نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

فرزندآوری در پرتو عقلانیت محصور؛ مطالعه‌ای داده‌بنیاد در شهر اصفهان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی- مسائل اجتماعی ایران، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 استاد جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، یزد، ایران
4 دانشیار جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، یزد، ایران
چکیده
فرزندآوری یک رفتار زیستی و همزمان یک رفتار اجتماعی به‌شدت متأثر و منبعث از هنجارهای اجتماعی است. علاوه براین، رفتاری است در قلمرو خصوصی‌ترین تصمیمات زندگی شخصی زوجین که بار سنگینی از مسئولیت‌های بعدی زندگی را متوجه زوجین می‌نماید. از این‌رو، تصمیم مهمی مبتنی بر عقلانیت کران‌مند[1] زوجین است. با توجه به کاهش باروری در جامعه ایران طی سال‌های اخیر، پژوهش حاضر به بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی ترس از فرزندآوری در بین زوجین بی‌فرزند و تک‌فرزند پرداخته است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند استراوس و کوربین و نمونه‌گیری نظری، 30 مصاحبۀ عمیق شامل 15 مصاحبه با یکی از زوجین بی‌فرزند که حداقل سه سال از ازدواج‌شان می‌گذرد و 15 مصاحبه با یکی از زوجین تک‌فرزند که یک فرزند بالای پنج سال دارند و به‌طور ارادی تصمیم به بی‌فرزندی و تک‌فرزندی گرفته‌اند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و تحلیل داده‌ها به شیوۀ کد‌گذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفته است. مقوله هسته تحقیق «فرزندآوری به‌مثابۀ عقلانیت محصور» و پدیده مرکزی «تغییر ساختارهای ذهنی» است. نتایج نشان می‌دهند که ساختارهای ذهنی زوجین تغییر یافته است که در این میان عقل‌باوری و فردمحوری در مرکزیت هستند که این امر زمینه‌های انتخاب عقلانی بی‎فرزندی یا تک‌فرزندی را دامن زده است.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Childbearing Within Bounded Rationality: A Grounded Theory Study in Isfahan, Iran

نویسندگان English

Sahar Rezaei 1
Ali Ruhani 2
Abbas Askari-Nodoushan 3
Maliheh Alimondegari 4
1 PhD Candidate of Sociology, Department of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
2 Associate Professor of Sociology, Department of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
3 Professor of Demography, Department of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
4 Associate Professor of Demography, Department of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
چکیده English

Childbearing is simultaneously a biological and profoundly social behavior, significantly influenced by social norms. Moreover, it is a behavior in the realm of private decisions of couples carrying a heavy burden of future responsibilities for them. Thus, it is fundamentally a decision based on couples' bounded rationality. Given the recent decline in fertility rates, this study examines the socio-cultural contexts underlying anxieties related to childbearing among voluntarily childless couples and couples with a single child. Utilizing a qualitative approach based on Strauss and Corbin's systematic Grounded Theory methodology and theoretical sampling, the research conducted 30 in-depth interviews—15 with individuals from voluntarily childless couples married for at least three years, and 15 with individuals from couples who intentionally have only one child aged over five years. Data were gathered through semi-structured interviews, and analysis was conducted through open, axial, and selective coding. The core category identified in the research is "childbearing as bounded rationality," and the central phenomenon is "altered cognitive frameworks." The findings indicate significant shifts in couples' cognitive structures, with rationalism and individualism at the core, facilitating the rational decision to remain childless or to have only one child.

کلیدواژه‌ها English

Childbearing
Voluntarily Childless
Single-child couples
Bounded rationality
Isfahan

مقدمه و بیان مسأله

امروزه بعد کوچک‌تر خانواده در جامعه ایرانی به‌صورت یک هنجار درآمده و خصلتی فرهنگی یافته است.  از دو دهه پیش به این‌سو، ایران به جرگه کشورهایی پیوسته است که با باروریِ پایین روبرو هستند. اگرچه به‌واسطه ساختار سنی در حال تغییر جمعیت کشور، و متأثر از  اثر گشتاوری رشد جمعیت، بازتولید جمعیت ایران همچنان با تداوم رشد مثبت جمعیتی ادامه دارد (سرایی، 1394؛ آقایی و صادقی، 1404)، اما، این دوره براساس الگوهای پیش‌بینیِ جمعیت مرکز آمار ایران (1396، 1400الف) تا دهه 1420 خورشیدی  به سرخواهد آمد و احتمالا نرخ رشد منفی جمعیتی پدیدار و در نتیجه آن، از حجم کلی جمعیت کشور و نیروهای مولدِ جوان کاسته خواهد‌ شد (رزمی، 6:1396).

قانون "حمایت از خانواده و جوانی جمعیت"  نمادی از اراده سیاستگذاری در جهت تشویق رشد جمعیت به منظور تغییر در روند رشد جمعیت و ترمیم ساختار سنی جمعیت است. تصویب این قانون بر اساس اصل 85 قانون اساسی با هدف حمایت از نهاد خانواده، فرزندآوری و ازدیاد جمعیتِ جوان کشور در آبان 1400 انجام شده است. با وجود تصویب و اجرای سیاست‌های تشویقی فرزندآوری، به استناد نتایج پژوهش‌ها، سیر نزولی باروری همچنان استمرار یافته و تلاش‌ها برای متوقف و معکوس نمودن مسیر کاهشی آن، با موفقیت چندانی توأم نبوده است (افشانی و همکاران، 1401). براساس آخرین آمارهای موجود، نرخ باروری کل به زیرسطح جانشینی کاهش یافته است و حتی در برخی از استان‌های کشور به باروری خیلی پایین (در حوالی رقمی کمی بالاتر از یک فرزند) اُفت کرده است (مرکز آمار ایران، 1400ب).

تحقیقات صورت گرفته عوامل متعددی را برای کاهش باروری و فرزندآوری ذکرکرده‌اند؛ از جمله: باورها و نگرش‌های متفاوت در زمینه فرزندآوری (Mayer & Trommsdorff, 2010)، مشکلات اقتصادی و نداشتن شغل (طاووسی و همکاران، 1394)، افزایش سطح تحصیلات (رازقی نصرآباد، 1395)، فرصت‌های شغلی، (Bonoli, 2008؛ قدرتی و همکاران، 1390)، درآمد خانواده و سطح مسئولیت‌پذیری زوجین و گرایش‌های مذهبی آنان (Razeghi Nasrabad & Alimondegari, 2019).

به نظر می‌رسد یکی از چالش‌های مهم در حوزه اجرای سیاست‌های تشویقی فرزندآوری به تغییرات فرهنگی مربوط می‌شود. از وجوهِ بنیادین فرهنگ نیز نظام ارزش‌هاست که رفتارها و هنجارهای افراد از جمله الگوها و رفتارهای باروری را جهت می‌دهد (خواجه نوری و همکاران، 1391). پس از دو دهه پیاده‌سازی سیاست‌های کنترل و کاهش جمعیت، اکنون کم‌فرزندآوری به یک گفتمان و نظام معنایی تبدیل شده است. در این شرایط، نهادها و کارگزاران حاکمیت با در پیش گرفتن سیاستِ مقابلِ آن یعنی افزایش جمعیت، به دنبال رواج دادنِ نظام معنایی جدید در سطح افکارِ عمومی هستند و می‌خواهند اجماع عمومی را در این راستا ایجاد کنند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که عناصر فرهنگی به آسانی تغییرپذیر نیستند و با نوعی سازوکارِ تداوم همراه هستند. براین‌اساس، اتخاذ سیاست افزایش جمعیت از سوی دولت و حکومت به آسانی نمی‌تواند بر نگرش زوجین دربارۀ فرزندآوری و تصمیم آن‌ها تأثیر بگذارد و بدون تردید طراحی هرگونه مداخله جهت افزایش فرزند‌آوری در میان خانواده‌ها، نیازمند شناخت دقیق بسترها و زمینه‌ها، عوامل مداخله‌گر و علل زیربنایی  است که باورها، تمایلات و سرانجام تصمیم‌های فرزندآوری زوجین را شکل می‌دهد. بنابراین با توجه به  تداوم روند باروری پایین در کشور و  افت میزان‌های باروری به زیرسطح جانشینی، برخورد کارشناسی بر پایه شناخت علمی در رابطه با موضوع فرزندآوری اهمیت اساسی دارد.

در این راستا، مطالعه حاضر، تلاشی است هدفمند برای فهم دقیق‌تر از کنش‌های فرزندآوری زوجین در شهر اصفهان، به‌عنوان یکی از مراکز شهری بزرگ کشور که هم‌اکنون باروری پایینی را تجربه می‌کند. بر پایۀ منابع داده‌ای موجود، اصفهان، در زمرۀ استانهایی است که سطح باروری پایینتری از میانگین کشوری دارد و براساس آخرین برآورد مرکز آمار ایران (1400ب) در این استان، میزان باروری کل به ازای هر زن کمتر از 5/1 فرزند است. پیش‌بینی میشود که سطح باروری در شهر اصفهان به‌عنوان مرکز این استان، حتی پایینتر از برآورد مذکور باشد (شمس‌قهفرخی و همکاران، 1401: 9).

بر مبنای آنچه گذشت این پژوهش در پی پاسخ به این مسأله است که بسترهای شکل‌دهنده تصمیم‌های فرزندآوری زوجین تحت تأثیر برهمکنش عوامل متعدد اجتماعی و فرهنگی نظیر تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها، دغدغه تربیت فرزندان، افزایش تحصیلات و موقعیت اجتماعی و تجمل‌گرایی و تنوع‌طلبی، چگونه باعث ترس از فرزندآوری در زوجین می‌شوند؟ و نهایتا چگونه فرایند تصمیم‌گیری زوجین در مورد فرزندآوری در خانواده  را شکل می‌دهد؟

 

 

پیشینه تجربی

مطالعات کمی و کیفی مختلفی در زمینه کم‌فرزندی و عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به فرزندآوری انجام شده است. به‌عنوان مثال، در حوزه مطالعات کمی علیمرادیان و همکاران (1401) نشان می‌دهند که زنان با تحصیلات دانشگاهی، دارای نگرش جنسیتی مدرن، همچنین زنان دارای شبکه اجتماعی محدود و احساس ناامنی اقتصادی- اجتماعی بالا، دیرتر از سایر زنان به فرزند دوم می‌رسند. بنابراین احتمال بقای تک‌فرزندی بالاتری دارند و فاصله‌گذاری طولانی‌تری را بین فرزند اول و دوم تجربه می‌کنند.

 پژوهش عباسی‌شوازی و همکاران (1399) در چارچوب نظریه اجتناب از خطر و انتخاب عقلانی تأثیر امنیت اقتصادی و اجتماعی بر قصد فرزندآوری زنان را آزمون می‌کند. زنانی که خود و یا همسران‌شان در سنین پایین‌تری هستند، زنان با تحصیلات دانشگاهی، زنان بدون فرزند یا تک‌فرزند و زنانی که تجربه حاملگی در دو سال گذشته نداشته‌اند، بیش‌تر قصد فرزندآوری دارند. قصد باروری همچنین با امنیت اقتصادی و نگرانی از آسیب‌های اجتماعی مرتبط است. با کاهش نگرانی از آسیب‌های اجتماعی و افزایش امنیت اقتصادی، قصد فرزندآوری افزایش می‌یابد. بر اساس نتایج تحلیل چند‌متغیره، تأثیر ابعاد مختلف امنیت (عینی و ذهنی) در مقایسه با متغیر سن زنان و تعداد فرزندان اندک است، لیکن با توجه به قصد فرزندآوری در زنان تک‌فرزند و بدون فرزند و ایده‌آل باروری بیش از دو فرزند در جامعه انتظار می‌رود با اقـدامات مـؤثر در جهت کاهش مشکلات اقتصادی در سطح کلان و خانواده و کاهش آسیب‌های اجتماعی، شرایط فرزندآوری در کشور تسهیل و شکاف بین باروری ایده‌آل و واقعی کمتر شود.

 طاووسی و همکاران (‌1396‌) در یک مطالعه ملی  که به‌صورت مقطعی در شهرها و روستاهای کشور انجام شد، در مجموع با تعداد 20935 نفر زنان متأهل در سنین باروری 15-49 و مردان متأهل با همسرانی در سنین باروری از 32 استان در سراسر ایران، به این نتیجه رسیدند مهم‌ترین عامل عدم ‌تمایل به فرزندآوری نگرانی دربارۀ تأمین آیندۀ فرزند و نگرانی از افزایش مشکلات اقتصادی با آوردن فرزند دیگر و مهم‌ترین دلیل تمایل به فرزند‌آوری نیز علاقۀ فطری به فرزندآوری، کسب جایگاه و نقش والدی است.

مطالعه عباسی‌شوازی و خانی (1393)، حاکی از تأثیر معنی‌دار ناامنی اقتصادی بر رفتار وایده‌آل باروری پایین زنان است. طبق نتایج این مطالعه، با وجود نقش تعدیل‌کننده متغیرهای تحصیلات، فاصله بین واقعیات و انتظارات اقتصادی و سن زنان، تأثیر معنی‌دار ناامنی اقتصادی بر باروری همچنان پایدار بوده است. نتیجه سیاستی مقاله این است که در تدوین و اعمال سیاست‌های تسهیل فرزندآوری توجه به ویژگی‌های اقتصادی زوجین در سنین باروری ضروری است.

مباشری و همکاران (1392) در پژوهشی نتیجه گرفتند که عوامل افزایش هزینه‌ها و فشار اقتصادی، عدم وجود حمایت‌ها و تسهیلات رفاهی و نگرش فرهنگی در باب فرزندآوری زیاد از مهم‌ترین عوامل دخیل در تک‌فرزندی و یا نداشتن فرزند در بین زنان متأهل بوده است.

برخی مطالعات کیفی نیز با هدف کشف عدم تمایل به فرزندآوری، زمینه‌های کم‌فرزندی و الگوی تصمیم‌گیری فرزند در بین زنان و مردان در شهرهای مختلف انجام شده است. شمس قهفرخی و همکاران (1402) در مطالعه‌ای کیفی با هدف شناسایی الگوهای ذهنی مردم در مورد فرزندآوری با کاربست روش‌شناسی کیو، به این نتیجه رسیدند که براساس تحلیل نتایج، چهار الگوی ذهنی رایج در جامعۀ موردمطالعه به دست آمده که شامل «الگوی ذهنی فرزندآوریِ معطوف به اقتصاد»، «الگوی ذهنی فرزندآوریِ رفاه‌طلبانه»، «الگوی ذهنی موافق فرزندآوری» و «الگوی ذهنی مخالف فرزندآوری» بود.

شمس‌قهفرخی و همکاران (1401) در مطالعه‌ای کیفی ؛ با هدف واکاوی چالش‌های فردی و اجتماعی فرزندآوری به این نتیجه رسیدند که بیم‌ و هراس‌های اقتصادی، آینده‌هراسی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و دغدغه‌های انباشته تصمیم به فرزندآوری را درگیر محاسبات مبتنی بر عقلانی بودن ابزاری می‌کند. چنین محاسبا‌تی نه ‌تنها انواع راهبردها را در خانواده‌ها فعال، آن‌ها را دچار نوعی دگردیسی و گذار ارزشی می‌کند. همچنین، برنامه‌ها و سیاست‌های تشویقی جمعیت، زمانی موفق است که با درک واقع‌بینانه از چالش‌های فرزندآوری زوجین، برای رفع آن‌ها تلاش کنند. علی‌رغم این که این مطالعه نگاه جامعی به موضوع کم‌فرزندی داشته است ولی نمونه مورد بررسی در این مطالعه زنان و مردان مجرد و متأهل می‌باشند، در حالی‌که در مطالعه حاضر نمونه‌ها زوجینی هستند که به‌طور ارادی و آگاهانه بی‌فرزندی و تک‌فرزندی را انتخاب کرده‌اند لذا از این جهت با مطالعه شمس قهفرخی و همکاران (1401) متفاوت است.

یافته‌های مطالعه جعفری‌سیریزی و همکاران (1401)  که به کاوشی انتقادی از دغدغه‌های اجتماعی مادران در رابطه با فرزندپروری پرداخته‌اند، نشان‌دهندۀ فشارها، دغدغه‌ها و چالش‌های فرزندپروری، همیاری ضعیف مردان در فرزندپروری، توقعات فزاینده فرزند، ضرورت آرامش در محیط خانواده و نظایر آن بود. برپایه نتایج، رنج‌ها و مشقات مادر و دغدغه‌ها و مشغله‌های طاقت‌فرسای او در قبال تربیت و پرورش فرزند، با توجه به تغییر و دگرگونی ساخت خانواده و جامعه در دوران مدرن، چند برابر شده است. از‌این‌رو، افزایش حمایت‌های اجتماعی از زنان در امر فرزندآوری، لحاظ کردن تسهیلات فراغتی و تأمین رفاه برای مادران و زنان و گذاشتن جلسات آموزشی در امر فرزند‌آوری و فرزندپروری از طریق نهادهای مربوطه ضرورت دارد.

مطالعه حمیدی‌فر و همکاران (1395)، نشان داد که افراد داشتن و یا نداشتن فرزند را مانند انتخابی می‌دانند که برای انتخاب‌های دیگر به تعویق می‌افتد و یا سرکوب می‌شود. مهم‌ترین دلایل افراد برای بی‌فرزندی مسئولیت زیاد پدری و مادری، محدودیت‌های اجتماعی فرزند برای والدین، محدودیت‌های زناشویی فرزند برای والدین، هزینه زیاد داشتن فرزند و مخاطره‌های بارداری برای زنان است.

محمودیان و همکاران (1388) با انجام 53 مصاحبه عمیق با زنان و مردان متأهل و مجرد سنین مختلف، به این نتیجه رسیدند که کم‌فرزندآوری در این جامعه به‌عنوان یک کنش اجتماعی معنادار از رواج و شیوع گسترده‌ای برخوردار است و در قالب نوعی گفتمان و نظام معنایی و کنش افراد و خانواده‌ها حاکم است. نمونه مورد بررسی در این مطالعه زنان و مردان متاهل و مجرد در سنین مختلف بوده‌اند. مطالعه حاضر به لحاظ نمونه و بستر پژوهش با مطالعه محمودیان و همکاران متفاوت است.

بر این اساس این پژوهش در نظر دارد با رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای به بررسی ابعاد و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی که باعث ترس از فرزندآوری در زوجین می‌شود، بپردازد. مطالعه حاضر، در امتداد مطالعات پیشین در این زمینه قرار می‌گیرد و دستاوردهای پژوهشی این حوزه را روزآمد می‌کند. در واقع این پژوهش سعی می‌کند مسئله فرزندآوری را در لایه‌های اجتماعی و میدان واقعیت بررسی کند و شواهد و بینش‌های بیش‌تری در  موردرفتارها و تصمیم‌های فرزندآوری زوجین در شهر اصفهان ارائه نماید.

 

چارچوب مفهومی

پژوهش حاضر از رویکرد پارادایمی تفسیری و روش کیفی، بهره می‌برد. بنابراین بررسی نظریه‌های مرتبط با موضوع نه با هدف نظریه آزمایی بلکه با هدف ارتقا حساسیت نظری تحقیق انجام شده است. همچنین برخی از مؤلفه‌ها و نظریه‌ها و دستاوردهای مطالعات پیشین راهنمای اصلی برای هدایت پژوهش حاضر در میدان تحقیق بوده است. در این بخش از مقاله، به‌طور خلاصه، به دیدگاه‌های نظری مرتبط با موضوع پرداخته می‌شود. در زمینه کم‌فرزندی و تأخیر یا فاصله‌گذاری بین فرزندان می‌توان به پاره‌ای از تئوری‌های عام‌تری اشاره کرد که قابل کاربرد در زمینه کنش فرزندآوری نیز هستند.

یکی از نظریه‌هایی که به همگرا شدن روندها و الگوهای تغییر خانواده در جوامع مختلف تأکید دارد نظریۀ مدرنیزاسیون خانواده یا مدل همگرایی خانواده است. مطابق با نظریه گود[1] (1963) در جوامع مختلف به دلیل صنعتی شدن، مدرنیزاسیون و رشد شهرنشینی که فرایندی متداول در سطح جهان است، تغییر در الگوها و ساختارهای خانوادگی، در مسیری همگرا و مشابه به پیش می‌رود. به‌طوری‌که، مدل خانواده هسته‌ای موجود در جوامع صنعتی، به الگوی غالب و مسلط در سایر جوامع دنیا تبدیل می‌شود. در این فرایند ویژگی‌ها و عناصر خانواده احتمالا در جهت تغییراتی مانند آزادی بیش‌تر در انتخاب همسر، ازدواج در سنین بالاتر، فرزندآوری در سن بالاتر همراه با طول سالیان کم‌تر، تعداد فرزندان کم‌تر و با فاصله‌گذاری طولانی‌تر و نهایتا برابری جنسیتی بیش‌تر حرکت می‌نماید. در مجموع نظریه‌پردازان نوسازی معتقدند که فرایند نوسازی، منجر به تغییر جهت روان‌شناختی از تقدیرگرایی به احساس خودکنترلی امور، از جمله در زمینه کنترل اندازة خانواده شده است (لوکاس و میر، 1381: 37).

یکی دیگر از نظریاتی که کاهش فرزندآوری را می‌تواند تبیین کند نظریه انتخاب عقلانی است. مدل‌های نظری کلاسیک اقتصاد باروری (Becker 1981; Willis 1973; Easterline 1980)، رفتار فرزندآوری زوجین را به‌مثابه یک رفتار اقتصادی عقلانی در نظر می‌گیرند (مهربانی، 1392) و معتقدند که تصمیم‌های فرزندآوری زوجین در ترازوی محاسبات و عقلانیت اقتصادی زوجین اتخاذ می‌شود. توضیح آنکه افراد در مقام عمل اهداف گوناگونی دارند که با مقایسه آن‌ها بر اساس مفهوم فایده، آن‌چه را انتخاب می‌کنند که سودش بیش‌تر از ضررش باشد. بنابراین در صورتی که فرزندآوری هزینه‌های قابل توجه اقتصادی و اجتماعی (همچون کاهش مشارکت در نیروی‌کار برای مادر) به همراه داشته باشد، از آن خودداری می‌کنند. با در نظر گرفتن این منافع و هزینه‌ها است که نهایتا زوجین دست به انتخاب میان کمیت و کیفیت فرزندان خود می‌زنند. در بیان اقتصادی این تئوری، تقاضا برای فرزند تابع منافعی است که والدین از فرزندان‌شان انتظار دارند و والدین همواره تصمیماتی را اخذ می‌کنند که منافع‌شان را به حداکثر برساند (Joshi and David 2006). البته گفتنی است که مطلوبیت فرزند برای والدین هم از جهت تعداد فرزندان (یعنی کمّیت) و هم از جهت مقدار سرمایه‌گذاری انجام شده بر روی فرزندان (یعنی کیفیت) است (Doepke et al. 2022) در شرایطی که هزینه‌های تأکیدها بر کیفیت فرزندان از یک‌سو و همچنین هزینه‌های فرصتی والدین از سوی دیگر، رو به افزایش باشد، تصمیم والدین به داشتن فرزندان کم‌تر سوق خواهد یافت.

در همین راستا، نظریه اجتناب و دوری از خطر، با الهام از تئوری‌های اقتصادی معتقدند که وجود مخاطرات در جامعه و نگرانی‌هایی که افراد از شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه، بی‌اطمینانی در بازار کار و همچنین بی‌اطمینانی از وضعیت آینده دارند، می‌تواند تصمیمات و رفتارهای باروری کنشگران را تغییر دهد و باعث شود که افراد تشکیل خانواده و داشتن فرزند (بیش‌تر) را به آینده محول می‌سازند (Kohler, Billari & Ortega    2002, Mills and Blossfeld 2013; Vignoli et al., 2020  ). زیرا "تشکیل خانواده یا والدین شدن جزء تعهدات بلندمدت و به شدت نیازمند منابع هستند و زمانی که آینده ناامن درک شود، این ترتیبات به آینده موکول می‌شوند یا مورد چشم‌پوشی قرار می‌گیرند" (Bernardi, Klarner, Lippe 2008: 292). بنابراین، احساس ناامنی و عدم‌قطعیت در مورد آینده محرکی برای تأخیر در تشکیل خانواده و تغییر در نیات باروری را فراهم می‌کند (Kohler, Billari & Ortega, 2002). با این اوصاف، هنگامی‏که افراد درک مبهم و نامعلومی از چشم‌اندازهای اقتصادی داشته باشند، تمایل دارند به‌شیوه‌ای عمل کنند که از خطر اجتناب و دوری کنند (عباسی‌شوازی و همکاران، 1399؛ عباسی‌شوازی و خانی، 1393). در واقع، رویکرد اجتناب و دوری از خطر فرض را بر این می‏گذارد که افراد در وضعیت ناامنی و نابسامانی اقتصادی، به‌جای سرمایه‌گذاری بر روی داشتن فرزند که با ناامنی و هزینه بیش‌تر همراه است سرمایه‌گذاری بر روی امنیت و منافع اقتصادی (پس‌انداز، دستیابی به بازار کار، آموزش) را در فکر می‌پرورانند (Fiori et al 2014). براساس این رویکرد، در تصمیم‌گیری برای داشتن فرزند، افراد محاسبه می‌کنند که آیا سود یک فرزند اضافی بیش‌‌تر از هزینه‌ها است؟ اگر هزینه اقتصادی کودکان افزایش یابد، برخی از آستانههای روانی فردی رد می‌شود و تصمیم به عدم داشتن فرزند (دیگر) گرفته می‌شود. با افزایش سن، مزایای روانشناختی مربوط به اضافه شدن فرزندان بعدی کاهش مییابد. در جامعه‌ای که فواید روانی فرزندآوری کم یا هزینه‌های اقتصادی فرزندآوری زیاد است، باروری نیز پایین، بی‌فرزندی زیاد و افراد کم‌تر صاحب فرزند خواهند شد (عباسی‌شوازی و همکاران 1399).

در چارچوب رویکرد نهادی تحلیل باروری (McNicoll 1980, 1994; Greenhalgh 1988)، بر چگونگی برهمکنش نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ترکیب با مقتضیات متمایز فرهنگی و عناصر منحصربه‏فرد و ریشه‌دار تاریخی هر جامعه تأکید می‌شود. در رویکرد نهادی تحلیل باروری، دقت در چگونگی تأثیرپذیری ادراکات و رفتارهای دموگرافیک فردی از تعامل این نهادها دارای اهمیت است و تلاش بر این است که با لحاظ کردن تفاوت‏های موجود در بافت نهادی هر جامعه تبیینی منسجم از ارتباط میان عوامل تعیین‌کننده سطح کلان و رفتارهای فردی باروری ارائه شود (عباسی‌شوازی و عسکری‌ندوشن 1384). مک‌نیکل در رویکرد نهادی تحلیل باروری، از مفهوم "عقلانیت کران‌مند" (یا عقلانیت محصور یا کران‌مند) هربرت سایمون (1982، 1976) الهام می‌گیرد و معتقد است که گزینه‌های رفتار باروری که برای افراد وجود دارند، فقط شامل یک انتخاب از بین گزینه‌های مختلف است و این انتخاب بستگی به ساختار محیط اطلاعاتی دارد که به‌وسیله نهادهای اجتماعی شکل گرفته است. لازم به توضیح است که رویکرد مرسوم علم اقتصاد، بر عقلانیت کامل استوار است و عقلانیت را پیشفرضی می‌داند که بر پایۀ نفع شخصی بنا شده است. انتقادهای بسیاری به رویکرد عقلانیت کامل وارد شده است. یکی از این انتقادها، عقلانیت محصور یا کران‌مند در مقابل عقلانیت کامل است که هربرت سایمون (1976، 1982) مطرحکرده است. هربرت سایمون با نقد رویکرد عقلانیت کامل اقتصاد کلاسیک، رویکرد عقلانیت محصور را مطرح می‌کند. او، فرآیند تصمیم را نه یک فرآیند کاملاً در اختیار فرد با دانش کامل، که یک فرآیند تحتتأثیر انواع محدودیتهای بیرونی و درونی میداند. این فرآیند طی سه مرحلۀ جستوجو، ارزیابی و تصمیمگیری به انتخاب منجر میشود. در نهایت، تصمیمی که فرد اتخاذ میکند، تصمیمی کاملاً بهینه نیست، بلکه تصمیمی است که وی را به یک حد رضایتمندی میرساند که موجب میشود او جستوجو و ارزیابی را متوقف کند. رضایتمندی فرد از انتخاب انجامشده، برخلاف رویکرد عقلانیت کامل، تنها مطلوبیت حاصل از برآوردهشدن کامل نفع شخصی نیست، بلکه رضایتمندی اعتقادی، اجتماعی و فردی تصمیمگیرنده را همزمان در پی دارد. گرچه روش پژوهش سایمون ساده و بدیهی مینماید، به نظر می‌رسد نتیجۀ این نظریه از روش آن بسیار مهمتر است.

در مجموع به نظر می‌رسد نظریه نوسازی، تئوری‌های انتخاب عقلانی، عقلانیت محصور (مرزبندی‌شده)  و اجتناب از خطر نظریه‌های هستند که تبیین مناسبی برای کنش زوجین در انتخاب کم‌فرزنــدآوری ارائه می‌دهند. زوجین براســاس نگرش‌ها و ارزش‌هــا و انتظاراتی که از زندگی دارند، هزینه‌ها و فواید فرزند داشــتن را ســبک و سنگین می‌کنند و سپس درباره  داشتن فرزند و  تعداد فرزندان‌شان و زمان فرزندآوری تصمیم می‌گیرند. این چارچوب مفهومی در فهم تفاسیر زوجین از فرزندآوری می‌تواند راهگشــا باشــد. از آنجا که در این چارچوب، دریافت‌های شخصی و تجارب زیسته افراد اهمیت می‌یابد، روش تحقیق کیفی که رویکردی تفسیری و معناکاوانه دارد متناسب با چنین پژوهشی است.

 

روش و داده‌های تحقیق

مطالعه حاضر از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه‌زمینه‌ای استفاده می‌کند. در پژوهش کیفی محقق با ورود به میدان، به غوطه‌وری در داده‌ها به قصد کشف معانی می‌پردازد (نیومن، 1389: 305). منظور از نظریه زمینه‌ای، نظریه‌ای برگرفته از داده‌هایی است که در فرایند پژوهش به‌صورت نظام‌مند، گردآوری و تحلیل می‌شوند (جهانگیری و همکاران، 1393). در این مسیر از نمونه‌گیری نظری استفاده شد. برای گردآوری داده‌ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است که مهم‌ترین فن گردآوری داده‌های زمینه‌ای محسوب می‌شود (محمدپور، 1392: 322-323). در این مطالعه به‌صورت هدفمند، مشارکت‌کنندگانی انتخاب شدند و تعداد این مشارکت‌کنندگان تا جایی اضافه شد که اشباع نظری صورت گرفت و داده‌های جدیدی به داده‌ها اضافه نشد. در این مطالعه اشباع داده‌ها با 30 مشارکت‌کننده حاصل شد. جامعه پژوهش شامل 15 زوج بی‌فرزند ارادی که حداقل سه سال از ازدواج‌شان می‌گذرد و همچنین 15 زوج تک‌فرزند که یک فرزند بالای 5 سال دارند و  به‌طور ارادی تک‌فرزندی را انتخاب کرده‌اند، می‌باشد و به این نکته نیز اشاره می‌شود که  مصاحبه‌ها با یکی از زوجین صورت گرفته است، به دلیل اینکه تصمیم به فرزندآوری یا عدم آن یک تصمیم دو نفره است و بنابراین ممکن است برخی از دلایل زوجین در این زمینه مشترک باشد تا حد امکان از مصاحبه‌های زوجی خودداری شد. به‌طور میانگین، زمان هر مصاحبه بین 40 تا 90 دقیقه بود. گردآوری داده‌های تحقیق با جلب رضایت و اعتماد مشارکت‌کنندگان برای همکاری صادقانه، بیان هدف‌ها، ماهیت پژوهش و تأکید بر محرمانه ماندن اطلاعات صورت گرفت. مصاحبه‌شوندگان با آگاهی کامل به فرایند مصاحبه با شرکت در پژوهش موافقت کردند. بعد از انجام مصاحبه با رعایت موازین اخلاقی هر مصاحبه به‌صورت دقیق پیاده‌سازی شد.

فعالیت عمده در نظریه زمینه‌ای، تجزیه و تحلیل داده‌ها است. در این نظریه تحلیل داده‌ها بر اساس سه شیوۀ کدگذاری باز[2]، کدگذاری محوری[3] و کدگذاری انتخابی[4] (گزینشی) است. کدگذاری فرایندی تحلیلی است که براساس آن داده‌ها مفهوم‌گذاری می‌شوند و به هم می‌پیوندند تا نظریه را شکل دهند (کرسول 1400). پس از پیاده‌سازی هر مصاحبه، روند کدگذاری انجام گرفت و پس از پایان یافتن همه مصاحبه‌ها، جمع‌بندی از فر ایند کدگذاری و دست‌یابی به مقوله‌های فرعی و اصلی انجام شد.  برای ارزیابی پژوهش کیفی از ملاکهای مطرح شده توسط لینکلن و گوبا[5] (1985) استفاده شده است. برای دست‌یابی به اعتبارپذیری در ابتدا از تکنیک کنترل از سوی اعضا استفاده شد، به این صورت که بعد از تحلیل یافته‌ها، مفاهیم و مقوله‌ها از تعدادی از مشارکت‌کنندگان خواسته شد تا ارزیابی و نظر خود را دربارۀ صحت یافته‌ها مطرح کنند. همین‌طور برای انتخاب مقوله‌های مناسب از نظر استادان خبره استفاده شد. استفاده از نظریه‌های همتایان علمی و خبره یکی از ملاک‌های تأمین اعتبار تحقیق در مطالعات کیفی است.

ویژگی‌های افراد حاضر در پژوهش در جدول 1 آورده شده است. مشارکت‌کنندگان در بازۀ سنی 28 تا 45 سالگی هستند. تحصیلات شرکت‌کنندگان از دیپلم تا دکتراست و در زمینه‌های شغلی کارمندی، دبیری، شغل آزاد، خانه داری و ... فعالیت داشته‌اند. در پژوهش حاضر برای حفظ حریم خصوصی اشخاص شرکت‌کننده تمامی اسامی شرکت‌کننده در جدول 1 غیر واقعی و مستعار است.

 

جدول 1: ویژگی‌های جمعیتی مشارکت‌کنندگان

نام مستعار

سن

تحصیلات

شغل

تعداد فرزند

نیلوفر

28

کارشناسی حسابداری

حسابدار

بی‌فرزند

مهسا

28

دیپلم

تولید محتوا

     بی‌فرزند

سارا

29

کاردانی

آرایشگر

   تک‌فرزند

بتول

31

دیپلم

خانه‌دار

   تک‌فرزند

مونا

35

کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی

بازیگر تئاتر

بی‌فرزند

مریم

35

کارشناسی‌ارشد مشاوره

مشاور

بی‌فرزند

الهه

35

کارشناسی کامپیوتر

ماساژ درمانی

بی‌فرزند

فرهاد

35

ارشد روانشناسی ورزشی

ورزشکار

بی‌فرزند

مریم

36

کارشناسی‌ارشد بیمه

کارمند بیمه

     تک‌فرزند

غزال

37

ارشد برنامه‌ریزی گردشگری

مربی ورزشی

بی‌فرزند

امین

37

کارشناسی

کارمند

بی‌فرزند

فاطمه

37

کارشناسی کامپیوتر

عکاس

تک‌فرزند

نرگس

37

کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی

معلم

تک‌فرزند

امیر

38

کارشناسی

آزاد

بی‌فرزند

مهین

38

کارشناسی

کارمند

بی‌فرزند

ریحانه

38

کارشناسی‌ارشد تاریخ

کارمند

بی‌فرزند

الهه

     38

کارشناسی مدیریت بازرگانی

خانه‌دار

تک‌فرزند

فریده

38

کاردانی

خانه‌دار

تک‌فرزند

سمیه

38

کارشناسی‌ارشد صنایع

خانه‌دار

تک‌فرزند

سارا

38

کارشناسی

معلم

تک‌فرزند

الهام

38

کارشناسی

کارمند

تک‌فرزند

مهدیه

39

کارشناسی پرستاری

پرستار

بی‌فرزند

زهرا

39

دکترای ادبیات فارسی

دبیر

تک‌فرزند

رویا

39

کارشناسی تربیت بدنی

دبیر

تک‌فرزند

شهین

40

کارشناسی پرستاری

پرستار

بی‌فرزند

مجید

40

کارشناسی

کارمند

بی‌فرزند

ناهید

40

ارشد روانشناسی تربیتی

مشاور

تک‌فرزند

احمد

41

کارشناسی‌ارشد علوم سیاسی

ماساژ درمانی

بی‌فرزند

هاجر

41

دیپلم

خانه‌دار

تک‌فرزند

پریسا

43

کارشناسی‌ارشد کامپیوتر

حسابدار

تک‌فرزند

 

یافته‌ها

یافته‌ها، زمینه‌های تغییر تمایل به  فرزندآوری و ترس از فرزندآوری را در زوجین بی‌فرزند و تک‌فرزند، نشان می‌دهد. با توجه به مصاحبه‌های انجام شده می‌توان این دلایل و زمینه‌ها را در 331 مفهوم، 43 مقوله فرعی و 11 مقوله اصلی و در نهایت یک مقوله هسته تقسیم کرد.

 

جدول 2: مقوله‌های فرعی و اصلی تشکیل دهندۀ مقولۀ هستۀ «فرزندآوری به‌مثابه عقلانیت محصور»

Table 2- Sub-Categories and Main Categories which Constituted the Core Category of childbearing as Bounded Rationality

مقولات فرعی

مقولات اصلی

مقوله هسته

فضای بی‌اطمینانی به آینده

 

 

فضای بی‌اطمینانی و پیش‌بینی‌ناپذیری

 

 

فرزندآوری به‌مثابۀ

عقلانیت محصور

شرایط نامساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

کاهش اعتماد اجتماعی

فضای بی‌اطمینانی به مسائل زیست‌محیطی

دغدغه‌های تورمی

بحران مسکن

ناامنی و بی‌ثباتی شغلی

حجم کاری بیش از حد

مدیریت نادرست منابع مالی کشور

فقدان زیرساخت‌های مناسب

ناامنی سیاسی

نارضایتی اجتماعی

ترس از سیستم آموزشی برای فرزند

حساسیت بالای زوجین

کمال‌گرایی

خودارزیابی بیش از حد انتقادی

ترس از والدگری نامطلوب

تغییر ذائقه و علایق

تغییر ساختارهای ذهنی

تغییر فضای فکری

تغییر در باورها و اعتقادات

تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده

مادی‌گرایی و رفاه‌طلبی

تغییر سبک و معیارهای زندگی

مسئلۀ بی‌معنایی در زندگی

نگاه سکولار به فرزندآوری

تغییر فرهنگ عمومی

تغییر بسترهای فرهنگی

تراژدی فرهنگی

تمایل به دوری از فرزندآوری

تمایل به کاهش فرزندآوری

افزایش سطح تحصیلی و تمایل به دوری از فرزندآوری

رواج اندیشه‌های غرب گرایانه

فشار هژمونیک برای بی‌فرزندی

تغییر سبک‌های فرزندپروری

نگاه کیفی به فرزند

تجربه زیسته سخت از دوران کودکی

تجربه زیسته سخت از دوران کودکی

تعین عقل در فرزندآوری

عقل باوری

انتخاب آگاهانه بی‌فرزندی به واسطه مطالعات فراوان

سیاست مبتنی بر هویت شخصی

فردمحوری

گرایش به استقلال

تبلیغات مضر

کاشت رسانه‌ای

کاشت رسانه‌ای

اعتیاد دوستان و نزدیکان

تعاملات مخاطره‌آمیز

رفتارهای مخاطره‌آمیز

ناامیدی اجتماعی

امید به آینده و زندگی

 

 

مقولات اصلی تحقیق

1ـ فضای بی‌اطمینانی و پیش‌بینی‌ناپذیری

 این مقوله اصلی ابعاد و متعلقات زیادی از جمله فضای بی‌اطمینانی به آینده، فضای بی‌اطمینانی اقتصادی، دغدغه‌های تورمی، ناامنی سیاسی، حجم کاری بیش از حد، فقدان زیرساخت‌های مناسب، فضای بی‌اطمینانی به مسائل زیست‌محیطی، بحران مسکن و ... را شامل بود. بی‌اطمینانی شرایطی است که در آن پیشامدهای ممکن که در آینده اتفاق می‌افتد مشخص نیست، در چنین شرایطی تصمیم‌گیری در مورد آینده پیچیده و دشوار و "فضای بی‌اطمینانی" بر تصمیم‌ها حاکم می‌شود. یکی از موارد مهم تصمیم‌گیری در زندگی، فرزندآوری می‌باشد. مشارکت‌کنندگان حاکم بودن چنین فضای بی‌اطمینانی در همه جوانب ذکر شده را از عوامل مؤثر بر ترس از فرزندآوری می‌دانند و داشتن فرزند را در این شرایط عقلانی نمی‌دانند. مجید (40 ساله، بی‌فرزند، با تحصیلات کارشناسی) در مورد آینده مبهم می‌گوید:

«واقعا آدم نمی‌تونه برنامه‌ریزی بکنه برای یک ساعت، یک روز بعدش، چطور می‌تونه برای آینده‌ی فرزندش، برای سال‌های آتی برنامه‌ریزی کنه؟ اقتصادش چی میشه؟ وضع مسکنش چی میشه؟ وضع شغل و درآمدش چی میشه؟ وضع ازدواج و ... در نتیجه می‌تونم به قاطعیت بگم 100 درصد این موضوع مؤثره. آدم وقتی آینده روشنی پیش روی خودش نبینه نمی‌تونه برنامه‌ریزی کنه برای فرزندآوری».

سیستم آموزشی فعلی نیز زمینه ترس از فرزندآوری را در نگاه مشارکت‌کنندگان به وجود آورده است. از دید مشارکت‌کنندگان سیستم آموزشی از کیفیت مطلوب برخوردار نیست و همین امر مانعی برای فرزندآوری شده است. برای مثال احمد (41 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) این‌گونه اظهار‌نظر می‌کند:

«بحث آموزش و پرورش خیلی مهمه به نظر من. اگر یک آموزش و پرورشی داشتیم که خیلی توی خلاقیت و رشد بچه کمک می‌کرد، می‌تونست حداقل یک نگاه مثبت به من نوعی بده که بچه بیارم اما من نمی‌خوام بچه در چنین آموزش پرورشی باشه. ... یعنی وضع خیلی خیلی خراب‌تر از اون چیزی که فکرشو می‌کنیم قراره بشه».

 

2ـ کمال‌گرایی

 کمال‌گرایی یکی از مشکلاتی است که بیش‌تر افراد درگیر آن هستند. کمال‌گرایی به شکل بیمارگونه آن یعنی داشتن معیارها و خواسته‌هایی که غیر واقع‌گرایانه هستند و انجام آن‌ها سخت و دشوار است. حساسیت بالای زوجین، خودارزیابی بیش از حد انتقادی و ترس از والدگری نامطلوب عواملی هستند که باعث ایجاد ترس از فرزندآوری شده‌اند. مشارکت‌کنندگان تحقیق معتقد بودند که برای رسیدن به بهترین خود در امر فرزندآوری در محدوۀ عقلانی و واقعیت تلاش می‌کنند اما با توجه به شرایط فعلی جامعه فرزندآوری را امری عقلانی نمی‌دانند. شواهد مصاحبه‌ها صحت این امر را نشان می‌دهد. مونا (35 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) معتقد است:

«من خودم شخصا یه مقداری ایدئال‌گرا هستم و همیشه دنبال اینم که در هنگام مواجه با مسئله‌ای بهترین راه حل رو داشته باشم خب این قطعا دغدغه‌ام خواهد بود که اگر بچه‌دار بشم بتونم بهترین‌ها رو براش فراهم بکنم و خب چون می‌دونم نمی‌تونم این یکی از دلایلی هست که تصمیم گرفتم بچه‌دار نشم. بهترین‌ها موارد تربیتی مد نظرمه نه خوراک و پوشاک و این چیزا. موارد تربیتی مثلا در مواجهه با اون رفتارها چه کاری بکنیم و این خیلی مهمه».

همچنین احمد (41 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) این‌گونه اظهار‌نظر می‌کند:

«یکی از چیزهایی که با خانمم صحبت می‌کنیم همیشه اینه که ما بحث تربیت رو خیلی اهمیت میدیم و فکر می‌کنیم که ما خودمون درست تربیت نشدیم تا اینکه بخوایم یه بچه‌ای رو تربیت کنیم. یعنی این‌که ما خودمون هزار جور مشکل داریم برای بحث تربیتی یعنی بک‌گراند خودمون رو که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همچین افرادی (همچین افرادی که میگم همۀ ایرانی ها رو شامل میشه‌ها)  بر این باور بودن که بچه بالاخره بزرگ میشه، بالاخره یاد می‌گیره یه سری چیزها و فلان. اما خود من یه سری مطالعات روانشناسی هم دارم اینو خیلی برام مهمه که خودم باید خیلی اطلاعات داشته باشم دربارۀ تربیت بچه که بتونم اون چیزی که مد نظرم هست رو پیاده‌سازی کنم و اون اطلاعات رو ندارم. این به نظرم نقصانیه که ما داریم تو بحث تربیت کردن و این یکی از موانع هست دیگه دقیقا».

 

3ـ تغییر ساختارهای ذهنی

تغییر ساختار و ذهنیت است که تغییر ایجاد می‌کند. مهم‌ترین عوامل در فرزندآوری در دهه‌های اخیر به تغییر ساختارهای ذهنی و تغییر ذائقه‌خواهی زوجین برمی‌گردد زیرا زوج‌های بسیاری با وجود شرایط اقتصادی مطلوب تمایل به فرزندآوری ندارند. در پژوهش حاضر نیز اغلب مشارکت‌کنندگان معتقدند فضای فکری و ذهنی‌شان نسبت به گذشته متفاوت شده است و آن‌ها مثل مادران و پدران خود فکر نمی‌کنند و داشتن فرزند یا تعداد زیاد فرزندان از اولویت‌ها و علائق‌شان نیست. برای مثال فرهاد (35 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«من خودم شخصا میگم روزی اگر احساس نیاز کنم برای بچه‌دار شدن به جای اینکه بیام پای یک روح جدید رو به این دنیای نامعلوم باز کنم سعی می‌کنم شرایطش باشه برم یه بچه رو به فرزندی قبول کنم. شاید بتونم این‌طوری یه موجودی که پاش تو این دنیا باز شده، یه زندگی بهتری براش فراهم کنم.»

همچنین سمیه (38 ساله، تک‌فرزند، با تحصلات کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«من خودم الان تو وضعیت خودم اصلا علاقه‌ای به آوردن فرزند دوم ندارم، من همیشه تو ذهن خودم دوست داشتم پیشرفت خودمو بکنم و من احساس می‌کنم بچه‌ای که آوردم مانع از پیشرفتم شد و من نتونستم رشد کنم. مادرای الان خیلی متفاوتن با مادرای قبل، خب الان هر کدوم می‌خوان رو پای خودشون بایستن و به فکر پیشرفت خودشون باشن».

 

4ـ تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده

یکی از عوامل فرهنگی مؤثر در ترس از فرزندآوری تغییرات ارزشی و نگرشی به وجود آمده در خانواده‌ها می‌باشد. این مقوله حاصل پنج مقوله فرعی تغییر در باورها و اعتقادات، مادی‌گرایی و رفاه‌طلبی، تغییر سبک و معیارهای زندگی، مسئلۀ بی‌معنایی در زندگی و نگاه سکولار به فرزندآوری است که اکثر مشارکت‌کنندگان در صحبت‌های‌شان به این عوامل اشاره کرده‌اند و معتقد بودندکه نسبت به گذشته دیدگاه مردم بازتر شده، چون که سطح آگاهی جامعه بالاتر رفته و نوع نگاه مردم به مسائل تغییر کرده است. دیدگاه‌ها در قدیم اکثریت این‌طور بود و به مسائل ساده نگاه می‌کردند و معتقد بودند که «هر آنکس که دندان دهد، نان دهد». ولی حالا نمی‌شود روی این قضیه مانور داد و این‌طور فکر کرد و این تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها زمینه‌ای را برای دوری و ترس از فرزندآوری فراهم کرده‌است. غزال (37 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) بیان می‌کند که:

«پیش از این حتما تو باید فرزند می‌آوردی تا زندگیت کامل بشه، تا زندگی زناشویی کامل بشه، از اون طرف تو خودت احساس کنی که مادری، احساس کنی که پدری و تو کامل‌تر شدی. الان چنین نیست یعنی تو اونقدر در جریان زندگی در زمینه خودشناسی و باور به خودت و باور زندگی، هدف زندگی، همه این چیزها اونقدر بهش فکر می‌کنی در جریان زندگی و به یک سری باورها می‌رسی که دیگه اون ارزشه با فرزند نمیاد، اون ارزشه وجود داره، اون ارزشه رو  می‌سازیش، می‌تونی با چیزای دیگه بسازی، من نمیگم ۱۰۰درصد تو بدون فرزند می‌تونی همه اون ارزش‌ها رو بسازی ولی فرزند داشتن دیگه ارزش نیست و احساس درونی که تو بخوای فرزند داشته باشی نه یک ارزش.»

 تغییر سبک و معیارهای زندگی نیز در این رابطه تعیین‌کننده است. بسیاری از مشارکت‌کنندگان پژوهش فرزند را مانعی برای ادامه تحصیل و موقعیت شغلی خود می‌دانند و حتی بچه‌دار شدن را مساوی با سلب فرصت‌های آزادی و پیشرفت تعبیر کرده که آزادی آنان را محدود می‌کنند و معتقدند به‌طور کلی معیارهای زندگی تغییر کرده و فرزندآوری دیگر اولویت نیست. در این زمینه مونا (35 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) می‌گوید:

«یکی از دلایلی که من نمی‌خواستم هیچ وقت بچه‌دار بشم این بود که شاغل بودم و می‌دونستم هیچ وقت، وقت ندارم برای نگهداری و تریبت فرزندم. بعد خیلی‌ها هم می‌گفتن بیار بزرگ میشه نمی‌دونم این نگهش میداره اون نگهش میداره. من دیدگاهم این بود بچه‌ای که خودم نتونم وقت بزارم و تربیت کنم خب پس برای چی به دنیاش بیارم.»

یکی دیگر از مسائل مهم تغییر در نگرش‌ها و ارزش‌ها مادی‌گرایی و رفاه‌طلبی در زوجین می‌باشد. آن‌ها معتقدند که در شرایط فعلی جامعه فرهنگ مقایسه‌ای و رقابتی به وجود آمده که همه می‌خواهند از آن جا نمانند و بهترین باشند مانند کلاس‌های فوق‌برنامه، مدرسۀ غیر‌انتفاعی و پوشاک و مسافرت و ... تا به قول خودشان از دیگران کم نباشند. عده‌ای هم می‌خواهند آزاد و رها باشند و از این رو تن به سختی بچه‌دار شدن یا تعداد زیاد فرزندان نمی‌دهند و این موارد نیز زمینه‌ را برای ترس از فرزندآوری در جامعه فراهم کرده است. هاجر (41 ساله، تک‌فرزند، با مدرک دیپلم) معتقد است:

«مثلا تو مهمونی‌ها که میریم یکی میگه برای بچه‌ام فلان هزینه رو کردم، کادوی میلیونی و تولد فلان و کلاس‌های فلان و همه چی. حالا کسی که نداره و نمی‌تونه یا بچه‌اش باید سرخورده و افسرده بشه یا باید هر طور که هست از خودش و هزارتا چیز بزنه که بتونه این مادیات رو فراهم کنه که در هر دو حالت آرامش زندگی به هم می‌خوره.»

 

5ـ تغییر بسترهای فرهنگی

با توجه به تبلیغات در سی سال گذشته در زمینه کنترل رشد جمعیت، اکنون اصلاح این تغییر فرهنگی به آسانی نیست؛ زیرا به‌طور کلی کلیشه‌های فرهنگی مقاومت زیادی در برابر تغییر و باز تعریف خود نشان می‌دهند و از طرفی تغییر فرهنگی یک فرایند طولانی‌مدت است و یک شبه ایجاد نمی‌شود. از موارد تغییر بسترهای فرهنگی تغییر سبک‌های فرزندپروری و نگاه کیفی به فرزند، رواج اندیشه‌های غربگرایانه در جامعه، افزایش سطح تحصیلات و ... می‌باشد که این عوامل زمینه‌های کاهش فرزندآوری و ترس از فرزندآوری را به وجود آورده‌اند. صحبت‌های مشارکت‌کنندگان در مورد این‌که تأثیر فرهنگ بر فرزندآوری بیش از مسائل اقتصادی است، صحت این ادعا را نشان می‌دهد. ریحانه (38 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«من تقریبا پنج ساله که ازدواج کردم با اینکه خودم عاشق بچه‌ام و بچه دوست دارم خب هم من تقریبا نسبت به جامعه تحصیل‌کرده حساب میشم هم همسرم، بعد از نظر مالی مشکل خاصی نداریم، خونه داریم، ماشین داریم، جفت‌مون شاغلیم، کار خوبی داریم. درآمدمون تقریبا نسبت به رنج جامعه درآمد بالایی حساب میشه، یعنی بیش‌تر از اینکه مشکل اقتصادی حساب بشه، علتش وضعیت نامعلوم جامعه است. بیش‌ترش سیاسی و فرهنگیه و اینکه اصلا آدم یه بچه‌ای رو بیاره و ندونه که چه اتفاقی میافته اونم تو این شرایطی که چه به لحاظ زیست‌محیطی و چه به لحاظ اقتصادی، وضعیت ناامن اجتماعی و اقتصادی برای هر کسی هستش، خود‌خواسته تصمیم گرفتیم که هیچ وقت بچه‌دار نشیم».

فاطمه (37 ساله، تک‌فرزند، با مدرک کارشناسی) می‌گوید:

«میشه گفت فرهنگ غربی که اومده و به فرهنگ ما اضافه شده همه چی قاطی شده. بنیان خانواده بهم ریخته، مردم دیگه مثل گذشته فکر نمی‌کنن، خودخواهی‌ها زیاد شده و اعتقادات کم رنگ‌تر شده.  در گذشته به نظرم بیش‌تر عرف بوده که بچه زیاد می‌آوردن. مثلا ده تا 15 تا بچه میآوردن، مادربزرگ من  بچه 7 ام رو بچه‌دار نمی‌شده می‌گفتن پشت پا بچه 6 امی رو بسوزون حامله بشی. یعنی عرف بچه زیاد رو می‌پسندیده، اما الان نشانه بی‌فرهنگیه بچه زیاد داشتن. الان بیش‌تر فرهنگ عوض شده و همون فرزند کم‌تر زندگی بهتر در فکر مردم رسوخ کرده، شاید هم تنبلی باشه که بچه کم‌تر باشه آدم راحت‌تره».

 

6ـ تجربه زیسته سخت از دوران کودکی

به تجربه‌ای، تجربه زیسته می‌گوییم که از آگاهی و قصدمندی برخوردار باشد و صاحبِ تجربه حقیقتا درگیر آن شده و در آن زندگی کرده باشد. مشارکت‌کنندگان تحقیق معتقد بودند که آسیب‌ها و تجربیات نامطلوب کودکی و گذشته‌شان در اغلب اوقات باعث بروز مشکلات جسمی، عاطفی و رابطه‌ای بزرگسالی می‌شود.  برای مثال غزال (37 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) از تجربه خود این‌گونه می‌گوید:

«بحث دیگه اینه که وقتی تو والد خوب نداشته باشی، شعله‌اش و جرقه‌ای که تو بعدا بخوای بچه‌ای بیاری که اذیت بشه در تو کاشته میشه. یعنی این اتفاقی بوده که برای من افتاد.»

 و امیر (38 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) تجربه خود را این‌گونه روایت می‌کند:

«ببینید از خودم میگم، من بچه که بودم بابام رو از دست دادم و 14 سالم بوده و بابام هم وقتی دو سالش بوده پدرش رو از دست داده. بابام خیلی کار می‌کرد و معلم بود، مادرم هم معلم بود با 5 تا بچه. اینا دورۀ شاه رو دیده بودن و می‌گفتن خرجش درمیاد و دیگه بچه‌دار شدن و خوردن به این ور سیستم  و از پس خرج بچه‌ها بر نمی‌اومدن و همش کار می‌کردن. بعد بابام سرویس مدرسه هم بود تاکسی سرویس هم بود، تاکسی خطی هم بود و خلاصه همه کاری هم می‌کرد تا خرج ما رو بتونه دربیاره. خیلی کار می‌کرد خیلی و تونست اون سال بتونه یه خونه بخره. بعدش هم سرطان گرفت و افتاد تو جا و و بعد هم تموم. من که با دو شیفت کار کردن هنوز یه سرپناه ندارم برای چی یه بچه‌ای رو بیارم و این همه سختی بهش بدم؟ من گذشته خودمو دیدم و عقلانی نمی‌بینم در این شرایط داشتن فرزند رو».

 

7ـ عقل‌باوری زوجین

در دهههای اخیر واژه عقلگرایی در ارتباط با مدرنیسم که نظامی مبتنی بر عقل و علم است به کار میرود. مشارکت‌کنندگان پژوهش معتقد بودند با توجه به جامعه در حال گذار ایران از سنت به مدرنیته، بی‌فرزندی و تک‌فرزندی یک رفتار عقلانی است و تعداد زیاد فرزندان در گذشته به دلیل عقلانی نبودن، ناآگاهی و بی‌مسئولیتی نسل قبل بوده است. آن‌ها معتقد بودند در جامعه مدرن با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و زیست محیطی عقل حکم می‌کند خانواده‌ها فرزند کمتری داشته باشند و حتی عده زیادی از آن‌ها معتقد به بی‌فرزندی بودند و عده‌ای از مشارکت‌کنندگان هم که تک‌فرزند بودند، معتقد بودند که اگر به عقب بر می‌گشتند بی‌فرزندی را انتخاب می‌کردند. مشارکت‌کنندگان پژوهش با حاکمیت عقل و علم در زندگی‌شان، آگاهانه بی‌فرزندی و تک‌فرزندی را انتخاب کرده‌اند. اکثر مشارکتکنندگان بیفرزند معتقد بودند که «ما اینقدر بچه خود را دوست داریم که به دنیا نمی‌آوریم».

  در این زمینه احمد (41 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

 «ببینید من الان تقریبا 12 سالی هست که ازدواج کردم. هم خودم و هم خانمم، مخالف فرزندآوری هستیم، یعنی به دلایل مختلفی به این جمع‌بندی رسیدیم که بچه نباید به دنیا بیاد. الان حتی یکی به ما بگه که خانمم نازاست اصلا برای ما مهم نیست. چون چیزهای مهم‌تری به نظر ما هست که این جمله رو اگه کسی هم به ما بگه ناراحت نمی‌شیم بابتش. به خاطر این‌که یه سری مطالعاتی کردیم، فکر کردیم، تفکراتی داشتیم و به این جمع‌بندی رسیدیم».

همچنین الهه (35 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) از تعین عقل در تصمیم‌هایش صحبت می‌کند:

«جدا از مسائل سیاسی و اقتصادی و این‌ها، اینکه به نظرم آدم هر چی رو به تکامل بیش‌تر میره و بیش‌تر رو خودش کار می‌کنه شاید برای یه سری مسائل مثل همین بچه‌دار شدن دنبال یک جواب محکم باشه با یه دلیل قانع‌کننده و بنا به یه هدف مشخص و ثابتی این اقدام رو انجام بده به‌طوری‌که بتونه تا آخر ثابت قدم بمونه. مثلا ما یه سری ارزش‌ها تو زندگی‌مون داریم که بهش پایبندیم براش دلیل و منطق داریم و تا آخر هم وقتی با آگاهی کامل یه چیزی رو به‌عنوان ارزش خودمون قائل میشیم وقتی که با اطلاعات کامل و آگاهی کامل باشه تا آخر موضع‌مون رو داریم یعنی یه چیزیه که آگاهانه انتخاب کردیم و با عقل و منطق بررسی کردیم و تأیید شده و تا آخر ممکنه که این موضوع ادامه داشته باشه. برای این موضوع هم همینه فکر میکنم. من هنوز هیچ چیزی که بشه به‌عنوان یه چیزی که بچه‌دار شدن رو یه هدف خیلی بزرگ ببینم ندارم. مخصوصا اینکه براش یه دلیل قانع‌کننده داشته باشم ندارم».

 

8ـ فردمحوری زوجین

 مشارکت‌کنندگان در این پژوهش فرزندآوری را یک تصمیم کاملا شخصی می‌دانند که کسی حق دخالت در آن ندارد. آن‌ها گرایش به استقلال و سیاست مبتنی بر هویت شخصی دارند که به اهداف و موفقیت‌ها و رشد و توسعه فردی خود اهمیت زیادی قائل‌اند. برای مثال الهه (38‌ ساله، تک‌فرزند، با مدرک کارشناسی) می‌گوید:

«این شرایطی که به وجود اومده و عده‌ای از مردم خودخواه شدن، نسل جدید خودخواهن و نمی‌خوان وقتشون صرف موجود دیگه‌ای کنن، احساس می‌کنن اون بچه داره وقت‌شون رو می‌گیره و به این دید به اون بچه نگاه می‌کنن. حالا درسته لذت هم داره ولی خب وقتی وقت‌شون رو می‌گیره، انرژی‌شون رو می‌گیره یا از موقعیت اجتماعی‌شون کم میشه و نمی‌تونن سر اون کاری که می‌خوان برن و نتیجه‌اش این میشه که تمایلی به فرزندآوری ندارن و من زیاد دیدم آدمای این مدلی».

همچنین سمیه (38 ساله، تک‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«برای من موضوع تربیتی و این موضوع که خودم جلوی پیشرفت و کارم گرفته میشه برام مهم‌تره. اگر خودم رشد خودمو کرده بودم از خودم راضی بودم خیلی رفتار بهتری می‌تونستم با بچه‌ام داشته باشم چون آدم تو ناخودآگاه خودش میگه شاید ورود این بچه بوده که باعث شده به این مسائلم نرسم. مثلا با خودم میگم من که 8 سال درس خوندم برای چی؟ همین خیلی تو حالت آدم اثر میذاره. من بچه دوم بیارم دیگه هیچی. دیگه همه‌چی تموم. پس ترجیح میدم رشد خودمو داشته باشم».

 

9ـ کاشت رسانه‌ای

 مشارکت‌کنندگان در این زمینه معتقدند که قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها و تبلیغات می‌تواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی شکل دهد. برای مثال سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای همواره زن موفق را به‌صورت زنی با تحصیلات دانشگاهی دارای شغل بیرون از خانه، مجرد و یا در صورت تأهل با یک و نهایت دو فرزند نشان می‌دهد که در اذهان عمومی به‌عنوان شیوۀ صحیح و معیار زندگی مطلوب قرار می‌گیرد و ناخودآگاه این پیام را به مخاطب خود منتقل می‌کند که ایفای نقش مادری امتیاز تلقی نمی‌شود و در نتیجه گرایش به فرزندآوری کاهش می‌یابد (رسول‌زاده و همکاران، 1395: 131). همچنین از اثر سوء تبلیغات در رسانه که نتیجه عکس در فرزندآوری داشته، صحبت می‌کنند. الهه (38 ساله، تک‌فرزند، با مدرک کارشناسی) دربارۀ اثر سوء‌تبلیغات این‌گونه می‌گوید:

«تا چند سال پیش تابلو میزدن، بیلبورد میزدن «فرزند کم‌تر زندگی بهتر»، الان میان میزنن «فرزند بیش‌تر نشاط بیش‌تر». یا اینکه مسئولین مختلف میان میگن که باید هر خانواده‌ای 5 فرزند داشته باشن، این‌ها منو بیش‌تر به فکر فرو می‌بره که بیش‌تر فکر کنم در مورد اینکه آیا تصمیمی که گرفتم آیا واقعا درسته یا نه؟ و بیش‌تر مطمئن می‌شم که تصمیمم درست بود».

همچنین مریم (36 ساله، تک‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«هم سن و سال‌های خودمون دهه پنجاهی دهه شصتی ها رو ببینید، می‌بینی یارو تبلیغ می‌کنه بچه بیارین بچه بیارین و میره، مثلا یه خانمی بود که چند وقت پیش تبلیغ برای بچه آوردن می‌کرد و خودش 10 تا بچه داشت الان جدیدا مهاجرت کرده عمان، الان امثال اینا خیلی تأثیر میذارن. خب شرایط اینجا برای فرزندآوری خوب بود چرا رفت؟ اینا اثر سوء تبلیغاته به نظر من».

 

10ـ تعاملات مخاطره‌آمیز

به‌طور کلی انواع مخاطرات در زندگی امروزین جوامع مختلف به‌ویژه درون‌شهرها و کلان‌شهرها رو به گسترش است. در شرایط فعلی جامعه با توجه به افزایش غربگرایی در جامعه، روابط دختر و پسر در سن‌های پایین، مصرف الکل، سیگار و مواد مخدر در سنین پایین و حتی در مدرسه ترسی در بین خانواده‌ها و زوجین به وجود آورده است که مجموعۀ این عوامل و تعاملات مخاطره‌آمیز از دید مصاحبه‌شوندگان زمینه‌ای برای ترس از فرزندآوری شده است. هاجر (41 ساله، تک‌فرزند، با مدرک دیپلم) این‌گونه روایت می‌کند:

 «بچه‌ها مثل قدیم نیستن و پدر و مادر رو خدمتکار میدونن که همه خواسته‌هاشون برآورده بشه. یا اگه مثل اینا به‌روز فکر نکنی روشنفکر نیستی. با این شرایط و اوضاع، آدم می‌ترسه بچه بیاره. مثلا یه نمونه تولد‌هایی که گرفته میشه. الان تو تولدها مشروبات الکلی هست و همه‌گیر شده، مواد مخدر هست و ... اینا واقعا تربیت رو سخت کرده و از دست پدر و مادر کنترلش خارج شده. مخصوصا بچه پسرها.»

امیر (38 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) می‌گوید:

«آدم اونجا (خارج از کشور) دلش می‌خواد ده تا بچه بیاره. می‌بینه بچه از هر لحاظ تأمینه. اما اینجا سرتو کج کنی بچه معتاد شده».

 

11ـ امید به آینده و زندگی

امید به معنی احساس توانایی در راه رسیدن به هدف می‌باشد. برای امید سه بعد در نظر می‌گیرند: 1ـ بعد شناختی (همان اهدافی که در نظر می‌گیریم)، 2ـ بعد عاطفی (چه احساسی در مورد این مسیر داریم. اگر این احساس منفی باشد به لحاظ عاطفی  دچار سرخوردگی و ناامیدی اجتماعی می‌شویم)، 3 بعد انگیزشی: چون انتظارات برآورده نشده است لذا انتظارات جدیدی برای آینده مطرح نمی‌شود و این سرآغازی برای آسیب‌های اجتماعی از جمله بی‌تفاوتی اجتماعی، تضعیف بنیان خانواده و کاهش فرزندآوری می‌باشد. ناامیدی، احساس عدم توانایی در راه رسیدن به هدف است. ناامیدی اجتماعی مانند تمام پدیده‌های اجتماعی دارای علل و عوامل مختلف است، از جمله این عوامل: سرایت اجتماعی، رسانه‌ها، تجربه‌زیسته افراد، پیش‌بینی‌ناپذیری ساختار، عدم امکان تحرک اجتماعی و مشکلات اقتصادی می‌باشد. ناامیدی باعث پایین آمدن رضایت از زندگی می‌شود و آسیب‌های روانی و اجتماعی زیادی را به وجود می‌آورد. مشارکت‌کنندگان در این شرایط یا تصمیم به مهاجرت می‌گیرند یا اینکه به بی‌تفاوتی اجتماعی دچار می‌شوند. مهدیه (39 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی) می‌گوید:

«شرایطی که در کشورمن هست. اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی. همه جوره اوضاع خرابه. امیدی به آینده نیست. همه چیز اما و اگر و ابهام داره. من با شاید و ایشالا که نمی‌تونم خودم رو امیدوار کنم. الان نوجوانانی می‌بینم که سیگار می‌کشن، مواد مخدر مصرف می‌کنن (گل، تریاک، شیشه و .. ) هر چه من مراقبت کنم وارد چنین جامعه‌ای میشه، در مدرسه با دوستان با رنگ‌های مختلف، می‌بینه و می‌شنوه، چطور من می‌تونم تضمین کنم و امیدوار باشم ایمن باشه و دچار مشکل نشه؟» 

و مریم (35 ساله، بی‌فرزند، با مدرک کارشناسی‌ارشد) می‌گوید:

«در زمان حال که اکثرا دچار تضاد و تناقض هستیم، نارضایتی داریم، نمی‌تونیم برای آینده خودمون تصمیم بگیریم تا برسه به یکی دیگه که مسئولیتش هم همه جوره با ما میشه با این تصمیم. من بیش‌تر آینده رو به سمت منفی می‌بینم. از این‌رو نمی‌تونم در این مورد تصمیمی بگیرم. همین که بتونم خودم رو سرپا نگه دارم خیلیه».

 

 

مدل پارادایمی تحقیق

باروری یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تغییرات جمعیتی است. به‌عبارتی، همه چیز دربارۀ یک جمعیت از باروری آغاز می‌شود. وقتی سراغ زوجین می‌رویم و از فرزند‌دار شدن می‌پرسیم آن‌ها  فقط برای تجربه حس مادری و یا پدری به تک‌فرزندی معتقد هستند و حتی عده‌ای علاقه چندانی به داشتن فرزند ندارند و همه چیز را بر کفه ترازو می‌گذارند و سبک و سنگین می‌کنند. این تغییر نگاه و تفکر نشان از عقلانیت در انتخاب  تصمیم به فرزندآوری می‌باشد و زوجین آگاهانه و بر اساس منطق انتخاب می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

در شکل 1 الگوی پارادایمی به دست آمده از مقولات اصلی پژوهش حاضر، ترسیم شده است. پدیده ناظر بر اتفاق، حادثه، واقعه و فکری محوری می‌باشد که از علل ناشی می‌شود. پدیده اصلی و مرکزی در این پژوهش، تغییر ساختارهای ذهنی است. بدین معنا که زوجین بسیاری با وجود شرایط اقتصادی مطلوب تمایل به فرزندآوری ندارند زیرا با تغییرهای عمیق در باورهای زوجین مواجه هستیم که ساختار ذهنی و پیوندی آنان در رابطه با فرزند را به‌طور کل متفاوت از گذشته ساخته است.

شرایط علی بیان‌کننده وقایع، حوادث و رویدادهایی بوده که به وقوع یا گسترش پدیده منجر  می‌شوند و بر پدیده مورد نظر تقدم دارند. شرایط علی در این الگوی پارادایمی، عبارت است از: تجربه زیسته سخت از دوران کودکی و امید به آینده و زندگی. تجربه زیسته سخت به این معنی است که اغلب افرادی که در خانواده‌های پر جمعیت به دنیا آمده‌اند، در فرایند جامعه‌پذیری و رشد شخصیتی با سختی‌هایی مواجه بوده‌اند. تلخی و تجربه سخت گذشته نوعی کمال‌گرایی در داشتن فرزند برای آن‌ها به وجود آورده که طالب رفاه بیش‌تر برای فرزندان خود هستند تا ناکامی‌هایی که در گذشته تجربه کرده‌اند، نصیب فرزندانشان نشود.

شرایط زمینه‌ای شامل ویژگی‌هایی است که خاص کنشگران و بستر و میدان پژوهش است. بسترهای زمینه‌ساز این علل عبارتند از: تعاملات مخاطره‌آمیز، عقل‌باوری و فرد‌محوری.

شرایط مداخله‌گر را می‌توان چنین تعریف کرد: شرایطی ساختاری است که بر راهبردها تأثیر می‌گذارد و بیش‌تر بر نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کلانی اشاره دارد که از بیرون از بستر بر بستر وارد می‌شود. شرایط مداخله‌ای پژوهش شامل فضای بی‌اطمینانی و پیش‌بینی‌ناپذیری و کاشت‌رسانه‌ای می‌باشد.

استراتژی‌ها در واقع راهبردهایی هستند که در پاسخ به پدیده ارائه می‌شوند. کنش‌ها و استراتژهای استخراج شده در این بخش تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده می‌باشد. نتیجه و ثمره راهبردهایی که کنشگران آن‌ها را در مواجهه با شرایط زمینه‌ای، مداخله‌گر و پدیده مرکزی اتخاذ می‌کنند را می‌توان همان پیامد دانست. پیامدهای روایت شده در این بخش شامل: کمال‌گرایی و تغییر بسترهای فرهنگی است.

همچنان که در بالا اشاره شد مقوله هسته تحقیق، فرزندآوری به‌مثابۀ عقلانیت محصور است. برای توضیح عقلانیت، به مفهوم عقلانیت از دیدگاه وبر می‌پردازیم. معنای اصلی عقلانیت در نظر وبر عبارت است از: «تسلط فزاینده بر واقعیت و دست یافتن روش‌مند به هدفی مشخص و عملی به کمک محاسبه و ابزارهای مناسب» (وبر، 1384: 332).

از نظر وبر، ویژگی اصلی دنیای مدرن «خردورزی»، «عقلانیت» و «وهم‌زدایی از جهان» است. این‌ها ویژگی‌هایی هستند که سرنوشت جامعه زمانه را ترسیم می‌کنند. خردورزی و افسون‌زدایی ثمرۀ عقلانیت مدرن است نه چیزی غیر از آن. از نظر وبر جهان به سمت عقلانی شدن پیش می‌رود و به موازات گسترش قلمرو عقلانی، دین به قلمرو غیر عقلانی رانده می‌شود. در پی عقلانی شدن برداشت انسان از جهان و شیوۀ زندگی در عصر مدرن، قلمرو حیات به دو بخش عقلانی و غیر عقلانی تفکیک شد؛ در نتیجه نفوذ دین در زندگی انسان به تدریج کاهش یافت و دین به قلمرو غیرعقلانی رانده شد و نظام معنایی عقلانی بر زندگی انسان مسلط شد (وبر، 1384).

در نتیجه می‌توان گفت عقلانیت مدرن با خود نوعی ترس به همراه دارد که در امر فرزندآوری مشاهده کردیم که چگونه عقلانی شدن باعث ترس از فرزندآوری شده است. در اینجا عقل دارای بارذاتی منظور ما نبوده است. اما عقل در معنای مدرن آن مطرح بوده است که سلسله استدلال‌های سنت‌گرایی در ترویج فرزند‌آوری را مورد نقد قرار می‌دهد.

 

                               
    Text Box: شرایط علی
 
    Rectangle: Rounded Corners: 1ـ تجربه زیسته سخت از دوران کودکی 
2ـ امید به زندگی و آینده
 
   
 
    Text Box: پدیده مرکزی
 
 
 
   
 
    Text Box: پیامدها
 
    Rectangle: Rounded Corners: 1ـ کمال‌گرایی
2ـ تغییر بسترهای فرهنگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                       

شکل 1- الگوی پارادایمی پژوهش

Fig 1- A Paradigm Model  of Research

 

بحث و نتیجه‌گیری

مطالعه حاضر با استفاده از پارادایم تفسیری و روش نظریه زمینه‌ای به بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی ترس از فرزندآوری در زوجین پرداخت. مشارکت‌کنندگان پژوهش حاضر با استفاده از نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند. در این راستا با 30 نفر از زوجین شهر اصفهان مصاحبه‌هایی عمیق صورت گرفت. برای یافتن داده‌های قابل اطمینان و شفاف‌سازی مقولات، مصاحبه‌ها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت. سپس داده‌های گردآوری شده به‌صورت کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفت. با انجام مصاحبه‌ها و استخراج کدهای مفهومی از متن مصاحبه‌ها، مجموعه‌ای از مفاهیم و مقوله‌ها به دست آمد. این مفاهیم و مقوله‌ها روایت‌گر ویژگی‌های خاصی از زندگی خانوادگی و اجتماعی زوجین بود. در نهایت، مقوله هسته، فرزندآوری به‌مثابۀ عقلانیت محصور از مقولات اصلی تحقیق استخراج شد.

یکی از محدویت‌های این مطالعه همانند هر پژوهش کیفی دیگر، قابلیت تعمیم‌پذیری یافته‌ها است. اما با توجه به این‌که دیگر مناطق جغرافیایی ایران نیز در بسیاری از ویژگی‌های اجتماعی، تاریخی، اقتصادی و فرهنگی شباهت‌های زیادی به بستر مطالعه حاضر دارند، از طرفی خانواده‌های ایرانی در تمامی مناطق کشور در حال درک تجربه‌های مشترک در زمینه‌های مختلف هستند، یافته‌های مطالعه حاضر می‌تواند دلالت‌هایی نیز برای درک بهتر رفتارها و تصمیم‌های فرزندآوری در جامعه ایران داشته باشد. در نتیجه بخشی از یافته‌های پژوهش حاضر به احتمال، برای تحلیل باروری پایین ایران در سایر مناطق جغرافیایی کشور نیز مصداق داشته باشد؛ بنابراین دستاوردهای علمی این پژوهش می‌تواند  شناخت و بینش بهتری در حوزه سیاست‌گذاری جمعیتی با هدف ارتقاء باروری ایجاد نماید.

یافته‌ها از عقلانیتی حاکم بر رفتارها و تصمیم‌های فرزندآوری زوجین در جامعه حکایت دارد. یافته‌ها نشان داد که عقلانیت مدرن نوعی ترس به وجود آورده است. زندگی در جامعه مدرن قابل مقایسه با جامعه سنتی گذشته نیست و فرزندآوری نیز از این امر مستثنی نیست و برای تصمیم‌گیری در فرزندآوری باید همه شرایط درونی و بیرونی را سنجید و سپس تصمیم گرفت. مشارکت‌کنندگان حاضر در پژوهش معتقد بودند که فقط شرایط درونی و فردی در تصمیم‌گیری اثرگذار نیستند و شرایط بیرونی و عوامل کلان، بیش‌تر زمینه‌های ترس از فرزندآوری را در زوجین ایجاد کرده است. شرایط مبهم اقتصادی، اجتماعی و شغلی و زیست‌محیطی، نارسایی مالی و درآمدی، سیستم آموزشی نامناسب، باعث نارضایتی و ناامیدی میان زوجین شده است که در چنین برهه‌ای از تاریخ داشتن فرزند را عقلانی نمی‌دانند. چون خودشان از بودن در دنیا احساس خوشحالی ندارند و آینده را رو به پیشرفت نمی‌بینند. مشارکت‌کنندگان معتقدند ما الان آیندۀ گذشته خودمان هستیم، از گذشته تاکنون هیچ جنگی تمام نشده و هیچ اتفاق مثبتی رخ نداده است. خبرهای ناگوار، جنگ، ناامنی و افزایش ناامیدی در جامعه، زوجین را در تصمیم بی‌فرزندی و تک‌فرزندی مصمم کرده است. این نتیجه در مطالعات دیگر نیز تأیید شده است و ناامیدی به آینده جامعه، یکی از مهم‌ترین عوامل درکاهش تمایل به فرزندآوری گزارش شده است (شمس قهفرخی و همکاران، 1401؛ طاووسی و همکاران، 1396). این عوامل کلان ساختارهای ذهنی را تغییر داده است. مشارکت‌کنندگان معتقد بودند که زیستن در ایران آن‌ها را به این فلسفه رسانده است. نوعی تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده به وجود آمده که داشتن فرزند دیگر ارزش نیست و بی‌فرزندی امری طبیعی محسوب می‌شود و انگارۀ فرزند به‌عنوان عصای پیری در آینده نیز رنگ باخته است. این تغییرات ارزشی و نگرشی باعث کمال‌گرایی و تغییر بسترهای فرهنگی شده است. با بررسی یافته‌ها می‌بینیم که یکی از مهم‌ترین زمینه‌های اجتماعی ترس از فرزندآوری مرکزیت عقل‌باوری و فرد‌محوری بود.

یافته‌های این مطالعه با نظریه‌‌های نوسازی، تئوری‌های انتخاب عقلانی، عقلانیت محصور (مرزبندی شده) و اجتناب از خطر همسو بود. تغییر هنجارهای ذهنی و قواعد اندیشگانی که با گسترش سبک زندگی مدرن در جوامع رشد یافته است، در معنای کلی آن بر رفتارهای عینی و تاریخی مردم اثرگذار بوده است. ازجمله این رفتارها، فرزندآوری است که در کشاکش ایده‌ها و اندیشه‌ها قرار گرفته است. در واقع، همان‌طور که نظریه‌های اجتماعی به‌خوبی نشان می‌دهند انتخاب برای فرزندآوری در ترازوهای مختلفی قرار گرفته است و عواطف و احساسات طبیعی و غریزی نیز در این میان در گلاویز با ایده‌ها و اندیشه‌های جدید قرار گرفته‌اند. به‌بیانی دیگر می‌توان گفت قدرت عقلانیت در دنیای مدرن تاحدی بوده است که اشکال تاریخی رفتار و احساس را دچار تزلزل و تغییر کرده است و سویه‌های جدیدی از رفتار و احساس را ایجاد کرده است. سویه‌هایی که حتی در شکل رادیکال آن مادری را تجربه غیرضروری می‌داند. از سوی دیگر، در شرایط نااطمینانی و پیش‌بینی‌ناپذیری نیز رفتارها و احساسات دچار بازاندیشی می‌شوند و چنین فرایندی را می‌توان در میان مشارکت‌کنندگان پژوهش دید. با توجه به رواج فرهنگ مادی‌گرایی و رفاه‌طلبی در جامعه، مشارکت‌کنندگان در این پژوهش معتقد بودند فرزندان ما هم با این جامعه و فرهنگ در ارتباط خواهند بود و در چنین شرایطی شاید نتوانیم از پس تأمین توقعات و رفاه آن‌ها برآئیم. پژوهش‌های شمس‌قهفرخی و همکاران (1401)، عباسی‌شوازی و همکاران (1399) همراستا با این پژوهش می‌باشد.

مشارکت‌کنندگان پژوهش حاضر اذعان داشتند که تصمیم به فرزندآوری را آگاهانه و بر اساس الویت‌های خود می‌گیرند. فرزندآوری بیش از هر چیز باید فرایندی شوق‌آفرین و از روی آگاهی و برنامه‌ریزی باشد، از این‌رو الزام یا القا به داشتن فرزند یا فرزندان، بدون توجه به موانع فرهنگی و باورهای ذهنی زوجین ممکن است با موانع محکمی در سطح تصمیم‌های خرد زوجین مواجه شود و نتیجه‌ای متفاوت از آثار دلخواه سیاستگذاران  را رقم بزند. همان‌طور که مشارکت‌کنندگان نیز اذعان داشتند، قبلا شعار« فرزند کم‌تر و زندگی بهتر» را تبلیغ می‌کردند و الان شعار «فرزند بیش‌تر نشاط بیش‌تر» را تبلیغ می‌کنند. نبود مدیریت مؤثر بر تولید محتوای این تبلیغات، اثربخشی رسانه در حوزه سیاست‌های تشویقی فرزندآوری را به شدت تنزل داده است.

مصاحبه‌شوندگان در مورد مصرف الکل، سیگار، مواد مخدر و روابط آزاد دختر و پسر در سنین نوجوانی ابراز نگرانی می‌کردند و معتقد بودند که  عمدۀ بخش تربیت بر عهده خانواده نیست و عوامل بیرونی هم از جمله شرایط اجتماعی، دوست و محیط در تربیت نقش دارند. مصاحبه‌شوندگان تصمیم به داشتن فرزند یا نداشتن فرزند را یک تصمیم مسئولانه و آگاهانه می‌دانستند که برای آن‌ها با الزام و تعهدهایی همراه است.

کمرنگ شدن انگاره فرزند عصای دست پیری در تحقیق (شمس‌قهفرخی و همکاران، 1401) نیز گزارش شده است که با یافته‌های پژوهش فعلی همسو بود. تأکید بر دغدغه‌های تربیتی و بی‌تأثیر دانستن مشوق‌ها (جعفری‌سیریزی و همکاران، 1401، 1402؛ ربانی و همکاران، 1401؛ شمس قهفرخی و همکاران، 1400) در پژوهش حاضر نیز مورد تأکید مشارکت‌کنندگان بود. همچنین یافته‌های محمودیان و همکاران (1388) مبنی بر تأثیرپذیری کم‌فرزندی تحت شرایط فضای گفتمانی کم‌فرزندی/ رفاه و اهمیت خودحمایتی زنان با یافته‌های پژوهش حاضر مشابهت داشت.

 مشارکت‌کنندگان فرزندآوری را یک انتخاب شخصی می‌دانند و در الویت‌های خود بعد از رسیدن به خواسته‌های مالی و اجتماعی قرار می‌دهند. همان‌طور که اشاره شد درحالی‌که در نگاه نخست بُعد اقتصادی علت کاهش فرزندآوری است، یافته‌های پژوهش نشان داد که فرزندآوری دارای ابعاد متفاوتی است و تنها به مسائل اقتصادی بر نمی‌گردد. بلکه ترکیبی از درون‌مایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ذهنی و روانشناختی بر این مقوله حاکم است. افراد در پاسخ به تغییرات اجتماعی گسترده اغلب راه‌هایی را در پیش می‌گیرند که شامل کم‌ترین سازماندهی و هزینه باشد، مانند به تعویق انداختن ازدواج و فرزندآوری (van Wijk, & Billari, 2024; Fiori et al., 2014; Vignoli et al., 2020). در جمع‌بندی می‌توان گفت که  ضرورت دارد نارضایتی و ناامیدی اجتماعی جمعیت فعلی به‌نحوی مدیریت  شود که نتایج عملی آن در زندگی زوجین نمود واقعی پیدا کند و از این راه، اعتماد اجتماعی نهادی به حکمرانی در جامعه تقویت شود. از آن‌جایی که باروری به حریم شخصی افراد مربوط می‌شود و دولت‌ها و حاکمیت به‌طور مستقیم نمی‌توانند بر آن اثر بگذارند، لذا نظرات دستوری و تبلیغات نسنجیده و غیر‌کارشناسی بدون در نظر گرفتن شرایط و کیفیت زندگی خانوارها در شرایط فعلی جامعه راه به جایی نمی‌برد و تأثیر حداقلی خواهد داشت. از آن‌جا که تغییرات جمعیتی، حاصل تغییر در ارزشها و نگرشها و ساختارهای ذهنی جامعه ایرانی است و تغییر ذائقۀ مردم برای فرزندآوری مستلزم تغییر سیاستهای کلان از جمله بهبود رفاه اجتماعی، بهبود وضعیت عدالت اجتماعی، کاهش فقر و ایجاد زندگی بهتر برای مردم است، این امر اصلاحات ساختاری اساسی را می‌طلبد.

 

سپاسگزاری

مقالۀ حاضر برگرفته از رسالۀ دکتری نویسندۀ اول در رشتۀ جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران است که در دانشگاه یزد به انجام رسیده است. بدینوسیله از نظرات اصلاحی و ارزشمند داوران رساله در مراحل مختلف اجرای این پژوهش و نیز از پیشنهادات اصلاحی داوران ناشناس مقاله حاضر قدردانی می‌شود. همچنین از همکاری صمیمانه مصاحبه‌شوندگان در تحقیق، نیز سپاسگزاری می‌شود.  



[1] Goode

[2] Open Coding

[3] Axial Coding

[4] Selective Coding

 Lincoln & Guba

آقایی، نازنین؛ و صادقی، رسول. (۱۴۰۴). پویایی جمعیت ایران و استان‌های آن: تحلیل ممنتوم پایا و ناپایا در دوره ۱۳۷۵-۱۳۹۵. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۲۰(زیرچاپ). https://doi.org/10.22034/jpai.2025.2048288.1390
افشانی، سیدعلیرضا؛ ابویی، آزاده؛ و روحانی، علی. (۱۴۰۱). تجربه زیسته زنان نابارور از مسئله بی‌فرزندی. زن در توسعه و سیاست، ۲۰(۱)، ۱-۲۱. https://doi.org/10.22059/jwdp.2021.327319.1008049
جعفری‌سیریزی، فائزه؛ عسکری‌ندوشن، عباس؛ و روحانی، علی. (۱۴۰۱). مادران و تربیت نسل: کاوشی انتقادی از دغدغه‌های اجتماعی مادران در رابطه با فرزندپروری. مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، ۱۴(۳)، ۱۱۷-۱۵۷. https://doi.org/10.22035/isih.2022.4801.4707
جعفری‌سیریزی، فائزه؛ عسکری‌ندوشن، عباس؛ و روحانی، علی. (۱۴۰۲). مادری در قلمرو اجتماعی و فرهنگی: یک مطالعه کیفی انتقادی. مطالعات اجتماعی- روان‌شناختی زنان، ۲۱(۲[۷۵])، ۱۷۹-۲۱۷. https://doi.org/10.22051/jwsps.2022.40022.2615
جهانگیری، جهانگیر؛ احمدی، حبیب؛ طبیعی، منصور؛ و ملتفت، حسین. (۱۳۹۳). برساخت فهم زنان تک‌فرزند از چالش‌های فرزندآوری (مشارکت‌کنندگان: زنان تک‌فرزند شهر اهواز). توسعه اجتماعی، ۹(۱)، ۸۵-۱۱۰. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.25383205.1393.9.1.4.3
حمیدی‌فر، مهدی؛ کنعانی، محمدامین؛ و عبادالهی چنذانق، حمید. (۱۳۹۵). جامعه در مخاطره و فرزندآوری: مطالعه‌ای در شهر رشت. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۱۱(۲۲)، ۱۰۱-۱۳۵. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.1735000.1395.11.22.4.4
خواجه‌نوری، بیژن؛ روحانی، علی؛ و هاشمی، سمیه. (۱۳۹۱). گرایش به حجاب و سبک‌های متفاوت زندگی، مطالعه موردی: زنان شهر شیراز. جامعه‌شناسی کاربردی، ۲۳(۳)، ۱۴۱-۱۶۶. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1391.23.3.7.4
رازقی‌نصرآباد، حجیه بی‌بی. (۱۳۹۵). چگونگی تأثیرگذاری تحصیلات زنان بر تأخیر در فرزندآوری: نتایج یک مطالعۀ کیفی در بین دانشجویان دانشگاه‌های تهران. راهبرد اجتماعی فرهنگی، ۵(۲۰)، ۱۶۷-۱۹۰. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22517081.1395.5.3.7.6
ربانی، مهدیه؛ جوادیان، سیدرضا؛ و عسکری‌ندوشن، عباس. (۱۴۰۱). پیامدهای طولانی‌شدن ساعات کاری پدر بر تغییر کیفیت روابط بین‌نسلی: یک مطالعه کیفی. تداوم و تغییر اجتماعی، ۱(۱)، ۵۷-۷۵. https://doi.org/10.22034/jscc.2022.2772
رزمی، الهه. (۱۳۹۶). تأثیر اشتغال زنان بر تحقق سیاست‌های کلی جمعیت در ایران [پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت].
رسول‌زاده اقدم، صمد؛ افشار، سیمین؛ عدلی‌پور، صمد؛ و میرمحمد‌تبار، سید‌احمد. (۱۳۹۵). تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و سبک زندگی با گرایش به فرزندآوری (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان). راهبرد اجتماعی فرهنگی، ۵(۲۰)، ۱۰۷-۱۳۵. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22517081.1395.5.3.5.4
سرایی، حسن. (۱۳۹۴). بازتولید جمعیت ایران: وضع موجود و ملاحظاتی درباره سیاستگذاری. فصلنامه علوم اجتماعی، ۲۲(۶۸)، ۱-۳۵. https://doi.org/10.22054/qjss.2015.1279
شمس‌قهفرخی، فریده؛ عسکری‌ندوشن، عباس؛ زیناب‌عینی، حسن؛ روحانی، علی؛ و عباسی‌شوازی، محمدجلال. (۱۴۰۱). در دوراهی تصمیم به فرزندآوری؛ واکاوی چالش‌های فردی و اجتماعی فرزندآوری در بستر باروری پایین در شهر اصفهان. جامعه‌شناسی کاربردی، ۳۳(۴)، ۱-۲۸. https://doi.org/10.22108/jas.2022.132711.2269
شمس‌قهفرخی، فریده؛ عسکری‌ندوشن، عباس؛ عینی‌زیناب، حسن؛ و روحانی، علی. (۱۴۰۲). کاربست روش‌شناسی کیو در شناسایی الگوهای ذهنی مردم در مورد فرایند فرزندآوری. مسائل اجتماعی ایران، ۱۴(۱)، ۲۱۱-۲۳۵. https://doi.org/10.61186/jspi.14.1.211
شمس‌قهفرخی، فریده؛ عسکری‌ندوشن، عباس؛ عینی‌زیناب، حسن؛ روحانی، علی؛ و عباسی‌شوازی، محمدجلال. (۱۴۰۰). چالش‌های اجرای سیاست‌های تشویقی فرزندآوری: مطالعه‌ای کیفی در شهر اصفهان. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۱۶(۳۲)، ۷۹-۱۱۲. https://doi.org/10.22034/jpai.2022.559285.1242
طاووسی، محمود؛ حائری‌مهریزی، علی‌اصغر؛ صدیقی، ژیلا؛ مطلق، محمد اسماعیل؛ اسلامی، محمد؛ نقی‌زاده، فاطمه؛ و همکاران. (۱۳۹۶). تمایل به فرزندآوری و عوامل مرتبط با آن در ایران: یک مطالعه ملی. پایش، ۱۶(۴)، ۴۰۱-۴۱۰. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.16807626.1396.16.4.1.4
طاووسی، محمود؛ مطلق، محمد اسماعیل؛ اسلامی، محمد؛ حائری مهریزی، علی اصغر؛ هاشمی، اکرم؛ و منتظری، علی. (۱۳۹۴). فرزندآوری و عوامل مرتبط با آن از نگاه مردم تهران: پیش آزمون یک مطالعۀ ملی. پایش، ۱۴(۵)، ۶۹۷-۷۰۲. https://payeshjournal.ir/article-1-221-fa.html
عباسی‌شوازی، محمدجلال؛ رازقی‌نصرآباد، حجیه بی‌بی؛ و حسینی‌چاووشی، میمنت. (۱۳۹۹). امنیت اقتصادی-اجتماعی و قصد باروری در شهر تهران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۱۵(۲۹)، ۲۱۱-۲۳۸. https://doi.org/10.22034/jpai.2020.243924
عباسی‌شوازی، محمدجلال؛ و خانی، سعید. (۱۳۹۳). ناامنی اقتصادی و باروری: مطالعه موردی زنان دارای همسر شهرستان سنندج. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۹(۱۷)، ۳۷-۷۶. https://www.jpaiassoc.ir/article_20069.html
عباسی‌شوازی، محمدجلال؛ و عسکری‌ندوشن، عباس. (۱۳۸۴). تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران: مطالعه موردی استان یزد. نامه علوم اجتماعی، ۲۵، ۲۵-۷۵. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10534.html
علیمرادیان، مریم؛ رازقی‌نصرآباد، حجیه بی‌بی؛ علی‌مندگاری، ملیحه؛ و عسکری‌ندوشن، عباس. (۱۴۰۱). تأخیر در تولد فرزند دوم: تحلیل دوره ماندگاری در وضعیت تک‌فرزندی در شهر خرم آباد. نامه انجمن جمعیت شناسی ایران، ۱۷(۳۴)، ۷۳-۱۱۱. https://doi.org/10.22034/jpai.2023.1983029.1258
قدرتی، حسین؛ احمدی، علی‌یار؛ مختاری، مریم؛ و افراسیابی، حسین. (۱۳۹۰). تحلیل سرمایۀ اجتماعی و باروری زنان در مناطق شهری سبزوار، مطالعه موردی: شهرهای مشهد و سبزوار. مطالعات جغرافیایی منطقه خشک، 2(۴)، ۷۹-۹۴. https://jargs.hsu.ac.ir/article_161281.html
کرسول، جان دبلیو. (۱۴۰۰). پویش کیفی و طرح پژوهش: انتخاب از میان پنج رویکرد (روایت پژوهی، پدیدارشناسی و ...) (ترجمه حسن دانایی‌فرد و حسین کاظمی). تهران: صفار.
لوکاس، دیوید؛ و میر، پاول. (۱۳۸۱). درآمدی بر مطالعات جمعیتی (ترجمه حسین محمودیان). تهران: دانشگاه تهران.
مباشری، محمود؛ علیدوستی، معصومه؛ حیدری‌سورشجانی، سعید؛ خسروی، فرزین؛ خلفیان، پوران؛ و جلیلیان، محسن. (۱۳۹۲). تعیین مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر الگوی باروری خانواده‌های تک‌فرزند و بدون‌فرزند شهرستان شهرکرد در سال ۱۳۹۲. مجلۀ علمی دانشگاه علوم پزشکی ایلام، ۲۱(۶)، ۶۳-۷۰. http://sjimu.medilam.ac.ir/article-1-1435-fa.html
محمدپور، احمد. (۱۳۹۲). روش تحقیق کیفی، ضد روش: مراحل و رویه‌های عملی در روش‌شناسی کیفی. تهران: جامعه‌شناسان.
محمودیان، حسین؛ محمدپور، احمد؛ و رضایی، مهدی. (۱۳۸۸). زمینه‌های کم فرزندآوری در استان کردستان: مطالعه موردی شهر سقز. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۴(۸)، ۸۵-۱۲۲. https://www.jpaiassoc.ir/article_722546.html
مرکز آمار ایران. (۱۳۹۶). پیش‌بینی جمعیت به تفکیک استان، مناطق شهری و روستایی و بر حسب جنس از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۱۵. بازیابی شده از: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28511
مرکز آمار ایران. (۱۴۰۰الف). پیش‌بینی جمعیت و متوسط رشد سالانۀ کل کشور در دوره‌های پنج ساله از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۳۰ با شش سناریو فروض باروری. تهران: مرکز آمار ایران. بازیابی شده از: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28511
مرکز آمار ایران. (۱۴۰۰ب). نتایج محاسبه میزان باروری کل با روش مستقیم با منابع مختلف داده به تفکیک استان. بازیابی شده از: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28076
مهربانی، وحید. (۱۳۹۲). بررسی مقایسه‌ای الگوها و مکاتب اقتصاد باروری با به‌کارگیری داده‌های ایران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۸(۱۶)، ۵-۲۷. https://www.jpaiassoc.ir/article_19906.html
نیومن، ویلیام لاورنس. (۱۳۸۹). شیوه‌های پژوهش اجتماعی: رویکرد‌های کیفی و کمی. (ترجمه حسن دانایی‌فرد و حسین کاظمی). تهران: مهربان نشر.
وبر، مارکس. (۱۳۸۴). دین، قدرت، جامعه (ترجمه احمد تدین). تهران: هرمس.
Abbasi-Shavazi, M. J. & Khani, S. (2014). Economic Insecurity and Fertility: Case Study of Married Women in Sanandaj District. Journal of Population Association of Iran9(17), 37-76. [In Persian]. https://www.jpaiassoc.ir/article_20069.html
Abbasi-Shavazi, M. J. , Razeghi-Nasrabad, H. B. & Hosseini-Chavoshi, M.  (2020). Socio-Economic Security and Fertility Intention in Tehran City. Journal of Population Association of Iran15(29), 211-238. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jpai.2020.243924
Abbasi-Shavazi, M.J. & Askari-Nodoushan, A. (2005), Family Change and Fertility Decline in Iran: Case Study in Yazd Province, Journal of Social Sciences 25, 25-75. [In Persian]. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10534.html
Afshani, S. A., Abooei, A. and Ruhani, A. (2022). Lived Experience of Infertile Women of Their Infertility Issue. Women in Development and Politics20(1), 1-21.  [In Persian]. https://doi.org/10.22059/jwdp.2021.327319.1008049
Aghaei, N. and Sadeghi, R. (2025). Population Dynamics in Iran and Its Provinces: Analysis of Stable and Nonstable Momentum During 1996-2016. Journal of Population Association of Iran, 20(Forthcoming). [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jpai.2025.2048288.1390
Alimoradiyan, M., Razeghi Nasrabad, H. B., Alimondegari, M., & Askari-Nodoushan, A. (2023). Delay in the Second Birth: An Analysis of the Length of Waiting Time from First to the Second Birth among Women in the City of Khorramabad, Iran. Journal of Population Association of Iran, 17(34), 73-111. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jpai.2023.1983029.1258
Becker, G. S. (1981). A treatise on the family. Harvard University Press.
Bernardi, L., Klärner, A., & von der Lippe, H. (2008). Job insecurity and the timing of parenthood: A comparison between Eastern and Western Germany. European Journal of Population, 24(2), 287–313. https://doi.org/10.1007/s10680-007-9127-5
Bonoli, G. (2008). The impact of social policy on fertility: Evidence from Switzerland. Journal of European Social Policy, 18(1), 64-77. https://doi.org/10.1177/0958928707081074
Creswell, J. W. (2021). Qualitative inquiry and research design: Choosing among five approaches. 2nd ed. (Translated to Persian by H. Danaeifard & H. Kazemi). Tehran: Saffar. [In Persian].
Doepke, M., Hannusch, A., Kindermann, F., & Tertilt, M. (2022). The economics of fertility: A new era (National Bureau of Economic Research (NBER) Working Paper No. 29948). http://www.nber.org/papers/w29948
Easterlin, R. A. (1978). The economics and sociology of fertility: A synthesis. In C. Tilly (Ed.), Historical studies of changing fertility (pp. 57–134). De Gruyter. https://doi.org/10.1515/9781400871452-003
Easterlin, R. A. (Ed.). (1980). Population and economic change in less developed countries. National Bureau of Economic Research and University of Chicago Press.
Fiori, F., Rinesi, F., Pinnelli, A., & Prati, S. (2014). Economic insecurity and the fertility intentions of Italian women with one child. Population Research and Policy Review, 33(5), 731-751. https://doi.org/10.1007/s11113-013-9266-9
Ghodrati, H., Ahmadi, A., Mokhtari, M. & Afrasiabi, H. (2011). Analysis of social capital and fertility in urban regions of Sabzevar. Journal of Arid Regions Geographic Studies2(4), 79-94. [In Persian]. https://jargs.hsu.ac.ir/article_161281.html
Goode, W. J. (1963). World revolution and family patterns. Free Press of Glencoe.
Greenhalgh, S. (1988). Fertility as mobility: Sinic transitions. Population and Development Review, 14(4), 629-674. https://doi.org/10.2307/1973627
Hamidifar, M., Kanani, M. A. and Ebadollahi-Chanzanagh, H. (2017). Risk Society and Childbearing: A Study in the City of Rasht. Journal of Population Association of Iran11(22), 102-136. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.1735000.1395.11.22.4.4
Jafari-Sirizi, F., Askari-Nodoushan, A., & Ruhani, A. (2022). Mothering and childrearing: A critical exploration of mothers’ social concerns about parenting. Interdisciplinary Studies in the Humanities, 14(4), 117-175. [In Persian].  https://doi.org/10.22035/isih.2022.4801.4707
Jafari-Sirizi, F., Askari-Nodoushan, A., & Ruhani, A. (2023). Motherhood in Socio-cultural Context: A Critical Qualitative Study. Women's Studies Sociological and Psychological, 21(2), 179-217. [In Persian]. https://doi.org/10.22051/jwsps.2022.40022.2615  
Jahangiri, J. , Ahmadi, H. , Tabiee, M. and Moltafet, H. (2014). Construction of One-Child Women Understanding Of Childbearing Challenges (Participants: One-Child Women of Ahvaz). Quarterly Journal of Social Development / Previously Human Development, 9(1), 85-110. [In Persian]. https://qjsd.scu.ac.ir/article_11432.html
Joshi, H., & David, P. (2006). The social and economic context of fertility. In G. Caselli, J. Vallin, & G. Wunsch (Eds.), Demography: Analysis and synthesis (pp. 505-528). Academic Press.
Khajenoori, B. , Ruhani, A. and Hashemi, S. (2012). Tendency towards Veil and Different Lifestyles Case Study: Shiraz Women. Journal of Applied Sociology23(3), 141-166. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1391.23.3.7.4
Kohler, H. P., Billari, F. C., & Ortega, J. A. (2002). The emergence of lowest-low fertility in Europe during the 1990s. Population and Development Review, 28(4), 641-680. https://doi.org/10.1111/j.1728-4457.2002.00641.x
Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage Publication.
Lucas, D. & Meyer, P. (2002) Beginning Population Studies, (Translated to Persian by H. Mahmoudian). Tehran: University Of Tehran. [In Persian].
Mahmoudian, H., Mohammadpour, A., & Rezaei, M. (2009). Backgrounds of low fertility in Kurdistan Province: A case study of Saqqez city. Journal of Population Association of Iran, 4(8), 85-122. [In Persian]. https://www.jpaiassoc.ir/article_722546.html
Mayer, B., & Trommsdorff, G. (2010). Adolescents, value of children and their intentions to have children: A cross-cultural and multilevel analysis. Journal of Cross-Cultural Psychology, 41(5-6), 671–689. http://dx.doi.org/10.1177/0022022110372195
McNicoll, G. (1980). Institutional determinants of fertility change. Population and Development Review, 6(3), 441-462. https://doi.org/10.2307/1972410
McNicoll, G. (1994). Institutional analysis of fertility. In K. Lindahl-Kiessling & H. Landberg (Eds.), Population, economic development, and the environment (online ed.). Oxford Academic. https://doi.org/10.1093/oso/9780198289500.003.0008
Mehrbani, V. (2014). A Comparative Study of Economic Schools of Fertility by Using Data from Iran. Journal of Population Association of Iran, 8(16), 5-27. [In Persian]. https://www.jpaiassoc.ir/article_19906.html
Mills, M., & Blossfeld, H. P. (2013). The second demographic transition meets globalization: A comprehensive theory to understand changes in family formation in an era of rising uncertainty. In A. R. Evans & J. Baxter (Eds.), Negotiating the life course: Stability and change in life pathways (pp. 9–33). Springer.
Mobasheri, M., Alidosti, M., Heidari-Sorshajani, S., Khosravi, F., Khalafian, P., & Jalilian, M. (2013). Determination of the most important factors influencing the fertility patterns of single child and childless families in Shahr-e-kord City in 2013. Journal of Ilam University of Medical Science, 21(6), 63-70. [In Persian]. http://sjimu.medilam.ac.ir/article-1-1435-en.html
Mohammadpur, A. (2013). Qualitative research method, counter method: The practical stages and procedures in qualitative methodology. Tehran: Jameshenasan. [In Persian].
Newman, W. L. (2009). Social Research Methods: Qualitative and Quantitative Approaches. (Translated to Persian by H. Danaeifard, & H. Kazemi). Tehran: Mehraban Publication. [In Persian].
Rabbani, M., Javadian, S. R. and Askari-Nodoushan, A. (2022). Consequences of Father’s Long Work Hours on the Intergenerational Relationship Quality: A Qualitative Study. Journal of Social Continuity and Change1(1), 57-75. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2022.2772
Rasulzade Aghdam, S. , Afshar, S. , Adlipour, S. and Mirmohamdtabar, S. A. (2016). Analyzing the Relationship of Social Capital and Lifestyle with the Tendency to Childbearing (Case Study: Students of Azarbaijan Shahid Madani University). Socio-Cultural Strategy5(3), 107-135. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22517081.1395.5.3.5.4
Razeghi Nasrabad, H. B. (2016). Para Effect of Education on Childbearing Postponement: A Qualitative Study among Female Students in Tehran Universities.. Socio-Cultural Strategy5(3), 167-190. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22517081.1395.5.3.7.6
Razeghi Nasrabad, H. B., & Alimondegari, M. (2019). Gender preference and its influence on fertility intention in the low-fertility context of Tehran, Iran. Journal of Midwifery Reproductive Health, 7(4), 1972-1980. https://doi.org/10.15296/ijwhr.2019.37
Razmi, E. (2017). The impact of women's employment on the realization of general population policies in Iran [Master's thesis, Islamic Azad University, Marvdasht Branch]. [In Persian].
Saraei, H. (2015). Population Reproduction of Iran: Current Status and Some Policy Considerations. Social Sciences 22(68), 1-35. [In Persian]. https://doi.org/10.22054/qjss.2015.1279
Shams Gahfarokhi, F., Askari-Nodoushan, A., Eini-Zeinab, H., Ruhani, A., & Abbasi-Shavazi, M. J. (2022). At the Crossroad of Decision to Have Children: An Analysis of Individual and Social Childbearing Challenges in the Context of Low Fertility in Isfahan. Journal of Applied Sociology, 33(4), 1-28. [In Persian]. https://doi.org/10.22108/jas.2022.132711.2269
Shams-Ghahfarokhi, F., Askari-Nodoushan, A., Eini-Zinab, H., Ruhani, A., & Abbasi-Shavazi, M. J. (2021). Challenges of New Pronatalist Population Policies and Programs in Iran: A Qualitative Study in the City of Isfahan. Journal of Population Association of Iran, 16(32), 79-112. [In Persian].  https://doi.org/10.22034/jpai.2022.559285.1242
Shams-Ghahfarrokhi, F., Askari-Nodoushan, A., Eini Zeinab, H., Ruhani, A. (2023). The Application of Q-methodology for Identifying the Mental Patterns of the People of Isfahan City about Childbearing. Social Problems of Iran. 14(1), 211-235. [In Persian]. https://doi.org/10.61186/jspi.14.1.211
Simon, H. A. (1976). Administrative behavior: A study of decision-making processes in administrative organization (3rd ed.). The Macmillan Company.
Simon, H. A. (1982). Models of bounded rationality: Vol. 1. Economic analysis and public policy. MIT Press.
Statistical Center of Iran. (2017). Population forecast by province, urban and rural areas, and by gender from 2017 to 2036. Retrieved (July 8, 2024)  from: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28511
Statistical Center of Iran. (2021a). Population forecast and average annual growth of the entire country in five-year periods from 2017 to 2051 with six fertility assumptions scenarios. Tehran: Iran Statistical Center. Retrieved (July 8, 2024) from: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28511
Statistical Center of Iran. (2021b). Results of calculating total fertility rate using the direct method with different data sources by province. Retrieved (July 8, 2024)  from: https://amar.org.ir/statistical-information/statid/28076
Tavousi, M., Esmaeil Motlagh, M., Eslami, M., Haerimehrizi, A., Hashemi, A., & Montazeri, A. (2015). Fertility desire and its correlates: A pilot study among married citizens living in Tehran, Iran. Payesh, 14(5), 697-702. [In Persian]. https://payeshjournal.ir/article-1-221-en.html
Tavousi, M., Haerimehrizi, A., Sadighi, J., Esmaeil Motlagh, M., Eslami, M., Naghizadeh, F., ... & et al. (2017). Fertility desire among Iranians: A nationwide study. Payesh, 16(4), 401-410. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.16807626.1396.16.4.1.4
van Wijk, D., & Billari, F. C. (2024). Fertility postponement, economic uncertainty, and the increasing income prerequisites of parenthood. Population and Development Review, 50, 287-322. https://doi.org/10.1111/padr.12624
Vignoli, D., Bazzani, G., Guetto, R., Minello, A., & Pirani, E. (2020). Uncertainty and narratives of the future: A theoretical framework for contemporary fertility. In R. Schoen (Ed.), Analyzing contemporary fertility. Springer, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-030-48519-1_3
Weber, Marx. (2005). Religion, Power, Society / From Max Weber: Essays in sociology (Translated to Persian by A. Tadayon). Tehran: Hermes Publication. [In Persian].
Willis, R. J. (1973). A new approach to the economic theory of fertility behavior. Journal of Political Economy, 81(2, Part 2), S14-S64. https://doi.org/10.1086/260152
دوره 20، شماره 40
اسفند 1404
صفحه 47-68

  • تاریخ دریافت 05 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 20 آذر 1403
  • تاریخ پذیرش 24 آذر 1403