدواج قبلی درباره زنان، شرایط مناسبی را برای ازدواج مجدد زنان و مردان را فراهم نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمینه‌های تداوم سکونت و جابه‌جایی محله در شهر تهران</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_741893.html</link>
      <description>جابه‌جایی‌های گسترده ساکنان در شهرها می‌تواند شکل‌گیری تعلق و هویت محله‌ای را با چالش مواجه کرده و پایداری محلات را تضعیف نماید. این مطالعه به بررسی زمینه‌&amp;amp;lrm;های تداوم سکونت و جابه‌جایی محله در شهر تهران پرداخته است. تحقیق با روش‌شناسی کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده و داده‌های مربوط به آن با استفاده از فنون مصاحبه و مشاهده، از هشت محلۀ شهر تهران با نام‌های کیانشهر، یافت‌آباد، شمیران نو، کارون شمالی، نارمک مرکزی، باغ فیض، نیاوران و سعادت‌آباد، و در سال 1399 جمع‌آوری شده است. مشارکت‌کنندگان در این تحقیق شامل 59 نفر بودند. یافته‌ها نشان می‌دهند انتخاب اولیه محل سکونت/ محله شامل ترکیبی از دلایل انتخابی و دلایل غیرارادی است. همچنین مولفه‌هایی مانند عادت و انس به محله، تعلق مکانی، خاطرات زیسته، تجربه‌های مثبت فردی و جمعی، وجود روابط اجتماعی گرم و همدلانه، دسترسی به خدمات شهری و احساس امنیت و آرامش، از مهم‌ترین دلایلی هستند که زمینه‌ساز تداوم سکونت در محله شده‌اند. در کنار این، عوامل جبری نیز در اظهارات مشارکت‌کنندگان بازتاب داشت؛ محدودیت‌های مالی، وابستگی به خانواده یا فقدان گزینه‌های جایگزین باعث شده است که افراد در محله بمانند. یافته‌ها همچنین نشان می‌دهند که انگیزه‌ها و زمینه‌های جابه‌جایی محله عمدتاً در دو دسته قرار می‌گیرند: عوامل سلبی (گریز از شرایط نامطلوب) و عوامل ایجابی (جذب به شرایط بهتر). در مجموع یافته‌های پژوهش بیانگر آنند که فرآیند ماندن یا رفتن از یک محله، تنها حاصل عوامل فردی یا ترجیحات شخصی نیست، بلکه از درهم‌تنیدگی پیچیده‌ای از عوامل ساختاری، اجتماعی و روانی-عاطفی شکل می‌گیرد. پایداری محلات مستلزم سیاست‌گذاری هم‌زمان برای ارتقای کیفیت محیط و خدمات، تقویت پیوندهای اجتماعی و سرمایه اجتماعی و کاهش نابرابری‌های اقتصادی و فضایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر نامتقارن نابرابری آموزشی بر مهاجرت در ایران: رویکرد الگوی خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی غیرخطی</title>
      <link>https://www.jpaiassoc.ir/article_742367.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی ماهیت نامتقارن و غیرخطی روابط میان متغیرهای اقتصادی و اجتماعی و مهاجرت افراد در ایران است. برای تحقق هدف پژوهش از الگوی خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی غیرخطی استفاده شده است تا اثرات افزایشی و کاهشی هر متغیر به‌طور جداگانه برآورد گردد. متغیر وابسته مهاجرت افراد و متغیرهای توضیحی شامل نابرابری آموزشی، درآمد سرانه، تورم، بیکاری و امید زندگی مورد استفاده قرار گرفتند. پس از آزمون ایستایی متغیرها، مدل در چارچوب سری‌های زمانی برآورد شد و از آزمون‌ کرانه‌ها برای بررسی هم‌انباشتگی بهره گرفته شد. نتایج کوتاه‌مدت نشان داد وقفه‌های متغیر مهاجرت اثر منفی و معنادار دارند که حاکی از رفتار تعدیلی و پویایی ثابت در فرآیند مهاجرت است. افزایش بیکاری، تورم و افت درآمد سرانه از عوامل اصلی افزایش مهاجرت در کوتاه‌مدت شناسایی شدند. کاهش نابرابری آموزشی و بهبود شاخص امید زندگی به‌طور معناداری از شدت مهاجرت کاستند. روابط بلندمدت بیانگر آن است که کاهش رفاه اقتصادی (GDPPC⁻) و شوک‌های تورمی (INF⁺ و INF⁻) اثر مثبت و معناداری بر رشد مهاجرت دارند، در حالی‌که افزایش نابرابری آموزشی (EGINI⁺) منجر به کاهش مهاجرت شده است. همچنین نتایج ضریب تصحیح خطا در کوتاه‌مدت 927/2- بدست آمده و معنی‌دار است؛ که نشان می‌دهد 927/2 واحد از عدم تعادلی که بر اثر شوکی که به مهاجرت افراد، وارد می‌شود در هر دوره تعدیل می‌گردد. یافته‌های این پژوهش ضرورت تمرکز بر ثبات اقتصادی (کنترل تورم و حمایت از درآمد سرانه) و ارتقای رفاه اجتماعی (عدالت آموزشی و سلامت) را به‌عنوان راهکارهای اصلی مهار مهاجرت برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
