نوع مقاله : مقاله مروری
عنوان مقاله English
نویسندگان English
In recent decades, structural and policy changes have produced new migration patterns beyond traditional linear frameworks. Using a systematic review method and analyzing 14 selected articles (published since 2014), this study reveals that multi-directional and multi-stage migration has increasingly replaced traditional binary models, leading to more complex and diverse migratory trajectories. Structural factors, such as stricter border policies and enhanced security controls, have significantly reshaped migration patterns. However, instead of halting flows, these restrictive measures often divert migration toward high-risk, informal routes, making patterns more complex and their outcomes more contradictory. Simultaneously, migrant agency is highlighted by individual-level factors, shaping a step-by-step decision-making process. Furthermore, the dominant, often Eurocentric, macro-narratives of migration tend to overlook internal and regional dynamics. Evidence highlights the growing importance of intra-continental and multi-stage (South–South) migrations in shaping current global trends. In Iran, too—given the long-standing presence of Afghan migrants and frequent fluctuation in national migration policies—similar multi-stage patterns are emerging. In conclusion, the findings suggest that recognizing the multi-directional and processual nature of modern migration is essential for a realistic understanding of migration today. The study highlights the critical need for adopting flexible, nuanced, and multidimensional approaches to migration policymaking.
کلیدواژهها English
مقدمه و بیان مسئله
در دهههای اخیر، مهاجرت در اشکال گوناگون بهعنوان یکی از تعیینکنندهترین روندهای جهانی مطرح بوده است. بااینحال، بخش قابلتوجهی از ادبیات موجود، پدیده مهاجرت را در چارچوبی دوگانه، سادهسازی میکند: مثلاً تمایز مبدأ/مقصد، اجباری/داوطلبانه یا قانونی/غیرقانونی. چنین الگوهای خطی، اگرچه برای توصیف موجهای مهاجرتی کلاسیک (نظیر مهاجرتهای بزرگ کاری یا پناهندگی) مفید بودهاند، اما برای تحلیل وضع کنونی، که مهاجرتها از مسیرهای پیچیده و چندمرحلهای شکل میگیرند، ناکافی به نظر میرسد.
تجربه ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ چنانکه ورود و اقامت طولانیمدت مهاجران افغانستانی، در کنار نوسانهای قانونی درباره صدور اقامت یا اجازه کار، نشان میدهد مهاجرت تنها به یک جابهجایی ساده از مبدأ به مقصد خلاصه نمیشود. بنابراین تعدادی از پژوهشگران داخلی طی تحقیقاتشان (برای نمونه زندی ناوگران و همکاران، 1402الف؛ زندی ناوگران و همکاران، 1402ب؛ عباسیشوازی و همکاران، 1395؛ صادقی و عباسیشوازی، 1395؛ سجادپور و جمالی سوسفی، 1395؛ صادقی و همکاران، 1398؛ محمدی و صادقی، 1398؛ میرزائی، 1396، 1398) نشان دادهاند که الگوهایمهاجرتی در ایران، بهویژه برای مهاجران افغانستانی، به تدریج شکل پیچیدهتری به خود گرفته است.
پیامدهای مدل خطی و ایستای مهاجرت، منجر به نظارتهای شدید مرزی، مهاجرستیزی[1]، و نهایتا طرد و اخراج مهاجران میگردد. این الگو ضمن افزایش هزینههای انسانی مهاجرت هزینههای اقتصادی مهاجرت را نیز افزایش میدهد. علاوه بر این در چنین وضعیتی شبکههای قاچاق انسان گستردهتر و فعالتر خواهدشد و این شبکهها مسیرهای مخاطرهآمیزتر و خلاقانهتری را برای سفر مهاجران ارائه خواهدنمود(EUAA, 2022 MMC, 2021,2022;).
برای اجتناب از این الگوهای خطی و استاتیک، هم اکنون مطالعات حوزه مهاجرت به دنبال فهم عمیقتری از روندها و فرایندهای شکل گرفته مهاجرتی در بسترهای مختلف میباشند هر چند که به بعضی از این الگوهای جدید نیز نقدهایی وارد است (Kaytaz, 2016; Schapendonk, 2021 Donini, Monsutti, & Scalettaris, 2016; Godin & Dona, 2021; Missbach, 2019; Duvell, 2014).
بنابراین به دلیل شرایط پیچیده مهاجرت برای فهم بهتر الگوهای مهاجرتی آنها ضرورت دارد که در طراحی پرسشها و مکانی که پژوهش میدانی در آن صورت میپذیرد، دقت و توجه عمیقتری داشتهباشیم. بعضی از پژوهشگران حوزه مهاجرت به لایههای عمیقتر، کمتر شناختهشده و مهمتر این مسئله نیز پرداختهاند. بهعنوان نمونه پدیدهای همچون بیتحرکی و بیتحرکی اجباری (Carling, 2002; Carling & Schewel, 2017; Schewel, 2019; De Haas, 2010, 2021) که میتواند اهمیتی برابر و شاید بیشتر از خود تحرک و مهاجرت داشتهباشد که در مطالعه حاضر نیز بر آن تأکید میشود.
بدون شناسایی و درک الگوهای مهاجرتی، هرگونه اجرای سیاستگذاری و برنامهریزی مهاجرتی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد و پیامدهای آن نیز افزایش هزینههای مهاجرتی هم برای مهاجران و هم برای کشورهای مهاجرپذیر میباشد. لذا به چند دلیل بررسی الگوهای مهاجرت برای جامعه مهم و ضروری است. اول؛ اینکه ساختار جریانهای مهاجرتی (و نیز عاملیتهای مهاجران) از پویاییها و دگردیسیهای نسبتا بالایی برخوردار میباشد که ضرورت ردیابی و شناسایی این دینامیسم مهاجرتی نیاز به پژوهشهای مداوم و روزآمد دارد. بر همین اساس مفروض این پژوهش این است که احتمالا الگوهای دوشقیمهاجرت (مبدأ/مقصد، مهاجرت اجباری/داوطلبانه و...) با گذشت زمان دچار دگرگونی شده است و بخشی از پژوهشهای پیشین انجام شده در این حوزه نتوانستهاند ابعاد و لایههای پنهان مسئله را به خوبی آشکار نماید و با تغییر قوانین مهاجرتی و پویایی ساختار جامعه، الگوهای رفتاری چندشقی و غیرخطی برفرایند مهاجرت درحال تأثیرگذاری است. دوم؛ اینکه از طریق فهم الگوهای مهاجرت میتوان رفتارهای فعلی و تا حدودی آینده مهاجران را درک کرده و پیامدهای احتمالی که این رفتارها میتواند بر روند توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه داشته باشد نیز قابلتامل و اندیشیدن است. سوم؛ با آشکار شدن و فهم عمیقتر الگوهایمهاجرت، سیاستگذاراناجتماعی، سازمانهای مردم نهاد و کنشگران حوزه مهاجرت میتوانند جهت برنامهریزی و سیاستگذاری مهاجران، رویکرد واقعگرایانهتر و خردمندانهتری را در پیشبگیرند و انتظار میرود که هزینههای انسانی و اقتصادی مهاجرت نیز کاهش یابد و چهارم؛ در سالهای اخیر با ظهور و برساخت گفتمانهای مهاجرستیزانه و امنیتیسازی پروژه مهاجرت، احتمالا جهت، ماهیت، حجم جریانهای مهاجرتی، رفتارهای مهاجران و شبکههای فراملی آنها دچار دگرگونیهای اساسی شده که نیازمند انجام پژوهش بیشتری میباشد.
در مقاله حاضر، سعی داریم با تکیه بر الگوهای جدید مهاجرتی که تلاش میکنند دوگانههای مرسوم مهاجرت، نظیر دائمی-موقتی و داوطلبانه-اجباری، را کنار بگذارند (Collyer & De Haas, 2012)، این الگوها را از طریق روش مرور منظم بررسی کنیم. چرا که مقولههای نوین مهاجرت، از جمله مهاجرت عبوری و الگوهای مرتبط، دارای ویژگیهایی همچون غیرخطی بودن، نیتمندی، موقتیبودن، بیقاعدگی، عدمقطعیت، پویایی، تغییر مستمر مقاصد مهاجرتی، فرایندیبودن، تنوع شیوهها و جریانهای مهاجرت (جریانهای مهاجرتی مختلط)، و پیچیدگی تصمیمگیریهای مرتبط با مهاجرت هستند (Duvell, 2006; Icuduygu, 2005; Duvell et al., 2014; Castagnone, 2011; Collyer et al., 2012; Artuc & Ozden, 2018) که نیازمند بررسی و توجه علمی میباشند. بر این اساس سوال اساسی مطالعه حاضر این است که براساس مطالعات انجام شده، الگوهای جدید مهاجرت چه هستند و چه ویژگیهایی دارند؟ در این راستا مطالعه حاضر در پی پاسخگویی به سئوالات زیر است:
- کدام الگوها و مفاهیم جدید در ادبیات مهاجرت (۲۰۱۴ به بعد) مطرح شدهاند؟
- عوامل تعیینکننده شکلگیری این الگوهای چندشقی چیست؟
- پیامدهای این الگوها برای کشور مقصد، کشورهای عبوری و خود مهاجران کدام است؟
- جایگاه ایران در مطالعات جدید چگونه است و چه خلأهایی در پژوهشهای داخلی وجود دارد؟
چارچوب نظری
برای تحلیل بهتر الگوهای مهاجرت، از الگویی تحت عنوان «مهاجرت رو بهجلو» که در مطالعات مهاجرت توسط پژوهشگرانی همچون کینگ و کاراموشو[2] (۲۰۱۹)؛ و آرنز و کینگ[3] (2023) به کار رفته است بهرهگرفتهایم که در آن مهاجرت نه فقط در نتیجه عوامل ساختاری (نظیر فقر، جنگ یا سیاستهای سختگیرانه) شکل میگیرد، بلکه عاملیت مهاجران (انتخاب مقصد، سازوکارهای مقابله، شبکههای اجتماعی) نیز نقش محوری دارد. در این چارچوب، الگوهای دوشقی (مبدأ/مقصد، قانونی/غیرقانونی) تنها بخش ساده شدهای از مهاجرت را تبیین میکنند.
و در مقابل آن، الگوهای چندشقی (حرکتهای ثانویه، مهاجرت عبوری، مهاجرت رو بهجلو) روابط پیچیده میان فرد، شبکههای غیررسمی و سیاستهای دولتی را برجسته میسازد. عواملی همچون ناامنی سیاسی، سیاستهای گزینشی مهاجرتی، سختگیری در کنترل مرزها و تکنولوژی ارتباطی میتوانند وضعیت مهاجرت را از الگوی تکمرحلهای به مجموعهای پیاپی از توقفها، جابهجاییهای فرعی و تصمیمگیریهای گامبهگام تبدیل کنند. این پژوهشگران تأکید میکنند که الگوهای مهاجرتی امروزی، بهویژه در فضای اروپا و بالکان، دیگر در چارچوب «یکبار عزیمت از مبدأ و استقرار همیشگی در مقصد» نمیگنجند. بلکه باید مجموعهای از حرکتهای چندمرحلهای، مهاجرت عبوری، مهاجرت رو بهجلو، «بازگشتها» و «حرکتهایثانویه» را در نظر گرفت.
در این نگاه، سیستم مهاجرت یک چرخه بسته نیست؛ بلکه شبکهای درهمتنیده است که ساختارها (مانند مقررات مرزی و سیاستهای مهاجرتی اروپا، بحران اقتصادی یا سیاسی در بعضی کشورها) و کنشگران (مهاجرانی که تصمیم میگیرند موقتاً در کشوری توقف کنند، یا به صورت مرحلهبهمرحله راهی مقصد بعدی شوند) را به هم وصل میکند. از همین رو، مسیریابیهای متعددی شکل میگیرد و امکان دارد فرد طی چند مرحله به مقصد نهایی دست یابد یا حتی مقصد نهایی از پیش تعریف نشده باشد. یکی از این الگوها همان تحرکاتسیال و چندپارهشده[4] است. شواهد نشان میدهد که مهاجران گاه از کشوری به کشور دیگر میروند[5] و در این میان ممکن است بهصورت موقت در کشوری «عبور» کنند یا حتی بهطور مقطعی به مبدأ بازگردند و سپس مجدداً عازم مقصد دیگر شوند. بنابراین از نظر کینگ و کرامشاو، مهاجرتهای چندشقی یا چندمرحلهای، محصول برهمکنش چندوجهی ساختارهای سیاسی-اقتصادی با تصمیمهای فردی و شبکهای مهاجران است.
همین پویایی و چندبُعدی بودن دقیقاً جوهره الگوهای مهاجرت جدید را شکل میدهد که در آن، عوامل کلان (ساختاری) و خرد (عاملیت) بهصورت مداوم با یکدیگر در تعاملاند و در هر مقطع زمانی «خروجی» جدیدی (مانند حرکت به مقصد سوم یا بازگشت) تولید میکنند. این دیدگاه، میتواند در تحلیل مهاجرت در ایران نیز راهگشا باشد؛ چراکه بسیاری از مهاجران (مثلاً مهاجران افغانستانی) در مواجهه با تغییرات سیاستی یا معیشتی، بارها مسیر و تصمیم خود را تعدیل یا تغییر میدهند.
بهگفته آرن و کینگ (2023) بخش زیادی از مطالعات کلاسیک مهاجرت، افراد را بهعنوان «مهاجرانی» میبیند که فقط یکبار از کشوری (مبدأ) به کشوری دیگر (مقصد) عزیمت میکنند و آنجا مستقر میشوند. در صورتی که براساس شواهد جدید، میانگین اقامت بسیاری از مهاجران در مقصد اول کوتاهتر از آن چیزی است که نشان میدهد در آنجا «ماندگار» شدهاند؛ بخشی از مهاجران ترجیح میدهند یا مجبور میشوند پس از چند سال، به مقصد دوم (یا سوم) مهاجرت کنند؛ عوامل ساختاری (مثل بحران اقتصادی) و عاملیت (مثلاً شبکههای اجتماعی، ترجیحات شغلی) در هرکدام از این جابهجاییها تأثیرگذار است.
آرن و کینگ، اصطلاح مهاجرت رو بهجلو را بر دیگر برچسبهای مشابه مثل مهاجرت عبوری یا مهاجرت پلهای مقدم میدانند و آن را مفهومی جامع توصیف میکنند. چرا که معتقدند شخص یا خانوادهای که یک مقصد اولیه را برای مدتی تجربه کردهاند (چند سال) و پس از مواجهه با تغییر شرایط (ساختاری یا فردی) به مقصد بعدی کوچ میکنند. این فرایند ممکن است چند مرتبه تکرار شود؛ اما بر خلاف مهاجرت عبوری، در هر مقصد، فرد مدتی طولانی مستقر شده و بخشی از زندگی خود را آنجا میگذراند. این نگاه، مهاجرت را فرایندی باز[6] ترسیم میکند که در آن، ترکیب «زمینههای بیرونی» و «کنش هدفمند مهاجر» شکل جدیدی از تحرک یا سکونت را رقم میزند.
مرور ادبیات تجربی
ادبیات مهاجرت و روندهای آن را اصطلاحات و برچسبهای مختلفی در برگرفته است که عبارتند از مهاجرت عبوری (Collyer, 2007; Schapendonk, 2013, 2020) مهاجرت چندپاره (Khosravi, 2018; Esposito et al, 2020; Collyer & De Haas, 2012; Dankwah and Valenta, 2017; Bowstead, 2017 ;)، حرکت ثانویه[7] (Ott,2011; Wgner et al., 2019; Ramos, 2017; Della Puppa & King, 2019)، مهاجرت پلهای[8] (Konadu-Agyemang, 1999; Paul, 2017; Francisco-Menchavez, 2020)، حرکت مابعدمهاجرت[9] (Moret, 2018)، مهاجرت چندملیتی[10]( Paul & Yeoh, 2021)، دوبارمهاجرت[11] ( Bhachu,1985; Della Puppa & King, 2019; Zani, 2020; Monti, 2019; Steiner, 2018; Das Gupta, 2022)، مهاجرت سهضعلی[12]( Devoretz et al., 2003) مهاجرت متوالی[13] (Faggian et al., 2006) مهاجرت به کشور سوم[14](Tan & Hugo, 2017) و مهاجرت سریالی[15](Ossman, 2013 Zufferey, 2019;)، مهاجرت چرخشی[16] (Vankova, 2020; Valenta, 2022; Condon and Ogden,1996).
ادبیات پژوهش در حوزه الگوهای مهاجرت نشان میدهد که تا اواخر دهه 80 میلادی بهطور معمول دولت-ملتها به دو مقوله کشورهای مهاجر فرست/مبدأ و مهاجرپذیر/مقصد تقسیمبندی میشدند که هر کدام از آنها مجموعهای از سیاستهای مهاجرپذیری و مهاجرفرستی را اعمال مینمودند (Massay & Taylor, 2004). از دهه 1990 با تغییر رژیمهای بینالمللی مهاجرت و اراده فزاینده سیاسی جهت کنترل مهاجرت، مقوله سومی به نام کشورهای عبوری به وجود آمد (Icduygu, 2005; Duvell, 2012).
الگوی مهاجرت عبوری به مقولههایی همچون مهاجرت غیرقانونی، مهاجرانبیقاعده و بدون مدرک میپردازد. این پدیده زاده و پیامد محدودیتها و کنترلهای شدید مرزی از دهه 1990 در اروپا میباشد. در پژوهشها به کشورهایعبوری همچون آسیا، آفریقا، ترکیه، اروپای شرقی و شرق مدیترانه اشاره شده است (Collyer et al., 2012; Collyer & De Haas, 2012; Duvell et al., 2014; Castagnone, 2011; Artuc & Ozden, 2016). کانونهای مهاجرت عبوری مکانهایی هستند که غالبا تعداد زیادی از مهاجران برای رسیدن به کشورهای ثالث از آن عبور میکنند. الگوی مهاجرت عبوری معتقد است که مهاجرت از حالت موقت برخوردار بوده و طی آن افراد فرایندهای مهاجرتی را شکل میدهند ولی جهت و پیامد این فرایندها را نمیتوانند تعیین کنند. در ساختارعبوری، محیط اجتماعی و نهادی نسبتا بیثبات و سیال است و به این معناست که شبکههای اجتماعی مهاجرت در حال تغییر میباشند (Duvell, 2012; Papadopoalou-Karkoula, 2008; Wissinik et al., 2013; Wissinik and Mazzucato, 2017).
مقوله مهاجرت چندپاره تلاش میکند تا فراتر از مدلهایدوقطبی[17] مقصد-مبدأ، پدیده مهاجرت را مورد وارسی قرار دهد. در این وضعیت روندهای مهاجرت پیچیدهتر شده و فرایندهای زمانی-مکانی[18] نیز متنوع میگردند و از سوی دیگر مسیرهای مهاجرت نیز با تنوع بیشتری همراه است (King & Karamoschou, 2019).
مقوله مهاجرانرو بهجلو[19] کسانی هستند که بعد از زندگی در یک کشور مقصد (مخصوصا در اتحادیه اروپا) دوباره به کشور دیگری مهاجرت میکنند، یعنی مهاجرت به یک کشور ثالث. بنابراین مهاجران تأیید تابعیت شده[20] میتوانند از طریق کسب شهروندی اروپا که به آنها امکان آزادی حرکت[21] میدهد در کشور دیگری ساکن شوند. دلایل مختلفی برای اینگونه مهاجرتها ذکر میشود از قبیل احساس سرخوردگی[22]، احساستبعیض و یا ناامیدی از دستیابی به فرصتهای شغلی، بنابراین رسیدن به یک کشور مبدأ ثانویه خاص یک استراتژی [از پیش ] طراحی شده نبوده بلکه کسب شهروندی کشور میزبان است که منبع مهمی میشود برای مهاجرت [مجدد] (Nekby, 2006; Ramos, 2017).
الگوی مهاجرت بیقاعده[23] نیز یک پدیده پیچیده است چرا که همراه با نقض قوانین بوده و در حاشیه جامعه اتفاق میافتد (Duvell et al., 2010). مقوله بیقاعدگی مهاجرت ذاتا با حق شهروندی و نبود آن در ارتباط است (De Genova, 2002). یکی از ویژگیهای مهاجرت بیقاعده، ماهیت مخفیانه ورود به کشور مقصد است که برای اجتناب از بازداشت و دستگیری توسط پلیس، تاکتیکهای مختلفی توسط مهاجران به کار میرود. علاوه براین مقوله دیگری همچون مهاجران بدون مدرک که اشاره به مهاجرانی دارد که در کشور مقصد فاقد ویزا بوده و یا دارای هیچ مدرکی نمیباشند. بر همیناساس مقوله مهاجرت بیقاعده از سال 2011 به بعد توسط کشورهای اروپایی به کار برده شد (Kraler & Ahrens, 2023).
پژوهشهای مرتبط با مهاجرت و مهاجران بینالمللی در ایران
در کشور ایران بیشتر مهاجران بینالمللی را مهاجران افغانستانی تشکیل میدهند. الگوهای مهاجرتی مهاجران افغانستانی در ایران با توجه به ویژگیهای خاص اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران، تفاوتهایی با الگوهای مهاجرتی جهانی دارند. پژوهشهای داخل ایران بیشتر بهطور خاص به چالشهای فرهنگی، اجتماعی و هویتی (سازگاری، بازگشت، فرهنگپذیری و...) مهاجران افغانستانی و تأثیرات آن بر تصمیمات مهاجرتی پرداختهاند، درحالیکه مطالعات جهانی بیشتر به مسائل ساختاری، قوانین مهاجرت، برون سپاری مهاجرت، عبور از کشورها و مهاجرتهای پیاپی به کشورهای مقصد مختلف توجه دارند.
پژوهشهای مختلفی که در مورد مهاجران افغانستانی در ایران انجام شده است که میتوان به مفاهیمی همچون سازگاری[24] مهاجران، جذب[25] اجتماعی، طرد[26] مهاجران، بازگشت[27] و ... اشاره نمود. بعضی از این مطالعات با اتخاذ رویکرد اجتماعی/جمعیتشناختی به مسئله بازگشت مهاجران (عباسیشوازی و همکاران، 1395؛ صادقی و عباسیشوازی، 1395؛ سجادپور و جمالی سوسفی، 1395)، تمایل و علل مهاجرت از افغانستان به ایران (صادقی و همکاران، 1398) فرایندهای قاچاق مهاجران از افغانستان به ایران (محمدی و صادقی، 1398) و ادغام هویتی و فرهنگی مهاجران افغانستانی در ایران (زندی ناوگران و همکاران، 1402الف، 1402ب) پرداختهاند. برخی دیگر از پژوهشها نیز با ارجاع به رویکردهای انسانشناختی و مردمشناسی، بر راهبردهایفرهنگپذیری و راهبردهای اقتصادی مهاجران افغانستانی در ایران تمرکز نمودهاند (میرزائی، 1396؛ 1398).
مهاجرتهای اجباری/نیمهاجباری: یکی از مهمترین الگوهای مهاجرتی که در پژوهشهای داخل ایران برجسته شده، مهاجرتهای اجباری یا نیمهاجباری است. بهویژه، در مورد مهاجران افغانستانی در ایران، این الگو بیشتر بهعنوان مهاجرتهایی است که بهدلیل جنگ، خشکسالی و ناامنیهای داخلی در افغانستان شناخته میشود. صادقی و همکاران (1398) در پژوهش خود به عوامل دافعهای که در افغانستان وجود دارد پرداخته و مهاجرت افغانستانیها به ایران را نوعی مهاجرت اجباری و تحت تاثیر وجود شبکههای مهاجرتی فراملی در نظر میگیرد.
مهاجرتهایعبوری و رو بهجلو: در این الگو، مهاجران افغانستانی ابتدا به ایران بهعنوان یک مقصد عبوری میآیند، و سپس تصمیم میگیرند به کشورهای دیگر مهاجرت کنند. این روند در پژوهشهای داخل ایران به ویژه با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و چالشهای اقتصادی که در ایران دارند، به صورت گذرا و ضمنی مورد بررسی قرار گرفته است.
صادقی و عباسیشوازی (1395) در مقاله خود با عنوان «بازگشت به وطن یا ماندن جوانان افغانستانی در ایران» بررسی میکند که چگونه تعدادی از مهاجران افغانستانی نسل دوم در ایران پس از مدتها اقامت و عدم اعطای تابعیت و حق شهروندی و عدم ادغام در بازار کار، تصمیم به مهاجرت دوباره به کشورهای دیگر میگیرند، که این الگو میتواند بهعنوان نوعی مهاجرت عبوری یا چندمرحلهای در نظر گرفته شود.
زندی ناوگران و همکاران (1402) در پژوهش خود معتقدند که روند ادغام و سازگاری مهاجران افغانستانی در ایران مسئلهمند شده است و به دلیل خلاءهای سیاستگذاری، مهاجران در جامعه ایرانی دو راهبرد را در پیش میگیرند: یا نسبت به جامعه بیتفاوت شده و یا اینکه در جستجوی رفتن به مقصد دیگری میشوند. بنابراین به صورت ضمنی میتوان فهمید که در بخشی از این پژوهش نشان داده شده است که به دلیل عدمسازگاری، الگوهای مهاجرت جدیدی در میان مهاجران افغانستانی شکل گرفته است و آن الگوی مهاجرت رو به جلو میباشد.
مهاجرتهای دائمی و بازگشت مجدد : در این الگو، مهاجران افغانستانی در ایران پس از سالها اقامت تصمیم میگیرند که در ایران بمانند یا به وطن خود بازگردند. بازگشت به وطن یا مهاجرت مجدد معمولاً تحت تأثیر سیاستهای مهاجرتی ایران، شرایط اقتصادی و تصمیمات شخصی مهاجران قرار میگیرد.
سجادپور و جمالی یوسفی (1395) چالشهایی را که مهاجران افغانستانی، بهویژه زنان، در روند بازگشت به کشورشان و یا تصمیم برای ماندن در ایران تجربه میکنند، تحلیل میکند. از دید آنها عوامل درونگروهی (ساختار فرهنگی و اقتصادی جامعه افغانستان) و عوامل برونگروهی (امنیت در ایران) در فرایند بازگشت و ماندگاری مهاجران تاثیرگذارند.
عباسیشوازی و همکاران (1395) بهطور خاص به بررسی تصمیمات مهاجرتی دوباره و اینکه چرا بسیاری از مهاجران افغان پس از بازگشت به افغانستان، به ایران یا کشورهای دیگر مهاجرت میکنند، میپردازد. نویسندگان مقاله مدعی هستند که پایداری بازگشت مهاجران افغانستانی نه تنها به عوامل اقتصادی، بلکه به شرایط امنیتی، ادغام اجتماعی و سیاستهایکلان وابسته است.
بنابراین با مرور پژوهش های داخل ایران درباره مهاجران افغانستانی میتوان به این جمعبندی رسید که تمرکز اصلی آنها بر ابعاد هویتی/فرهنگی و سازگاری/ادغام است، در حالیکه نسبت به ادبیات جهانی، به سازوکارهای ساختاری و رژیمی مهاجرت کمتر پرداخته است. سه الگو در این مطالعات برجسته میباشد: (1) «ورود اجباری/ نیمه اجباری» با تکیه بر شبکهها؛ (2) «عبوری/ رو به جلو» بهویژه در نسل دوم به دلیل فقدان تابعیت و انسداد بازار کار ؛ (3) «ماندگاری/ بازگشت» متأثر از سیاستهای مهاجرتی و شرایط اقتصادی-امنیتی. علاوه بر این، مسئلهمندی ادغام و وجود خلاءهای سیاستی، دو راهبرد واکنشی را در میان مهاجران ایجاد کرده است که عبارتند از: بیتفاوتی نسبت به جامعه میزبان و یا تلاش برای خروج به مقاصد دیگر مهاجرتی. بهطور کلی، در مطالعات داخلی به الگوهای مهاجرت چندمرحلهای (عبوری/ رو به جلو) اغلب بهطور ضمنی و گذرا اشاره شده است.
روش و دادههای تحقیق
در ادامه، قصد داریم با استفاده از روش مرور سیستماتیک به بررسی و تحلیل الگوها و روندهای مهاجرتی بپردازیم. اگرچه پژوهشهای متعددی در حوزه مهاجرت انجام شده است، اما تنوع و ناهمگونی موجود در این مطالعات، ورود به این عرصه را برای پژوهشگران، بهویژه تازهکارها، دشوار میکند.
در این راستا، دستیابی به نوعی سنخشناسی که بتواند ابتدا الگوها و مرزبندیهای مهاجرت را طبقهبندی کند، سپس آنها را سازماندهی و تفکیک نماید و در نهایت یافتههای حاصل از این مطالعات را براساس ملاکهای مشخص تلفیق کند، امری ضروری به نظر میرسد. یکی از روشهای کارآمد در این زمینه، روش مرورنظاممند است که میتواند پژوهشهای مرتبط با مهاجرت را از نظر ماهیت، محتوا، علل و پیامدها، تفکیک و تمایز بخشد و تا حد امکان ادغام کند. مرور نظاممند بهطور خاص تلاش میکند تا «تمامی مطالعات مرتبط با یک موضوع خاص را بهصورت جامع شناسایی[28]، ارزیابی[29] و با یکدیگر ترکیب[30] نماید» (Petticrew & Roberts, 2006; Carling, 2021).
به طور کلی ساختار این بخش از پژوهش براساس مرورسیستماتیک پژوهشهایی که به صورت کمی و کیفی انجام شده است شکل گرفه است و از طریق واکاوی و تحلیل مطالعات مختلف به شکافها، تمایزات، مشابهتها و تنوع ادبیات پژوهش پرداخته میشود. پرسش تحلیلی پژوهش این است که چگونه میتوان تحقیقات مرتبط با الگوهای مهاجرت را مقولهبندی، تفکیک، ترکیب و تحلیل نمود؟
مرور نظامند شامل پژوهشهای مرتبط با الگوهای مهاجرت میباشد. مرور محدود به مقالات انگلیسی بوده که از سال 2014 به بعد منتشر شده است. گام اول، وارسی انتشارات، مبتنی بر ترکیبی از بینشهای متخصصان حوزه مربوطه و جستجوی منظم انجام شد. در گام دوم پس از آشنایی با نظریات پژوهشگران مختلف، از طریق جستجو در پایگاه دادههای مختلف همچون Web of Science، WILEY،Science Direct، Springer، Scopus، و EBSCO تعداد 373 مقاله مرتبط با موضوع، به واسطه کلیدواژههای مرتبط با الگوهای مهاجرت (مهاجرت عبوری، مهاجرت چرخشی، مهاجرت اجباری، مهاجرت چندپاره، بیتحرکی، مهاجرت بیقاعده، مسیرهایمهاجرتی، مهاجرت مختلط، درحرکت، تحرک، مهاجرت مجدد، حرکتثانویه، مهاجرت رو بهجلو و مهاجرت بینابین) انتخاب شدند.
بعد از این که رکوردهای به دست آمده از منابع و پایگاه دادههای مختلف با هم ترکیب شدند، موارد تکراری و غیرمرتبط حذف شدند و تعداد 332 رکورد برای وارسی[31] باقی ماندند. وارسی چکیدههای مقالات باعث حذف تعداد 109 مقاله شد. از تعداد 223 مقاله باقیمانده، 138 مقاله کنار گذاشته شد. و 85 مقاله مورد ارزیابی کامل[32] قرارگرفتند. سرانجام 14 مقاله واجدشرایط، وارد فرایند نهایی مرور شدند. مقالات و پژوهش ها براساس معیارهای ذیل حذف شدند:
- مقالاتی که به زبان انگلیسی نبودند
- مقالاتی که قبل از سال 2014 انتشار یافته بودند.
- دادههایی که مهاجرت داخلی (منظور داخل ایران) را درنظر گرفته بودند به دلیل عدم ارتباط با موضوع، لحاظ نشدند.
- مقالاتی که الگوهای دوشقی کلاسیک را مورد توجه قرار داده بودند در نظر گرفته نشدند.
- مقالاتی که در حوزه آکادمیک و به ویژه سیاستگذاری نگاشته شدهاند و به مسائلی همچون سازگاری، بازگشت داوطلبانه/اجباری، جذب/طرد مهاجران پرداختهاند نادیده گرفته شدند.
- پژوهشهایی که در حوزه تغییرات اقلیمی و رابطه آن با الگوهای مهاجرت پرداخته شده بود، از این تحقیق کنار گذاشته شدند.
در نهایت همان طور که اشاره شد بعد از وارسی و ارزیابی واجدالشرایط بودن مقالات، تعداد 14 مقاله برای مرور منظم انتخاب شدند.
شکل 1) دیاگرام مرور منظم مقالات براساس پروتکل پریزما (Moher, et al., 2009)
یافتههای پژوهش
1) چشمانداز کلی مقالات
در این مطالعه، به هر مقاله یک شماره یا شناسه (ID) اختصاص داده شده است. در جدول ۱، مشخصات کتاب شناختی مقالات شامل عنوان، نویسندگان، سال انتشار و روش پژوهش ذکر شده است. پس از آن، مقولهها و الگوهای مهاجرت شناسایی شده و به صورت تفکیک شده و متمایز ارائه شدهاند.
در بخش دوم مقاله، مفاهیم کلیدی و شاخصهایی که الگوهای مهاجرت را از سایر مقولهها متمایز میکنند، بهصورت کلیدواژهها و عبارات کوتاه در جدول ۲ درج شده است. در ادامه، جدول ۳ به بررسی عوامل تعیینکنندهای میپردازد که باعث ظهور این الگوها شدهاند. در نهایت، در جدول ۴، پیامدهای مرتبط با این مقولههای مهاجرتی برای مهاجران، جامعه میزبان، سیاستگذاران و سیاستهای مهاجرتی بهصورت جامع به تصویر کشیده شده است.
یافتهها نشان میدهد که چاپ و انتشار مقالات واجدشرایط (مبتنی بر الگوها) از سال 2015 به بعد افزایش یافته است. به نظر میرسد یکی از دلایل آن، گسترش موج مهاجرت در سال 2015 بود که بسیاری از کشورهای اروپایی را در برگرفت و چه بسا که بخشی از جامعه درمقابل این پدیده غافلگیر شد. قبل از این موج، غالب رویکردهای علمی و سیاستگذاری، نگاهشان بیشتر اروپامحور بوده و چشماندازهای خطی و دوشقی را دنبال میکردند.
2) چشمانداز تحلیلی مقالات: گذار از الگوهای دوشقی به چندشقی
یافتههای جدول 1 نشان میدهد که وزن پژوهشهای انجام شده با روشکیفی بیشتر از کمی است و حوزه جغرافیایی آن در بخشی از قاره آفریقا و خاورمیانه را پوشش میدهد. تحلیل محتوای مطالعات انجام شده در یک دهه اخیر از تنوع و ناهمگون شدن الگوهای مهاجرت حکایت دارد. حاصل بر همکنش پژوهشهای مذکور، الگوها و مقولههایی را برساخت نموده است که عبارتند از مهاجرت عبوری، مهاجرت بیقاعده، الگوی چندپاره مهاجرت، مهاجرت چرخشی، مهاجرت رو بهجلو، مهاجرت واسطهای و حرکتهای ثانویه.
جدول 1 مقالات و پژوهشهایی که وارد فرایند مرورسیستماتیک شدهاند.
|
شماره مقاله(ID) |
عنوان مقاله |
نویسنده/نویسندگان |
سال انتشار |
روش پژوهش |
مقوله /الگوی مهاجرت |
|
1 |
مهاجرت عبوری در نیجریه |
مورتی[33] |
2020 |
اسنادی-کتابخانهای |
مهاجرت عبوری |
|
2 |
افغانها در مسیر ترکیه: مسیرها، مخاطرات حفاظتی و دسترسی، کمک |
مرکز مهاجرت مختلط[34] |
2021 |
کمی (پیمایش) |
مهاجرت عبوری |
|
3 |
نقش قاچاقچیان در مهاجرت بیقاعده افغانها به ترکیه |
مرکز مهاجرت مختلط |
2022 |
کمی (پیمایش) |
مهاجرت بیقاعده |
|
4 |
وضعیت پناهندگان افغانستانی در ایران |
آژانس اتحادیهاروپا برای پناهندگان[35] |
2022 |
اسنادی |
مقولهبندی انواع مهاجران در ایران |
|
5 |
سفر افغانها به ترکیه: روایتهای بیتحرکی، مسافرت و دگرگونی |
کیتاز[36] |
2016 |
کیفی (قومنگاری) |
مهاجرت چندپاره/ الگوی چندشقی |
|
6 |
مهاجرت پناهندگان افغانستانی: تصمیمسازی مهاجرت رو بهجلو دریونان و ترکیه |
کوشمیندر[37] |
2017 |
کمی (پیمایش) |
مهاجرت رو بهجلو/ مهاجرت چندپاره |
|
7 |
پناهجویان افغانستانی پذیرش نشده در هلند: تحربیات مهاجرت،وضعیت فعلی و تمایلات آینده |
کوشمیندر و سیگل[38] |
2016 |
کیفی (مردمنگاری) |
مهاجرت رو بهجلو/ مهاجرت بیقاعده |
|
8 |
افغانهای در حرکت: به دنبال جستجوی محافظت و پناهندگی در اروپا |
دوننی، مونسوتی و اسکلیتاریس[39] |
2016 |
کیفی (قومنگاری) |
استراتژیهای سازگاری مهاجرت |
|
9 |
فراتر از اینجا و آنجا بودن: مفهومسازی (مجدد) سفرهای مهاجر و وضعیت کشورهای میانی (واسطه) |
کراولی و جونز[40] |
2020 |
کیفی (قومنگاری) |
مهاجرت واسطهای |
|
10 |
ضدحرکت. بیثباتسازی روایت کلان مهاجرت رو بهجلو و حرکتهای ثانویه در اروپا |
شاپیندونک[41] |
2021 |
کیفی (قومنگاری) |
مهاجرت رو بهجلو/ حرکتهای ثانویه |
|
11 |
بازاندیشی مناطق عبوری: مسیرهای مهاجران و شبکههای فراملی در وضعیت چشماندازهای مرزی-فناورانه[42] |
گودین و دونا[43] |
2021 |
کیفی (قومنگاری) |
مهاجرت عبوری |
|
12 |
تصمیمسازی پناهجویان و پناهندگان در موقعیت عبوری کشور اندونزی: نیاز به تحقیقات عمیق و طولی |
میسباخ[44] |
2019 |
روش زندگینامهای و مطالعه موردی |
مهاجرت عبوری |
|
13 |
مهاجرت عبوری در فضاهای مهاجرتی اروپا. سیاست، عوامل تعیینکننده و پویاییها |
دویل[45] |
2014 |
روش اسنادی |
مهاجرت عبوری |
|
14 |
تجربیات مقایسهای مدیریت مهاجرت عبوری |
استوبیسی و همکاران[46] |
2023 |
روش ترکیبی |
مهاجرت عبوری |
غالب پژوهشها مبتنی بر رویکرد تجربی و مطالعات موردی، الگوهای مهاجرت را تشریح نمودهاند. نویسندگانی همچون مورتی (2020)، کیتاز (2016)، کوشمیندر (2017)، کوشمیندر و سیگل (2016)، دوننی، مونستی و اسکلیتاریس (2016)، میسباخ (2019) و گودین و دونا (2021) در این دسته قرار میگیرند.
براساس پرسشهای این پژوهش، الگوهای مهاجرتی که بعد از سال 2015 در سطح ادبیات پژوهش مطرح شده است نوعی گذار از الگوهای دوشقی به چندشقی را نشان میدهد. یعنی رویکرد خطی مبدأ-مقصد جای خود را به رویکردی پویا و چند مرحلهای داده است. به گونهای که حرکتهای ثانویه (در اروپا و خاورمیانه) و بیتحرکی اجباری (به واسطه انتظار برای دریافت مجوز و پناهندگی) مصادیق بارز این تغییر هستند.
در جدول 2 به مفاهیم مهم و کلیدی مقولههای مهاجرت اشاره شده است. از این منظر میتوان مقالات را به دو گروه تقسیم نمود: بخشی از مقالات بر مفاهیمی همچون نگاه ابزارگرایانه به مهاجرت، سیاسیشدن پدیده، شکلگیری اقتصاد غیررسمی، فراتر رفتن از تقسیمبندیهای دوگانه مبدأ/مقصد، نگاه بدبینانه به الگوهایخطی و تکاملگرایانه، پیچیدگی و چندبعدی بودن پدیده مهاجرت تأکید نمودهاند (Moretti, 2020; De Haas, 2008; Kaytaz, 2016; Kuschminder, 2017; Crawley & Jones, 2020; Schapendonk,2021; Missbach, 2019; Duvell, 2014).
جدول 2 مفاهیم کلیدی مرتبط با الگوی مهاجرت و مورد تحلیل در مرورسیستماتیک
|
شماره |
الگوی مهاجرت |
مفاهیمکلیدی |
|
1 |
مهاجرت عبوری |
نگاه ابزارگرایانه،اقتصاد غیررسمی، عدم درک پویاییهای مهاجرت |
|
2 |
مهاجرت عبوری |
ترکیه، ایران و پاکستان بهعنوان کشورهای میزبان/عبوری |
|
3 |
مهاجرت بیقاعده |
فعال بودن شبکه قاچاق،وابستگی کمتر زنان به شبکه قاچاق |
|
4 |
مقولهبندی انواع مهاجران درایران |
متغیر بودن سیاستهای مهاجرتی،مهاجرت چرخشی بیقاعده |
|
5 |
مهاجرت چندپاره/چندشقی |
روایی بودن مهاجرت،فراتر رفتن ازتقسیمبندیهای دوشقی مبدأ/مقصد |
|
6 |
مهاجرت رو بهجلو/مهاجرت چندپاره |
فرایندی بودن مهاجرت، برچسبخوری مداوم مهاجران |
|
7 |
مهاجرت رو بهجلو/مهاجرت بیقاعده |
الگوها و فرایندهای مهاجرت بیقاعده و پویایی و پیچیدگی آن |
|
8 |
استراتژیهای سازگاری مهاجرت |
انواع الگوهای مهاجرت و استراتژیهای سازگاری، نقش خردجمعی در مهاجرت |
|
9 |
مهاجرت واسطهای |
انتقاد از الگویخطی مهاجرت، مهاجرت بهعنوان یک فرایند اجتماعی |
|
10 |
مهاجرت رو بهجلو/حرکتهای ثانویه |
نقد الگوهای تکاملگرایانه، خطی و کلانروایت مرتبط با مهاجرت، پدیده تحرک/ بیتحرکی، ابزاریشدن الگوهای مهاجرت |
|
11 |
مهاجرت عبوری |
تاثیر فناوری موبایل بر تحرک/ بیتحرکی مهاجران،ایجاد حس تعلق و فضاهای فراقلمرویی |
|
12 |
مهاجرت عبوری |
پیچیدگی سیستم مهاجرت، بیقاعده/ باقاعده بودن مهاجرت |
|
13 |
مهاجرت عبوری |
چندبعدیبودن، سیاسیشدن مهاجرت |
|
14 |
مهاجرت عبوری |
مسئله موقتیبودن،امنیتیسازی و سیاسیسازی مهاجرت و برونسپاری کنترل مرزها |
سایر مقالات به مفاهیم مهمی همچون فعال شدن شبکه قاچاق، تمرکز بر الگوها و فرایندهای مهاجرت، استراتژیهای سازگاری، خرد جمعی و رابطه آن با مهاجرت، تاثیرات فناوری بر روی حرکتهای انسانی و مسئله موقتیبودن/ فراقلمرویی بودن پدیده مهاجرت پرداختهاند (Mixed Migration Centre, 2022; European Union Agency for Asylum, 2022; Kuschminder & Siegel, 2016; Donini, Monsutti & Scalettaris, 2016; Godin & Dona, 2021; Ustubici, Icuduygu & Ergun, 2023).
یافتههای این مقالات، پارادایمهای خطی-کلاسیک الگوهای مهاجرت را به چالش کشیده است چرا که دلالتهای آن برای مطالعات مهاجرت در یک دهه اخیر حاکی از آن است که برخلاف الگوهای کلاسیک، مهاجرت از نقطه الف به ب برای همیشه دیگر یک الگوی غالب نیست، بلکه باید به زنجیرهای از جابجاییهای موقت، چندسویه و متاثر از سیاست و بازار غیررسمی توجه کرد. مهاجرت امروز اغلب نتیجه تصمیم جمعی درون شبکه است نه انتخاب فردی صرف. فناوری هزینه و ریسک مهاجرت را بازتعریف کرده و زیست دوگانه (هم زمان اینجا و آن جا بودن) را امکانپذیر ساخته است.
درهمکنش محتوای مقالات مرور شده نشان میدهد که الگوهای مهاجرت فرایندی شدهاند و در این پژوهشها، مهاجرت نه فقط نقطه شروع/پایان بوده بلکه زنجیرهای از گسست و پیوند را در طی این فرایند میتوان دید. همچنین براساس الگوهایجدید، مهاجرت در قالب تحلیلهای چندسطحی، قابل درک و سنجش است. عوامل کلان (جنگ، بازار،)، میانه (شبکهها) و خرد (سرمایه فردی) به صورت همزمان میتوانند حرکتهای انسانی را شکل دهند. علاوه بر این در محتوای این مطالعات، میتوان نوعی نااطمینانی و موقتیبودن را در فرایند مهاجرت مشاهده نمود. بسیاری از جابجاییها، مرحلهای برای حرکت بعدیاند، نه مقصد نهایی.
در نهایت اینکه میتوان اذعان نمود که این یافتهها میتواند به بازطراحی سیاستهای مهاجرتی، برنامههای ادغام و حتی روششناسیهای پژوهش کمک کند.
جدول 3 به عوامل تعیینکننده الگوهای مهاجرت میپردازد. مطالعات انجام شده به عوامل تعیینکننده که بر روی الگوهای مهاجرت تاثیرگذارند، پرداختهاند. عوامل و دلایلی همچون جنگ، خشونت، ناامنیسیاسی، فروپاشیاقتصادی، فقدان بازار کار و فشارجمعیتی در شکلگیری الگوهای کلاسیک مهاجرت نیز این عوامل تأثیرگذار بوده است. در چنین بستری، مقوله مهاجرت از وضعیت تکساحتی برخوردار بوده و واجد نوعی تعینگرایی و جبرگراییساختاری میباشد بهطوری که سنخ آرمانی آن را در الگوهای کلاسیک جاذبه/دافعه میتوان مشاهده نمود (Mixed Migration Centre, 2021, 2022; EUROPEAN Union Agency for Asylum, 2022; Kaytaz, 2016; Donini, Monsutti & Scalettaris, 2016; Missbach, 2019).که مبتنی بر این عوامل، نظریهپردازان وقوع مهاجرت را امری اجتنابناپذیر و حتمی میدانند.
جدول 3 عوامل تعیینکننده مرتبط با مقولههای مهاجرت در مرورسیستماتیک
|
شماره |
مقوله/الگوی مهاجرتی |
عوامل تعیینکننده |
|
1 |
مهاجرت عبوری |
بحران مهاجرت در اروپا؛ کنترلهای شدید مرزی و قوانین مهاجرتی |
|
2 |
مهاجرت عبوری |
جنگ، ناامنی سیاسی/اقتصادی و عدمبرخورداری |
|
3 |
مهاجرت بیقاعده |
فروپاشی اقتصادی، افزایش هزینههای مهاجرت،محدودیتهای مهاجرت بیقاعده |
|
4 |
مقولهبندی انواع مهاجران در ایران |
اشغال افغانستان، تغییر مداوم سیاستهای مهاجرتی در ایران، افزایش سیاستهای محدودکننده |
|
5 |
مهاجرت چندپاره/ مهاجرت چند شقی |
امنیتیسازی مرزها و سیاستهای محدودکننده، شبکههای قاچاق، جنگ و ناامنی، انگیزههای متنوع، موقعیتهای حقوقی متفاوت |
|
6 |
مهاجرت چندپاره/ مهاجرت رو به جلو |
فضای پرتنش، انگیزهها و پایگاههای حقوقی و شغلی متفاوت، آرزوها، انتظارات و شرایط ساختاری |
|
7 |
مهاجرت رو بهجلو/ مهاجرت بیقاعده |
مهاجرت بهعنوان یک استراتژی خانوار، مسائل مذهبی/اقتصادی /قومی، ناامنی طولانی مدت |
|
8 |
استراتژیهای سازگاری مهاجرت |
فرایندهای پناهندگی، سیاستهای سازگاری، فقدان بازار کار، فشارجمعیتی، ناامنی و خشونت |
|
9 |
مهاجرت واسطهای |
سیاستهای کنترل مهاجرت به اروپا، سیاسی و ابزاریشدن مهاجرت، امنیتیسازی مهاجرت، برونسپاری مدیریت مرزی |
|
10 |
مهاجرت رو بهجلو/ حرکتهای ثانویه |
اعمال محدودیتهای مهاجرتی، حرکتهای اولیه و ثانویه مهاجرت، سلسلهمراتبی شدن |
|
11 |
مهاجرت عبوری |
کارکرد فناوریهای دیجیتال، تعاملات فراملی مهاجران، افزایش امنیتیسازی مرزها |
|
12 |
مهاجرت عبوری |
سیاستهای محدودکننده مهاجرتی، عدم برخورداری از وضعیت قانونی، دسترسی به منابع مالی محدود |
|
13 |
مهاجرت عبوری |
فقدان فرصتهای اقتصادی/ قانونی، اعمال محدودیت و سیاستهای مهاجرتی، نقش جنسیت و طبقه اجتماعی |
|
14 |
مهاجرت عبوری |
کنترل جریانهای مهاجرت، تغییر رژیمهای بینالمللی مهاجرت، سیاستهای گزینشی مهاجرت |
آنچه از مرور مطالعات جدید بر میآید این است که مهاجرت امروز در یک میدان چندلایهی تعاملی شکل میگیرد. میدانی که در آن سهلایه همزمان و بهطور سیال عمل میکنند: لایههای ساختاری کلان که متاثر از عوامل تعیینکنندهای همچون جنگ، ناامنی، برونسپاری مرزی، فروپاشی اقتصادی و ... بوده، لایههای میانه که مبتنی بر پیشرانهایی از قبیل شبکههای فراملی، سازمانهای قاچاق و... عمل میکنند، لایه عاملیتخرد که تحتتاثیر نیروهایی همچون سرمایهاجتماعی و فرهنگی فرد، جنسیت، طبقه و ... قرار دارد. برخی عوامل تعیینکننده مهاجرت نشان میدهد که امنیتیسازی مرزها و اعمال سیاستهای گزینشی، در تعارض با فرایندهای طبیعی الگوهای مهاجرت قرار میگیرند چرا که اصرار بر اجرای این سیاستهای محدودکننده نه تنها هزینه و مخاطرات مهاجرت را افزایش داده بلکه الگوهای مقصدیابی را نیز دگرگون کرده است. امری که به پلهای شدن تصمیمها و توقفهای موقت میانجامد.
شبکههای اجتماعی و فناوریهای ارتباطی نیز بهعنوان «زیرساختهای تحرک» عمل مینمایند بهطوری که ترکیبی از پیوندهای انسانی با ابزارهای فناورانه منجر به اطلاعرسانیهای آنی در مورد وضعیت مرزها، دست یابی به فرصتهای شغلی، تامین هزینههای سفر و حفظ پیوندهای فراملی میشود که مجموعه این عوامل تعیینکننده، به تکرار مهاجرت یا حرکتهای ثانویه دامن میزند. برخلاف رویکرد جبرگرای کلاسیک، پژوهشهای جدید نشان میدهد که مهاجران فعالانه بین ماندن، حرکت کردن و بازگشت در نوساناند. انتخابی که تحت تاثیر سرمایه اجتماعی، جنسیت و تصور از آینده شکل میگیرد. بنابراین با ظهور عاملیتهای فردی، استراتژیهای انطباق مهاجرت نیز بازآفرینی میشوند.
به طور کلی پیچیدگی و چندبعدی بودن الگوهای مهاجرت معاصر ایجاب میکند که پژوهشگران و سیاستگذاران، تحلیلهای خود را از گزاره دوگانه ساده مبدأ/ مقصد فراتر برده و به «زنجیره تصمیمهای پیاپی در طول مسیر» توجه کنند. ساختار و عاملیت در نسبت دیالکتیکی با یکدیگر قراردارند: سیاستهای کلان مهاجرتی «میدان احتمالات» را ترسیم میکنند اما شبکهها و سرمایههای فردی نحوه بهرهبرداری از این میدان را تعیین میسازند. در نتیجه هرگونه سیاست و مداخله موثر، نیازمند درک همزمان سه سطح بالا میباشد. بدون در نظر گرفتن این سطوح، بخش اعظمی از سیاستگذاریهای مهاجرتی به شکست خواهد انجامید.
جدول 4 به پیامدها و آثاری که الگوهای مهاجرت در سطح اجتماع از خود به جای میگذارد، اشاره مینماید. بر همین اساس سه دسته پیامدهای تقویتکننده، مختلکننده و طبیعی را برای مقولههای مهاجرت میتوان نام برد.
جدول 4 پیامدهای مرتبط با مقولههای مهاجرت در مرورسیستماتیک
|
شماره |
الگوی مهاجرت |
پیامدها |
|
1 |
مهاجرت عبوری |
تاثیرات مختلکننده، موقعیتهای مخاطرهآمیز، افزایش تنش، تقویت صنعت قاچاق، تضاد منافع دولت و اجتماع محلی، ثبات منطقه و فروکش کردن افراط گرایی و تضاد سیاسی |
|
2 |
مهاجرت عبوری |
کودکان درگیر مخاطرات مهاجرتی، افزایش خشونت فیزیکی، بازداشت و مرک |
|
3 |
مهاجرت بیقاعده |
تقویت و متنوعشدن خدمات شبکه قاچاق، خشونت فیزیکی، بازداشت |
|
4 |
مقولهبندی انواع مهاجران در ایران |
تغییر مداوم موقعیتهای مهاجرت، محدودیتهای متعدد، نیروی کار ارزان |
|
5 |
مهاجرت چندپاره/ الگوی چندشقی |
غیرخطی، چندپارهشدن و چرخشیشدن مهاجرت، برساخت عاملیت، برساخت هویتهای جمعی، طولانیشدن بیتحرکی، برساخت شبکههای اجتماعی و مهارتافزایی |
|
6 |
مهاجرت رو به جلو/ مهاجرت چندپاره |
موقتی و مخاطره آمیز شدن مهاجرت، فرایند سه مرحلهای شدن مهاجرت، احساس گیرافتادن، ابهام در شروع و پایان مهاجرت |
|
7 |
مهاجرت رو بهجلو/ مهاجرت بیقاعده |
فعال شدن گروههای راست افراطی، کند شدن فرایند سیستم پناهندگی، افزایش مخاطرات، تقویت شبکهقاچاق، زیست برزخگونه مداوم |
|
8 |
استراتژیهای سازگاری مهاجرت |
متنوعشدن مسیرهای مهاجرت، تغییر هویت، تغییر الگوی مهاجرت نسلی، تقویت اقتصاد اخلاقی، حرفهای شدن شبکههای قاچاق، تقویت شبکههای حمایتی |
|
9 |
مهاجرت واسطهای |
تکامل روابط اجتماعی مهاجران، مدیریت مهاجرت بهعنوان یک اهرم فشار از سوی دولت، اقتصاد سیاسی مهاجرت، عاملیت محور بودن |
|
10 |
مهاجرت رو به جلو/ حرکتهای ثانویه |
وقفههای طولانی مدت، فرایندیشدن مهاجرت، بیتحرکی زمانمند، چندپاره شدن مهاجرت، مرحلهای و سلسلهمراتبیشدن مهاجرت، پیامدهای غیرقابل پیشبینی و غیرحتمی، پویایی، تحرک و عاملیت |
|
11 |
مهاجرت عبوری |
حرکتهای چندسویه/چندجهتی، افزایش آگاهی، کنشگری و فاعلیت، شکلگیری استراتژی مقاومت، گسترش نظارتهای دولتی |
|
12 |
مهاجرت عبوری |
پیچیده شدن مهاجرت، غیرعقلانی شدن تصمیمات، فعال شدن عاملیتها، طولانی و چندپارهشدن مهاجرت، غیرقابل پیشبینی |
|
13 |
مهاجرت عبوری |
طولانیشدن مهاجرت، بیقاعده شدن مهاجرت، جریانهای مختلط مهاجرت، پیامدهای ناخواسته، استراتژی متنوع شدن مخاطرات، استراتژی خودگزینشی مهاجرت، سازگاری انعطافپذیر |
|
14 |
مهاجرت عبوری |
امنیتیسازی و سیاسیشدن حرکتهای انسانی، نهادینهشدن مهاجرت، افزایش بیقاعدگی مهاجرت |
برخلاف تصور رایج تعدادی از سیاستگذاران که مهاجرت را نوعی هزینه در نظر گرفته و نگاه سوگیرانهای نسبت به آثار و تبعات آن دارد، بالعکس به دلیل پیچیدگی و چندساحتی بودن حرکتهای انسانی، پیامدهای مهاجرت متنوع و گونهگون است و یافتههای این پژوهش نیز مؤید این نکته میباشد. مورتی (2020) معتقد است که مهاجرت علاوه بر پیامدهای مختلکنندهای همچون افزایش و تقویت صنعت قاچاق، تبعات تقویتکنندهای همچون ایجاد ثبات در منطقه و فروکش کردن افراطگرایی و کاهش تضادهای سیاسی را در پی دارد. دوهاس (2008) بر این باور است که برای کشورهای مهاجرپذیر نوعی اقتصاد غیررسمی تقویت میشود که عدهای از شهروندان را منتفع مینمایند. پیامدهای منفی آن نیز حرفهای شدن روشهای قاچاق و افزایش هزینهها و مخاطرات مهاجرت میباشد.
افزایش خشونت فیزیکی (Mixed Migration Centre, 2021)، احساس گیرافتادن (Kuschminder, 2017) ، فعال شدن گروههای راست افراطی (Kuschminder & Siegel, 2016)، نیز از دیگر تبعات مسئلهبرانگیز مهاجرت میباشد. از دیگر کارکردهای تقویتکننده که متاثر از الگوهای مهاجرت میباشد میتوان به پیدایش نیروی کار ارزان (European Union Agency for Asylum, 2022)، برساختهشدن هویتهای جمعی، شکلگیری شبکههای اجتماعی و افزایش مهارتها (Kaytaz, 2016)، پیدایش اخلاق اقتصادی مهاجرت (Donini, Monsutti & Scalettaris, 2016)، فعال شدن عاملیت مهاجران، ایجاد فرصتهای جدید و تکامل روابط اجتماعی مهاجران (Crawley & Jones, 2020; Missbach, 2019)، افزایش آگاهی به واسطه فناوریهای دیجیتال، کنشگری دیجیتال و شکلگیری استراتژی مقاومت (Godin & Dona,2021) و استراتژی خودگزینشی مهاجرت و سازگاری انعطافپذیر(Duvell, 2014) اشاره نمود.
بعضی از پیامدهای طبیعی مهاجرت را نیز میتوان به متنوع شدن مسیرهای مهاجرت، غیرخطیشدن، چندپاره شدن و چرخشیشدن مهاجرت، ابهام در شروع و پایان مهاجرت، تغییر الگوی مهاجرت نسلی، فرایندی شدن مهاجرت و حرکتهای چندسویه/ چندجهتی نام برد (De Haas, 2008; Kaytaz, 2016; Kuschminder, 2017; Donini, Monsutti & Scalettaris, 2016; Schapendonk, 2021; Godin & Dona, 2021; Missbach, 2019).
مطالعات دهه اخیر نشان میدهد که پیامدهای ناشی از الگوهای چندشقی مهاجرت نه تکبعدیاند و نه قابل فهم در چارچوبهای خطی کلاسیک «مبدأ/مقصد». در رویکرد نوین، پیامدها تابع برهمکنش پویا میان عوامل ساختاری (سیاستهای کنترلی، بحرانهای اقتصادی و امنیتی) و عاملیتی (استراتژیهای فردی، شبکههای فراملی) هستند. بنابراین هر پیامد باید در بستر چرخهای و چندمرحلهای تحرک، سکون و بازتحرک مورد واکاوی قرار گیرد. بر همین اساس، پیامدهای الگوهای جدید مهاجرت نه همواره بحرانزا هستند و نه ذاتا فرصتآفرین، بلکه بر مبنای برهمکنش زمانمند بین ساختارها و عاملیتها طیفی از آثار تقویتکننده، مختلکننده و طبیعی را پدید میآورند. با نگاهی به جامعه مهاجران افغانستانی در ایران میتوان به این نتیجه رسید که با توجه به تنوع تبعات مهاجرت، بهکارگیری رویکردی چندبعدی و انعطافپذیر در سیاستگذاری اجتنابناپذیر است چرا که از یکسو باید پیامدهای مثبت توانمندسازی و مهارتافزایی مرتبط با الگوهای مهاجرت را تقویت کرد و از سوی دیگر، هزینههای انسانی و امنیتی ناشی از شبکههای غیررسمی را کاهش داد.
بهطور کلی از دو منظر میتوان پیامدهای الگوهای مهاجرت را مورد تبیین قرار داد. از منظر تجربی، ترکیب پیامدهایتقویتکننده و مختلکننده مهاجرت به برساخت شرایطی «برزخی» اما در عین حال سرشار از «اشکال جدید عاملیت» انجامیده است. از منظر سیاستی، فهم این پیامدهای چندگانه میتواند چارچوب و چشماندازی را برای کنشگران سیاسی ترسیم کند تا از طریق آن سیاستهای ادغام انعطافپذیرتر، مدیریت مخاطرات مرزی و حمایت هدفمند از شبکههای اجتماعی مهاجران را در زیستجهان مهاجران در پیش بگیرند.
شواهد نشان میدهد که در یک دهه اخیر، اعمال سیاستهای کنترلمحور دولتها به منظور کاهش موجهای مهاجرتی، پیامدهای پارادوکس گونهای را در پی داشته است. در واقع این سیاستهای محدودکننده اغلب به تنوعبخشی مسیرهای مهاجرت و تدوام شبکههای غیررسمی منجر شده است یعنی هدف کنترل مطلق، عملاً به گسترش راههای جایگزین متنوع، ختم شده است.
بحث و نتیجهگیری
به نظر میرسد براساس مطالعاتی که تاکنون انجام شده است، دو رهیافت را میتوان در مقولهبندی الگوهای مهاجرت در پیشگرفت:
1-الگوهای مهاجرت دوشقی (اجباری/داوطلبانه؛ مقصد/مبدأ؛ شمال/جنوب؛ جاذبه/دافعه و...) که دارای ماهیتی خطی، غیرتعاملی، استاتیک، تکبعدی، ساختارگرا و تعینگرا میباشند.
2-الگویچندشقی که الگوهای مختلفی را در بر میگیرد (از قبیل مهاجرت رو بهجلو، مهاجرت چندپاره، مهاجرت مختلط، مهاجرت باواسطه و...) ماهیت این الگوهایغیرخطی، دینامیک، چندبعدی، تعاملی (رابطهای[47])، عاملیتمحور و... میباشند. براساس پرسش این پژوهش انواع الگوهای مهاجرتی در قالب کلی جدول 5 قابل دستهبندی میباشد.
جدول 5. چشمانداز کلی مقولهبندی الگوهای مهاجرت
|
الگویمهاجرت |
پیامد الگو |
|
الگوهایمهاجرت دوشقی/دوقطبی |
ساختاری، غیرتعاملی (غیررابطهای)، خطی |
|
الگوهای مهاجرت چندشقی/چندقطبی |
تعاملی (رابطهای[48])، غیرخطی، فرایندی |
الگوهای مهاجرت در دهه اخیر، بهتدریج از چارچوبهای دوشقی (مبدأ-مقصد یا اجباری-داوطلبانه) فاصله گرفته و شکلهای پیچیدهتری همچون مهاجرت چندشقی (مهاجرت عبوری، مهاجرت رو بهجلو، حرکتهای ثانویه و نیز وضعیتی از بیتحرکی اجباری) به خود گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مهاجرت از الگوی چندمرحلهای و غیرخطی برخوردار شده است بسیاری از مهاجران در حین جابهجایی، فرایندی گامبهگام طی میکنند و در هر مرحله با توجه به محدودیتهای مرزی، موقعیت اقتصادی-اجتماعی مقصد موقت و شبکه ارتباطی خود تصمیم جدیدی میگیرند. در نتیجه، مهاجرت به فرایندی پویا بدل شده که نمیتوان آن را در یک الگوی خطی ساده خلاصه کرد. سیاستهای مرزی و امنیتی نیز بر الگوها تاثیرگذار بوده است. سختترشدن قوانین و کنترلهای مرزی در برخی کشورها، بهجای کاهش حجم مهاجرت، به تقویت مسیرهای غیررسمی، تشدید مخاطرات انسانی و افزایش هزینههای فردی/ جمعی منجر شده است. همچنین برونسپاری مدیریت مرزی به کشورهای «واسطه» سبب پیچیدهترشدن الگوهای مهاجرت در مناطق عبوری شده است.
مرور مقالات نشان داد که مهاجران صرفاً منفعل نیستند، بلکه بهطور فعال، راهبردهای گوناگونی (از جمله تغییر مقصد، استفاده از شبکههایفراملی، یا توقفهای طولانی در کشورهای عبوری) را برای مقابله با محدودیتها به کار میگیرند. لذا درک تحرک و بیتحرکی اجباری تنها با تکیه بر عوامل ساختاری کافی نیست، بلکه باید عاملیت انسانی را نیز مدنظر داشت. مهاجرت پیامدهای دوگانه و متناقضی را در پی دارد. از یکسو، مهاجرت چندمرحلهای ممکن است زمینه بهرهمندی از نیروی کار ارزان و تنوع فرهنگی را برای برخی جوامع مقصد فراهم کند. از سوی دیگر، خطرات قاچاق انسان و طولانیترشدن دوره بلاتکلیفی پناهجویان و مهاجران را افزایش میدهد.
یافتههای مرور حاضر حاکی از آن است که الگوهای جدید مهاجرت (عبوری، چندمرحلهای، رو بهجلو، حرکتهای ثانویه) در نتیجه تعامل پویای ساختار (سختگیری مرزی، عدم ثبات سیاسی، رکود اقتصادی) و عاملیت مهاجران (تصمیمگیری مستمر، مقاومت در برابر محدودیتها، اتکا به شبکههای دیجیتال) شکل گرفتهاند. برخلاف تصور رایج که مهاجران را منفعل و گرفتار در «بحران مهاجرت» میپندارد، مقالههای بررسیشده نشان میدهند کنشگران مهاجر، توان بالایی در تغییر مسیر و برگزیدن گزینههای بدیل دارند.
مطالعات داخلی درباره مهاجران در ایران نیز، هرچند کمشمارتر از مطالعات خارجی است، همین منطق تعاملی را کموبیش تأیید میکنند. بهویژه مهاجران افغانستانی نمونهای از تجربههای چندمرحلهای را نشان میدهند، حضور موقت در ایران، تلاش برای حرکت به کشور ثالث یا بازگشت مجدد به افغانستان که همگی براساس فرصتها و محدودیتهای قانونی رقم میخورد.
این پژوهش نشان داد که چارچوبهای خطی و دوشقی، دیگر پاسخگوی واقعیتهای کنونی مهاجرت نیستند. در عوض، الگوهای چندشقی بر فرایندیبودن و چندمرحلهای بودن مهاجرت تأکید دارند. مرور مقالات نشان میدهد که:
1. سیاستهای کنترلی معمولاً موجب توقف کامل مهاجرت نمیشود، بلکه مسیرها و شیوههای آن را دگرگون میسازد.
2. عاملیت مهاجران و استفاده از فناوریهای نوین، امکان تصمیمگیری مرحله به مرحله را تقویت کرده و به مهاجران اجازه میدهد در برابر محدودیتها، راهکارهای خلاقانهای پیدا کنند.
وجود سیاستهای موقتی یا متغیر مهاجرت در ایران، بهویژه سیاستهایی که در مورد مهاجران افغانستانی در طول چند دهه از سوی دولتهای مختلف اعمال شده است میتواند سبب شکلگیری مسیرهای جدید و غیررسمی در مهاجرت شود. مطالعه و درک پیامدهای این سیاستها بر رفتار مهاجران، به فهم الگوهای پیچیدهتر رفتوآمد و بیتحرکی اجباری کمک میکند. همان طور که یافتهها نشان داد، عاملیت مهاجران در تصمیمگیریهای مهاجرتی بسیار برجسته و تاثیرگذار میباشد. لازم است در پژوهشهای داخلی، رویکردی کیفیتر برای درک استراتژیهای فردی و خانوادگی مهاجران به کار گرفته شود. استفاده از مصاحبههای عمیق و قومنگاری میتواند فرایند تصمیمسازی پناهجویان، مهاجران اقتصادی، یا مهاجران در وضعیت نامشخص را آشکار سازد.
الگوهای مهاجرت در ایران همچون سایر کشورها دارای پیامدهای متناقضی بوده و میباشد. از یکسو، حضور مهاجران میتواند فرصتهای اقتصادی (نیروی کار ارزان و ماهر) و تنوع فرهنگی را تقویت کند. از سوی دیگر، ممکن است هزینههای اجتماعی، امنیتی و خدمات رفاهی را تحتتأثیر قرار دهد. پژوهشهای آینده باید این ابعاد و پیامدهای دوگانه را با دادههای کمی و کیفی مستند و مستدل نمایند.
در نهایت، نتایج این مرور نشان میدهد که برای تبیین و مدیریت «مهاجرت چندشقی» و سایر الگوهای نوظهور، تلفیق رویکردهای ساختاری با توجه به عاملیت مهاجران ضروری است. به همین دلیل، تحقیقات بومی و روزآمد در ایران میتواند با تأکید بر تجارب زیسته مهاجران در نقاط مختلف کشور، هم در سطح سیاستگذاری داخلی و هم در تعاملات منطقهای، نقش راهبردی ایفا نماید.
با توجه به مرور مطالعات در سطح جهانی، پیشنهاد میگردد که برای واکاوی الگوهای مهاجرت افغانستانیها در ایران، پژوهشگران به نکات ذیل توجه نمایند: 1) مطالعات طولی: انجام تحقیقات طولی یا کیفی در میان مهاجران افغانستانی برای فهم بهتر الگوی رو بهجلو، بازگشتهای موقت و حرکتهای ثانویه. 2) بررسی نقش شبکهها و فناوری: توجه به چگونگی اثرگذاری شبکههای اجتماعی، اینترنت و گوشیهای هوشمند در مسیر مهاجران و تصمیمسازی گامبهگام آنها. 3) ارزیابی سیاستهای داخلی: سنجش پیامدهای سیاستهای ناپایدار یا موقتی دولتها بر شکلگیری انواع الگوهای مهاجرت.
از مجموع این یافتهها چنین برمیآید که برای فهم و مدیریت مهاجرت باید از چارچوبهای تکبعدی فاصله گرفت و سراغ رویکردهای چندجانبه رفت. در سیاستگذاری، افزودن ملاحظات انسانی، اتکا بر شواهد علمی از دادههای میدانی ایران و تاکید بر همکاریهای منطقهای میتواند به کاهش هزینههای انسانی و اقتصادی مهاجرتهای پیچیده کمک کند.
[1] .Anti-migrants
[2] .King & Karamoschou
[3] .Ahrens & King
[4].Fragmented and fluid mobilities
[5] .Onward
[6] .Open-ended
[7] .Secondary Movement
[8] .Stepwise Migration
[9] .Post-Migration Movement
[10] .Multinational Migration
[11] .Twice Migration
[12] .Triangular Migration
[13] .Sequential Migration
[14] .Third-Country Migration
[15] .Serial Migration
[16] .Circular Migration
[17] .Bipolar
[18] .Space-time Process
[19] .onward Migrants
[20] .Naturalized Immigrants
[21] .Freedom of Movement
[22] .Disillusion
[23] .Irregular Migration
[24] .Adaptation
[25] .Inclusion
[26] .Exclusion
[27] .Reptriate
[28] .Identify
[29] .Appraise
[30] Synthesize
[31] .Screen
[32] .Evaluated in Fully
[33] . Moretti
[34] .Mixed Migration Centr
[35] EUAA
[36] .Kaytaz
[37] . Kuschminder
[38]. Kuschminder & Siegel
[39] .Donini, Antonio, Alessandro,.M, & Giulia, S.
[40] .Crawley, Heaven & Katharine Jones
[41] .Schapendonk,Joris
[42] .Techno-Borderscapes
[43] .Godin, Marine & Giorgia Dona
[44] .Missbach, Antje
[45] .Duvell, Franck
[46] .Ustubici,A et all
[47] . تمایلات مهاجرتی افراد از بعد رابطهای برخوردار میباشد. یعنی انگیزههای افراد تحت تأثیر اعضای خانواده قرار دارد که آنها شخص را به مهاجرت تشویق کرده، تسهیلات لازم را فراهم نموده و یا مانع مهاجرت عضو خانوار میشوند. بهعنوان نمونه شخصیتهای مقتدر خانوادههای گسترده تصمیم میگیرند که چه اعضایی به نفع سایر اعضاء باید مهاجرت کنند. بنابراین تمایل به مهاجرت در واحدهای گستردهتر اجتماعی توزیع میشود(Fleischer,2007; Gaibazzi,2012a; Hannaford,2017; Carling,2021)
[48] .Relational Aspects