نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
This ethnographic study explores the role of virtual social networks in preserving cultural identity and addressing migration challenges among the Afghan diaspora in France. With the increasing migration and dispersion of Afghans worldwide, the transmission of culture, language, and native values to new generations has become a central concern for this community. The research findings, based on active observation in online groups (WhatsApp, Telegram) and semi-structured interviews with migrants from various ethnic backgrounds, indicate that virtual social networks provide a crucial platform for the reproduction of language, oral literature, rituals, and the strengthening of familial and emotional bonds across generations. These digital spaces, through the sharing of stories, poems, proverbs, and memories, not only prevent the loss of the mother tongue but also reinforce a sense of belonging and collective solidarity. Nevertheless, challenges such as language mixing, generational gaps, and the creation of "cultural bubbles" are also present. This study demonstrates that virtual social networks play a dual role in simultaneously preserving cultural identity and facilitating social integration. Examining these experiences can inspire Iranian policymakers and researchers to better manage migration and cultural challenges. The research highlights the importance of digital platforms in supporting the cultural resilience and social cohesion of migrant communities in today's interconnected world.
کلیدواژهها English
مقدمه و بیان مسئله
افزایش مهاجرت انسانها بهدلایل مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بهویژه در دهههای اخیر، موجب شده است تا بسیاری از جوامع اقلیتهای فرهنگی قابل توجهی را در خود جای دهند (Guo, & Maitra, 2020: 81). این امر باعث شده است تا موضوع هویت فرهنگی، حفظ عناصر تمدنی و انتقال آنها بهنسل بعدی بهیکی از چالشهای مرکزی در مطالعات مهاجرتی تبدیل شود (Jin, & Wang, 2022: 42). در این میان، افغانستانیهای مهاجر در فرانسه بهدلیل سابقه طولانی مهاجرت، تعدد امواج مهاجرتی و وجود تفاوتهای فرهنگی و زبانی برجسته (میرزائی، 1392 و 1393)، بهیکی از موارد مورد توجه تبدیل شدهاند.
طبق سرشماری موسسه آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه[1] در سال 2025، شمار افغانهایی که در فرانسه زندگی میکنند به ۸۸۸۱۶ نفر رسیده، این در حالی است که در سال 2007، تعداد آنها در فرانسه 1600 نفر بوده است. در سال 2024، بعد از اکراینیها، افغانها با بیش از 13 هزار درخواست، بیشترین تقاضای پناهندگی را در فرانسه ثبت کردهاند بسیاری از افغانستانیها به دلیل سطح پایین تحصیلات و عدم تسلط به زبان فرانسوی، در ادغام با جامعه فرانسه دچار مشکل هستند. (INSEE, 2025). به همین دلیل نقش شبکه های اجتماعی مجازی در زیست روزمره آنها در فرانسه برجستهتر دیده میشود.
در دنیایی که جمعیتهای مهاجر بهسرعت در حال افزایش هستند (عباسیشوازی، صادقی و محمدی، 1395) و فناوریهای دیجیتال جایگاه محوری در زندگی روزمره افراد را بهخود اختصاص دادهاند، درک اینکه چگونه این فناوریها بهحفظ فرهنگ، انتقال دانش و ایجاد ارتباطات اجتماعی میان مهاجران کمک میکنند، اهمیت فراوانی دارد. این موضوع در مورد افغانستانیهای مهاجر در فرانسه برجستهتر است، چرا که این جامعه با چالشهای متعددی از جمله هویتهای ترکیبی[2]، تبعیض، انزوا، تفاوت زبانی و شکاف نسلی مواجه است. بنابراین، شناسایی چگونگی استفاده این جامعه از شبکههای اجتماعی مجازی و تحلیل اثرات آن میتواند بهدرک بهتر از فرآیندهای حفظ فرهنگ و ادغام اجتماعی کمک کند. شبکههای اجتماعی مجازی در دنیای امروز بهیکی از مهمترین فضاهای تعامل انسانی تبدیل شدهاند. این فضاها زمینه را برای ارتباطات روزمره فراهم کردهاند و نقش برجستهای در حفظ هویت فرهنگی، بازسازی پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و همچنین مقابله با چالشهای ناشی از مهاجرت ایفا میکنند (Bessarab, 2025). بهویژه، برای جوامع دیاسپورایی که دوری از وطن، تفاوتهای زبانی و فرهنگی، تبعیض و انزوا را بر دوش میکشند، این شبکهها بهفضایی حیاتی برای حفظ عناصر فرهنگی و ایجاد حس تعلق تبدیل شدهاند. افغانستانیهای مهاجر در فرانسه در این دسته قرار میگیرند؛ آنانی که در پی تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی در کشور خود، مجبور بهترک وطن شدهاند و اکنون در جامعهای با فرهنگ و زبانی متفاوت زندگی را میگذرانند.
با ظهور شبکههای اجتماعی مجازی، فضایی جدید برای ارتباط، اشتراکگذاری دانش فرهنگی و مقابله با چالشهای مهاجرتی فراهم شده است. با این حال، مسئله اصلی این است که چگونه این فضاها توسط افغانستانیهای مهاجر در فرانسه مورد استفاده قرار میگیرند؟ این فضاها چگونه بهحفظ هویت فرهنگی و مقابله با احساس غربت کمک کنند؟ آیا این شبکهها بهعنوان پل ارتباطی میان نسلهای مختلف جامعه مهاجر عمل میکنند یا ممکن است بهتشدید شکافهای فرهنگی و نسلی منجر شوند؟ وجود این سوالات نشان میدهد که این مسئله فقط مقولهای فناورانه نیست، بلکه دارای ابعاد گستردهای از جمله روانشناختی، فرهنگی، اجتماعی و حتی حقوقی است. این امر ضرورت مطالعه دقیق و علمی از نقش شبکههای اجتماعی مجازی در حفظ هویت فرهنگی، ارتقاء حس تعلق و مقابله با چالشهای مهاجرتی را روشن میکند. هدف این پژوهش، بررسی نقش شبکههای اجتماعی مجازی در هویتیابیهای جدید و مواجهه آنها با چالشهای مهاجرتی جامعه افغانستانی در فرانسه است.در این راستا، سئوالات اصلی پژوهش بدین شکل مطرح میشود : 1. شبکههای اجتماعی مجازی چگونه هویت فرهنگی افغانستانیهای مهاجر در فرانسه را شکل میدهند؟ 2. این شبکهها در مواجهه با احساس غربت و چالشهای مهاجرت چه نقشی ایفا میکنند؟ 3. شبکههای مجازی رابطه نسلهای اول و دوم مهاجران را چگونه مدیریت کرده است؟ 4. چه محدودیتها و چالشهایی در استفاده افغانستانیهای مهاجر در فرانسه از شبکههای اجتماعی مجازی وجود دارد؟
چارچوب نظری
مهاجرت در عصر دیجیتال، ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته و صرفاً یک جابجایی فیزیکی نیست، بلکه فرآیندی مداوم از بازسازی هویت، مذاکره فرهنگی و مدیریت روابط اجتماعی در فضاهایی است که مرزهای فیزیکی و مجازی را درمینوردند (Leurs, & Witteborn, 2021: 16). برای جوامع دیاسپورایی مانند افغانستانیهای مقیم فرانسه، شبکههای اجتماعی مجازی از ابزارهای ارتباطی صِرف فراتر رفته و به «فضاهای سوم» تبدیل شدهاند که در آنها هویتهای فرهنگی بازاندیشی، حفظ و متحول میشوند. این فضاها عرصهای برای مقابله با چالشهای روانی و اجتماعی مهاجرت، از جمله احساس غربت، انزوا و تبعیض فراهم میآورند و همزمان، زمینه را برای تعامل با جامعه میزبان و شکلگیری هویتهای جدید مهیا میسازند.
با این حال، این تعاملات در خلأ رخ نمیدهند. جامعه میزبان، یعنی فرانسه، با مدل ادغام جمهوریخواهانه و اصل لائیسیته، فشاری قوی بر مهاجران برای همانندگردی و محدود کردن ابراز هویت فرهنگی و دینی به حوزه خصوصی وارد میکند. این فشار، مهاجران را در برابر یک دوراهی پیچیده قرار میدهد: حفظ فرهنگ مبدأ یا ادغام در جامعه میزبان. پرسش نظری اصلی این پژوهش این است که: در چنین زمینهای که به سمت همانندگردی سوق میدهد، دیاسپورای افغانستانی چگونه از شبکههای اجتماعی مجازی برای پیگیری راهبردهای متنوع سازگاری فرهنگی استفاده میکنند؟
برای پاسخ به این پرسش، این پژوهش از مدل دوبُعدی همفرهنگیشدن که توسط جان بِری ارائه شده (Berry, 2017: 16)، بهعنوان چارچوب تحلیلی خود بهره میبرد. این مدل، با فراتر رفتن از دیدگاههای خطی و تکبعدی که سازگاری را معادل همانندگردی میدانند، چارچوبی منعطف و قدرتمند برای تحلیل تجربیات پیچیده و متنوع مهاجران در عصر دیجیتال فراهم میکند. مدل بری، فرآیند همفرهنگیشدن را نتیجه تعامل دو بُعد مستقل و اساسی میداند:
الف. بُعد حفظ فرهنگ مبدأ: میزانی که افراد یا گروههای مهاجر برای حفظ هویت و ویژگیهای فرهنگی اصلی خود ارزش قائل هستند.
ب. بُعد تعامل با جامعه میزبان: میزانی که افراد یا گروههای مهاجر برای برقراری ارتباط و مشارکت در زندگی اجتماعی جامعه میزبان ارزش قائل هستند (Ward, & Szabó, 2023: 269.). از تلاقی این دو بُعد، چهار راهبرد اصلی همفرهنگیشدن پدید میآید:
الف. یکپارچگی: زمانی رخ میدهد که مهاجران هم برای حفظ فرهنگ مبدأ خود ارزش قائل هستند و هم برای تعامل با جامعه میزبان. این راهبرد به شکلگیری هویتهای دوگانه یا ترکیبی منجر میشود و طبق پژوهشها، با بهترین نتایج روانشناختی و سازگاری اجتماعی همراه است.
ب. همانندگردی : زمانی انتخاب میشود که مهاجران فرهنگ مبدأ خود را رها کرده و بهطور کامل فرهنگ جامعه میزبان را میپذیرند. در این حالت، تمایل به تعامل با جامعه میزبان بالاست، اما ارزش حفظ فرهنگ اصلی پایین است.
پ. جداییگزینی : این راهبرد زمانی اتخاذ میشود که مهاجران بر حفظ فرهنگ مبدأ خود تأکید دارند اما از تعامل با جامعه میزبان اجتناب میکنند. این امر اغلب به تشکیل اجتماعات قومی بسته منجر میشود.
ت. حاشیهگزینی : زمانی اتفاق میافتد که مهاجران نه با فرهنگ مبدأ خود پیوندی دارند و نه با فرهنگ جامعه میزبان. این وضعیت معمولاً ناشی از طردشدگی و تبعیض است و با بالاترین سطح استرس و مشکلات روانی همراه است (Berry, 2017: 24).
قوت اصلی این مدل در ماهیت دوبُعدی و تعاملی آن نهفته است. این مدل تصدیق میکند که حفظ فرهنگ مبدأ و تعامل با فرهنگ مقصد، دو فرآیند متضاد نیستند و میتوانند همزمان وجود داشته باشند (Berry, 2022: 181 & Phinney et al., 2006: 77). علاوه بر این، مدل بری تأکید میکند که انتخاب این راهبردها تنها به خواست مهاجران بستگی ندارد، بلکه بهشدت تحت تأثیر سیاستهای جامعه میزبان و میزان پذیرندگی یا طردکنندگی آن قرار دارد (Abdulhamed, & Lonka, 2024: 3). در جامعهای که سیاستهایش مشوق چندفرهنگی است، راهبرد یکپارچگی تسهیل میشود، در حالی که در جامعهای با فشارهای همانندسازی، ممکن است مهاجران به سمت جداییگزینی یا بهحاشیهراندهشدن سوق داده شوند (Bond, 2025: 248).
برای بهکارگیری این چارچوب نظری در تحلیل دیاسپورای افغانستانی در فرانسه، لازم است هر دو بُعد مدل بری را در بستر دیجیتال و زمینه خاص فرانسه عملیاتی کنیم.
· بُعد اول: حفظ فرهنگ مبدأ از طریق شبکههای اجتماعی مجازی
در دنیای امروز، شبکههای اجتماعی مجازی به ابزاری حیاتی برای تحقق بُعد «حفظ فرهنگ مبدأ» تبدیل شدهاند (Liang, & Lu, & Martin, 2021: 1055). برای نمونه در این پژوهش، کنشهایی مانند اشتراکگذاری اشعار، ضربالمثلها و داستانهای عامیانه به زبانهای فارسی/دری و پشتو، آموزش زبان مادری به نسل جدید، تبادل دستور پخت غذاهای سنتی، و برگزاری مجازی آیینهای نوروز و رمضان، همگی نمودهای ملموس و قابل مشاهده از ارزش والایی هستند که این جامعه برای میراث فرهنگی خود قائل است. این فضاها به دیاسپورای افغانستانی اجازه میدهند تا سرمایه فرهنگی خود را در برابر فشارهای بیرونی بازتولید و تقویت کنند.
· بُعد دوم: تعامل با جامعه میزبان و زمینه فرانسوی
بُعد دوم مدل بری، یعنی «تعامل با جامعه میزبان»، در زمینه فرانسه پیچیدگیهای خاص خود را دارد. اصل لائیسیته، با تأکید بر جدایی دین از حوزه عمومی و ترویج یک هویت ملی یکپارچه، عملاً فضای عمومی را برای ابراز تمایزات فرهنگی و دینی محدود میکند (Müller, 2022: 22). این سیاست، که ریشه در تاریخ سیاسی فرانسه دارد، فشاری ساختاری برای «خصوصیسازی» هویت فرهنگی مهاجران ایجاد میکند و تعامل در فضای عمومی را مشروط به پذیرش هنجارهای فرهنگی غالب میسازد.
در اینجاست که نقش دوگانه شبکههای اجتماعی مجازی آشکار میشود. پژوهشها نشان دادهاند که مهاجران ممکن است در حوزههای مختلف زندگی (مثلاً حوزه عمومی در برابر حوزه خصوصی) راهبردهای متفاوتی اتخاذ کنند (Bloemraad, et al., 2023). شبکههای اجتماعی مجازی با معماریهای متفاوت خود (گروههای خصوصی واتساپ در برابر پروفایلهای عمومی اینستاگرام) این امکان را فراهم میکنند که افراد این راهبردهای متمایز را بهطور همزمان مدیریت کنند (Marin, & Nilă, 2021: 11). یک گروه خانوادگی بسته در واتساپ میتواند عرصهای برای اجرای راهبرد جداییگزینی و حفظ فرهنگ بدون نظارت بیرونی باشد، در حالی که یک صفحه عمومی در فیسبوک یا اینستاگرام میتواند فضایی برای یکپارچگی و نمایش یک هویت ترکیبی به مخاطبان گستردهتر باشد. بنابراین، شبکههای اجتماعی مجازی به دیاسپورای افغانستانی ابزاری قدرتمند برای مذاکره استراتژیک با فشارهای جامعه میزبان میدهند.
در نهایت، این چارچوب نظری نشان میدهد که شبکههای اجتماعی مجازی برای دیاسپورای افغانستانی در فرانسه، فضایی صرفاً برای سرگرمی یا ارتباط نیستند، بلکه یک عرصه سیاسی و فرهنگی حیاتی هستند. در این عرصه، افراد و گروهها بهطور مداوم در حال مذاکره بر سر هویت خود، مقاومت در برابر فشارهای بیرونی و انتخاب راهبردهایی برای بقا و معنابخشی به زندگی خود در شرایط پیچیده مهاجرت هستند. مدل بری ابزار مفهومی لازم برای تحلیل این پویاییهای پیچیده را فراهم میآورد و به این پژوهش امکان میدهد تا فراتر از توصیف، به تبیین فرآیندهای هویتی و اجتماعی در دیاسپورای دیجیتال بپردازد.
پیشینه پژوهش
در پژوهشهای خارجی، برنال و همکاران (2022) نشان دادهاند که شبکههای اجتماعی مجازی نقش مهمی در روابط بین فردی مهاجران، تسهیل ارتباطات، سازگاری و حمایت اجتماعی دارند. بااینحال، شبکهها میتوانند بسترهایی بالقوه برای تبعیض و بیگانههراسی پهن کنند. آنها در پژوهش خود ماهیت دوگانه تأثیر این شبکهها بر تجربیات مهاجران را کاویدهاند (Bernal et al., 2022). ری (2024) معتقد است که شبکههای اجتماعی مجازی فرصتهای یادگیری و توسعه را برای زنان کارآفرین مهاجر فراهم و دسترسی بهجوامع و روابط را تسهیل میکنند و مهارتهای کارآفرینی آنها را افزایش میدهد، بهویژه هنگامی که آنها فاقد دانش فرهنگی و وابستگی نهادی در ایالات متحده هستند (Ray, 2024). کوبو و همکاران (2023) بهخوبی نشان دادهاند که شبکههای اجتماعی مجازی، استراتژیهای مهاجرت را برای مهاجران با افزایش پیوند سرمایه اجتماعی و رفاه عاطفی آسانتر میسازد. این شبکهها ارتباطات بین مهاجران را فراهم و بهآنها کمک میکنند تا بر موانع فرهنگی غلبه کنند و با وجود تعامل محدود با ساکنان بومی در جامعه مقصد ادغام شوند (Cobo et al, 2023). پارک و جریتس (2021) براینباورند که شبکههای اجتماعی، مهاجران را قادر میسازد تا هویت فراملی خود را ابراز، سرمایه اجتماعی ایجاد و تعلق در جوامع میزبان را هدایت کنند. این شبکهها ارتباطات بینمرزها را آسان میسازند و بهمهاجران اجازه میدهند با اشتراگگذاری تجربیات خود، با کلیشهها و تبعیضها در زمینههای مختلف کنار بیایند (Park & Gerrits, 2021). تحقیق اکاراز (2018) نشان میدهد که چگونه فیسبوک مهاجران را بهمثابه «دیگری» بازنمایی میکند. او از بازگشت شدید گفتمانهای نژادپرستانه در رسانههای اجتماعی مجازی در مقایسه با رسانههای جمعی سنتی خبر میدهد و در اثر خود، از ویژگیهای منحصربهفرد عملکرد نژادپرستی در شبکههای اجتماعی مجازی پردهبرداری میکند (Olmos Alcaraz, 2018). در مطالعه دمیان و واناینگن (2014) بررسی میشود که چگونه استفاده از شبکههای اجتماعی، بهویژه فیس بوک، بر شبکههای شخصی مهاجران در هلند تأثیر میگذارد و استفاده از آنها باعث افزایش روابط خارج از گروه و افزایش کیفیت روابط اجتماعی میشود، اما بر روابط درونگروهی اثر چندانی ندارند (Damian & van Ingen, 2014).
در پژوهشهای داخلی، عربپور و همکاران (1404) نشان میدهند دانشجویان مهاجر افغانستانی در ایران، با کمک شبکههای اجتماعی دانشجویی، بهسازگاری بیشتر با محیط و رفع نیازهای خود مبادرت میورزند. دانشجویان تازهوارد بیشتر با هموطنان خود ارتباط برقرار میکنند، اما نسلهای دوم و سوم شبکههای گستردهتری دارند. با وجود ادعای عدمتعصب، تأثیرات قومیتی در روابطشان دیده میشود، هرچند در نسلهای جدید کمتر است. یوسفی و همکاران (1392) در مقاله خود بهاین نتیجه رسیدهاند که شبکههای اجتماعی غیررسمی برای مهاجران فرصت تبادل اطلاعات، حمایت و تصمیمگیری فراهم میکنند و بیشترین حمایتهای مالی و عاطفی مهاجران افغان و در نتیجه رفاه ذهنی (خسروی و دالوند، 1402) از خویشاوندانشان دریافت میشود. در شهرک گلشهر مشهد، تجمع مسکونی و اقامت طولانی مدت مهاجران، بهشکلگیری یک اجتماع و خردهفرهنگ افغانستانی انجامیده و درعینحال، جداییگزینی فضایی مهاجر و میزبان را تشدید کرده است. گرچه بخشی از ایرانیان[3] نیز در این شبکهها حضور دارند، ولی پیوند اصلی مهاجران همچنان با هموطنان خود است.
روش پژوهش
این پژوهش با رویکرد کیفی و از نوع مردمنگاری[4] انجام شده است. برای پیشبرد کار، توجه بهدو بعد «فضای دیجیتال» و «تعاملات اجتماعی-فرهنگی» در قالب طرحی مردمنگارانه، متناسبترین روش برای دسترسی بهتجربههای مهاجران تشخیص داده شد. پژوهشگر در این روش، در یک مدت دو ماهه (15 دی تا 20 اسفند 1403) ضمن حضور مستمر در گروههای مجازی (واتساپ، تلگرام)، بهمشاهده ساختارمند تعاملات، انتشارات، تصاویر، ویدئوها، و پیامهای مبادلهشده پرداخته است. همچنین، برای تعمیق در تجربههای ذهنی مصاحبهشوندگان و درک معناهای فرهنگی، مصاحبههای نیمهساختارمند با مهاجران به صورت انلاین (3 مورد) و حضوری (9 مورد) از دو جنس، سنین و موقعیتهای شغلی مختلف نیز انجام شد. مدت مصاحبهها از 45 دقیقه تا 2 ساعت متغییر بوده است. از آنجایی که مصاحبه شوندگان بین 5 تا 13 سال در ایران زندگی کرده بودند، مصاحبه ها با لهجه فارسی (ایرانی) انجام شده است اما زبان مهاجران در فضاهای صمیمی گویش دری است. جامعه آماری این پژوهش شامل افغانستانیهای مهاجر در فرانسه (شهر پاریس) از قومیتهای هزاره، تاجیک و پشتون است که در شبکههای اجتماعی مجازی (بهویژه واتساپ و تلگرام) در گروه های خانوادگی و عمومی حضوری فعال دارند. همچنین، مشاهده درازمدت از 5 گروه مجازی (3 گروه خانوادگی، 2 گروه عمومی) صورت گرفت. دادهها از دو روش اصلی جمعآوری شدند: الف: مشاهده دیجیتال؛ مشاهده ساختارمند از محتواهای بهاشتراک گذاشته شده در گروههای مجازی (متون، تصاویر، ویدئوها، لینکها، اشعار، ضربالمثلها، داستانها و غیره). ثبت الگوهای ارتباطی، موضوعات تکراری، نحوه تعامل، انواع پیامها و واکنشها. تحلیل جایگاه این محتواها در بازتولید فرهنگ، زبان، آداب و ارزشها و ب: مصاحبههای نیمهساختارمند : مصاحبههای فردی با مصاحبهشوندگان. مصاحبهها بهزبان فارسی (دری) انجام شده است. دادههای جمعآوریشده با استفاده از تحلیل تماتیک صورتبندی شدند. ابتدا دادهها بهطور کامل خوانده و بررسی شدند. بخشهای مرتبط و معنادار دادهها کدگذاری شدند. سپس کدها دستهبندی و تمهای احتمالی که الگوهای تکرارشونده یا مفاهیم مهم را نشان میدهند، شناسایی شدند. تمها بررسی و اصلاح شدند تا اطمینان حاصل شود که بهخوبی دادهها را نمایندگی میکنند و با اهداف پژوهش همراستا هستند. برای افزایش اعتبار یافتهها، از چندین راهبرد استفاده شد: تلفیق دادههای مصاحبه، مشاهده و محتوای مجازی، بازخورد مصاحبهشوندگان از خلاصههای تحلیلی، ثبت دقیق و مرتب از فرآیند گردآوری و تحلیل دادهها. در تمام مراحل این پژوهش، ملاحظات اخلاقی رعایت شد: تمامی نامها و اطلاعات شناساییکننده حذف یا تغییر داده شدند. قبل از انجام مصاحبه یا مشاهده، اهداف پژوهش بهمصاحبهشوندگان توضیح داده و موافقت آنها گرفته شد. پژوهشگر سعی کرده است از دخالت دیدگاههای شخصی در تحلیل دادهها خودداری کنند.
یافتههای پژوهش
در این بخش با اتکا بر یافتههای میدانی، در ابتدا به نقش شبکههای اجتماعی مجازی در مواجهه با عناصر فرهنگی پرداخته میشود و سپس مواجهه تجربه نسلی، جنسیتی و همچنین هویتیابی آنها (شکلگیری هویتهای ترکیبی، حفظ و تغییرات هویتی) در شبکه های اجتماعی برجسته میشود. این فضا ابزاری برای مقابله با چالشهای مهاجرتی است اما محدودیت ها و چالشهایی را نیز در خود حمل میکند که به آنها اشاره خواهد شد.
۱. نقش شبکههای اجتماعی مجازی در مواجهه با عناصر فرهنگی
از دغدغههای مهاجران افغانستانی در فرانسه، حفظ زبان مادری و انتقال آن بهنسلهای بعدی است. با توجه بهفاصله جغرافیایی و قرار گرفتن در محیطی که زبان غالب آن فرانسوی است، بسیاری از خانوادهها نگران فراموشی زبان و ادبیات بومی خود هستند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که شبکههای اجتماعی مجازی همچون واتساپ، تلگرام و اینستاگرام، وظیفه مهمی در بازتولید و پویایی زبان و ادبیات فارسی/دری و پشتو در میان مهاجران افغانستانی بر عهده دارند.
در بسیاری از خانوادههای افغان، گروههای مجازی خانوادگی و دوستانه بهبستری برای آموزش زبان مادری بهکودکان و نوجوانان تبدیل شده است. والدین و اعضای بزرگتر خانواده با ارسال داستانهای کوتاه، شعرها و ضربالمثلهای بومی، تلاش میکنند تا نسل جدید را با زبان و فرهنگ خود آشنا نگه دارند:
«ما تو گروههای تلگراممون یه کار میکنیم که بچههامون دری رو یاد نبرن. یه وقتی یه شعر یا داستانکی میفرستیم و میگیم بخونین و بلند بخونین. اینجوری زبون خودمون یادشون میمونه، حتی اگه تو مدرسه و بیرون خونه فرانسوی حرف بزنن. یه وقتا هم ضربالمثلها و چیزهای اینجوری رو مینویسیم و میپرسیم معنیش چیه. بچهها هم علاقهمند میشن و سوال میکنن.» (مرد، ۳۹ ساله)
همچنین، گفتگوهای روزمره در فضای مجازی بهزبان مادری، مهارتهای زبانی کودکان و نوجوانان را حفظ و پیوندهای عاطفی و هویتی آنان را با ریشههای فرهنگیشان تقویت مینماید:
«تو گروه فامیلی بهدری چت میکنیم. بچههای من که مدرسه فرانسوی میرن، هنوز با دخترخالهها و پدربزرگ و مادربزرگشان بهدری مینویسن و حرف میزنن.» (زن، 41 ساله)
شبکههای اجتماعی همچنین بستری برای ترویج ادبیات شفاهی و فرهنگی افغانستان فراهم کردهاند. اشتراکگذاری اشعار شاعران افغان، متلها و ضربالمثلها در گروههای مجازی، نه تنها جنبه سرگرمی دارد، بلکه بهانتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشهای بومی بهنسل جوان کمک میکند:
«بعضی وقتها شعرهای افغانی رو تو گروههای خودمان میگذاریم. بچهها هم علاقه نشون میدن.» (مرد، ۴۵ ساله)
البته، این فرآیند بدون چالش نیست. برخی والدین از ترکیب شدن زبانها و ورود واژگان فرانسوی بهمکالمات روزمره فرزندانشان گلایه دارند:
«همیشه آسون نیست. بچهها کلمههای فرانسوی وا با دری قاطی میکنند وقتی حرف میزنند.» (زن، ۴۱ ساله،)
در کنار این تلاشها، برخی از والدین و جوانان افغانستانی با تولید محتوای آموزشی مانند ویدئوهای کوتاه یا فایلهای صوتی بهزبان مادری، نقش فعالی در آموزش غیرحضوری بهکودکان و نوجوانان خانوادههای دور از هم ایفا میکنند:
«من فیلمهای کوتاهی رو بهدری ضبط میکنم، برای خواهرزادهها و برادرزادههایم میفرستم. اونا دوست دارن تماشا کنن و بعد از من تکرار کنن» (مرد، ۳۳ ساله)
یکی از مهمترین راهکارهای مهاجران افغانستانی برای حفظ و انتقال میراث فرهنگی خود در جامعه مهاجر، بهرهگیری از شبکههای اجتماعی برای اشتراکگذاری اشعار، ضربالمثلها و داستانهای بومی است. این فعالیتها زبان و ادبیات مادری را زنده نگه میدارد و بستری جهت اعتلای هویت جمعی و پیوند عاطفی میان نسلها پهن میسازد. در بسیاری از گروههای خانوادگی و اجتماعی افغانها در واتساپ و تلگرام، اعضا بهطور منظم اشعار شاعران کلاسیک و معاصر افغانستان، متلها و داستانهای عامیانه را بهاشتراک میگذارند. این محتواها اغلب با استقبال نسل جوان مواجه میشود و فرصتی برای آشنایی بیشتر آنان با ریشههای فرهنگی و تاریخیشان فراهم میآورد. این اشتراکگذاریها فقط بهشعر و داستان محدود نمیشود؛ بلکه بسیاری از اعضا، خاطرات و روایتهای خانوادگی، لطیفهها و حتی حکایتهای مذهبی و اخلاقی را نیز در گروهها منتشر میکنند. این روند، علاوه بر تقویت زبان مادری، زمینهای برای گفتگو و تبادل تجربه میان نسلها را نیز فراهم میسازد:
«من کلا سعی میکنم ضربالمثلها و چیزهایی رو که از پدرم یاد گرفتهام، در گروه فامیلی بنویسم. بچهها و نوههام از من میخواهند که معنی آنها را توضیح بدهم. خب این خوبه دیگه» (مرد، 75 ساله).
همچنین، برخی از جوانان افغانستانی با ابتکار عمل، داستانهای کوتاه یا اشعار جدیدی را که خود نوشتهاند، در گروههای مجازی منتشر میکنند و از دیگر اعضا بازخورد میگیرند. این تعاملات، فضای خلاقیت و یادگیری را در میان جامعه مهاجر استحکام میبخشد.
حفظ و بازتولید آیینها و مناسبتهای سنتی یکی از مؤلفههای کلیدی در پایداری هویت فرهنگی مهاجران افغانستانی در فرانسه بهشمار میرود. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که شرایط مهاجرت، پراکندگی جغرافیایی و محدودیتهای اجتماعی، مهاجران افغانستانی را بهبهرهگیری از شبکههای اجتماعی مجازی برای انتقال و احیای مناسبتهای فرهنگی و مذهبی سوق داده است. این پلتفرمها، از جمله واتساپ، تلگرام و تماسهای تصویری گروهی، نقش واسط و تسهیلگر را در بازآفرینی تجربه جمعی آیینها ایفا میکنند. بسیاری از خانوادههای افغانستانی در فرانسه مراسمهایی چون نوروز، رمضان و عید قربان را از طریق ارتباطات مجازی همراه با خانوادههایشان در ایران و افغانستان برگزار میکنند (میرزائی و جلالی، 1404). این مراسمها غالباً با اشتراک تصاویر و ویدئوهای سفره هفتسین، پیامهای تبریک، شعرخوانی و حتی اجرای موسیقی سنتی در گروههای خانوادگی و اجتماعی همراه است. این اقدامات سنتهای فرهنگی را تداوم میدهد و بهنسل دوم امکان میدهد تا با ریشههای فرهنگی خود آشنا شوند و بهجامعه افغانستانی احساس تعلق داشته باشند.
در ماه رمضان نیز، گروههای مجازی بهبستری برای تبادل پیامهای معنوی، دعاها و حتی دستور پخت غذاهای سنتی تبدیل میشوند. خانوادهها زمان افطار را هماهنگ میکنند تا بهصورت آنلاین، ولو بهصورت نمادین، با یکدیگر افطار کنند و حس حضور جمعی را حتی در غربت بازآفرینی نمایند:
« ماه رمضان، خیلی شبها عکس سفره افطار رو تو گروه فامیلی میگذاریم. بعضی شبها با تماس تصویری همه با هم دعا میخونیم و افطار میکنیم». (مرد، ۴۴ ساله)
در مورد عید قربان و سایر مناسبتهای مذهبی و ملی نیز، اعضای جامعه افغانستانی با ارسال پیامهای تبریک، عکس و ویدئو از مراسم قربانی یا نماز عید، تلاش میکنند حس همبستگی و شادی جمعی را حفظ کنند. این نوع مشارکت نمادین و مجازی، سنتها و آیینهای فرهنگی را در زندگ جاری و ساری میسازد و وظیفه مهمی در کاهش احساس غربت، تحکیم سرمایه اجتماعی و ارتقاء همبستگی درونگروهی بر دوش دارند. همچنین، این فرایندها زمینهای برای انتقال دانش فرهنگی و ارزشهای اجتماعی بهنسل جدید فراهم میآورد و از فراموشی تدریجی آیینها جلوگیری مینماید.
در بستر مهاجرت و پراکندگی جغرافیایی جامعه افغانستانی در فرانسه، شبکههای اجتماعی مجازی بهابزاری محوری برای بازتولید و انتقال خاطرات جمعی و عناصر تصویری فرهنگ تبدیل شدهاند. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که اشتراک تصاویر، ویدئوها و روایتهای تصویری در گروههای مجازی خانوادگی و اجتماعی سرمایه فرهنگی و هویت جمعی مهاجران را تقویت میکند و نقشی پررنگ و اثربخش در بازآفرینی حافظه تاریخی (میرزائی، 1403 ب) و پیوند نسلی بازی مینماید.
مهاجران افغانستانی با بهاشتراک گذاشتن عکسهای مراسم سنتی، ویدئوهای خانوادگی، و خاطرات دوران کودکی یا رویدادهای مهم اجتماعی، فضایی تعاملی و چندحسی برای بازسازی تجربه زیسته خود فراهم میآورند. این فرایند، بهویژه برای نسل دوم مهاجران که فرصت محدودی برای حضور فیزیکی در مناسبتهای قومی و خانوادگی دارند، اهمیت دوچندان پیدا میکند:
«ما هر وقت مراسم یا جشن خاصی داریم، عکسها و فیلماشو تو گروه فامیلی میفرستیم». (زن، ۴۰ ساله)
علاوه بر این، اشتراک خاطرات جمعی، اعم از روایتهای شفاهی، عکسهای قدیمی و فیلمهای خانوادگی، بهعنوان ابزاری برای انتقال دانش فرهنگی و ارزشهای اجتماعی عمل میکند. این اشتراکگذاریها، زمینهای ریشهها و هویت قومی را بازشناسی میکند و بهنسل جدید امکان میدهد تا با گذشته خود ارتباط برقرار کند و حس تعلق بهجامعه افغانستانی را حفظ و حتی تحکیم نماید. این فرایند اشتراکگذاری، بهبازتولید نمادین فرهنگ کمک میکند و نوعی سرمایه اجتماعی دیجیتال ایجاد میکند که در شرایط مهاجرت و دوری از وطن، جایگزین مناسبی برای حضور فیزیکی و تجربه جمعی محسوب میشود.
۲. شبکههای اجتماعی مجازی بهعنوان پل ارتباطی بیننسلی
در بستر مهاجرت، انتقال ارزشها و هنجارهای فرهنگی از نسل اول بهنسل دوم، همواره با چالشهایی همچون فاصله فرهنگی، فشارهای همگونسازی و تغییرات محیطی روبهروست. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که گروههای خانوادگی و فامیلی در شبکههای اجتماعی مجازی، بهمثابه نهادهای غیررسمی اما بسیار مؤثر، نقش کلیدی در تسهیل این انتقال ایفا میکنند. این گروهها بستری برای بازتولید و تداوم ارزشها و هنجارهای فرهنگی فراهم میآورند. با ایجاد فضای گفتوگو، تبادل تجربه و یادآوری مناسبتها و خاطرات جمعی در این گروهها، بهنسل دوم مهاجران کمک میشود تا با ریشههای فرهنگی خود ارتباط فعال و معنادار برقرار نمایند. والدین و بزرگترهای خانواده اغلب با اشتراکگذاری روایتهای شخصی، توصیههای اخلاقی و بحث درباره مسائل فرهنگی و دینی، تلاش میکنند ارزشهایی چون احترام بهبزرگترها، اهمیت خانواده، همبستگی اجتماعی و پایبندی بهسنتها را بهنسل جدید منتقل کنند. هر چند همه نسلجدیدیها آنها را نمیپذیرند. علاوه بر این، گروههای مجازی خانوادگی بهعنوان فضایی برای حل تعارضات نسلی و گفتوگو درباره تفاوتهای فرهنگی عمل میکنند. نسل دوم مهاجران، که اغلب با دوگانگی هویتی مواجهاند، از این بستر برای طرح پرسشها و دغدغههای خود درباره فرهنگ و سبک زندگی استفاده میکنند:
«خب یه وقتهایی از عموم که تو ایرانه یا یکی از داییهام که تو هامبورگه درباره مشکلاتم درباره نماز یا این که چطوری با همکلاسیهام برخورد کنم سوال میکنم. با این دو نفر تو فامیل از همه راحتترم» (پسر، 15 ساله).
این تعاملات، دانش فرهنگی و اجتماعی را انتقال میدهدو نوعی سرمایه اجتماعی درونخانوادگی را تولید میکند که در شرایط مهاجرت و دوری از وطن، کاری جبرانی برای هویت فرهنگی انجام میدهد.
در بستر مهاجرت و قرارگیری در جامعه میزبان، شبکههای اجتماعی مجازی بهیکی از اصلیترین ابزارهای ارتباطی میان نسل اول و دوم مهاجران افغانستانی بدل شدهاند. با این حال، این فضاها نهتنها بستری برای انتقال ارزشها و هویت فرهنگی فراهم میکنند، بلکه خود زمینهساز بروز چالشهای ارتباطی و تفاوتهای نگرشی میان نسلها هستند. این چالشها را میتوان در سه سطح زبانی، ارزشی و هویتی تحلیل کرد.
نسل اول مهاجران غالباً شبکههای اجتماعی را بهعنوان ابزاری برای حفظ پیوندهای خانوادگی و بازتولید سنتها مینگرند، در حالی که نسل دوم، این فضاها را محملی برای ابراز هویت ترکیبی و تعامل با فرهنگ میزبان میدانند. این تفاوت رویکردها، گاه بهبروز سوءتفاهم، تعارض و حتی گسست ارتباطی منجر میشود.
از منظر زبانی، نسل دوم مهاجران بهدلیل تحصیل و رشد در محیط فرانسوی، تمایل بیشتری بهاستفاده از زبان فرانسوی یا ترکیب واژگان فرانسوی و فارسی/دری/پشتو در مکالمات مجازی دارند. این امر گاهی از سوی والدین و بزرگترها بهعنوان تهدیدی برای اصالت زبانی و فرهنگی تلقی میشود:
«بچهها تو گروه فامیلی پیام که میفرستند، نصفش فرانسویه و نصفش دریه. من که نمی فهمم میگم درست حرف بزنید اون خوب نیس.» (مرد، ۵۰ ساله)
در سطح ارزشی، اختلاف نگرشها درباره موضوعاتی مانند آزادی فردی، نقش زنان، نحوه برگزاری مناسبتهای مذهبی و حتی نوع پوشش، در فضای مجازی بهوضوح دیده میشود. نسل دوم مهاجران، که بیشتر در معرض ارزشهای جامعه میزبان قرار دارند، گاه نسبت بهبرخی سنتها و هنجارهای خانوادگی رویکردی انتقادی یا گزینشی اتخاذ میکنند. این امر میتواند بهبروز تعارض و بحثهای داغ در گروههای خانوادگی منجر شود:
« یه بار تو گروه گفتم که کسی حق نداره درباره انتخاب شوهر آینده ام نظر بده، خودم باید انتخاب کنم ... اوه چه داستانی شد تو گروه ... خیلیها ناراحت شدن » (دختر، 19 ساله)
در سطح هویتی، فضای مجازی بهنسل دوم این امکان را میدهد که هویت چندلایه و ترکیبی خود را آزادانهتر ابراز کنند. این امر گاهی با انتقاد نسل اول مواجه میشود که هویت فرهنگی را امری ثابت و غیرقابل تغییر میدانند:
«پدرم همیشه میگه ما باید مثل افغانهای قدیم باشیم، مثل خودش مثل باباش... قبوله ولی نمیشه که همش. خب من اینجا دارم بزرگ میشم نه تو افغانستان که ... عجب گیری افتادیما.» (مرد، ۲۱ ساله)
این چالشهای ارتباطی، اگرچه گاه بهبروز تنش و سوءتفاهم منجر میشوند، اما در عین حال میتوانند بهعنوان فرصتی برای گفتوگو، یادگیری متقابل و بازتعریف هویت جمعی در دیاسپورا عمل کنند. بدین ترتیب، فضای مجازی عرصهای برای بازتولید سنتها و میدانی برای مذاکره و تحول فرهنگی بین نسلهاست.
2-1 . نقش زنان و مادران در شبکههای اجتماعی
زنان همواره نقش محوری در حفظ و انتقال سرمایه فرهنگی و هنجارهای اجتماعی در جوامع مهاجر ایفا میکنند. در جامعه مهاجر افغانستانی در فرانسه، این نقش نهتنها در محیط خانه، بلکه بهطور فزایندهای در بستر شبکههای اجتماعی مجازی بازتعریف و تقویت شده است. گروههای خانوادگی و فامیلی در واتساپ و تلگرام، بهعرصهای برای زنان افغانستانی تبدیل شدهاند تا سنتها، آیینها و ارزشهای فرهنگی را بهنسل جدید منتقل کنند. زنان، با اشتراکگذاری داستانهای خانوادگی، دستور پخت غذاهای سنتی و همچنین روایت تجربیات زیسته خود، بهبازتولید هویت فرهنگی خانواده و جامعه کمک میکنند. این کنشها، موجب تداوم حافظه جمعی و پیوند نسلی میشود و بهزنان امکان میدهد تا عاملیت فرهنگی خود را در فضای مهاجرت تثبیت نمایند. علاوه بر انتقال سنتها، زنان اغلب نقش میانجی در حل تعارضات نسلی و تلطیف فضای گروههای خانوادگی را ایفا میکنند. آنها با زبان نرم و رویکردی حمایتی، بهنسل دوم کمک میکنند تا با مسائل هویتی و فرهنگی خود مواجه شوند و در عین حال پیوند خود را با ریشههای خانوادگی حفظ نمایند. این نقشآفرینی زنان در فضای مجازی، بهبازتولید و انتقال سنتها کمک میکند، و شکلی از سرمایه فرهنگی دیجیتال ایجاد میکند که در شرایط مهاجرت و دوری از وطن، جایگزین مناسبی برای تجربههای حضوری و مناسبتهای جمعی است :
«اگه خالههام نبودند که این همه قصه و رسم و رسوم رو تو گروه تعریف کنند، من اصلا خیلی چیزها درباره خودمون نمیدونستم». (دختر، 19 ساله)
در مجموع، زنان و مادران افغانستانی در شبکههای اجتماعی مجازی، بهعنوان حاملان فرهنگ و انتقالدهندگان سنتها، نقش کلیدی در پایداری هویت فرهنگی و تحکیم پیوندهای نسلی ایفا میکنند. این نقش، بر تداوم سرمایه فرهنگی خانواده تأثیرگذار است و موجب شکلگیری هویت ترکیبی و انعطافپذیر در نسلهای جدید مهاجران افغانستانی میشود.
2-2. روایتهای زنان از تجربه زیسته خود در فضای آنلاین
در چارچوب مهاجرت و بازتعریف نقشهای جنسیتی، زنان افغانستانی در فرانسه با بهرهگیری از شبکههای اجتماعی مجازی، بهحفظ و انتقال عناصر فرهنگی کمک میکنند و از این فضاها بهعنوان بستری برای بازنمایی و بازگویی تجربه زیسته خود نیز بهره میجویند. این روایتها، که در قالب پستها، پیامها، ویدئوها و گفتوگوهای آنلاین در گروههای خانوادگی و اجتماعی منتشر میشوند، واجد کارکردی دوگانهاند: از یک سو، ابزاری برای تداوم حافظه جمعی و هویت فرهنگی هستند و از سوی دیگر، امکان بازاندیشی و بازتعریف جایگاه زنان در جامعه جدید را فراهم میآورند. روایتهای زنان مهاجر در فضای آنلاین انعکاس چالشهای تطبیق فرهنگی، تبعیض و مواجهه با ارزشهای متعارض جامعه میزبان است، و عاملیت و قدرت روایتگری زنان در ساخت هویت فردی و جمعی را بهنمایش میگذارد. زنان، با اشتراکگذاری خاطرات مهاجرت، دشواریهای زندگی در غربت، موفقیتهای فردی، و حتی تجربیات روزمره مادری و همسری، بهخلق نوعی گفتمان زنانه و مهاجرانه در فضای مجازی مبادرت میورزند:
«من خیلی از احساسات و نگرانیهایم را فقط در گروه زنان افغانستانی مینویسم. وقتی درباره دلتنگی، مشکلات بچهها یا حتی موفقیتهای کوچیک روزمره حرف میزنم، خب میبینم خیلیها تجربه مثل من دارند.» (زن، ۳۶ ساله، )
علاوه بر این، شبکههای اجتماعی بهزنان امکان میدهند تا روایتهای خود را از مواجهه با تبعیض، تلاش برای حفظ سنتها و در عین حال انطباق با ارزشهای جدید جامعه میزبان، بهاشتراک بگذارند. این روایتها، اغلب با بازخورد و حمایت سایر زنان همراه است و بهنوعی شبکه همبستگی و حمایت عاطفی در دیاسپورا منجر میشود. این روایتهای آنلاین بهبازتولید هویت زنانه-مهاجرانه کمک میکند و زمینهای برای بازتعریف نقشهای سنتی و ارتقاء عاملیت زنان در جامعه مهاجر فراهم میآورد.
۳. تحول هویت فرهنگی زیر سایۀ شبکههای اجتماعی
فضای مجازی، بهویژه شبکههای اجتماعی، بستری بیسابقها را برای تعاملات میانفرهنگی و شکلگیری هویتهای ترکیبی فراهم کرده است. مهاجران افغانستانی در فرانسه، از طریق حضور فعال در پلتفرمهایی چون واتساپ، تلگرام و اینستاگرام، در معرض تعاملات چندسطحی با جامعه میزبان و سایر گروههای مهاجر قرار میگیرند. این تعاملات، بهانتقال و بازتولید عناصر فرهنگی افغانستان کمک میکند و زمینهساز ادغام تدریجی ارزشها، نگرشها و سبکهای زندگی فرانسوی در هویت فردی و جمعی مهاجران میشود.
در این بستر، هویت ترکیبی بهعنوان فرآیندی پویا و سیال، در تعامل مستمر میان فرهنگ مبدأ و مقصد شکل میگیرد. مهاجران افغان، بهویژه نسل دوم، از طریق گروههای مجازی همزمان با نگاهی بهزبان و سنتهای بومی خود، بهتبادل تجربه با فرانسویها و دیگر مهاجران میپردازند. این فرایند موجب افزایش سازگاری و انعطافپذیری هویتی میشود و مرزهای تعلق فرهنگی را بازتعریف میکند.
این تعاملات مجازی، بهمهاجران امکان میدهد تا روایتهای جدیدی از هویت خود بسازند؛ روایتی که در آن، گذشته و میراث فرهنگی از یک سو، و تجربه زیسته در جامعه میزبان از سوی دیگر، نقشآفرین است. این هویت ترکیبی، احساس تعلق دوگانه و اعتماد بهنفس مهاجران را افزایش میدهد و آنها را قادر میسازد تا نقش فعالی در فرایند تطبیق فرهنگی ایفا کنند. شبکههای اجتماعی، در این میان، ابزار حفظ فرهنگ مبدأ و پل ارتباطی برای یادگیری، مذاکره و بازتعریف هویت در بستر جامعه میزبان بهشمار میروند.
3-1. بروز و تبلور هویت چندلایه (افغان-فرانسوی) در فضای آنلاین
هویت مهاجران در بستر شبکههای اجتماعی مجازی، نهتنها بازتولید میشود، بلکه بهصورت چندلایه و سیال تبلور مییابد. مهاجران افغانستانی در فرانسه، بهویژه نسل دوم، در فضای آنلاین هویتی را تجربه میکنند که تلفیقی از عناصر فرهنگی افغانستان و فرانسه است و این هویت در تعاملات روزمره مجازی، آشکارا بازنمایی میشود.
در گروهها و پلتفرمهای مجازی، مهاجران افغانستانی با اشتراکگذاری روایتها، تصاویر، و نمادهای فرهنگی، همزمان بهحفظ و بازآفرینی میراث فرهنگی خود میپردازند و در عین حال، ارزشها و سبکهای زندگی جامعه میزبان را نیز درونی میسازند. این فرایند منجر بهشکلگیری هویتی چندلایه میشود که در آن فرد میتواند هم به«افغانستانی بودن» و هم به«فرانسوی شدن» خود اذعان کند و این دوگانگی را بهعنوان بخشی از تجربه زیسته خود بپذیرد.
این تبلور هویت چندلایه، در مناسبتهای فرهنگی و اجتماعی بهویژه مشهود است؛ جایی که مهاجران افغان، همزمان در جشنهای سنتی افغانستان و رویدادهای جامعه فرانسوی مشارکت دارند و این تجربه را در فضای آنلاین بازتاب میدهند:
«من کلا تو اینستاگرامم همه اینفلوئنسرهای افغانی[5] رو دنبال میکنم. خودمم فعالم تو اینستاگرام عکسهایی سفره افطارمون میگذارم هم عکسهایی از جشنهای مدرسه. دوستای چینی هم که دارم همین طورن. از برنامههای خودشون هم عکسمیگذارن» (پسر، 15 ساله).
این هویت چندلایه، ب احساس تعلق دوگانه و اعتماد بهنفس در مهاجران را میافزاید و فرایند تطبیق فرهنگی را تسهیل میکند و تنشهای میانفرهنگی را نیز کاهش میدهد. شبکههای اجتماعی مجازی، از این منظر ابزار حفظ فرهنگ مبدأ و عرصهای برای بازتعریف و تبلور هویتی جدید و چندبعدی در بستر جامعه میزبان هستند.
3-2. فرصتها و تهدیدهای فرهنگی
شبکههای اجتماعی مجازی، فراتر از جایگاه ارتباطی خود، فضایی پر اهمیت جهت تقویت هویت جمعی و حمایت روانی در میان جوامع مهاجر فراهم میکنند. مهاجران افغانستانی در فرانسه، با بهرهگیری از گروههای مجازی خانوادگی، انجمنها و پلتفرمهای اجتماعی، توانستهاند پیوندهای هویتی خود را بازتعریف کرده و در مواجهه با چالشهای روانی و اجتماعی مهاجرت، منابع حمایتی قابل اتکایی ایجاد نمایند.
در این بستر، هویت جمعی از طریق بازتولید عناصر فرهنگی، زبان و آیینها تثبیت میشوند. شبکههای اجتماعی، امکان تبادل تجربه، همدلی و همیاری را میان اعضای جامعه مهاجر فراهم میسازند و بهاین ترتیب، نوعی سرمایه اجتماعی دیجیتال شکل میگیرد که نقشی کلیدی در سلامت روان و پایداری هویت فرهنگی ایفا میکند.
علاوه بر این، مناسبتهای فرهنگی و مذهبی که در فضای مجازی برگزار میشوند، بستر مهمی برای بازآفرینی هویت جمعی و تقویت پیوندهای عاطفی هستند. این تجربهها، بهویژه برای نسل دوم مهاجران که ممکن است ارتباط محدودی با فرهنگ مبدأ داشته باشند، اهمیت دوچندان دارد. این حمایتهای روانی و عاطفی، فشارهای روانی ناشی از مهاجرت و انطباق فرهنگی را کاهش میدهد و بهمهاجران امکان میدهد در مواجهه با تبعیض، چالشهای زبانی و تضادهای فرهنگی، احساس قدرت و توانمندی بیشتری داشته باشند.
3-3. تهدیدهای همگونسازی فرهنگی و فاصله گرفتن از سنتها
در بستر مهاجرت، شبکههای اجتماعی مجازی با وجود فرصتهای ارزشمندی که برای حفظ هویت و تحکیم همبستگی اجتماعی فراهم میکنند، در عین حال بستری برای برخی تهدیدهای فرهنگی نیز هستند. یکی از مهمترین این تهدیدها، خطر همگونسازی فرهنگی و فاصله گرفتن تدریجی نسل دوم و سوم مهاجران از سنتها و ارزشهای فرهنگی اصلی است. تعاملات گسترده با جامعه میزبان و دیگر گروههای مهاجر در فضای مجازی، میتواند بهتغییر سبک زندگی، کاهش استفاده از زبان مادری و کمرنگ شدن برخی آیینها و سنتها منجر شود. برخی مهاجران افغان، بهویژه نسل جوان، بهدلیل حضور پررنگ در گروههای مجازی با افراد فرانسوی و سایر ملیتها، گاه احساس میکنند که ارتباط کمتری با فرهنگ مبدأ خود دارند و بهتدریج از برخی سنتها و ارزشهای خانوادگی فاصله میگیرند. این فرایند، بهویژه در مواردی که تعاملات مجازی با جامعه میزبان بیشتر از ارتباطات درونگروهی باشد، تشدید میشود و میتواند بهبروز بحران هویتی و تعارضات درونخانوادگی منجر گردد. این فاصله گرفتن از سنتها، استفاده از زبان مادری را کاهش میدهد و بهکمرنگ شدن آیینها میانجامد و میتواند بهبروز تعارضات نسلی و کاهش سرمایه فرهنگی خانواده نیز منجر شود. با این حال، باید توجه داشت که این فرایند همگونسازی، همواره تهدیدآمیز نیست و گاه زمینهساز شکلگیری هویتهای ترکیبی و انعطافپذیر نیز میشود. اما در مواردی که ارتباطات مجازی با جامعه میزبان بهقیمت قطع ارتباط با فرهنگ مبدأ تمام شود، خطر از دست رفتن بخشی از میراث فرهنگی افزایش مییابد.
۴. شبکههای اجتماعی مجازی بهعنوان ابزار مقابله با چالشهای مهاجرت
مهاجران افغانستانی در فرانسه با چالشهای متعددی از جمله تبعیض، طرد اجتماعی و احساس غربت مواجهاند. این چالشها اغلب ناشی از تفاوتهای فرهنگی، موانع زبانی، کلیشههای منفی و تجربههای روزمره تبعیضآمیز در جامعه میزبان است. در چنین شرایطی، شبکههای اجتماعی مجازی بهبستری حیاتی برای مقابله با این فشارها و بازسازی حس تعلق و امنیت روانی تبدیل شدهاند. در فضای مجازی، مهاجران قادرند با تشکیل گروههای حمایتی، انجمنهای آنلاین و کانالهای ارتباطی، تجربیات خود از تبعیض و طرد اجتماعی را بهاشتراک بگذارند و از حمایت عاطفی و روانی اعضای جامعه خود بهرهمند شوند. این گروهها امکان تبادل اطلاعات و راهکارهای مقابله با تبعیض را فراهم میکنند و بهمهاجران احساس همبستگی، درک متقابل و قدرت جمعی میبخشند. این شبکهها بهعنوان حلقههای حمایتی غیررسمی عمل میکنند که فشارهای روانی ناشی از مهاجرت را کاهش داده و سرمایه اجتماعی مهاجران را غنا میبخشد.
علاوه بر این، شبکههای اجتماعی مجازی بستری برای اطلاعرسانی درباره حقوق مهاجران، فرصتهای آموزشی و شغلی، و راهکارهای عملی مقابله با تبعیض فراهم میآورند. این اطلاعات، مهاجران را قادر میسازد با آگاهی بیشتری با چالشهای ساختاری و اجتماعی جامعه میزبان مواجه شوند و از حقوق خود دفاع کنند.
این حمایتهای جمعی و اطلاعاتی، اضطراب و احساس انزوا را میکاهد و بهمهاجران امکان میدهد هویت فرهنگی خود را حفظ کرده و در برابر فشارهای همگونسازی و طرد اجتماعی از خود مقاومت نشان دهند. این فرایند، بهویژه برای نسل دوم مهاجران که در معرض چالشهای هویتی و فشارهای دوگانه فرهنگی قرار دارند، اهمیت مضاعف دارد.
4-1. تشکیل گروههای حمایتی و تبادل تجربیات درباره مشکلات مهاجرت
شبکههای اجتماعی مجازی، فراتر از نقش ارتباطی خود، بهبستری برای تشکیل گروههای حمایتی و تبادل تجربیات میان مهاجران تبدیل شدهاند. مهاجران افغانستانی در فرانسه، با بهرهگیری از گروههای آنلاین خانوادگی، انجمنهای تخصصی و کانالهای اجتماعی، توانستهاند شبکههایی از حمایت متقابل و همیاری روانی ایجاد کنند که وظیفه مهمی در کاهش فشارهای مهاجرت و تسهیل فرایند انطباق فرهنگی ایفا میکند.
این گروههای حمایتی، افزون بر فراهم آوردن امکان تبادل اطلاعات عملی درباره مسائل روزمره (مانند قوانین اقامت، آموزش زبان، فرصتهای شغلی و حقوق مهاجران)، فضایی برای بیان احساسات، نگرانیها و تجربیات شخصی مهاجران نیز فراهم میآورند. این تبادل تجربیات، موجب همدلی، کاهش احساس تنهایی و افزایش تابآوری روانی در برابر چالشهای مهاجرت میگردد.
علاوه بر حمایت عاطفی، این گروهها نقش بهسزایی در انتقال تجربههای موفق و ریزهکاریهای عملی برای مقابله با مشکلات ساختاری جامعه میزبان دارند. مهاجران، با اشتراکگذاری روایتهای خود، روشهای مقابله با تبعیض، یا حتی اطلاعات درباره منابع حمایتی دولتی و غیردولتی، بهارتقای سرمایه اجتماعی و توانمندی جمعی جامعه خود کمک میکنند
این گروههای حمایتی، بهویژه برای تازهواردان و افرادی که با موانع زبانی و فرهنگی بیشتری مواجهاند، نقشی اساسی در کاهش اضطراب، افزایش حس تعلق و تسریع فرایند ادغام اجتماعی دارند. این شبکهها، بهنوعی جایگزین شبکههای سنتی خانوادگی و اجتماعی در وطن شدهاند و با ایجاد پیوندهای جدید، بهبازسازی سرمایه اجتماعی در خارج از وطن کمک میکنند.
4-2. اشتراک اطلاعات درباره حقوق مهاجران، آموزش زبان و فرصتهای شغلی
شبکههای اجتماعی مجازی در جامعه مهاجران افغانستانی مقیم فرانسه، ابزاری برای حفظ ارتباطات اجتماعی و فرهنگی و بستری مؤثر برای تبادل اطلاعات کاربردی و ارتقای آگاهی جمعی محسوب میشوند. یکی از مهمترین کارکردهای گروههای مجازی، تسهیل دسترسی مهاجران بهاطلاعات بهروز و معتبر درباره حقوق قانونی، آموزش زبان و فرصتهای شغلی است؛ امری که نقش کلیدی در فرآیند تطبیق فرهنگی و موفقیت اجتماعی مهاجران ایفا میکند.
در این بستر، مهاجران افغانستانی با اشتراکگذاری تجربیات شخصی، منابع آموزشی، اخبار مربوط بهقوانین اقامت، اطلاعات مربوط بهدورههای زبان فرانسوی و فرصتهای شغلی، بهیکدیگر در غلبه بر موانع ساختاری و اداری جامعه میزبان یاری میرسانند. این فرایند، بهتولید سرمایه اجتماعی و توانمندسازی فردی میانجامد و احساس ناتوانی در مواجهه با چالشهای مهاجرت را کمرنگتر میسازد.
علاوه بر این، برخی از اعضای فعال جامعه مهاجر، با راهاندازی کانالها و صفحات تخصصی، بهانتشار راهنماهای حقوقی و آموزشی میپردازند و بهتازهواردان کمک میکنند تا با فرآیندهای اداری و اجتماعی فرانسه آشنا شوند. این اقدامات، بهویژه برای افرادی که بهدلیل محدودیتهای زبانی یا عدم آشنایی با سیستمهای اداری دچار سردرگمی هستند، بسیار حیاتی است. این تبادل اطلاعات، بهتحکیم حس همبستگی و اعتماد در جامعه مهاجر کمک میکند و آسیبپذیری مهاجران در برابر تبعیض، سوءاستفادههای احتمالی و موانع ساختاری را بهحداقل میرساند.
4-3. شبکههای مجازی و ایجاد حس تعلق
شبکههای اجتماعی مجازی بهیکی از مهمترین ابزارهای تحکیم سرمایه اجتماعی و همبستگی در جوامع مهاجر بدل شدهاند. مهاجران افغانستانی در فرانسه، از طریق ایجاد و مشارکت در گروههای مجازی، انجمنهای اجتماعی و کانالهای فرهنگی، موفق شدهاند پیوندهای هویتی و اجتماعی خود را بازسازی و تحکیم کنند.
این شبکهها با فراهم آوردن بستری برای تبادل تجربه، اشتراک اخبار و مناسبتها، و برگزاری رویدادهای فرهنگی آنلاین، بهمهاجران افغانستانی امکان میدهند تا حس تعلق بهجامعه خود را حتی در شرایط پراکندگی جغرافیایی حفظ کنند. چنین فضایی، احساس غربت و انزوا را کاسته و زمینهساز شکلگیری نوعی همبستگی جمعی و حمایت روانی نیز میشود.
علاوه بر این، شبکههای مجازی بهبستری برای برگزاری رویدادهای جمعی، جشنها و مناسبتهای فرهنگی تبدیل شدهاند که خود عاملی برای تقویت حس همبستگی و حفظ سرمایه اجتماعی است. این شبکههای مجازی، عناصر فرهنگی و زبانی را بازتولید میکنندو بهمهاجران امکان میدهند تا در مواجهه با تبعیض، فشارهای اجتماعی و چالشهای هویتی، از حمایت جمعی برخوردار شوند. این حمایتها، بهویژه برای نسل دوم مهاجران که قاعدتا پیوند کمتری با سنتها و زبان مادری دارند، وظیفهای مهم در حفظ هویت و احساس تعلق ایفا میکند.
4-4. سازماندهی رویدادها و فعالیتهای جمعی از طریق شبکههای اجتماعی
در جوامع مهاجر، بهویژه در میان افغانهای مقیم فرانسه، شبکههای اجتماعی مجازی بهابزاری حیاتی برای سازماندهی و اجرای رویدادها و فعالیتهای جمعی بدل شدهاند. این پلتفرمها امکان اطلاعرسانی سریع و گسترده را فراهم و بستر تعامل، هماهنگی و مشارکت فعال اعضای جامعه را نیز مهیا میسازند. مهاجران با تکیه بر گروههای واتساپ، تلگرام و صفحات فیسبوک، موفق شدهاند مراسم فرهنگی، گردهماییهای اجتماعی و حتی نشستهای آموزشی و حمایتی را بهصورت آنلاین یا حضوری سازماندهی کنند.
این ظرفیت سازماندهی، نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی، بازتولید هویت جمعی و ارتقاء حس تعلق میان اعضای جامعه افغانستانی دارد. شبکههای اجتماعی با ایجاد امکان بسیج منابع انسانی و فکری، زمینه را برای مشارکت گستردهتر و فراگیرتر فراهم میآورند و بهمهاجران اجازه میدهند تا حتی در شرایط پراکندگی جغرافیایی، پیوندهای اجتماعی و فرهنگی خود را نگاهداری و تقویت کنند.
علاوه بر رویدادهای فرهنگی و مذهبی، شبکههای اجتماعی بهبستری برای سازماندهی فعالیتهای حمایتی و آموزشی نیز تبدیل شدهاند. مهاجران افغانستانی با استفاده از این پلتفرمها، جلسات آموزش زبان، کارگاههای آشنایی با قوانین و حتی کمپینهای حمایتی برای تازهواردان یا افراد نیازمند را بهصورت جمعی برگزار میکنند. این فرایند سرمایه اجتماعی را ارتقا، و اعتماد متقابل و انسجام درونگروهی را افزایش میبخشد
این نوع سازماندهی جمعی، بهویژه در شرایط بحران یا نیازهای فوری، نقش تعیینکنندهای در تابآوری جامعه مهاجر دارد. شبکههای اجتماعی مجازی، با فراهم آوردن امکان ارتباط سریع و هماهنگی مؤثر، بهمهاجران افغانستانی اجازه میدهند تا سرمایه اجتماعی خود را در بستر مهاجرت بازتولید و تقویت کنند و در مواجهه با چالشهای اجتماعی و فرهنگی، از حمایت جمعی برخوردار شوند.
۵. محدودیتها و چالشهای استفاده از شبکههای اجتماعی
یکی از محدودیتهای اساسی در بهرهگیری از شبکههای اجتماعی مجازی برای مهاجران افغانستانی در فرانسه، مشکلات مربوط بهدسترسی و سواد رسانهای است. اگرچه شبکههای اجتماعی میتوانند ابزار قدرتمندی برای حفظ ارتباطات، انتقال فرهنگ و حمایت اجتماعی باشند، اما همه اعضای جامعه مهاجر بهصورت برابر از این امکانات بهرهمند نیستند.
بخشی از مهاجران افغان، بهویژه افراد مسنتر، زنان خانهدار و افرادی با سطح تحصیلات پایین، با موانع جدی در دسترسی بهابزارهای دیجیتال و اینترنت مواجهاند. محدودیتهای اقتصادی، نبود زیرساختهای مناسب در محل سکونت، یا عدم آشنایی با فناوریهای نوین از جمله دلایل اصلی این مشکل است. این مسئله موجب میشود که بخشی از جامعه مهاجر از فرآیندهای ارتباطی و حمایتی شکلگرفته در فضای مجازی محروم بماند و در معرض انزوای اجتماعی بیشتری قرار گیرد:
«مادرم هنوز با گوشی هوشمند راحت نیست و نمیتونه بهتنهای از واتساپ یا تلگرام استفاده کند. بههمین خاطر، خیلی از اخبار و برنامههای فامیلی را دیرتر میفهمد یا اصلاً متوجه نمیشود.» (زن، ۳۲ ساله، )
علاوه بر موانع سختافزاری، نبود سواد رسانهای کافی نیز یکی از چالشهای مهم است. بسیاری از مهاجران افغان، بهویژه نسل اول، با مفاهیم پایهای امنیت سایبری، تشخیص اخبار جعلی، مدیریت حریم خصوصی و استفاده انتقادی از اطلاعات آنلاین آشنایی کافی ندارند. این ناآگاهی میتواند آنها را در معرض خطرات مختلفی مانند کلاهبرداری اینترنتی، انتشار اطلاعات نادرست یا حتی آسیبهای روانی ناشی از مواجهه با محتوای نامناسب قرار دهد.
این مشکلات دسترسی و ضعف سواد رسانهای، موجب کاهش مشارکت اجتماعی و فرهنگی برخی مهاجران میگردد، و میتواند بهتعمیق شکاف نسلی و جنسیتی در جامعه افغانهای مهاجر نیز منجر شود. نسل دوم و سوم که آشنایی بیشتری با فناوری دارند، بهمراتب فعالتر و تأثیرگذارتر در فضای مجازی هستند، در حالی که نسل اول یا گروههای آسیبپذیرتر، بهحاشیه رانده میشوند.
5-1. محدودیتهای فنی و زبانی
یکی از چالشهای اساسی در بهرهگیری از شبکههای اجتماعی مجازی در میان مهاجران افغان، وجود محدودیتهای فنی و زبانی است که بهویژه گروههای سنی خاص، مانند سالمندان و کودکان، را با موانع جدی مواجه میسازد. افراد سالمند و کسانی که تجربه کمتری با فناوریهای نوین دارند، اغلب در استفاده از ابزارهای ارتباطی دیجیتال با مشکلاتی مواجهاند. نبود آشنایی با نرمافزارها، دشواری در نصب و بهروزرسانی اپلیکیشنها، و حتی نگرانی از امنیت اطلاعات شخصی، از جمله عواملی است که مشارکت این گروهها را در شبکههای اجتماعی کاهش میدهد. بههمین دلیل، بخشی از مهاجران افغانستانی بهحاشیه رانده میشوند و نمیتوانند از فرصتهای ارتباطی و حمایتی فضای مجازی بهرهمند شوند.
محدودیت زبانی نیز بهویژه برای نسل اول مهاجران و کودکان تازهوارد، چالشی جدی محسوب میشود. بسیاری از سالمندان افغانستانی در خواندن و نوشتن بهزبان فارسی/دری یا پشتو دچار مشکل هستند. از سوی دیگر، کودکان و نوجوانان مهاجر که بیشتر با زبان فرانسوی آموزش میبینند، درک و بیان مفاهیم پیچیده فرهنگی بهزبان مادری برایشان دشوار است. این فاصله زبانی، انتقال مؤثر اطلاعات، ارزشها و تجربههای فرهنگی را در فضای مجازی محدود میکند. این محدودیتهای فنی و زبانی، بهتعمیق شکاف نسلی و کاهش مشارکت اجتماعی برخی گروهها در جامعه مهاجر ختم میشود. نسل جوانتر، که مهارت بالاتری در استفاده از فناوری و زبان دارد، بهمراتب فعالتر و تأثیرگذارتر در فضای مجازی است، در حالی که نسل اول و سالمندان بیشتر بهحاشیه رانده میشوند.
5-2. چالشهای امنیتی و حریم خصوصی
یکی از چالشهای مهم و رو بهافزایش در استفاده مهاجران افغانستانی از شبکههای اجتماعی مجازی، نگرانیهای مربوط بهامنیت اطلاعات و حفظ حریم خصوصی است. مهاجران افغان، بهویژه نسل اول و گروههای آسیبپذیرتر، اغلب فاقد دانش کافی درباره مخاطرات امنیتی فضای مجازی هستند و این امر میتواند آنها را در معرض تهدیدهای جدی قرار دهد. مهاجران افغانستانی در گروههای مجازی، اطلاعات شخصی، تصاویر خانوادگی و حتی مسائل حساس مربوط بهوضعیت اقامت یا مشکلات اجتماعی خود را بهاشتراک میگذارند. این اطلاعات، در صورت نبود آگاهی یا رعایت اصول امنیتی، بهراحتی در اختیار افراد غیرمجاز یا حتی نهادهای دولتی و امنیتی قرار میگیرد. نبود آگاهی کافی نسبت بهتهدیدهای سایبری، مانند فیشینگ، هک حسابهای کاربری یا کلاهبرداریهای اینترنتی نیز مهاجران را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد. برخی از مهاجران افغانستانی تجربه دریافت پیامهای مشکوک یا دعوت بهگروههای ناشناس را داشتهاند که بهسرقت اطلاعات یا سوءاستفاده مالی منجر شده است :
«یک بار با یه خانم فرانسوی با من دوست شد، با هم خیلی حرف میی زدیم من ازش خواسته بودم که همدیگر رو ببینیم ولی فقط عکس میفرستاد. البته من صداشم شنیده بودم یه باز ازم پول خواست منم بهش دادم 2000 یورو. بعدش غیبش زد ...» (مرد، 23 ساله)
افشای ناخواسته اطلاعات خصوصی یا مواجهه با تهدیدهای امنیتی میتواند پیامدهای روانی و اجتماعی جدی، از جمله اضطراب، بیاعتمادی و کاهش مشارکت در فعالیتهای جمعی را بهدنبال داشته باشد. این امر بهویژه برای زنان و نوجوانان مهاجر که ممکن است بیشتر در معرض قضاوت یا سوءاستفاده قرار گیرند، اهمیت دوچندان دارد.
یکی از تأثیرات منفی و چالشهای جدی استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی در میان مهاجران افغانستانی در فرانسه، گسترش شایعات و اخبار نادرست است. بهدلیل محدودیتهای زبانی، فقدان سواد رسانهای کافی و اتکای زیاد بهمنابع غیررسمی، مهاجران افغانستانی بیش از دیگر گروهها در معرض پذیرش و بازنشر اطلاعات نادرست قرار دارند. این وضعیت پیامدهای جدی برای انسجام اجتماعی، سلامت روانی و حتی فرایند ادغام فرهنگی مهاجران بههمراه دارد.
محدودیت در دسترسی بهمنابع رسمی و معتبر، ضعف مهارتهای ارزیابی انتقادی اطلاعات و نقش پررنگ شبکههای غیررسمی خانوادگی و فامیلی در تبادل اخبار، از جمله عوامل اصلی گسترش شایعات در این جامعه است. بسیاری از مهاجران برای کسب اخبار مربوط بهقوانین مهاجرت، وضعیت اقامت، فرصتهای شغلی یا حتی رخدادهای روزمره، بهگروههای واتساپ و تلگرام وابستهاند. این گروهها، اگرچه وظیفه مهمی در حمایت اجتماعی دارند، اما در نبود نظارت و راستیآزمایی، بهبستری برای انتشار سریع شایعات تبدیل میشوند.
گسترش شایعات و اخبار نادرست اضطراب، سردرگمی و حتی تصمیمگیریهای اشتباه در میان مهاجران را افزایش میدهد. بهویژه در شرایط بحران (مانند همهگیری کرونا یا تغییرات ناگهانی در سیاستهای مهاجرتی)، انتشار اطلاعات غلط بههراس جمعی، بیاعتمادی بهنهادهای رسمی و تضعیف همبستگی اجتماعی میانجامد. این مسئله، مهاجران تازهوارد یا افرادی را که دسترسی کمتری بهمنابع رسمی دارند، آسیبپذیرتر میکند.
گروههای بسته زمینه را برای افزایش انزوای فرهنگی فراهم میآورند. هرچند این گروهها میتوانند بهحفظ هویت، انتقال ارزشها و حمایت روانی کمک کنند، اما در صورت محدود شدن ارتباطات صرفاً بهدرون جامعه مهاجر و فقدان تعامل با جامعه میزبان، زمینهساز تحکیم مرزهای فرهنگی و فاصله گرفتن از فرایند ادغام اجتماعی میشوند.
گروههای بسته مجازی، اغلب متشکل از اعضای خانواده، دوستان یا هموطنان هستند که عمدتاً بهزبان مادری (دری، پشتو) ارتباط برقرار میکنند و محتوای فرهنگی و اجتماعی افغانستان را بازتولید مینمایند. تعداد این گروه بسیار زیاد است. این گروهها، با وجود نقش حمایتی، نوعی «حباب فرهنگی» میسازند که مانع از مواجهه و تعامل فعال با جامعه میزبان و دیگر گروههای مهاجر میشود. بسیاری از مهاجران نسل اول و دوم، با این که سالها در فرانسه مقیم هستند اما حتی جملات ساده فرانسوی را نمیتوانند بگویند.
نتیجهگیری
در دنیای معاصر و در عصر دیجیتال، شبکههای اجتماعی مجازی نقشی کلیدی در شکلدهی بههویتهای فرهنگی، حفظ سرمایههای اجتماعی و مقابله با چالشهای مهاجرت ایفا میکنند. این پژوهش نشان داد که جامعه افغانستانی در فرانسه، بهویژه از طریق استفاده از پلتفرمهایی همچون واتساپ، تلگرام و شبکههای دیجیتال دیگر، موفق بهبازآفرینی و تحکیم هویت جمعی خود شدهاند. این فضاهای مجازی، بیش از یک ابزار ارتباطی برای مهاجران افغانستانی هستند؛ آنها بهعنوان «فضاهای عمومی دیجیتال» عمل میکنند که در آن مهاجران فرصت بازسازی فرهنگ، زبان، آیینها و ارزشها را یافته و در مقابل فشارهای همگونسازی اجتماعی مقاومت میکنند.
این پژوهش نشان میدهد که شبکههای مجازی، با تسهیل تعاملات معنادار بین اعضای جامعه مهاجر افغانستانی، نوعی سرمایه اجتماعی دیجیتال شکل دادهاند که نقش بهسزایی در کاهش احساس غربت، انزوا و اضطرابهای ناشی از مهاجرت دارد. این فضاها بهحفظ زبان مادری، سنتها و مناسبتهای فرهنگی کمک کرده و بهعنوان بستری برای تعامل بین نسلها، بهبازتولید دانش فرهنگی و ایجاد حس تعلق جمعی نیز منجر شدهاند.
با این حال، این فضاها بدون چالش نیستند. مشکلات دسترسی، سواد رسانهای، تهدیدهای امنیتی، گسترش شایعات و احتمال همگونسازی فرهنگی، میتواند بهکاهش اثربخشی این شبکهها منجر شود. بهویژه در مورد نسل دوم و سوم مهاجران، که تحت تأثیر قرار گرفتن با جامعه میزبان و فعالیتهای مجازی بیشتر، گاهی فاصله فرهنگی با سنتها و زبان مبدأ ایجاد میکنند. این فاصلهگیری میتواند بهبروز بحران هویتی و تنشهای نسلی منجر شود، اما در عین حال، فرصتی برای ظهور هویتهای ترکیبی نیز فراهم کند که بهانعطافپذیری فرهنگی و سازگاری بیشتر جوامع مهاجر منجر میگردد.
این پژوهش همراستا با مقاله برنال و همکاران (2022) نشان میدهد که شبکههای اجتماعی مجازی نقش بسزایی در تسهیل ارتباطات بین فردی و حمایت اجتماعی دارند. اما این شبکهها میتوانند زمینۀ لغزندهای برای تولید تبعیض و بیگانههراسی باشند. دادههای این مقاله نتایج پژوهش ری (2024) را نیز تایید میکنند که شبکههای اجتماعی مجازی فرصتهای یادگیری و توسعه را برای زنان مهاجر فراهم و دسترسی بهجوامع و روابط را تسهیل میکنند. البته این گشایش درباره مهاجران افغان به صورت درونگروهی رخ داده است و نه در ارتباط با جامعه میزبان. دادههای این مقاله یافتههای کوبو و همکاران (2023) را نیز به نوعی تایید میکند که شبکههای اجتماعی مجازی، راهبردهای مهاجرت را برای مهاجران با افزایش پیوند سرمایه اجتماعی و رفاه عاطفی تسهیل میکند. این شبکهها پیوند بین مهاجران را فراهم و بهآنها مدد میکند تا بر مشکلات فرهنگی توفق یافته و با وجود کنشورزی محدود با فرانسویان در جامعه مقصد تا حدی سازگار شوند. این مقاله چندان با یافتههای پارک و جریتس (2021) منطبق نیست که میگوید شبکههای اجتماعی، مهاجران را قادر میسازد تا هویت فراملی خود را ابراز، سرمایه اجتماعی ایجاد و تعلق در جوامع میزبان را هدایت کنند. مهاجران افغانستانی در این شبکهها با اشتراگگذاری تجربیات خود، با کلیشهها و تبعیضها در زمینههای مختلف نتوانستند چندان کنار بیایند. مهاجران افغانستانی در تضاد با نتایج مطالعه دمیان و واناینگن (2014) نشان میدهند که استفاده از شبکههای اجتماعی، بیشتر بر روابط درونگروهی اثر داشته و نه بر افزایش کیفیت روابط اجتماعی با جامعه مقصد.
در این مقاله نمایان گردید که شبکههای اجتماعی مجازی با تمام چالشهایشان، ابزاری قدرتمند در تحکیم هویت فرهنگی، مقابله با اضطراب مهاجرت و ایجاد حس تعلق جمعی هستند. این شبکهها فرهنگ را حفظ میکنند و فضایی برای مذاکره، تحول و نوآوری فرهنگی نیز فراهم میکنند. بنابراین، درک عمیق از نحوه استفاده افغانستانیهای مهاجر در فرانسه از این فضاها، فرصتها و چالشهای موجود در حفظ هویت فرهنگی را روشن کرده است. مهاجرت در عصر دیجیتال، دیگر یک جابجایی جغرافیایی نیست، بلکه سیالیتی است که در آن هویتها بهطور دائم بازسازی و بازتعریف میشوند. شبکههای اجتماعی مجازی، بهعنوان فضاهای میانی، بهحفظ فرهنگ کمک میکنند و زمینهساز هویتهای چندلایه، ترکیبی و پویا نیز هستند، هویتهایی که میتوانند در عین حفظ ریشهها، در جهانیشدگی معنا یابند و زنده بمانند.
تقدیر و تشکر
بر خود لازم میدانم از نظرات مشورتی ارزشمند آقای دکتر مرتضی کتبی، استاد روانشناسی اجتماعی دانشگاه تهران در تدوین این مقاله قدردانی کنم.
[1] - Institut national de la statistique et des études économiques (INSEE)
[2] - هویت ترکیبی (Hybrid Identity) به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک فرد یا گروه، دارای عناصری از دو یا چند هویت مختلف است. این هویتها میتوانند هویتهای فردی، اجتماعی، قومی، ملی، مذهبی و یا ترکیبی از این موارد باشند. به عبارت دیگر، فرد یا گروه در عین حال که بخشی از یک هویت کلی (مثل هویت ملی) را در خود دارد، عناصری از هویتهای دیگر (مثل هویت قومی یا مذهبی) را نیز در خود حفظ میکند.
[3] - برای اطلاع از دایاسپورای ایرانی در فرانسه نگاه کنید به : میرزائی، 1399.
[4] - Ethnography
[5] - برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به : میرزائی، 1403 الف.