نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

تغییرات زمانی- فضایی طلاق کودک‌همسران در شهرستان‌های ایران در دوره 1400 - 1395

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد، برنامه‌ریزی توسعه منطقه‌ای، بخش جامعه‌شناسی و برنامه‌ریزی اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار برنامه‌ریزی اجتماعی، بخش جامعه‌شناسی و برنامه‌ریزی اجتماعی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
10.22034/jpai.2024.2034098.1362
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات زمانی- فضایی طلاق در کودک‌همسران در مقیاس شهرستان‌های ایران انجام شده است. این پژوهش در زمره پژوهشهای کمی و از نوع مطالعه اسنادی با ماهیت تحلیل ثانویه می‌باشد. جامعه آماری شامل کلیه شهرستان‌های ایران بوده و تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها در سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) و با استفاده از توابع تحلیل فضایی و آمار مکانی انجام شده است. همچنین با استفاده از روش مکعب زمان- فضا
(
Space Time Cube) در GIS به پیشبینی درصد طلاق کودک‌همسران در سال 1404 پرداخته شد.‌‌ نتایج نشان داد که در دوره 1400-1395 متوسط درصد طلاق در پسران کودک‌همسر به‌مراتب کم‌تر از این رخداد در بین دختران بوده است. در دوره زمانی مذکور، شاخص طلاق کودک‌همسران دختر از 7/7  به 6/5 و در پسران نیز از 25/0 به 16/0 کاهش یافته است. توزیع فضایی کودک‌همسری پسران الگوی اتفاقی در کشور داشته و از نواحی پراکنده در کشور در شروع دوره به چند کانون محدود و پراکنده در سال 1400 کاهش یافته است. توزیع فضایی کودک‌همسری در دختران، الگوی خوشهای داشته و مهم‌ترین کانون‌ها در استان‌های غرب و مرکز کشور بودهاند که از روندی کاهشی، اما با تمرکز نسبی برخوردار است. برآورد طلاق کودک‌همسران برای سال 1404 نیز نشان داد که هر دو شاخص با روندی نزولی کاهش خواهد یافت.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Spatio-Temporal Changes in Child Spouse Divorces Across Iranian Counties from 2016 to 2021

نویسندگان English

Yaser Dorzadeh 1
Zohreh Savab 1
Ali Goli 2
1 M.A in Regional Development Planning, Department of Sociology and Social Planning, Shiraz University, Shiraz, Iran
2 Associate Professor in Regional Develop Planning, Department of Sociology and Social Planning, Shiraz University, Shiraz, Iran
چکیده English

This study investigates spatio-temporal changes in divorce among child spouses at the county level in Iran. This research is quantitative, using a documentary study design with a secondary analysis approach. The statistical population included all counties in Iran, and data were analyzed using Geographic Information Systems (GIS) with spatial analysis functions and statistics. Furthermore, the Space Time Cube method in GIS was applied to predict the percentage of divorce among child spouses in 2025. The results indicated that from 2016 to 2021, the average divorce rate among child-married boys was significantly lower than among girls. Over this period, the child divorce index decreased from 7.7 to 5.6 for girls and from 0.25 to 0.16 for boys. The spatial distribution of child marriage among boys exhibited a random pattern nationwide, decreasing from extensive areas across the country at the beginning of the period to a few limited and scattered centers by 2021. In contrast, the spatial distribution of child marriage among girls exhibited a clustered pattern, with the most significant clusters found in the western and central provinces of the country, revealing a decreasing trend but with relative concentration. Projection for 2025 indicate that both divorce indices will continue to decline.

کلیدواژه‌ها English

Spatio-Temporal changes, Divorce, Child marriage, Spatial autoregressive, Iranian counties

مقدمه و بیان مسأله

نیاز به برقراری روابط انسانی یکی از نیازهای عاطفی افراد می‌باشد. ازدواج صمیمی‌ترین نوع رابطه در پاسخ به تمام نیازها، اعم از نیازهای مادی و معنوی است و از جمله مراحل تکامل انسان محسوب می‌گردد. ازدواج پیمان مقدسی است که در بین تمام اقوام و ملل و در همه زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است (شعبانی، ساروخانی و لبیبی، 1400).

یکی از انواع ازدواج‌ها، ازدواج زودهنگام می‌باشد. ازدواج زودهنگام که کودک‌همسری نیز نامیده میشود، ازدواجی است که در طی آن یکی از طرفین و یا هر دو طرف کمتر از 18 سال سن داشته باشند (مقدادی و جوادی، 1396). در واقع کودکهمسری زمانی شکل میگیرد که یکی از طرفین یا هر دو آمادگی جسمی و روحی برای ازدواج نداشته باشند. کودک‌همسری از جمله چالش‌های بینالمللی در زمینه حقوق مربوط به کودکان و به ویژه دختران می‌باشد (Nguyen, Wodon, & Wodon, 2014). ازدواج زودهنگام[1]یا پدیده کودک‌همسری[2] به دلایل متعددی از جمله فقر، نابرابری جنسیتی، مسائل فرهنگی و سنتی حاکم بر جامعه اتفاق می‌افتد (Wibowo, et al, 2021).

از آثار ازدواج زودهنگام می‌توان به افزایش طلاق، کودک‌بیوگی، رشد کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، سوءاستفاده جنسی از دختران، تداوم چرخه فقر و فحشا، افزایش بیماری‌های جسمی، جنسی و روحی برای دختران اشاره کرد (هاشمی‌نسب، مقصودی و قنادزاده، 1401). از سوی دیگر، این‌گونه ازدواج‌ها اغلب به جدایی از خانواده و شبکه‌های اجتماعی می‌انجامد و باعث می‌شود دختران امکان به دست آوردن حمایت عملی و عاطفی را از دست بدهند و از شرکت در فعالیت‌های اجتماعی با اهمیت محروم شوند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی[3] (2006)، زنانی که در دوران کودکی ازدواج کرده‌اند؛ سطح تحصیلات پایین‌تری دارند، بیشتر پذیرای نقش‌های جنسیتی مردسالار هستند و از سطح نازل‌تری از خودمختاری خانوار برخوردار هستند(Tenkorang, 2019).

در ایران، در سال 1400، تعداد 554 هزار و 583 ازدواج و 193 هزار و 970 طلاق ثبت شده است؛ این در حالی است که در سال 1395 این مقادیر به ترتیب 645 هزار و 126 ازدواج و 163 هزار و 752 طلاق بوده است که بیانگر کاهش تعداد ازدواج و افزایش تعداد طلاق و نیز نسبت طلاق به ازدواج است. در سال 1395 برابر هر 100 مورد ازدواج، 25 مورد طلاق وجود داشته، اما همین آمار در سال 1400 در برابر هر 100 ازدواج 35 طلاق ثبت شده است (سازمان ثبت احوال کشور، 1401).

با توجه ‌به آمار قابل‌توجه طلاق زودهنگام و پیامدهای این نوع ازدواج میتوان گفت طلاق به هر دلیلی که اتفاق بیفتد پیامدهای بسیاری را برای فرد و جامعه به‌دنبال خواهد داشت مخصوصاً اگر طلاق در سن پایین صورت بگیرد. مشکلات اقتصادی، روانی، اجتماعی و عاطفی طلاق هم برای زن و هم برای مرد گاهی اوقات میتواند جبرانناپذیر باشد و از سوی دیگر موجب میشود جامعهای ناپایدار و ناسالم به وجود بیاید. شرط وجود یک جامعه سالم، داشتن افرادی است که نه‌تنها از لحاظ جسمی بلکه از لحاظ روحی، روانی و عاطفی نیز سالم باشند. بنابراین، نظر به اهمیت موضوع طلاق کودک‌همسران و تحقیقات اندک در این حوزه، پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخگویی به این سؤال است که تغییرات زمانی - فضایی طلاق کودک‌همسری در شهرستان‌های ایران در دوره زمانی1400- 1395 براساس دادههای رسمی سازمان ثبت ‌احوال کشور چگونه است؟  به‌دنبال بررسی این موضوع، اهداف  مقاله حاضر، شناسایی مهم‌ترین کانون‌های طلاق کودکهمسری در شهرستان‌های کشور بر مبنای داده‌های ازدواج سازمان ثبت ‌احوال کشور در دوره زمانی 1400-1395 و بررسی روند تغییرات زمانی - فضایی طلاق کودکهمسری در شهرستان‌های ایران است. همچنین، تلاش می‌شود تفاوت طلاق کودکهمسری در بین پسران و دختران در شهرستان‌های کشور و تغییرات آن شناسایی گردد و در نهایت، برآوردی از طلاق کودک‌همسری برمبنای تغییرات زمانی- فضایی آن در شهرستان‌های ایران با توجه‌ به داده‌های 1400-1395 سازمان ثبت ‌احوال کشور در افق سال 1404 صورت گیرد.

 

مبانی نظری

خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین عضو واحد اجتماعی، اساس و پایه اصلی ساخت یک اجتماع محسوب می‌گردد. در واقع خانواده شالوده و اساس یک جامعه متمدن می‌باشد. لذا، سست شدن اساس خانواده، طلاق، فرار از منزل، سوءظن، نداشتن تفاهم بین زوجین، همسرآزاری و همسرکشی مواردی میباشند که ساختار خانواده را مورد تهدید قرار داده و پیامدهایی همچون طلاق را به همراه دارند. طلاق به معنای گسیختن و فروپاشی و نابودی کانون زندگی گرم و خانوادگی می‌باشد که اثرات غیرقابل جبرانی بر اعضای خانواده دارد (حسنی، هدایتی و محمدزاده، 1396).

از نظر وایزمن[4] (1985)، «طلاق فرایندی است که به‌دلیل تجربه بحران عاطفی هر دو زوج آغاز شده و با هدف حل تعارضات زناشویی، از طریق جدایی، با ورود به موقعیت جدید همراه با پذیرش نقشها و سبک زندگی متفاوت خاتمه می‌یابد». از دیدگاه پدیدارشناسی، «پدیده طلاق در نتیجه کنش متقابل بین انسان‌هایی از دو جنس متفاوت و درون یک بستر اجتماعی خاص صورت میگیرد. این پدیده فاقد معنای خاص برای افراد درگیر در تعامل می‌باشد. بدین معنا که انسان‌ها در جریان طلاق برای کنش‌ها و اقدامات خود معانی خاصی در نظر داشته، با تفاسیر ویژه خود نسبت بدان اقدام مینمایند. آنها در جریان پدیده طلاق تجارب خاصی را کسب مینمایند که متفاوت از تجربه‌های روزمره آنها می‌باشد.»

عوامل زمینهساز طلاق را می‌توان در چهار گروه دستهبندی نمود: 1). بسترهای اقتصادی مانند بیکاری، اختلاف طبقاتی، پایین بودن سطح درآمد خانوار و تورم. 2). بسترهای فردی- روان‌شناختی مانند عوامل ارثی و فیزیولوژیک، ویژگی‌های شخصیتی و روانی. 3). بسترهای ارتباطی همچون خیابانی شدن ارتباطات و انتخاب همسر، درک غیرواقعی از نقش همسری در هر دو جنس و انتظارات متقابل، و آمادگی زن و شوهر به ویژه نسبت به شیوه‌های ارتباطی و عاطفی.  4). تغییر و تفاوت در سطح فرهنگ و اجتماع، رسانه‌های ارتباطی، ضعف در مکانیزمهای آموزش اجتماعی قبل از ازدواج و ناکارایی مراکز مشاوره خانواده به‌عنوان بسترهای اجتماعی- فرهنگی طلاق میباشند (مشفق، 1395).

بکر[5] (1970) در نظریه‌هایش به زندگی مشترک مشابه با نظریه‌های سنتی اقتصادی در مورد بنگاه‌های اقتصادی نگاه می‌کند. مطابق با نظریه وی افراد به‌دنبال همسری هستند که بیشترین فایده را برای آن‌ها داشته باشد. هرچه این جستجو طولانی‌تر باشد، نتایج بهتری به دست می‌آورد. بکر پیش‌بینی می‌کند کسانی که دیرتر ازدواج می‌کنند احتمال طلاق در آن‌ها کم‌تر خواهد بود؛ نتیجه‌ای که با توجه به داده‌های طلاق در خانواده‌ها پشتیبانی قابل‌توجهی کسب می‌کند (Grijns & Horii, 2018).

طبق نظر اولسون و دیفریم[6] (2000)، «خانواده را می‌توان به‌عنوان دو یا چند نفر تعریف کرد که به یکدیگر متعهد هستند و صمیمیت، منابع، مسئولیت‌های تصمیم‌گیری و ارزش‌های مشترک دارند. با این حال، هر اتفاقی که برای هر یک از اعضای خانواده می‌افتد، بر سایر اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد، زیرا اعضا به هم مرتبط هستند و فروپاشی ازدواج، یکی از مشکلات عمده‌ای است که بر سیستم خانواده تأثیر می‌گذارد. عوامل متعدد و درهم تنیده به افزایش سریع فروپاشی ازدواج در سراسر جهان کمک کردهاند». کودک‌همسران به‌دلیل عدم آشنایی با مسئولیت‌های تصمیم‌گیری و کم‌رنگ بودن ارزش‌های مشترک با خطر سریع فروپاشی ازدواج در سال‌های اولیه زندگی مواجه هستند و این موضوع آنان را آسیب‌پذیرتر از سایرین که در سنین بالاتر و با آگاهی و درک بیشتر ازدواج می‌کنند، می‌نماید.

به گفته ساس[7] (1979) قبل از مرحله نهایی طلاق، رابطه زوجین سه مرحله کلی را طی میکند. در مرحله اول که با عنوان «انزوا» است، زوج‌ها با از بین رفتن رفتار صمیمیت از یکدیگر جدا می‌شوند، اگرچه ممکن است همچنان با هم صحبت کنند و مؤدب باشند. در مرحله دوم با عنوان «بیاعتباری»، زوجین شروع به ارزیابی منفی ارزش یکدیگر کرده و یکدیگر را تحقیر میکنند، که باعث اتهام میشود. در مرحله سوم یعنی«خیانت»، اعتماد از بین میرود و هیچ حمایتی از یکدیگر نمیشود (Ameyaw, Dankwa & Eshun, 2023). کودک‌همسران به‌دلیل عدم شناخت کامل از مسئولیت‌ها و نیز کم‌رنگ بودن ارزش‌های مشترک به ویژه در دخترانی که با مردان بزرگ‌تر از خود ازدواج کرده‌اند به‌سرعت در مرحله بی‌اعتباری و اتهام به خیانت قرار می‌گیرند که ادامه زندگی را برای آنان سخت نموده و منجر به رخداد طلاق می‌گردد.

کوهنو و همکاران[8] (2020) با بررسی کیفی بیش از 3850 مطالعه مرتبط با کودک‌همسری و پیامدهای آن، به شناسایی عوامل کلیدی که دختران را برای ازدواج در سن پایین تحت تأثیر قرار میدهد، پرداختند. آنها از 12 مطالعه منتخب نهایی، عوامل فردی، اجتماعی و زمینه‌ای موثر در شیوع کودک‌همسری و نیز پیامدهایی چون طلاق را در کشورهای مختلف را استخراج کردند. عواملی چون احساس ناامنی مرتبط با خشونت و درگیری (که ازدواج زودهنگام را به یک استراتژی «محافظت‌کننده» برای دختران جوان تبدیل می‌کند)، محدودیت‌های مالی در بخشی از خانوادهها، حمایتهای قانونی، اجرای ناکافی قانونی، اختلاف بین دانش اجتماعی و شخصی (یا خانوادگی) در مورد سن رسمی ازدواج، ارزشهای فرهنگی خانواده (عادیسازی ازدواج کودکان به‌عنوان یک نتیجه مطلوب و با فضیلت برای دختران جوان)، اعتقادات دینی الزامآور در خانواده و در جامعه (ازدواج به‌عنوان ارتقای بلوغ معنوی انسان در دین)، فقدان استقلال در تصمیمگیری، مهارتهای ضعیف مذاکره در دختران جوان، و نفوذ قوی ایدئولوژیهای مردسالارانه در ساختار خانوادهها و جوامع، وجه مشترک مطالعات در کشورهای درگیر با پدیده کودک‌همسری تشخیص داده شد ((Kohno et al, 2020.

 

شواهد تجربی

طلاق از جمله موضوعات مشترک در بین محققان و پژوهشگران جامعه‌شناسی، جمعیت‌شناسی و روانشناسی و علوم تربیتی است و به همین دلیل نیز رویکردهای مختلفی در بررسی این موضوع اتخاذ شده است. مطالعه خانی (1402) به بررسی روند تحولات شاخص‌های ازدواج و طلاق در ایران در 15 سال اخیر با استفاده از داده‌های سرشماری عمومی نفوس و مسکن و سازمان ثبت احوال کشور پرداخت و نشان داد میزان طلاق در ایران، در طی دوره مورد بررسی روندی افزایشی داشته است. مطالعه اسنادی دماری و همکاران (1401) با هدف بررسی روند شاخص‌ها و عواملمؤثر بر طلاق در ایران با استفاده از تحلیل کیفی مطالعات مرتبط با طلاق در دوره 1395-1355، بیانگر تأثیر هفت عامل زمینه‌ای، رفتاری، اقتصادی خانواده، محیطی، اعتقادی و نگرشی در طلاق بود. پژوهش ملتفت و همکاران (1399) به منظور بررسی پویایی طلاق در ایران در دوره 1393-1383 با استفاده از داده‌های سرشماری و سازمان ثبت احوال، مطالعه عسکری ندوشن و همکاران (1398) با عنوان تحلیلی از مشخصه‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط با طلاق در ایران، بررسی فتحی (1396) با عنوان نگاهی آماری به وضعیت طلاق در ایران در دهه‌های اخیر با استفاده از داده‌های سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سرشماری 1395-1385 و مطالعات متعدد دیگر از جمله پژوهش‌های بررسی شده مرتبط با تحولات طلاق در ایران هستند که نشان می‌دهند میزان طلاق در ایران، در طی دهه اخیر روندی افزایشی داشته است و متغیرهایی چون عوامل تورم، بیکاری مردان، افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی زنان و نابرابری درآمد سبب تشدید طلاق و متغیرهای افزایش رفاه خانوار و اشتغال مردان حتی به صورت ناقص سبب طلاق در جامعه می‌شود. این روند افزایشی در تمامی استان‌های کشور مشهود است اما در برخی استان‌ها این میزان کم و از الگویی نسبتاً یکنواخت در دهه‌های اخیر برخوردار است (سیستان و بلوچستان، سمنان، یزد و چهارمحال و بختیاری) و در برخی از استان‌ها نیز این میزان حداکثر و از روندی افزایشی برخوردار است (تهران، قم، خراسان رضوی و کرمانشاه).

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت و پژوهش‌های طلاق کودک‌همسران نیز متعدد بوده که بیشتر ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در این زﻣﯿﻨﻪ، از دو زاوﯾﻪ به بررسی این موضوع پرداختهاند. برخی از این پژوهشها به علت و انگیزه طلاق پرداختهاند و برخی دیگر پیامدهای ناشی از طلاق را مورد مطالعه قرار دادهاند. در پژوهش‌های علت و انگیزه طلاق که عمدتاً مبتنی بر روش‌های میدانی و با بهره‌گیری از پیمایش و در برخی از موارد با مصاحبه‌های عمیق و به شیوه کیفی انجام شده به بررسی علل طلاق کودک‌همسران پرداخته شده که نشان می‌دهد کودک‌همسران در فرآیند انتخاب، همسرشان دخیل نبوده و ازدواج آن‌ها در حقیقت توافقی میان والدین دختر و پسر است. از آن‌جایی که این رخداد به‌ویژه در دختران، بدون تصور و شناخت درست از ازدواج و مسئولیت‌های مربوط به آن شکل می‌گیرد، کودک‌همسران در روابط اجتماعی و خانوادگی خود، نظیر برقراری ارتباط مناسب با همسر، فرزندان و اطرافیانشان دچار مشکلات فراوانی می‌گردند که در مواردی منجر به طلاق می‌گردد (روحانی و همکاران، 1398). پژوهش‌هایی چون سیفی قوزلو و همکاران (1401)، هاشمی‌نسب و همکاران (1401)، زارعی محمودآبادی و زارعی (1400)، میرشاه (1400کمالی، سفیری و اسدپور (1400)، سماواتی نظری(1400) و حیدری و همکاران (1398)، از جمله پژوهش‌های داخلی و پژوهش آمیاو و همکاران[9](2023)، اسلام[10] (2022)، بایلی و همکاران[11](2021)، هاتچیکز و همکاران[12](2016) و آنیاما و همکاران[13](2018) از جمله پژوهشهای خارجی انجام شده در این زمینه میباشند. در مطالعات و پژوهش‌های مرتبط با پیامدهای ناشی از طلاق نیز مطالعات اسنادی مبتنی بر داده‌های سازمان ثبت احوال و داده‌های فردی در سرشماری عمومی نفوس و مسکن به پیامدهایی چون کودک بیوگی، کودک‌همسران سرپرست خانوار، کودک‌همسران مطلقه پرداخته‌اند که در قالب تحلیل روند تغییرات نرخ طلاق در سطوح مختلف محلی تا ملی بوده و طلاق در کودک‌همسران را به‌عنوان پدیده‌ای در اجتماعات سنتی و متأثر از سنت‌ها و ارزش‌های مبتنی بر ساختار پدرسالارانه و به‌ویژه در استان‌هایی که با پدیده ورود گسترده مهاجرین مواجه هستند، می‌دانند(عسکری‌‌ندوشن، روحانی و قرقچیان، 1398؛ عسکری‌ندوشن، شمس قهفرخی و شمس قهفرخی، 1398؛ زارعی محمودآبادی و زارعی، 1400؛ ملتفت و همکاران، 1399).

بررسی مطالعات تحلیل فضایی مباحث جمعیتی در قالب جمعیت‌شناسی فضایی نشان‌دهنده مطالعات متعدد مبتنی بر شیوه‌های مختلف توصیف فضایی، مدل‌سازی فضایی و سنجش الگوی توزیع فضایی از وقایع جمعیتی و هم‌چنین طلاق است. مطالعه هیوا[14] (2021) در اربیل عراق به توزیع جغرافیایی طلاق بر اساس واحدهای اداری در منطقه اربیل عراق پرداخته نشان داد تفاوت در محیط و وضعیت اقتصادی و آموزشی واحدهای اداری بر میزان طلاق تأثیر داشته است. پژوهش آو و کابرال[15] (2019) در سنگال متغیر تمایل به طلاق و متغیرهای توضیحی مانند میزان بی‌سوادی و میانگین سن ازدواج را با استفاده از مدل خودرگرسیون فضایی بررسی و نشان دادند میزان بی‌سوادی و میانگین سن ازدواج تأثیر معناداری بر میزان طلاق در سنگال دارد. مطالعه منصور و همکاران[16] (2020) در عمان نیز از شاخص‌های محلی تک متغیره و دو متغیره ارتباط فضایی (LISA) و همچنین مدل‌های رگرسیون اقتصادسنجی موران I، برای بررسی توزیع جغرافیایی نرخ طلاق در عمان در سطح محلی استفاده کردند. یافته‌ها نشان داد که تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی بر طلاق و بی‌ثباتی خانواده در سراسر مرزهای محلی عمان از نظر مکانی متفاوت است. ازاین‌رو، تفاوت‌های شهری، حومه‌ای و روستایی پیش‌بینی‌کننده‌های مهمی هستند که پیامدهای انحلال خانواده را توضیح می‌دهند. در مطالعات دیگری مانند مآ (2020)، چن و همکاران (2020) و وانگ و ژو (2010) نیز با استفاده از توابع تحلیل فضایی به بررسی رخداد طلاق در استان‌های مختلف چین پرداخته‌اند.

مرور مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که طلاق به‌عنوان یکی از وقایع مؤثر در تحولات جمعیتی است که بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای در رخداد آن مورد تأکید است. رویکرد جمعیت‌شناسی فضایی با استفاده از نقشه سازی و قابلیت‌های توابع تحلیل فضایی، ضمن ارزیابی توزیع فضایی پدیده‌های جمعیتی و پیش‌بینی براساس تفاوت‌های منطقه‌ای، به برنامه‌ریزی و اتخاذ سیاست‌های مرتبط کمک می‌نماید. با توجه به اینکه پدیده کودک‌همسری و طلاق کودک‌همسران به‌عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی شناخته می‌شود که بخش عمده‌ای از پژوهش‌های انجام شده بر علل رخداد و پیامدهای ناشی از آن متمرکز شده‌اند، پژوهش حاضر با رویکردی متفاوت و با استفاده از رویکردی اسنادی مبتنی بر وقایع ثبت شده طلاق در کودک‌همسران با هدف نشان دادن تغییرات زمانی- فضایی این موضوع، سعی در ترسیم الگوی فضایی از این رخداد در خردترین مقیاس داده سازمانی در کشور دارد که همراه با شناخت مهمترین کانون‌های رخداد طلاق در کودک‌همسران، براساس روند تغییرات زمانی فضایی، طلاق در کودک‌همسران را برای سال 1404 برآورد نماید.

 

روش و داده‌های پژوهش

پژوهش حاضر با توجه به موضوع مورد بررسی، در زمره پژوهشهای کمی قرار میگیرد و از نوع مطالعه اسنادی با ماهیت تحلیل ثانویه می‌باشد. جامعه آماری شامل کلیه شهرستان‌های ایران است و چون محاسبات آماری برای تمامی شهرستانها مدنظر بوده، نمونهگیری انجام نشده است. در این پژوهش دادههای مربوط به کودک‌همسری در فاصله دوره زمانی ۱۴۰۰-۱۳۹۵ برای تمامی شهرستانها از طریق داده‌های ازدواج سازمان ثبت احوال کشور مورد استفاده قرار گرفته است. جمعآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانهای و مطالعه اسنادی (پایگاه داده‌های وقایع حیاتی سازمان ثبت ‌احوال کشور) صورت گرفته است. پس از ایجاد پایگاه داده مکانی[17] و با استفاده از GIS و توابع تحلیل فضایی و آمار مکانی، تجزیه و تحلیل دادهها انجام شده است.

شاخص نسبت طلاق به ازدواج و شاخص طلاق در یک‌صد ازدواج ثبت شده (نسبت ازدواج به طلاق) مبنای تحلیل داده‌های تحقیق حاضر بوده است. شاخص نسبت طلاق به ازدواج نشان می‌دهد که در یک سال به ازای چند مورد پدیده ازدواج یک مـورد طـلاق روی داده است که از تقسیم مجموع ازدواج‌های ثبت شده هر شهرستان در سال به مجموع طلاق‌های ثبت شده در همان سال محاسبه می‌گردد (جلیلی، 1396). شاخص طلاق در صد ازدواج ثبت شده نیز به‌عنوان یک شاخص استاندارد از کسر مجموع طلاق‌های ثبت شده در سال بر مجموع ازدواج‌های ثبت شده در سال به‌دست می‌آید که به‌منظور سهولت استفاده در واحد یک‌صد استاندارد می‌گردد و بیانگر رخداد طلاق در یک‌صد ازدواج ثبت شده است (خانی، 1402).

به‌منظور ارزیابی توزیع فضایی و شناسایی مهم‌ترین کانون‌های طلاق کودکهمسری و روند تغییرات، از شاخص همبستگی فضایی استفاده شد. همبستگی فضایی یا پیوستگی فضایی مبتنی بر قانون اول توبلر[18] در جغرافیا (1979) است که براساس این قانون"هر عارضه‌ای به عارضه دیگر وابسته است، اما عوارض نزدیک‌تر بیشتر به هم وابسته‌اند تا عوارض دورتر" (Tobler, 2004). در نتیجه ارزش‌های مشابه (کمیّت‌های مشابه) در یک متغیر گرایش دارند که در مکان‌های نزدیک به هم اتفاق بیفتند و منجر به تجمع فضایی (خوشه‌های باارزش مشابه) می‌شوند. (Anselin, 1996). شاخص همبستگی فضایی  با دو آماره به اندازه‌گیری همبستگی فضایی و پیوند فضایی پدیدهها میپردازد. شاخص عمومی موران پارامتری است جهـت اندازه‌گیری همبسـتگی فضـایی و به‌منظور توصیف الگوی توزیع یک متغیر در کل یک منطقه به کار می‌رود. شاخص محلی موران برای شناخت نحوه توزیـع فضایی در قالب لکه‌های داغ و لکه‌های سـرد و مقایسه‌ی آن‌ها با نمونه‌های مجاورشان استفاده می‌شود که در ادامه معادلات هر یک از دو شاخص ارائه شده است.

1- شاخص عمومی موران[19]: این شاخص جهت اندازه‌گیری همبستگی فضایی در سال 1948 توسط موران تهیه شد و کمیتی بین 1+ و 1- است. نتیجه مثبت بیانگر آن است که ویژگی‌ها مشابه به همدیگر گرایش دارند، ارزش منفی نشان‌دهنده ناهمگنی خصوصیات و بالاخره صفر بیانگر ناپیوستگی و تصادفی بودن است. شاخص موران به صورت زیر تعریف می‌شود:

                  (1)

به طوری که  و  مقادیر متغیر را در مکان‌های i و j نشان می‌دهد. همچنین   میانگین ویژگی هر منطقه (شهرستان) را نشان می‌دهد.  مقدار وزن فضایی عارضه‌های i و j می‌باشد. اگر i و j در همسایگی یکدیگر (همجواری) قرار گرفته باشند،  برابر یک خواهد بود و در صورتی‌که i و j در همسایگی یکدیگر نباشند، مقدار  صفر در نظر گرفته می‌شود. به‌عبارتی می‌توان گفت که شاخص موران، شاخص استاندارد شده‌ای است که پیوستگی بین نقاط همسایه را اندازه‌گیری می‌کند و عموماً در تحلیل داده‌های فضایی کاربرد دارد. شاخص موران برای عوارض سطحی (منطقه‌ای) توسعه پیدا کرد ولی می‌توان از آن در عوارض نقطه‌ای و خطی پیوسته نیز استفاده کرد. همچنین روش مناسبی برای اندازه‌گیری مجاورت فضایی دو عارضه ( ) می‌باشد (Lo & Yeung, 2007).

2- شاخص محلی موران (شاخص محلی پیوند فضایی]لیسا[20][): در سال 1995، انسلین، شاخص محلی موران یا شاخص محلی پیوند فضایی را برای تشخیص الگوهای محلی ارائه داد که نحوه تأثیر مکان‌های انفرادی در پیوندهای فضایی را نشان میدهد (Yamada & Thill, 2007). این شاخص برای منطقه  پیوند فضایی بین یک ارزش را در  و نزدیک به آن به طریق زیر تعریف می‌کند:

          (2)

در شاخص محلی موران،   مقدار متغیر را در مکان i نشان می‌دهد. همچنین   میانگین ویژگی متغیر در کل منطقه مورد مطالعه است.  مقدار کل موقعیت‌های دیگر است (  هم بیانگر واریانس متغیر  و  مقدار وزن فضایی عارضه‌های i و j می‌باشد.  مثبت نشان می‌دهد که مناطق باارزش بالا به ‌وسیله مناطق باارزش بالا (بالا- بالا[21]) و مناطق باارزش پایین به‌ وسیله مناطق باارزش پایین (پایینپایین[22]) محصور شده است
 (Matthews & Parker, 2013).

به‌منظور برآورد مبتنی بر الگوی مکان زمان درصد طلاق کودک‌همسران در شهرستان‌های مختلف، پس از تشکیل پایگاه داده مکانی و ساخت داده فضا - زمان با استفاده از ابزار Curve Fit Forecast در محیط GIS و برازش منحنی مناسب برای هر شهرستان، شاخص طلاق کودک‌همسران در 1404 برآورد گردید. این ابزار با استفاده از الگوی یادگیری مبتنی بر ماشین[23]، با استفاده از انواع توابع پیش‌بینی ریاضی[24] ابتدا یک منحنی بهینه را برای هر مکان (شهرستان) در مکعب زمان فضای وارد شده شبیه‌سازی و با دقت تعریف شده متناسب می‌کند و سپس با برون‌یابی این منحنی به مراحل زمانی آینده، متغیر را در مقطع یا مقاطع زمانی وارد شده پیش‌بینی می‌کند.

 

یافتهها

بررسی روند طلاق براساس دادههای وقایع حیاتی سازمان ثبت احوال کشور در دوره 1400-1395 نشان داد در این دوره طلاق روندی روبه رشد داشته است. شاخص نسبت طلاق به ازدواج از 1 طلاق به ازای هر 8/3 ازدواج در 1395 (به بیان ساده 1 طلاق از هر 4 ازدواج) به 1 طلاق به ازای هر 8/2 ازدواج در 1400 (1 طلاق از هر 3 ازدواج) تغییر یافته که نشان می‌دهد احتمال رخداد 3/26 طلاق در یک‌صد ازدواج در سال 1395 به 5/35 طلاق در یک‌صد ازدواج در سال 1400 افزایش یافته است ( جدول 1)

جدول 1 - نسبت طلاق به ازدواج و  نسبت ازدواج به طلاق در دوره 1400-1395

سال

تعداد ازدواج ثبت شده

تعداد طلاق ثبت شده

نسبت طلاق به ازدواج

طلاق در یک‌صد ازدواج

 مقدر شاخص

انحراف معیار

 مقدار شاخص

انحراف معیار

1395

671617

176532

80/3

36/2

28/26

26/7

1396

611192

182079

36/3

36/1

79/29

45/7

1397

554992

178900

10/3

54/1

23/32

71/7

1398

534687

178416

3

41/1

37/33

56/8

1399

560653

187059

3

48/1

36/33

45/9

1400

568930

201663

82/2

79/1

45/35

43/10

               منبع: داده‌های سالنامه آماری سازمان ثبت احوال کشور 1400-1395 و محاسبات نگارندگان

در  دوره 1400-1395 تعداد طلاق در دختران و پسران ازدواج‌کرده کمتر از 18 سال استخراج و نسبت آنها به طلاق‌های ثبت شده در مقیاس شهرستان‌های کشور محاسبه شد. نتایج بیانگر روند نزولی طلاق در بین کودک‌همسران بود که این کاهش، همراه با کاهش در تعداد ازدواج‌های ثبت شده در سنین کمتر از 18 سال است. مقایسه نرخ تغییر در تعداد ازدواج‌های کمتر از 18 سال بیانگر کاهش 8/59 درصدی در دوره مورد بررسی بود درحالی‌که این روند در تعداد طلاق‌های ثبت شده حدود 50 درصد بوده است (جدول 2).

جدول 2 - نسبت طلاق به ازدواج و طلاق‌ها در یک‌صد ازدواج در کودک‌همسران، دوره 1400-1395

سال

تعداد ازدواج ثبت شده

تعداد طلاق ثبت شده

نسبت طلاق به ازدواج

طلاق‌ها در یک‌صد ازدواج

1395

151333

8853

09/17

85/5

1396

132903

7999

61/16

02/6

1397

116081

7723

03/15

65/6

1398

80101

4276

73/18

34/5

1399

87589

3990

95/21

56/4

1400

90538

4427

45/20

89/4

               منبع: داده‌های سالنامه آماری سازمان ثبت احوال کشور 1400-1395 و محاسبات نگارندگان

مقایسه تفکیکی ازدواج و طلاق در بین پسران و دختران کمتر از 18 سال نشان داد، علی‌رغم روند کاهشی تعداد ازدواج و طلاق، تغییرات در بین دختران و پسران متفاوت بوده و به‌دلیل رخداد بیشتر ازدواج در دختران کمتر از 18 سال، درصد طلاق ثبت شده در دختران کودک‌همسر در سنین کمتر از 18 سال بیش از پسران کودک‌همسر است. روند سالیانه کاهش ازدواج کمتر از 18 سال 7/3 درصد بوده درحالی‌که این روند در شاخص طلاق بیش از 6 درصد بوده است. هم‌چنین میانگین سن زوج (مردان ازدواج‌کرده با دختران کودک‌همسر که طلاق آنها ثبت شده است) در تمامی دوره مورد مطالعه حدود 7 سال بزرگ‌تر از سن دختران بوده است. اختلاف سنی در بین کودک‌همسران پسر و زوجه آنها (دختران ازدواج‌کرده با پسران کودک‌همسر که طلاق آنها ثبت شده است) الگویی متفاوت را نشان می‌دهد و نه‌تنها در تمامی سال‌ها سن پسران بزرگ‌تر بوده بلکه روند کاهشی سن همسران از 4/16 به 15 سال مشهود است (جدول 3).

جدول 3 نسبت ازدواج و طلاق در کودک‌همسران به تفکیک جنسیت در دوره 1400-1395

 

دختران کودک‌همسر

پسران کودک‌همسر

سال

تعداد دختران

درصد طلاق

میانگین سن زوج

تعداد پسران

درصد طلاق

میانگین سن زوجه

1395

13627

72/7

25

444

25/0

4/16

1396

12860

06/7

2/25

388

21/0

3/16

1397

11913

66/6

7/24

326

18/0

15

1398

11030

18/6

8/24

279

16/0

16

1399

10757

75/5

25

303

16/0

15

1400

11298

60/5

9/24

327

16/0

15

               منبع: داده‌های سالنامه آماری سازمان ثبت احوال کشور 1400-1395 و محاسبات نگارندگان

رخداد ازدواج دختران کمتر از 18 سال با مردان واقع در گروههای سنی بالاتر (در دادههای سالنامه آماری ثبت احوال در سال 1400، ازدواج با اختلاف سنی بیش از 25 سال نیز ثبت گردیده است) از مهم‌ترین علل رخداد طلاق است که سبب شده، طلاق ثبت شده در دختران سنین 16 و 17 سال که دارای اختلاف سنی بیش از 5 سال با همسران خود بودهاند، بیش از سایر سنین گردد. بررسی توزیع سنی در طلاق‌های ثبت شده، نشان داد که میانگین سنی مردان کودک‌همسران دختر، در سال 1395، 25 سال بوده که با تغییرات محسوسی در سال‌های بعد، در سال 1400 به 9/24 کاهش یافته که نشاندهنده اختلاف سنی بیش از 8 سال است. این در حالی است که این عدد در بین کودک‌همسران پسر از 4/16 در سال 1395 به 15 سال در سال 1400 تقلیل یافته که نشان‌دهنده تفاوت سنی اندک کودک‌همسران پسر با زوجهشان است. به بیان ساده، کودک‌همسران پسر در اکثر موارد با کودک‌همسران دختر هم‌سن خود ازدواج میکنند. درحالی‌که این موضوع در دختران کودک‌همسر متفاوت بوده و در بسیاری از ازدواج‌های ثبت شده تفاضل سنی بیش از 8 سال است.

حداقل سن در طلاق‌های ثبت شده کودک‌همسران پسر 15 سال بوده که در 3 مورد سن دختران همسر 14 سال و 2 مورد نیز 15 سال بوده است. براساس جدول تقاطعی سن مرد و زن در زمان طلاق در طلاق ثبت شده دختران 12 سال، سن تمامی همسران آنها بیش از سن دختران بوده و کمترین اختلاف سنی 7 سال بوده و در 6 مورد از طلاق‌ها، اختلاف سنی بیش از 10 سال بوده است. تعداد طلاق‌ها با افزایش سن دختران و نیز افزایش اختلاف سنی با مردان افزایش یافته و در سن 17 سالگی به بیشترین تعداد می‌رسد که این افزایش را می‌توان ناشی از رخداد ازدواج در سال‌های گذشته دانست که دختران در سنین پایین‌تر ازدواج‌کرده و شکل‌گیری و تداوم تعارضات سبب رخداد آن در سالیان پس از ازدواج گردیده است (نمودار 1). در نمودار 1، هر کدام از ردیف‌های جدول، بیانگر سن زنان و ستون‌ها، بیانگر سن مردان است و اعداد داخل جدول نیز بیانگر تعداد طلاق‌های ثبت شده برمبنای سن زوج و زوجه در زمان ثبت طلاق است.

سن مرد / سن زن

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

32

33

34

35

36

37

38

39

11

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

12

0

0

0

1

0

1

0

0

2

1

0

2

0

0

0

1

0

0

0

0

0

0

0

0

0

13

0

4

7

8

9

12

9

15

14

14

10

11

11

5

4

3

3

2

0

1

0

0

1

1

0

14

3

7

10

22

31

48

64

66

71

73

63

57

49

42

26

16

16

12

7

0

1

2

0

0

1

15

2

5

12

39

58

89

113

154

146

160

125

116

105

90

71

41

40

19

8

4

5

3

0

0

0

16

0

7

16

28

55

109

173

209

213

215

229

240

176

140

108

78

51

32

27

11

7

7

6

3

1

17

0

3

11

26

80

127

194

239

267

316

300

284

268

206

175

165

102

69

49

32

9

12

8

7

1

نمودار 1 - توزیع سنی زوجین در زمان طلاق در داده‌های ثبت شده سال 1400

 

در بررسی رخداد طلاق در کودک‌همسران پسر با استفاده از توابع جستجو در GIS و با استفاده از شاخص طلاق در یک‌صد ازدواج ثبت شده کودک‌همسران پسر (نسبت ازدواج به طلاق) در طلاق‌های ثبت شده سال 1395، 170 شهرستان، فاقد داده طلاق کودک‌همسران پسر ثبت شده بودند. در سال‌های 1396 تا 1400 نیز به ترتیب 116، 105، 110، 107 و 100 شهرستان، داده طلاق در کودک‌همسران ثبت نشده بود. به‌منظور محاسبه میانگین طلاق کودک‌همسران پسر، پس از حذف شهرستان‌های فاقد داده در هریک از سال‌های ذکر شده، میانگین عددی شاخص نسبت درصد ازدواج به طلاق کودک‌همسران پسر در داده‌های ثبت احوال محاسبه گردید. کمترین درصد طلاق در کودکهمسران پسر در سال 1395 مربوط به استان سمنان با (15/0درصد) بوده است که در شهرستان دامغان 16/1 درصد و در 7 شهرستان دیگر این استان صفر بوده است. در سال 1396 استان چهارمحال و بختیاری با 09/0 درصد، در سال 1397 استان البرز با 11/0 درصد، در سال 1398 استان مرکزی با 01/0درصد، در سال 1399 استان البرز با 07/0 درصد و در سال 1400 استان مرکزی با 02/0 درصد، حداقل درصد طلاق کودکهمسری در بین پسران را داشته‌اند. در سال‌های 1397، 1399 و 1400 استان سیستان و بلوچستان با متوسط بیش از 60/1 درصد بیشترین سهم طلاق کودک‌همسران را در بین پسران ثبت نموده است. در سال 1395 استان بوشهر، در سال 1396 استان آذربایجان شرقی، سال 1397 استان سیستان و بلوچستان، در سال 1398 استان سیستان و بلوچستان و استان هرمزگان، در سال 1399 استان سیستان و بلوچستان و در سال 1400 استان خراسان جنوبی بیشترین تعداد طلاق (کودکهمسری) در بین پسران را داشتهاند.

نتایج مستخرج از داده‌های ثبت احوال در بررسی طلاق در کودک‌همسران دختر نشان داد در سال 1395 استان البرز با (59/4 درصد)، پایینترین درصد طلاق (کودکهمسری) در بین دختران را داشته است. در سال 1396 استان ایلام با (98/4 درصد)، در سال 1397 استان سمنان (24/3 درصد)، در سال 1398 استان سمنان (28/3 درصد)، در سال 1399 استان البرز (85/3 درصد) و در سال 1400 هم استان البرز (28/3 درصد) پایینترین درصد طلاق (کودکهمسری) در بین دختران را داشته‌اند. در سال 1395 استان کهکیلویه و بویراحمد، در سال 1396 استان خوزستان، در سال 1397 استان آذربایجان شرقی، در سال 1398 استان اردبیل، در سال 1399 استان سیستان و بلوچستان و در سال 1400 استان خوزستان بیشترین تعداد طلاق (کودکهمسری) در بین دختران را داشتهاند.

براساس دادههای ثبت احوال کشور، الگوی فضایی درصد طلاق کودکهمسری پسران در فاصله دوره زمانی 1400-1395 نشان‌دهنده روند نزولی این شاخص است که علیرغم توزیع پراکنده آن در سال 1395 به تدریج در سال‌های بعد، از نرخ آن کاسته شده و در سال1400 در شهرستان‌های محدودی در کشور ثبت شده است. در سال 1395 در 64 شهرستان درصد طلاق کودکهمسری پسران بیش از یک درصد بوده است که در طی دوره زمانی 1400-1396 با روندی نزولی به 31 شهرستان کاهش می‌باید و همزمان با کاهش تعداد، درصد طلاق کودکهمسری پسران نیز از 6/11 به 21 درصد تغییر می‌یابد که علیرغم کاهش در تعداد شهرستان‌های مواجه با طلاق در کودک‌همسران پسر که ناشی از کاهش ازدواج در سنین کودکی پسران است، اما نسبت طلاق روندی افزایشی داشته که ناشی از رخداد بیشتر طلاق در همان اندک ازدواج‌های ثبت شده می‌باشد. در شهرستان‌های طبس، فاریاب، فنوج، زهک، مهرستان، میرجاوه، سیب و سوران، دشت آزادگان، خاتم، شادگان، سیریک، قصرقند، پیرانشهر، نیر، خواف، بشرویه، چاراویماق، ورزقان، سرایان، هریس و دیر در این دوره بالاترین درصد طلاق کودک‌همسران پسر ثبت شده است. (شکل 1).

 

شکل1: توزیع فضایی طلاق کودک‌همسران پسران در دوره زمانی 1395 تا 1400

الگوی فضایی طلاق کودک‌همسران دختر اگر چه الگویی متفاوت با کودک‌همسران پسر نشان میدهد. طلاق کودک‌همسران دختر در سال 1395 در 231 شهرستان وجود داشته که در سال 1400 به 347 شهرستان افزایش می‌یابد. در برخی از شهرستان‌ها بیش از 30 درصد طلاق‌های ثبت شده مربوط به کودک‌همسران دختر بوده، اما از روندی نزولی تا سال 1399 برخوردار بوده (شاخص 28/5 طلاق در یک‌صد ازدواج ثبت شده کودک‌همسران دختر در سال 1395 به 67/4 در یک‌صد ازدواج در سال 1399 کاهش یافته) و در سال 1400 با اندکی رشد نسبت به سال 1399 به 24/5 طلاق در یک‌صد ازدواج افزایش یافته است که در برخی از شهرستان‌های نواحی غرب کشور این افزایش بیش از نواحی مرکزی و شرق کشور بوده است. در مجموع شهرستان‌های فاریاب، سلطانیه، ورزقان، هریس، هندیجان، سرباز، میرجاوه، خاش، زاوه، دشت آزادگان، چاراویماق، خواف، رشتخوار، کوثر، سراب، نیر، خرامه، دنا، دیر، بهار، خنداب، در هر پنج سال جزء شهرستان‌های با بالاترین درصد طلاق کودکان دختر بوده‌اند. (شکل 2)

شکل2: توزیع فضایی طلاق کودک‌همسران دختران در دوره زمانی 1395 تا 1400

برای شناسایی مهم‌ترین کانون‌های طلاق کودکهمسران در شهرستان‌های کشور در دوره زمانی 1400-1395 از دو آزمون عمومی موران (تشخص الگوی توزیع) و الگوی لکههای داغ (شناسایی کانون‌ها و خوشههای کودک‌همسری) استفاده شد. به‌منظور درک درست از داده‌ها در مورد سطح اعتماد آماری، از روش تحلیل الگوی موران محلی استفاده شده است. شاخص موران محاسبه شده نشان داد که طلاق در کودک‌همسران پسر در طی دوره زمانی 1400-1395 الگویی تصادفی داشته و طبق توضیحات ارائه شده برای این شاخص در بخش روش‌شناسی، شاخص طلاق کودک‌همسران پسر در تمامی سال‌ها نزدیک به صفر بوده که مقادیر Z و P ارائه شده در جدول نیز بیانگر عدم توزیع معنادار آماری این شاخص در بین پسران کودک‌همسران در دوره زمانی مورد مطالعه است (مقدار Z کوچک‌تر از 96/1 و P بزرگ‌تر از 05/0). این شاخص در دختران در دوره زمانی بررسی شده بزرگتر از 05/0 بوده و در سال‌های 1398 تا 1398 به 2/0 نیز افزایش می‌یابد و بیانگر الگویی خوشهای در شاخص طلاق کودک‌همسران دختر است که در طی سال‌های مطالعه به تدریج بر تمرکز آن افزوده شده و خوشههای معناداری از شاخص طلاق کودک‌همسران دختر را شکل داده است که عمدتاً در نواحی غرب و مرکزی کشور متمرکز می‌باشد (مقدار Z بزرگتر از 96/1 و P کوچکتر از 01/0) (جدول 5 و شکل 3).

 

جدول 5- خروجی اماره موران برای دورههای مورد مطالعه کودک‌همسری

 

سال

پسران

دختران

Moran.I

z-score

p-value

Moran.I

z-score

p-value

1395

004865/0

198280/0

8428/0

059609/0

02695/2

** 0426/0

1396

005056/0

231204/0

8171/0

188426/0

383063/6

** 0000/0

1397

010590/0-

209075/0-

8343/0

159737/0

387215/5

** 0000/0

1398

001417/0-

073832/0

9411/0

201681/0

791274/6

** 0000/0

1399

015725/0-

232887/0-

8158/0

155487/0

251402/5

** 0000/0

1400

002762/0-

016428/0

9869/0

05615/0

109092/2

** 0349/0

  ** . معناداری در سطح اطمینان 99 درصد (منبع:پژوهش نگارندگان)

به‌منظور شناخت خوشههای فضایی کودک‌همسری (طلاق) در بین پسران و دختران از تکنیک تحلیل لکههای داغ و آماره شاخص موران محلی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحلیل به‌منظور سهولت در شناخت کانون‌های تمرکز کودک‌همسری (لکه داغ) و کانون‌های غیرمتمرکز (لکه سرد) در دو گروه شامل نواحی با طیف قرمزرنگ برای لکه داغ و خوشههای با طیف آبی رنگ (لکه سرد) مشخص گردید. با توجه به عدم وجود خوشههای معنادار از طلاق در کودک‌همسران پسر، تحلیل خوشههای فضایی برای طلاق در کودک‌همسران دختر انجام شد و نتایج نشان داد که خوشههای طلاق کودک‌همسران دختر در سال 1395 در نواحی مرکزی کشور (اصفهان، قم و مرکزی) و غربی کشور (کردستان و کرمانشاه) مهم‌ترین کانون‌ها بودهاند که طی سال‌های 1396 تا 1399 بر شدت آن افزوده شده و خوشههای پرعضوی را شکل داده است (شکل 3- پهنه‌های دارای طیف قرمز). در طی سال‌های مورد اشاره کانون‌های کم طلاق نیز در جنوب و جنوب‌شرق کشور نشاندهنده سهم کمتر طلاق در کودک‌همسران دختر در این نواحی در مقایسه با میانگین ملی است. در سال 1399 و 1400 با روند افزایشی این شاخص، افزایش طلاق در کودک‌همسران دختر این نواحی سبب هم‌طرازی آنها با سایر نواحی کشور گردیده است (شکل 3 - پهنه‌های دارای طیف آبی).

شکل 3 - مهمترین خوشههای (لکههای داغ) طلاق کودک‌همسری دختران در دوره زمانی 1400-1395

 

در این پژوهش به‌منظور برآورد طلاق کودک‌همسری برای سال 1404 از روش Space Time Cube  استفاده شد. در این روش پس از ایجاد مکعب فضا-زمان[25] در GIS و در قالب فرم داده‌های مشترک شبکه[26] که برای ذخیره‌سازی داده‌های چندبعدی در رخدادهای مکان محور در بستر زمان طراحی شده است، مناسب‌ترین مدل پیش‌بینی، با استفاده از ابزار Curve Fit Forecast و برازش منحنی مناسب هر شهرستان، شبیه‌سازی سری زمانی و پیش‌بینی مقادیر آینده در هر مکان در یک مکعب فضا-زمان انجام گردید. نتایج برآورد نشان داد که درصد طلاق در پسران و دختران کودک‌همسر، الگویی کاملاً متفاوت و متمایز دارد. برآورد طلاق در دختران کودک‌همسر در افق 1404 نشان میدهد که میانگین ملی طلاق در این گروه به 4/6درصد خواهد رسید که در مقایسه با آمار ثبت شده در دوره 1400-1395 از روندی افزایشی برخوردار می‌باشد (میانگین دوره مورد بررسی 34/5 درصد). افزایش تعداد ازدواج‌های کودک‌همسری در نواحی شمال غرب و نیز مناطق حاشیهنشین در پیرامون شهرستان‌های پرتراکم خواهد بود. براساس الگوی برآورد شده، مهمترین کانون‌های مواجه با طلاق در دختران کودک‌همسر، نواحی شمال غرب، غرب و نیز استان‌های پرجمعیت مانند خراسان شمالی و رضوی، مرکزی، مازندران و اصفهان خواهد بود. برآورد طلاق در پسران کودک‌همسر نیز در افق 1404 بیانگر کاهش میانگین ملی طلاق در این گروه به 5/1درصد خواهد بود که در مقایسه با آمار ثبت شده در دوره 1400-1395 از روندی نزولی برخوردار می‌باشد (میانگین دوره مورد بررسی 6/2 درصد) (شکل 4).

شکل 4 - الگوی فضایی درصد برآورد شده طلاق کودک‌همسری پسران (راست) دختران (چپ) در سال1404

 

بحث و نتیجهگیری

ازدواج‌های زیر 18سال که از آن به‌عنوان کودک‌همسری یاد می‌شود، بیشتر برای دختران اتفاق می‌افتد و بیش‌ترین آسیب نیز متوجه دختران است. درواقع این ازدواج‌ها نه‌تنها برای خود فرد و برای جامعه هیچ کارایی ندارند، برعکس به طلاق منتهی شده و باعث افزایش مشکلات فردی و اجتماعی می‌شود. دخترانی که زیر سن 18سالگی ازدواج می‌کنند به‌خاطر اینکه درک درستی از ازدواج ندارند، از توان تصمیم‌گیری درستی نیز برخوردار نبوده و ازدواج‌شان نیز در حقیقت توافقی میان والدین دختر و پسر بوده است. بنابراین، آنان در موقع ازدواج حتی تصور و شناخت درستی از ازدواج و مسؤولیت‌های مربوط به آن ندارند و از نظر روابط اجتماعی و فرهنگی در جامعه و همچنین روابط شخصی، نظیر برقراری ارتباط مناسب با همسر، فرزندان و اطرافیان‌شان دچار مشکلات فراوانی میشوند. از سوی دیگر، به دلیل آموزش ندیدن در زمینه مسائل جنسی و بارداری در سنین پایین، زمینه مشکلات جسمی و روانی برای این افراد فراهم میشود. غالباً چنین ازدواج‌هایی با شکست مواجه می‌شوند و مشکلات روحی و جسمی فراوانی را برای فرد به وجود می‌آورد (UNICEF, 2017).

کودک مطلقگی، کودک والدی، کودک بیوگی و کودک سرپرستی معضلهایی هستند که کودک‌همسری در پی دارد. ازدواج زودهنگام، کودکان را از دنیای کودکی جدا میکند و مسئولیتهای سنگین زندگی را پیش از آنچه که جامعه برای‌شان در نظر گرفته است به آنها تحمیل میکند. یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که کودک مطلقگی در مناطق پیرامونی کشور که کودک‌همسری در آنها شایع است، در بیش از 10 درصد از ازدواج‌های این گروه رخ میدهد و این در حالی است که اگر آمار طلاق‌های رخ داده در سنین بیش از 18 سال که ازدواج آنها در سنین قبل از 18 سالگی رخ داده به این آمار اضافه گردد، این سهم به بیش از 25 درصد افزایش خواهد یافت.

بررسی طلاق در کودک‌همسران در سطح شهرستان‌های ایران نشان داد که همراه با کاهش کودک‌همسری در نواحی مختلف ایران، تعداد طلاق در کودک‌همسران نیز کاهش یافته است. اما در برخی از شهرستان‌های استان‌های سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی این شاخص در سالیان اخیر بیش از میانگین ملی و دارای روندی ثابت بوده است. نکته مهم در طلاق‌های ثبت شده کودک‌همسران پسر اختلاف سنی اندک پسر و دختر (زوج و زوجه) در زمان رخداد طلاق بوده است و میانگین سن زوجه از 4/16 به 15 سال کاهش یافته است. کودک‌همسری در دختران الگویی کاملاً متفاوت از پسران را نشان می‌دهد و شیوع آن در کشور در دوره مطالعه بیش از 30 برابر در پسران بوده است. همچنین بررسی‌ها نشان داد که در بخش عمده‌ای از طلاق‌های زیر 18 سال دختران سن مرد (زوج) به صورت میانگین 7 سال بزرگ‌تر از سن دختر بوده و در مواردی این اختلاف به بیش از 20 سال نیز می‌رسد. الگوی فضایی طلاق کودک‌همسران دختر نیز نشان داد استان‌های سمنان و البرز حداقل شاخص طلاق کودک‌همسران دختر را در سال‌های مورد مطالعه ثبت نموده‌اند و در مقابل استان همدان، استان اردبیل و استان آذربایجان شرقی با بیش از 20 درصد در این سال‌ها حداکثر درصدهای طلاق کوک همسران دختر را داشته‌اند.

مطالعات متعددی در خصوص آثار منفی و تبعات اجتماعی ازدواج کودکان در سنین پایین که از آن به‌عنوان کودک‌همسری یاد می‌شود، انجام شده و بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند هر سال در مناطقی از کشور به‌دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی شماری از دختران زیر سن 18 سال توسط خانواده‌های‌شان وادار به ازدواج می‌شوند و این امر با تغییرات اقتصادی و افزایش هزینه‌های عمومی زندگی، افزایش خواهد یافت. آسیب اجتماعی ناشی از این‌گونه ازدواج‌ها مشکلاتی را به‌دنبال داشته که بیشتر آنها به طلاق ختم می‌شود. شناسایی کانون‌های اصلی و پرتعداد رخداد کودک‌همسری و طلاق در کودک‌همسران، ضمن کمک به نهادهای اجتماعی در ارائه طرح‌ها و برنامه‌های هدفمند و مبتنی بر شرایط مکانی در زمینه کاهش کودک‌همسری و توانمندسازی دختران از طریق دستیابی به فرصت‌های آموزشی و آگاهی از پیامدهای کودک‌همسری، به آموزش مهارت‌های زندگی در قالب مشاوره‌های قبل از ازدواج به کودک‌همسران موجود از پیامد‌های نامطلوب ازدواج زودهنگام چون بارداری‌های زودهنگام، زایمان زودرس، سقط‌جنین، اضطراب و افسردگی، طلاق عاطفی کاست. مطالعات حسین و محمد (2020) در منطقه قادسیه عراق، آو و کابرال (2019) در کشور سنگال، منصور و همکاران(2020) در کشور عمان، و هیوا (2021) در اربیل عراق که با استفاده از تحلیل فضایی و مدل‌های رگرسیون فضایی به بررسی توزیع جغرافیایی و تغییرات نرخ طلاق پرداخته‌اند، نشان داد توسعه اقتصادی سریع، تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون منجر به تغییرات فرهنگی عمیقی در ازدواج و ناپایداری زناشویی به‌ویژه در گروه‌های سنی کمتر از 20 سال شده است. نسبت بی‌سوادی و متوسط سن ازدواج به‌ویژه در سنین کمتر از 20 سال در سنگال، سطح تحصیلات پایین و اقامت در نواحی شهری پس از ازدواج، وضعیت غیرفعال اقتصادی زنان و ازدواج چندهمسری در عمان و نیز ثبت بیش از 18 درصد طلاق‌ها در کودک‌همسران منطقه اربیل در سال‌های 2019-2016، هم‌راستایی پژوهش حاضر با تحقیقات مرتبط به‌ویژه در کشورهای همسایه است. از جمله پیامدهای کودک‌همسری و نیز طلاق در کودک‌همسران، توجه جهانی در حمایت از کودکان و کاهش ازدواج در سنین کودکی (کمتر از 20 سال) است که تلاش می‌گردد با به‌کارگیری تحلیل فضایی از الگوی تشکیل و نحوه توزیع خانواده‌های کودک‌همسر در این گروه از خانواده‌ها شناخت کسب کرد و با ثبت داده‌های دقیق و مکان محور وقایع حیاتی و به‌ویژه داده‌های مرتبط با ازدواج، فرزندآوری و طلاق به‌عنوان فرآیند قابل بررسی در تنوع مکانی کودک‌همسری و نرخ‌های طلاق در کشورهای درگیر به کاهش نرخ کودک‌همسری و پیامدهای ناشی از آن کمک نمود. متغیرهای آماری شامل اشتغال، سطح تحصیلات، محل اقامت در قبل و بعد از ازدواج در دختران و زنان کودک‌همسر و نیز داده‌های مرتبط با همسران آنها و نیز داده‌های مرتبط با ازدواج چندهمسری از جمله داده‌های مورد استفاده در تحقیقات یاد شده بود که به‌دلیل محدودیت در دسترسی به آنها در پایگاه داده وقایع حیاتی ثبت احوال کشور، امکان ترسیم الگوی ملی از موضوعاتی چون سطح تحصیلات در کودک‌همسران، سن فرزندآوری در کودک‌همسران، وضعیت اشتغال، اختلاف سنی با مردان در دختران کودک‌همسر و سایر موضوعات مرتبط را فراهم نمی‌گردد. رویکرد جدید سازمان ثبت احوال نیز در ارائه کلان داده‌های وقایع حیاتی و حذف دسترسی به داده‌های مقیاس شهرستانی در قالب داده‌های سالنامه‌های آماری، سبب شده که اندک تحقیقات مرتبط با کودک‌همسری و موضوعات مرتبط به سختی صورت گیرد. با توجه به تنوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در پهنه گسترده ایران و بعضاً در واحدهای خرد سرزمینی مانند استان و شهرستان، ضرورت دارد تا با فراهم نمودن امکان دسترسی به داده‌های فردی در طلاق‌های ثبت شده کودک‌همسران در پایگاه داده سازمان ثبت احوال و استفاده از شاخص‌هایی چون طول مدت زندگی، اختلاف سنی زوج و زوجه، سطح تحصیلات، محل زندگی و ... علاوه بر ترسیم الگوی فضایی به سنجش رابطه و اثرگذاری هر یک از شاخص‌های ذکر شده بر رخداد طلاق و با استفاده از توابع آمار فضایی مانند رگرسیون جغرافیایی پرداخت. هم‌چنین انجام پژوهش‌هایی با هدف شناخت تفاوت‌های منطقه‌ای در وضعیت معیشتی خانواده‌ها و تغییرات آن در دهه اخیر، سطح دسترسی کودکان به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، تصویب قانونی برای حمایت از خانواده و میزان آگاهی از آن در نواحی مختلف کشور و تأثیر آنها بر رخداد کودک‌همسری و طلاق در کودک‌همسران پیشنهاد می‌گردد.

 



[1]. Early Marriage

2. Child Marriage

[3] World Health Organization(WHO)

1. Weitzman

[5]. Beker

1. Olson & Defraim                                                                                                  

[7]. Sasse

[8] Kohno et al

[9] Ameyaw et al

[10] Islam

[11] Bailey et al

[12] Hotchkiss et al

[13] Anyama et al

[14] Hiwa

[15] Aw & Cabral

[16] Mansour et al

[17] Geodatabase

[18] Tobler, W.

[19] Moran's Index

2 Local Indicator of Spatial Association -LISA

[21] High – High (H-H)

[22] Low-Low (L-L)

[23] Machine Learning Models

[24] Linear, Logarithmic, Moving Average, Exponential, Polynomial & … .

1. Space Time Cube

[26] Network Common Data Form (NetCDF)

حسنی، محمدرضا؛ هدایتی، منصوره؛ محمدزاده، فاطمه. (۱۳۹۶). فراتحلیل مطالعات انجام شده درباره نگرش به طلاق در سال‌های ۱۳۸۲-۱۳۹۴. مطالعات اجتماعی ایران، ۱۱(۳۱۲۶-۱۵۱. http://www.jss-isa.ir/article_32911.html
حیدری، حامد؛ کیمیایی، سید علی؛ خویی‌نژاد، غلامرضا؛ مشهدی، علی. (۱۳۹۸). کشف عوامل مؤثر بر طلاق در ازدواج‌های زودهنگام: یک مطالعه کیفی نظام‌مند. تحقیقات علوم رفتاری، ۱۷(۲۳۱۴-۳۲۳. http://dx.doi.org/10.52547/rbs.17.2.314
خانی، سعید. (۱۴۰۲). افزایش طلاق یا رکود ازدواج؟ تأملی بر روند تحولات شاخص‌های ازدواج و طلاق در ایران طی ۱۵ سال اخیر. تداوم و تغییر اجتماعی، ۲(۱۲۵-۴۳. https://doi.org/10.22034/jscc.2023.19288.1053
دماری، بهزاد؛ مسعودی فرید، حبیب اله؛ حاجبی، احمد؛ درخشان نیا، فریبا؛ احسانی چیمه، الهام. (۱۴۰۱). روند شاخص‌ها، عوامل مؤثر و مداخلات طلاق در ایران. مجله روان‌پزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)، ۲۸(۱۷۶-۸۹. http://dx.doi.org/10.32598/ijpcp.28.1.3455.1
روحانی، علی؛ عسکری ندوشن، عباس؛ قرقچیان، زهرا. (۱۳۹۸). برهمکنش درونی شدن ازدواج زودهنگام و مقاومت‌های پیش روی آن در میان نسل دوم زنان مهاجر افغانستانی مقیم شهر یزد. مطالعات جمعیتی، ۵(۱۱۷۷-۲۱۶. https://jips.nipr.ac.ir/article_108235.html
زارعی محمودآبادی، حسن؛ زارعی، فاطمه. (۱۴۰۰). علل و پیامدهای ازدواج زودهنگام و وقوع کودک‌همسری در دانش‌آموزان دختر استان یزد (طلاق دانش‌آموزی): مطالعه داده‌بنیاد. طلوع بهداشت، ۲۰(۳۱۲-۲۷. http://dx.doi.org/10.18502/tbj.v20i3.7458
سازمان ثبت احوال کشور. (۱۴۰۱). سالنامه آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور ۱۴۰۰. دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور.
سماواتی نظری، امیر. (۱۴۰۰). نگاهی بر عوامل متأثر از ازدواج دختران در سنین پایین در طلاق. ششمین کنفرانس بین‌المللی نوآوری و تحقیق در علوم تربیتی، مدیریت و روانشناسی، تهران. https://civilica.com/doc/1442771
سیفی‌قوزلو، سیدجواد؛ رضایی‌شریف، علی؛ شیخ‌الاسلامی، علی؛ صدری دمیرچی، اسماعیل. (۱۴۰۱). ساخت و بررسی ویژگی‌‌های روان‌سنجی پرسشنامه‌ی مشکلات روان‌شناختی- زناشویی ازدواج در زنان متقاضی طلاق با سابقه ازدواج زودهنگام: یک مطالعه‌‌ ترکیبی. مجله روانشناسی، ۲۶(۳۲۲۲-۲۳۱. https://dorl.net/dor/20.1001.1.18808436.1401.26.3.4.5
شعبانی، الهه؛ ساروخانی، باقر؛ لبیبی، محمد‌مهدی. (۱۴۰۰). تغییرات الگوی ازدواج و تأثیر آن بر طلاق قطعی (موردمطالعه: مراجعه‌کنندگان به دادگاه‌های حمایت خانواده شهر تهران از دی‌ماه ۹۸ تا آخر خرداد ۹۹). سبک زندگی با محوریت سلامت، ۵(۴۲۶۵-۲۷۶. https://doi.org/10.30465/ws.2021.33667.3162
عسکری ندوشن، عباس؛ روحانی، علی؛ قرقچیان، زهرا. (۱۳۹۸). مطالعه بسترهای مردسالارانه رویداد ازدواج زودهنگام در میان زنان مهاجر افغان مقیم شهر یزد. مجله مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳(۴۷۸-۱۱۰. https://doi.org/10.22034/jss.2019.47855
عسکری ندوشن، عباس؛ شمس قهفرخی، مهری؛ شمس قهفرخی، فریده. (۱۳۹۸). تحلیلی از مشخصه‌های اقتصادی-اجتماعی مرتبط با طلاق در ایران. پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی ایران، ۸(۲۱-۱۶. https://doi.org/10.22108/srspi.2019.116983.1402
فتحی، الهام. (۱۳۹۶). نگاهی آماری به وضعیت طلاق در ایران در دهه‌ی اخیر. دوماهنامه‌ی تحلیلی- پژوهشی آمار، ۵(۶۲۷-۳۰. http://amar.srtc.ac.ir/article-1-341-fa.html
کمالی، افسانه؛ سفیری، خدیجه؛ اسدپور، اهدیه. (۱۴۰۰). پیامدهای ازدواج دختران در دوران کودکی. فصلنامه مطالعات توسعه‌ی اجتماعی- فرهنگی، ۱۰(۲۸۱-۱۱۰. http://journals.sabz.ac.ir/scds/article-1-1434-fa.html
مشفق، محمود. (۱۳۹۵). سنجش اندازه اثر تعیین‌کننده‌های گرایش به طلاق در پیمایش‌های انجام شده در طی دوره ۱۳۷۴-۱۳۹۴. پژوهشنامه مددکاری اجتماعی، ۱۰(۹۱-۴۱. https://doi.org/10.22054/rjsw.2016.9255
مقدادی، محمدمهدی؛ جوادپور، مریم. (۱۳۹۶). تأثیر ازدواج زودهنگام بر سلامت جنسی کودکان و سازوکارهای مقابله با آن. حقوق پزشکی، ۱۱(۴۰۳۱-۶۰. https://ijmedicallaw.ir/article-1-705-fa.html
ملتفت، حسین؛ شهپری، داوود؛ محبی میمندی، مهیار؛ هاشمی، فاطمه. (۱۳۹۹). پویایی طلاق در ایران با تأکید بر دوره ۱۳۹۳-۱۳۸۳. خانواده پژوهی، ۱۶(۴۵۴۷-۵۶۸. https://jfr.sbu.ac.ir/article_100880.html
میرشاه، سمیه. (۱۴۰۰). پیامدها و آسیب‌های کودک‌همسری. کنفرانس بین‌المللی فقه، حقوق و پژوهش‌های دینی. https://sid.ir/paper/901919/fa
هاشمی‌نسب، فخرالسادات؛ مقصودی، سوده؛ قنادزاده، مهدی. (۱۴۰۱). واکاوی کیفی تجربه کودک‌همسری در بین زنان جدا شده از همسر شهر کرمان. مسائل اجتماعی ایران، ۱۳(۱۲۷۱-۲۹۱. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-3385-fa.html
Ameyaw, J. G. I., Dankwa, S., & Eshun, I. (2023). Factors that contribute to marriage breakdown among young couples in the Ghanaian context. Journal of Scientific Research and Reports, 29(11), 1-10. https://doi.org/10.9734/JSRR/2023/v29i111810
Anselin, L. (1996). Interactive techniques and exploratory spatial data analysis (Regional Research Institute Working Papers No. 200). Regional Research Institute, West Virginia University. https://researchrepository.wvu.edu/rri_pubs/200
Anyama, S. C., & Mohammed, T. A. (2018). Impact of girl-child early marriage on the level of divorce among some northerners in Kano State, Nigeria. International Journal of Educational Research, 5(1), 138-146. https://www.ajol.info/index.php/ijer/article/view/180884
Askari-Nodoushan, A., Ruhani, A., & Ghoroghchian, Z. (2019). Patriarchal contexts of female early marriage among Afghan migrants in the city of Yazd. Journal of Iranian Social Studies, 13(4), 78-110. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jss.2019.47855
Askari-Nodoushan, A., Shams Ghahfarokhi, M., & Shams Ghahfarrokhi, F. (2019). An analysis of the socioeconomic characteristics of divorce in Iran. Strategic Research on Social Problems, 8(2), 1-16. [In Persian]. https://doi.org/10.22108/srspi.2019.116983.1402
Aw, A., & Cabral, E. N. (2019). Modeling spatial spillovers of divorce in Senegal using spatial Durbin model: A maximum likelihood estimation approach. American Journal of Theoretical and Applied Statistics, 8(1), 1-6. https://doi.org/10.11648/j.ajtas.20190801.11
Bailey, M. J., Beam, E. A., & Wentz, A. (2021). Does younger age at marriage affect divorce? Evidence from Johnson's Executive Order 11241. Economic Inquiry, 59(3), 1328-1345. https://doi.org/10.1111/ecin.12965
Chen, M., Rizzi, E. L., & Yip, P. S. F. (2020). Divorce trends in China across time and space: An update. Asian Population Studies, 17(2), 121–147. https://doi.org/10.1080/17441730.2020.1858571
Damari, B., Masoudi, F. H., Hajebi, A., Derakhshannia, F., & Ehsani-Chimeh, E. (2022). Divorce indices, causes, and implemented interventions in Iran. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 28(1), 76-89. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.32598/ijpcp.28.1.3455.1
Fathi, E. (2017). A statistical perspective on the state of divorce in Iran in recent decades. Analytical-Research Bi-Monthly of Statistics, 5(6), 27-30. [In Persian]. http://amar.srtc.ac.ir/article-1-341-fa.html
Grijns, M., & Horii, H. (2018). Child marriage in a village in West Java (Indonesia): Compromises between legal obligations and religious concerns. Asian Journal of Law and Society, 5, 453–466. https://doi.org/10.1017/als.2018.9
Hasheminasab, F., Maghsoudi, M., & Ghanadzade, M. (2022). Qualitative study exploring the experience of child marriage among divorcees in Kerman City. Social Problems of Iran, 13(1), 271-291. [In Persian]. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-3385-en.html
Hassani, M. R., Hedayati, M., & Mohammadzadeh, F. (2017). Meta-analysis of studies on the attitude towards divorce (1382-1384). Iranian Social Studies, 11(0), 126-151. [In Persian]. http://www.jss-isa.ir/article_32911.html
Heidari, H., Kimiaei, S. A., Khoyinejad, G. H., & Mashhadi, A. (2019). Discovering the factors affecting divorce in early marriages: A systematic qualitative study. Journal of Research in Behavioural Sciences, 17(2), 314-323. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.52547/rbs.17.2.314
Hiwa, S. S. (2021). The spatial variation of registered divorce cases for residents of urban centers in Erbil Governorate. Qalaai Zanist Journal, 6(3), 514–538. https://doi.org/10.25212/LFU.QZJ.6.3.17
Hosein, S. A., & Mohammad, H. S. (2020). Spatial analysis of demographic, social and economic characteristics of divorced people in Al-Qadisiyah Governorate. Geographical Research Journal (Discontinued), 2(30), 165-198. https://journal.uokufa.edu.iq/index.php/kjg/article/view/7192
Hotchkiss, D. R., Godha, D., Gage, A. J., & Cappa, C. (2016). Risk factors associated with the practice of child marriage among Roma girls in Serbia. BMC International Health and Human Rights, 16, 1-10. https://doi.org/10.1186/s12914-016-0081-3
Iran National Organization for Civil Registration. (2022). Yearbook of population statistics of the National Organization for Civil Registration, 2021. Office of Population Statistics and Migration of the National Organization for Civil Registration, Tehran. [In Persian].
Islam, M. M. (2022). Child marriage, marital disruption, and marriage thereafter: Evidence from a national survey. BMC Women's Health, 22(1), 485. https://doi.org/10.1186/s12905-022-02088-z
Islam, M. M., Khan, M. N., & Rahman, M. M. (2021). Factors affecting child marriage and contraceptive use among Rohingya girls in refugee camps. The Lancet Regional Health–Western Pacific, 12, 100175. https://doi.org/10.1016/j.lanwpc.2021.100175
Kamali, A., Safari, K., & Asadpour, A. (2021). Consequences of marriage of girls in childhood. Soci-cultural Development Studies, 10(2), 81-110. [In Persian]. http://journals.sabz.ac.ir/scds/article-1-1434-en.html
Khani, S. (2023). Increasing divorce or stagnation of marriage? A reflection on the trends in marriage and divorce in Iran during the last 15 years. Journal of Social Continuity and Change, 2(1), 25-43. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2023.19288.1053
Kohno, A., Techasrivichien, T., Suguimoto, S. P., Dahlui, M., Nik Farid, N. D., & Nakayama, T. (2020). Investigation of the key factors that influence girls to enter into child marriage: A meta-synthesis of qualitative evidence. PloS One, 15(7), e0235959. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0235959
Lo, C. P., & Yeung, A. K. (2007). Concepts and techniques of geographic information systems. Pearson Prentice Hall.
Mansour, S., Saleh, E., & Al-Awadhi, T. (2020). The effects of sociodemographic characteristics on divorce rates in Oman: Spatial modeling of marital separations. The Professional Geographer, 72(3), 332–347. https://doi.org/10.1080/00330124.2020.1730196
Matthews, S. A., & Parker, D. M. (2013). Progress in spatial demography. Demographic Research, 28, 271-312. https://doi.org/10.4054/demres.2013.28.10
Meghdadi, M. M., & Javadpour, M. (2017). Impact of early marriage on children's sexual health and mechanisms of dealing with it. Medical Law Journal, 11(40), 31-60. [In Persian]. http://ijmedicallaw.ir/article-1-705-en.html
Mirshah, S. (2021). The consequences and harms of child marriage. International Conference on Jurisprudence, Law, and Religious Research. [In Persian].
Mo, L. (2020). A longitudinal study of the long-term predictors of China’s divorce rate. Marriage & Family Review, 56(3), 217–240. https://doi.org/10.1080/01494929.2020.1712299
Moltafet, H., Mohebi, M., Shahpari, D., & Hashemi, F. (2021). A study of the dynamics of divorce in Iran in the period 2005-2015. Journal of Family Research, 16(4), 547-568. [In Persian]. https://jfr.sbu.ac.ir/article_100880.html
Moshfegh, M. (2016). Measuring the effect size of divorce tendencies in conducted surveys during 1995-2015. Journal of Social Work Research, 3(9), 1-41. [In Persian]. https://doi.org/10.22054/rjsw.2016.9255
Nguyen, M. C., Wodon, Q., & Wodon, Q. (2014). Impact of child marriage on literacy and education attainment in Africa, Child marriage and education in Sub-Saharan Africa. http://allinschool.org/wp-content/uploads/2015/02/OOSC- 2014-QW-Child-Marriage-final.pdf
Olson, D. H., & DeFrain, J. (2000). Marriage and the family: Diversity and strengths. Mayfield Publishing Co.
Ruhani, A., Askari-Nodoushan, A., & Ghoroghchian, Z. (2019). The interaction of early marriage internalization and resistance against it: The case of second-generation Afghan migrant women in Yazd, Iran. Iranian Population Studies, 5(1), 177-216. [In Persian]. https://jips.nipr.ac.ir/article_108235.html
Samaati Nazari, A. (2021). An overview of factors influencing the divorce of girls at a young age. Sixth International Conference on Innovation and Research in Educational Sciences, Management, and Psychology, Tehran. [In Persian]. https://civilica.com/doc/1442771
Sasse, C. R. (1979). Families today (2nd ed.). Glencoe/McGraw-Hill.
SeifiGhozlu, S. J., SadriDamirchi, E., RezaeiSharif, A., & Sheykholeslami, A. (2022). Making and survey of psychometric features of psychological-marital problems questionnaire (PMPQ) in women who field for a divorce with a history of early marriage: A mixed study. Journal of Psychology, 103(3), 222. [In Persian]. https://dorl.net/dor/20.1001.1.18808436.1401.26.3.4.5
Shabani, E., Sarookhani, B., & Labibi, M. M. (2022). Sociological investigating the impact of modern and traditional marriage selection methods on difinitive divorce. Women Studies, 13(41), 113-150. [In Persian]. https://doi.org/10.30465/ws.2021.33667.3162
Tenkorang, E. Y. (2019). Explaining the links between child marriage and intimate partner violence: Evidence from Ghana. Child Abuse & Neglect, 89, 48-57. https://doi.org/10.1016/j.chiabu.2019.01.004
Tobler, W. (2004). On the first law of geography: A reply. Annals of the Association of American Geographers, 94(2), 304–310. https://doi.org/10.1111/j.1467-8306.2004.09402009.x
UNICEF. (2017). UNFPA-UNICEF Global Programme to End Child Marriage. UNICEF.
Wang, Q., & Zhou, Q. (2010). China’s divorce and remarriage rates: Trends and regional disparities. Journal of Divorce & Remarriage, 51(4), 257–267. https://doi.org/10.1080/10502551003597949
Weitzman, L. J. (1985). The divorce revolution: The unexpected social and economic consequences for women and children in America. Free Press.
Wibowo, H. R., Ratnaningsih, M., Goodwin, N. J., Ulum, D. F., & Minnick, E. (2021). One household, two worlds: Differences of perception towards child marriage among adolescent children and adults in Indonesia. The Lancet Regional Health-Western Pacific, 8, 100-103. https://doi.org/10.1016/j.lanwpc.2021.100103
World Health Organization. (2006). Married adolescents: No place of safety, global report. https://www.who.int/publications-detail-redirect/9241593776
Yamada, I., & Thill, J. C. (2007). Local indicators of network‐constrained clusters in spatial point patterns. Geographical Analysis, 39(3), 268-292. https://doi.org/10.1111/j.1538-4632.2007.00704.x
Zareei, H., & Zareei, F. (2021). Causes and consequences of early marriage and the occurrence of child marriage in female students in Yazd Province: Grounded Theory Study. The Toloo-e-behdasht, 20(3), 12-27. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.18502/tbj.v20i3.7458
دوره 20، شماره 39
شهریور 1404
صفحه 29-47

  • تاریخ دریافت 09 تیر 1403
  • تاریخ بازنگری 23 مرداد 1403
  • تاریخ پذیرش 14 مهر 1403