نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

کاوشی در سقط جنین عمدی در اجتماعات سنتی: مطالعه‌ای مردم‌نگارانه در سردشت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار جمعیت شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
سقط عمدی جنین، از جمله پدیده‌هایی است که ابعاد فردی، جمعیتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی را در خود دارد. وجود این پدیده در دنیای سنتی، قبل از ورود تکنولوژی‏های مدرن بهداشتی، سیاست‏گذاری‏های حکومتی و شیوه اعمال آن از جمله موضوعات قابل تأمل برای جمعیت‏شناسی انسان‏شناختی و خود انسان‏شناسی است. پژوهش حاضر در شهرستان سردشت با نگاهی گذشته‏نگر و اکتشافی،  با بهره‌گیری از روش اتنوگرافی و مراجعه به ماماهای سنتی، زنان سالخورده و سایر آگاهان محلی، سعی در بررسی دانش بومی و تجربیات آنان دارد تا روایتی از دلایل و نحوه انجام سقط عمدی جنین ارائه ‌شود. با 39 نفر مصاحبه‌های عمیقی انجام گرفت. یافته‏ها نشان می‏دهند که سقط عمدی جنین در آن اجتماعات نسبتاً کم یا اندک بوده است. از جمله دلایل سقط در آن اجتماعات مشکلات خانوادگی، کار سنگین، ضعف اقتصادی خانواده، شرم اجتماعی از حاملگی و ناتوانی جسمانی در پرورش فرزند بیشتر بوده است. سقط‌های عمدی به روش‌های فیزیکی، خوراکی یا با استفاده از طب سنتی در محیطی خانگی با روش‏ها و ابزارهای بسیار ابتدایی انجام می‌گرفتند. یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهد که تمامی اقدامات جمعیتی، در بطن فرهنگ و به میانجی عناصر فرهنگ بومی انجام شده است و به رغم اهمیت و ارزشی که فرزند در اجتماعات ماقبل مدرن داشته است، باز هم زنان اقدام به سقط کرده‏اند و بر خلاف بُعد ارزشی فرزند و فرزندآوری عمل کرده‏اند. 
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

An Inquiry into Induced Abortion in Traditional Communities: An Ethnographic Study in Sardasht, Iran

نویسندگان English

Shirin Hatamifar 1
Mehdi Rezaei 2
1 Ph.D Candidate in Demography, Faculty of Social Sciences, University of Tehran, Tehran, Iran
2 Assistance Professor of Demography, Department of Social Sciences, Payame Noor University, Tehran, Iran
چکیده English

Induced abortion is a phenomenon with individual, demographic, social, cultural, and even political dimensions. Its presence in the traditional world, before the introduction of modern healthcare technologies, governmental policies, and the manner of their implementation, constitutes a compelling subject for demography and anthropology. The present exploratory, retrospective study conducted in Sardasht county employs ethnographic methods, consulting with traditional midwives, elderly women, and other local experts to document indigenous knowledge and experiences regarding the reasons and methods of induced abortion. In-depth interviews were conducted with 39 individuals. The findings indicate that induced abortion was relatively infrequent or uncommon in those communities. Reasons for abortion in those communities included family problems, heavy labor, family economic hardship, social shame associated with pregnancy, and physical inability to raise more children. Induced abortions were performed through physical means, oral remedies, or traditional medicine in home settings with rudimentary tools. This research reveals that all demographic practices were embedded in and mediated by indigenous cultural elements. Despite the importance and value placed on children in pre-modern societies, women still resorted to abortion, acting in tension with the cultural value placed on children and childbearing.
 

کلیدواژه‌ها English

Pre-modern communities
Value of children
Sardasht
Induced abortion
Kurdistan
Traditional midwife

مقدمه و بیان مسئله

تصور کنید زنی باردار، در اجتماعی که هنوز امکانات بهداشتی مدرن وجود ندارد بخواهد جنین خودش را سقط کند. نخست اینکه چرا چنین تصمیمی گرفته است؟ دوم اینکه چگونه این کار را انجام می‏دهد؟ و بالاخره اینکه، براساس چه دانشی چنین کار مهمی را انجام می‏دهد؟ فهم چنین وضعیتی نیازمند بازگشت به آن دوران و یا حضور در اجتماعی با آن ویژگی‌ها است. از آن‌جایی‌که امکان بازگشت وجود ندارد و امروزه نیز در اغلب مناطق حداقل امکانات بهداشتی مدرن یافت می‏شود و امکانات حمل و نقل نیز دسترسی به آن را برای زنان آسان کرده است لذا برای بازسازی این وضعیت، باید به عرصۀ زبان و خاطرات و تجارب کسانی برگشت که زمانی در چنان اجتماعاتی زیسته‌اند و براساس گفته‏ها و تجارب آنان دلایل پدیدۀ مذکور و چگونگی آن را بیابیم.

بارداری و تولد نوزاد یکی از وقایع مهم زندگی هر زن است. گاهی بارداری قبل از تولد نوزاد خاتمه می‏یابد و آن سقط جنین است. سقط جنین احتمالاً رایج‏ترین شکل مهار بارداری در جهان بوده و است که در صورت نبود وسایل جلوگیری یا شکست آنها، افراد به آن متوسل می‌شوند (ویکس 1395: 249). در اصطلاح پزشکی سقط، ختم بارداری قبل از زمانی است که جنین آنقدر تکامل یافته باشد که خود قادر به ادامه حیات باشد. مرکز ملی آمار بهداشت، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها و سازمان بهداشت جهانی همگی سقط جنین را به‌عنوان ختم یا از دست دادن بارداری قبل از هفته بیستم بارداری یا با وزن جنین کمتر از 500 گرم تعریف می‌کنند (Cunningham et al, 2018: 532). به‌طور کلی، می‏توان سقط جنین را به دو دسته تقسیم کرد: دستۀ اول سقط گریزناپذیر که تحت تأثیر عوامل مختلف و بدون تاثیر تصمیم گیری مادر اتفاق می‏افتد و دستۀ دوم سقط انتخابی که به معنی ختم بارداری قبل از حیات یافتن جنین است و بنا به خواست و ارادۀ مادر می‌باشد (کانینگهام و همکاران 1396، به نقل از: چینی‌چیان و پوررضا، 1382: 2). امروزه در جهان از هر 10 حاملگی ناخواسته، 6 مورد و از هر 10 بارداری، 3 مورد به سقط القایی ختم می‏شود (WHO, 2022). براساس داده‏های 2010 تا 2014 سالانه 55.9 میلیون سقط، 43.9 میلیون در کشورهای در حال توسعه و 6.6 میلیون در کشورهای توسعه‏یافته رخ داده است (Singh et al, 2018: 8 ). کشورهایی که به‌خاطر سیاست‌های افزایش جمعیت قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای کاهش سقط جنین اعمال می‌کنند باعث افزایش سقط‌های غیرقانونی شده که خود مشکلاتی را برای زنان به بار آورده است به‌عنوان مثال قوانین سخت‌گیرانه در لهستان باعث افزایش تعداد سقط‌های غیرقانونی شده و این روند تهدیدی جدی برای سلامت زنان به شمار می‌آید (Kulczycki, 2020: 227). همچنین بسیاری از زنان در مواجهه با انتخاب‌های سخت برای ادامه بارداری ناخواسته، اضطراب و استرس شدیدی را تجربه می‌کنند. به‌ویژه در کشورهای مانند لهستان و مجارستان که قوانین سقط جنین محدود است، زنان تحت فشار زیادی قرار دارند تا تصمیمات پیچیده‌ای در مورد زندگی خود بگیرند، که می‌تواند به اختلالات روانی نظیر افسردگی منجر شود (Heino, Gissler, & Apter, 2019: 1032). زنان با وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین جهت انجام سقط مجبور به تحمل هزینه‌های بالای سفر به کشورهای دیگر یا استفاده از روش‌های خطرناک می‌شوند و باعث می‌شود که آن‌ها به جای دسترسی به خدمات بهداشتی ایمن، در معرض خطرات جدی قرار گیرند (David & Skilogianis, 2017: 89). در ایران نیز یک مطالعۀ فراتحلیل نشان داده شیوع بارداری ناخواسته 27.9 درصد بوده است (Shirzad et al, 2022: 153) و براساس تحقیقات انجام‏شده، آمار سقط غیرقانونی در ایران سالیانه حدود 290 هزار است (رشیدپورایی و همکاران، 1399: 692). تأکید بر ممنوعیت سقط شاید نشان از ارزش فرزند در سطح خُرد، و اهمیت شمار جمعیت و پایبندی به اصول انسانی و اخلاقی در سطح کلان داشته باشد. اینکه آیا ارزش فرزند همیشه ارزشی بنیادین و مطلق بوده یا در گذشته نیز زنان به انواع هزینه‌های فرزندان واقف بوده‏اند با این همه سعی در کنترل تعداد فرزندان از طریق سقط داشته‏اند موضوعی قابل تأمل است. پرسش این است که آیا در گذشته نیز، یعنی در جوامع ماقبل مدرن، سقط جنین به‌ویژه از نوع عمدی آن، تا این اندازه شایع بوده است؟ این نوع سقط جنین اگر اتفاق می‌افتاد به چه شیوه‌ای بود و چرا؟

پژوهش حاضر به سقط جنین عمدی (القایی یا انتخابی) در جوامع گذشته می‌پردازد که ما آنها را ماقبل مدرن می‏نامیم. در اینجا منظور از اجتماعات ماقبل مدرن آن دسته از اجتماعاتی است که هنوز عناصر زندگی مدرن به‌ویژه امکانات بهداشتی و پزشکی مدرن به آنجا وارد نشده است. در این مطالعه، با توجه به دسترسی آسان محققان، شهرستان سردشت به‌عنوان میدان مطالعه برگزیده شده است که بخشی از کردستان ایران است و در استان آذربایجان غربی قرار دارد. این پژوهش ادامۀ پژوهش میدانی دیگری است که در زمینۀ حاملگی و زایمان در اجتماعات سنتی انجام شده است (حاتمی‏فر و رضائی، 1401). در پژوهش حاضر تلاش شده است با رویکردی گذشته‏نگر و با توسل بر خاطرات شفاهی ماماهای سنتی یا زنان سالمندی که تجربۀ زندگی در آن اجتماع را داشته‏اند، به دلایل و روش‏های سقط عمدی جنین پرداخته شود. مطالعۀ فرایند سقط در اشکال ماقبل مدرن آن، یعنی در منزل و در غیاب امکانات و روش‏های جدید  بهداشتی و پزشکی، از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که می‏تواند در تبیین برخی وضعیت‏های پزشکی (درمان و تسکین درد، داروهای محلی، روش‌های انجام سقط، دانش طبی محلی)، جمعیت‏شناختی (مرگ و‌میرهای ناشی از سقط در دوران ماقبل مدرن، سقط به مثابه روشی برای کنترل تعداد فرزند یا مراقبت از سلامت زن)، و انسان‏شناختی (اتنوپرستاری، پزشکی فرهنگی، فرهنگ و سقط جنین، بدن زن ـ فرهنگ ـ سقط، پیوند طبیعت با سقط جنین، دانش بومی پیرامون سقط جنین و ...)  به یاری دانش‏پژوهان حوزه‏های مختلف  بیاید. در این مطالعه تلاش می‏شود با بازسازی روایت‏های مشارکت‏کنندگان، دسته‏بندی منظمی از دلایل و روش‏های سقط جنین عمدی در جامعۀ گذشته سردشت داشته باشیم.

 

پیشینۀ پژوهش

مطالعات متعددی در مورد سقط عمدی جنین ودلایل آن در ایران (عرفانی و کاظمی‏پور، 1388؛ آقایاریهیر و مهریار، 1386؛ عبداللهیان و فلاحی 1387) انجام شده است اما مطالعه‏ای که به‌طور خاص به این پدیده در جوامع گذشته پرداخته باشد یافت نشد. به رغم فقدان آمار دربارۀ سقط جنین عمدی از دوره‏هایی که هنوز بهداشت مدرن در جوامع رواج نیافته بود، به‌صورت پراکنده مطالبی در مورد شیوه‏های سقط در آن جوامع گردآوری شده است. اگرچه مطالعات معدودی در مورد روش‏های سنتی سقط در جوامع امروز وجود دارد (برای مثال چینی‏چیان و پوررضا، 1382)، اما چون اختصاصاً به جوامع گذشته نپرداخته‏اند در این مرور بررسی نمی‏‏شوند. اما به‌طور خاص می‏توان به برخی منابع اشاره کرد. برای نمونه کولی[1] (2018) در مطالعه‏ای مروری، به سابقه سقط سنتی و انواع روش‏های موجود در کشورهای مصر، چین، آلمان، فرانسه و انگلستان پرداخته است. طبق این مطالعه قدیمی‏ترین روش‏ برای سقط عمدی جنین استفاده از گیاه ایبرس[2] در مصر باستان بوده است. در مواردی سقط از طریق به کار بردن گیاهان سقط آور، ابزارهای تیز و یا ایجاد فشار بر روی شکم صورت گرفته است. بکار بردن وسایل مکنده برای سقط در اواخر قرن 19 ذکر شده است. براساس فولکلور چینی در افسانه‌های امپراطوری شینانگ[3] حدود 5 هزار سال قبل، استفاده از جیوه برای القای سقط تجویز شده است. قرنها قبل زنان چینی برای کنترل باروری سرب یا جیوه می‏نوشیدند اگرچه اغلب منجر به ناباروری و یا مرگ شده است. بعداً فعالیت‏های جسمانی مانند کار سخت، بالا رفتن یا پارو زدن، متداول شد. موارد دیگر شامل استفاده از برگ های محرک، روزه‏داری، خون‌گیری، ریختن آب داغ روی شکم و دراز کشیدن روی پوستۀ سخت نارگیل بود. یونانیان باستان به گیاه سیلفیوم[4] به‌عنوان ماده‏ای برای سقط جنین و جلوگیری از بارداری متکی بودند با این‌حال، چنین درمان‌های سنتی بدون خطر نبودند و اثربخشی آنها متفاوت بود. برای مثال، گیاهان سمی "تانسی" و "پنی رویال"[5] که در دوران باستان برای سقط جنین استفاده می‌شدند، عوارض جانبی جدی داشتند. در قرن اول، گونه‌ای از درخت عرعر (یک گیاه مخروطی) به نام ساوین[6] برای سقط جنین استفاده می‌شد. از این گیاه در فرانسه و آلمان قدیم نیز استفاده می‌شد و در نوشته های اروپایی به کرات از آن یاد شده است سایر موادی که انگلیسی‌ها از آن استفاده می‌کردند عبارتند از: مگس اسپانیایی، تریاک، دانه شاهی، سولفات آهن و کلرید آهن. مخلوط دیگری که سقط‌کننده نبود، بلکه برای تسکین جنین از دست رفته به علت سقط در نظر گرفته شده بود، حاوی دیتانی[7]، زوفا[8] و آب داغ بود. در طب عامیانه آلمانی نیز به چای سقط جنین اشاره شده است. سایر فرآورده‌های با منشأ نامشخص شامل مورچه‌های له شده، بزاق شتر و موی دم آهوی دم سیاه حل شده در چربی‌های آبجو بود. یونانی‌ها و رومی‌ها نیز سموم مختلفی را به روش‌های مختلف از جمله تامپون تجویز می‏کردند (کولی 2018، 270-282). اما مطالعاتی نیز به بحث استفاده از روش‏های سنتی سقط جنین در جوامع امروزی پرداخته‏اند. کاستر اویکان[9] (1998) در پژوهش خود نشان داده است که در زامبیا روش‏های سنتی شامل خیساندن یا جوشاندن ریشه‏ها یا گیاهان از برگ‌ها و درختچه‌های معمولی در آب و نوشیدن «چای» است. گیاهان دارویی شامل «موفوفو[10]»، «مویندا»[11]، «کاتیما[12]»، «مولولوه[13]» هستند. یکی دیگر از روش‌های سنتی سقط، قرار دادن ریشه‌ها و چوب‌های خاصی در واژن برای بازکردن دهانه رحم بود. بلتون[14] (2005) در خصوص سقط جنین زنان برمه‏ای تایلند می‏نویسد که زنان برمه‏ای با وجود زندگی در کشوری دیگر، گزینۀ فرهنگی خود را برای سقط جنین حفظ کردند. داروهای خوراکی و تزریقی، چه جهانی و چه بومی، و همچنین برخی از غذاها و نوشیدنی‏های موجود در آشپزخانه، برای سقط جنین مصرف می‌شوند. زنان، داروها و غذاهایی را که به نظرشان «گرم» می‌دانند، براساس درک هومورال بدن انتخاب می‌کنند. شرستا[15] و همکاران (2003) سقط جنین در نپال را موضوعی طبقاتی می‏دانند، زیرا زنان شهری و ثروتمند همیشه بدون ترس از مجازات کیفری به خدمات سقط جنین امن دسترسی داشته‏اند. این تنها زنان فقیر هستند که نه تنها به خدمات کافی بهداشت باروری دسترسی ندارند، بلکه طبق قانون تحت پیگرد قرار می‏گیرند. روش‏های سنتی بکار گرفته شده در نپال خطرناک ذکر شدند و اغلب شامل استفاده از داروهای واژینال، داروهای خوراکی (مثلاً مصرف گیاهان، جیوه و غیره) یا وارد کردن جسم خارجی/کاتتر[16] به داخل رحم (مثلاً چوب پوشیده شده با فضولات گاو) است. پاکسمن و همکاران، (1993) به مطالعه ویسنر[17] (1988)  اشاره کردند که  با مطالعه روی 350 زن بستری شده با عوارض ناشی از سقط عمدی در شیلی دریافت ۷۱ درصد از زنانی که خود این کار را انجام داده بودند، سقط را با واردکردن کاتترهای لاستیکی یا ابزارهای فلزی آغاز کرده بودند و نهایتاً در مطالعۀ آسیکی[18] و همکاران (2015) نیز نشان داده شده که زنان اوگاندایی پیش پیرزن‌های روستایی می‏روند و آنها روشهای متفاوتی بکار می‌برند مثلاً با چوب تیز شده‏ای دهانه رحم را باز می‌کند و اجازه ورود هوا را می‌دهد که باعث سقط جنین می‌شود. بنابراین توضیحات، مشخص است که در تمامی جوامع گذشته سقط جنین عمدی وجود داشته و روش‏های خاصی هم برای آن بکار گرفته‏اند و قابل توجه اینکه شماری از روش‏های سنتی حتی امروز هم در جوامع مدرن بکار گرفته می‌شوند. اما خلأ پژوهشی در این حوزه بیشتر در حوزۀ دلایل سقط در جوامع سنتی یا ماقبل مدرن است. این پژوهش با بهرهگیری از یافتههای مطالعات قبلی، در تلاش است این موضوع را به‌طور خاص در یک منطقه به روایت افراد باقیمانده از آن اجتماعات بررسی نماید. یعنی نه تنها به روشهای سقط عمدی می‏پردازد بلکه به دلایل سقط در آن اجتماعات نیز خواهد پرداخت و شاید این بُعد از کار، همانی باشد که آن را از دیگر پژوهشها متمایز مینماید و میتواند اندکی بر ادبیات پژوهشی این حوزه بیافزاید. 

 

چارچوب مفهومی

به لحاظ نظری و موضوعی، مطالعۀ حاضر می‏تواند در دو حوزۀ به هم مرتبط انسان‏شناسی پزشکی (انسان‏شناسی سلامت) و جمعیت‏شناسی انسان‏شناختی قرار بگیرد. «قضیۀ بنیادین انسان‏شناسی پزشکی یا سلامت این است که موضوعات مرتبط با سلامت، از جمله بیماری و مداوا، چگونگی و چرایی بیمارشدن و ماهیت بهبودی فراتر از پدیدار صرفاً بیولوژیک است. تمامی این فرایندها قویاً متأثر از عوامل محیطی، اقتصادی ـ سیاسی، اجتماعی ـ ساختاری، و اجتماعی‏فرهنگی هستند. در نتیجه، انسان‏شناسی سلامت نوعی رهیافت زیست‏اجتماعی‏فرهنگی را توسعه داده و سلامتی را به‌صورت بُعدی از وضعیت انسانی نشان می‏دهد» (Singer et al. 2020: 1). این شاخه از انسان‏شناسی به رابطۀ بین فرهنگ و سلامت می‏پردازد. «این رشته، به  میانجی‏های پزشکی، فرهنگ و رفتار سلامت می‏پردازد و چشم‏اندازهای فرهنگی را به بسترهای کلینیکی و برنامه‏های سلامت عمومی ربط می‏دهد... مفهوم فرهنگ در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است و آن الگوهای آموختنی رفتار مشترک گروهی است. آن الگوها چارچوبی برای شناخت و تبیین رفتار انسانی نشان می‏دهند» (Winkelman. 2009: 2-3 .( پرسش‏های بنیادین انسان‏شناسی سلامت این است که «فرهنگ چگونه فرایندهای پزشکی را تعیین و میانجیگری می‏کند؟ در یک نظام معالجه‏ای، مردم چگونه در مقام عاملان و بیماران قرار می‏گیرند، و چگونه این نقش‏ها را می‏آموزند، اجرا می‏کنند و تغییر می‏دهند؟ رابطۀ بین باورهای سلامت و رفتارهای سلامت چیست؟ چگونه نظام معالجه با دیگر نظام‏ها در یک فرهنگ پیوند برقرار می‏کنند؟ رابطۀ بین الگوی زندگی و الگوی بیماری چیست؟» ((Singer & Erickson. 2011: 15.  این پژوهش همچنین می‏تواند در حوزۀ مطالعات جمعیت‏شناسی انسان‏شناختی قرار بگیرد، زیرا به موضوعی کاملاً جمعیت‏شناختی، یعنی سقط جنین و مرگ‌و‌میر پیش از تولد، و مرگ مادران در نتیجه سقط جنین، از منظر فرهنگ و الگوهای فرهنگیِ عمل می‏نگرد. علاوه بر این، بهره‏گیری از روش‏های انسان‏شناختی برای گردآوری و تحلیل اطلاعات جمعیتی از جمله دیگر ابعاد جمعیت‏شناسی انسان‏شناختی است (ن.ک. کرتزر و فریک، 1397). در نهایت اینکه در حیطۀ دانش بومی قرار می‏گیرد. یعنی ذخایری از دانش عملی که در طول سالیان دراز مردمان هر اجتماعی در نتیجۀ تجارب روزمرۀ خود روی هم انباشت نموده‏اند و راهنمای کارها و امورات زندگی خود قرار داده‏اند (Horsthmeke. 2008). در اینجا، دانش بومی مذکور دربرگیرندۀ کلیۀ روش‏ها و امکاناتی است که افراد جامعه، به‌ویژه زنان، در رابطه با سقط عمدی جنین بکار می‏گیرند. روش‏هایی که گاهاً مطمئن تلقی می‏شوند و نسل به نسل مورد استفاده قرار گرفته‏اند. مهمتر از هر چیز در اینجا آن دانشی است که مردمان یک اجتماع ماقبل مدرن از محیط طبیعی خود دارند و اینکه چگونه از منابع طبیعی محیط خودشان جهت پرداختن به امورات سلامت، معالجه، درمان، مداخله در بدن (در اینجا سقط عمدی جنین) بهره می‏برند.

 مطالعۀ حاضر به لحاظ پارادایمی مطالعه‏ای تفسیرگرایانه نیز است (ن.ک. کرتزر و فریک، 1397؛ محمدپور 1398) زیرا تفاسیر کنشگران را از کنش یا کنش‏های خاصی مورد کنکاش قرار می‏دهد، و این کار را در حوزۀ عینی و ذهنی آن کنش تحلیل می‏کند. در هر فرهنگی ذخایری از دانش عامیانه یا بومی در حیطه‏های مختلف زندگی شکل گرفته است که منبع غنی معنایی و کنشی و گردانندۀ امورات زندگی عادی و خاص (در اینجا سقط عمدی جنین) است. در بسیاری از موارد این ذخایر به‌صورت سنت در آمده و باورپذیر شده که اغلب حیطۀ باورها را شامل می‏شود. و در مواردی همواره در نتیجۀ مواجهه با موقعیت‏های جدید عمل شکل می‏گیرند و شگردهای خاصی را می‏طلبد و بر انبوه داشته‏های عملی و تجربی قبلی می‏افزاید یا ترمیم و اصلاح می‏کند. در شماری از موارد که خود «عمل» با چالش مواجه می‏شود این امکان همواره وجود دارد که جنبۀ سنتی باورها و اعتقادات به یاری طلبیده شوند. گیدنز در این‏باره از «آگاهی عملی» نام می‏برد، که به معنای ذخیرۀ معرفتی مورد استفادۀ فرد در حین عمل است (محمدپور، 1398: 385). در اجتماعات سنتی این ذخایر معرفتی و این آگاهی عملی، متأثر از منابع درون اجتماعی است و بیشتر امری محلی است و در مقابل جوامع مدرن است که ذخایر معرفتی می‏تواند متعلق به فراسوی مرزهای آن اجتماع باشد.

کنش زنان در عرصۀ عمل سقط جنین متأثر از چند منبع است. یکی درک و تفسیر آنان از فرزند و حاملگی خود و اینکه باید جنین خود را نگهدارند یا خیر (که خود همین امر کاملاً متأثر از شرایط زندگی مادی و اجتماعی والبته فرهنگی به‌ویژه دینی آنان است) و دیگری خود عمل است. کنش زن در جامعۀ ماقبل مدرن، مثل هر کنش اجتماعی دیگر حداقل در دو سطح انجام می‏گیرد. یکی در سطح کنشی و دیگری در سطح معنایی و تفسیری. در اولی نقش عاملیت زن برجسته است و در دومی سطح فرهنگ و ساختارهای آن. در سطح کنشی ما زنان را افرادی خلاق، حداقل در حوزۀ زندگی خصوصی خود می‏یابیم که کنش‏هایشان از یکسو مبتنی بر تفسیر موقعیت است و از سوی دیگر متأثر از توافقات کنشی بر سر الگو و روش کنش (در اینجا سقط عمدی جنین). در سطح معنایی و تفسیری، زنان با فرهنگ به معنای خاص خود، به‌ویژه در رابطه با ارزش فرزند (اعم از فواید/ هزینه‏های اقتصادی و غیر اقتصادی فرزند) و البته کنش سقط عمدی جنین، مواجه هستند. در فرهنگ مذکور مسلماً نظام معنایی خاصی در رابطه با فرزندآوری و سقط جنین و به‌ویژه حالت عمدی آن وجود دارد و در متن کنشهای آنها منعکس خواهد شد (از جمله اینکه آن را قتل یا گناه به حساب بیاورند یا اصولاً در نظام باوری آنها جایگاهی داشته باشد یا از آن به مثابه ابزاری برای نیل به یک هدف یا مقابله با یک مسئله استفاده کنند).

 مطالعات مختلفی (فریک 1397؛ رجبی و هاشمی‏‏نیا 1392؛ محمودیان و پوررحیم 1381؛ Buhler 2008; Iman & Soroush, 2007; Freidman, Hechter & Kanazawa, 1994) در حوزۀ ارزش فرزندان انجام شده‏اند که حاکی از ارزش بالای فرزند در نظام‏های اجتماعی سنتی و تغییر آن در اجتماعات مدرن هستند. در آن اجتماعات فرزندان به‌عنوان نیروی کار، نیروی نظامی، تداوم‏بخش نسل و حافظ امنیت روانی و اجتماعی دارای ارزش بوده‏اند و تکثیر آن ارزش محسوب می‏شده است. اما همان‌گونه که در مرور مطالعات پیشین نیز مشاهده شد، سقط عمدی جنین در همین نظام‏های اجتماعی به همراه روش‏های انجام آنها وجود داشته‏اند. این نشان می‏دهد که زن در این گونه اجتماعات، با وجود مواجهه با نظام معنایی فرزندخواه، باز هم با نظر به گوشه‏های متعارضی ازاین نظام معنایی اقدام به سقط جنین کرده است. او با نظام معنایی مرتبط با توافقات کنشی روبرو است که در آن فرد درگیر معانی شکل گرفته و تثبیت شده در نهادهای اجتماعی اجتماع خودش است، از جمله نهاد خانواده یا اقتصاد معیشتی خانوار روستایی و یا حتی نهاد سلامت و تندرستی در حالت بومی خود. زن در چنین فضایی کنش سقط خود را انجام می‏دهد. یعنی از یک‌سو به‌عنوان موجود خلاق دست به یک کنش می‏زند با پذیرش تمامی مخاطرات آن، و از سوی دیگر در نظام معنایی فرهنگ خود از ابزارها و روش‏های موجود جهت نیل به هدف خود استفاده می‏کند، هم در عرصۀ دانش بومی مرتبط، هم در عرصۀ توجیهات آن عمل. تصور ما بر این است که کنش سقط عمدی جنین در نتیجۀ رابطۀ چند سویۀ نیروهای فوق صورت می‌گیرد. ما از این منظر به پدیدۀ سقط جنین در جامعۀ ماقبل مدرن سردشت می‏پردازیم و تلاش خواهیم کرد تا ضمن توصیف دلایل آنان برای سقط، روش‏های انجام آن را نیز دریابیم.

 

روش و داده‌های تحقیق

روش مطالعۀ حاضر مردم‏نگاری و از نوع متعارف یا کلاسیک آن است که در صدد کسب شناختی عینی از یک فرهنگ یا گروه است. محقق در عمق جامعه فرو می‏رود و با تمرکز بر موضوع، سعی در شناخت جوانب آن را دارد. مردم‏نگاری نوعی طرح تحقیق کیفی است که در آن محقق الگوهای مشترک و آموختنی ارزش‏ها، رفتارها، باورها و زبان یک گروه فرهنگی را تفسیر می‏کند. به عبارتی، مردم‏نگار در پی مطالعۀ معنای رفتار، زبان و تعامل میان اعضای یک گروه فرهنگی مشترک است (Creswell & Poth, 2018: 143). پژوهش حاضر از مسیر زبان و روایت در پی کشف چرایی و چگونگی انجام یک عمل جسمانی ـ اجتماعی جمعیتی است. هدف، شناخت معانی مشترک و رفتارها و باورهای رایج و پذیرفته شده در آن حوزه از تعاملات اجتماعی در گذشته است. برای دستیابی به این هدف به سراغ افراد مطلع در این حوزه رفته‏ایم. افرادی که زندگی در دوران قبل از ورود امکانات و تکنولوژی پزشکی را در جامعۀ سردشت تجربه کرده‏اند. مشارکت‏کنندگان این پژوهش را زنان قابله یا مامای سنتی و افراد شاهد یا مطلع از سقط جنین در شهرستان سردشت تشکیل می‏دهند.

در این تحقیق، نمونه‏گیری با دو روش اکتشافی و زنجیره‌ای شبکه‏ای هدفمند انجام گرفت. ابتدا در پی یافتن افراد مطلع برآمدیم. از طریق بهورزان خانه‏های بهداشت شهرستان سردشت ماماهای سنتی که هنوز در قید حیات بودند را در سطح روستا‏ها و شهر شناسایی کردیم. در گام اول، با ورود به میدان تحقیق با همیاری فرد واسط و آشنا با افراد مطلع، با آنان آشنا شده و صرفاً به معرفی موضوع  و شناسایی افراد مناسب که توان گفتگو و توضیح مطلب داشتند پرداختیم. در مرحلۀ دوم، مجدداً به آن افراد مراجعه نموده و مصاحبه انجام شد. مهمترین معیار ورود، داشتن سن بالای 50 سال به همراه مشاهده یا تجربه سقط در اجتماع سنتی بود. تمامی مصاحبه‏ها در منزل فرد مشارکت‏کننده انجام شد. در هر مصاحبه سؤالاتی راجع به وجود یا عدم سقط جنین عمدی در گذشته مطرح شدند. پس از آن در مورد دلایل اقدام زنان حامله به سقط عمدی جنین پرسیده شد و در نهایت در مورد روش‏های انجام این عمل و ابزارها و امکاناتی که در دسترس بوده و از آن استفاده می‏شد سؤال شد. همچنین، سه پرسش عمدۀ فوق، با سؤالات فرعی دیگری برای کشف جزئیات مربوط به سقط جنین تقویت می‏شدند.  فهرست مشارکت‏کنندگان در جدول 1 آمده است. ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺗﺎ زﻣﺎن اﺷﺒﺎع ﻧﺘﺎﯾﺞ و ﺗﮑﺮار آﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ زﻧﺎن اداﻣﻪ ﯾﺎﻓﺖ. متن مصاحبه‏ها بر روی کاغذ پیاده شدند و پس از چندین بار مطالعۀ آنها، اقدام به دستبه‏بندی مضامین آنان براساس دلایل و روش‏ها نمودیم. در مواردی بیش از دو بار به فرد مشارکت‏کننده مراجعه می‏شد. لازم به ذکر است که در مورد ماماهای سنتی تلاش شد حجم نمونه را به حجم جامعۀ آماری نزدیک کنیم، یعنی بیشترین جستجو را برای یافتن بیشترین موارد انجام دهیم. به‌طور کلی با 39 نفر مصاحبه انجام شد.

به منظور ارزیابی اعتمادپذیری پژوهش، از سه معیاری که گوبا و لینکلن (1985، به نقل از محمدپور 1392: 184-186)، یعنی باورپذیری (درگیری طولانی‌مدت با داده‏ها، زاویه‏بندی، بهره‏گیری از روش‏های دقیق کار میدانی)، اطمینان‏پذیری (مشخص‏کردن مسیر روشن و ثابت بین داده‏ها و کاربرد آنها، کنترل اعضاء و تأیید از سوی افراد حاذق)، تأییدپذیری (پیروی از روش‏شناسی‏های بکاررفته در تحقیق، انجام یادداشت‏ها و تصمیمات اجرایی در مسیر تحلیل داده‏ها) استفاده شده است. در این پژوهش، برای ارتقای سطح باورپذیری، محققان به کّرات متون مصاحبه، یعنی داده‏ها را مطالعه کرده‏اند. دو محققی بودن این پژوهش خود زمینۀ زاویه‏بندی را فراهم کرد. همچنین حساسیت زیاد بر روی کیفیت مصاحبه‏ها از جمله موارد مورد توجه در این حیطه بودند. علاوه بر اینها، نظر به اینکه نویسندۀ اول خود اهل و ساکن سردشت بوده و نویسندۀ دوم نیز به‌طور کامل با فرهنگ این جامعه آشنایی داشته، لذا ایجاد ارتباط، جلب اعتماد مشارکت‏کنندگان، فهم زبان، نشانه‏ها، اسامی گیاهان و خوراکی‏های محلی و .. آسانتر بوده و روند پژوهش را تقویت می‏نمود. برای ارتقای سطح اطمینان‏پذیری، محققان سعی کرده‏اند با بحث مداوم و مشورت با افراد حاذق در حوزۀ زایمان، مامایی و پژوهش کیفی، کیفیت روایت مشارکت‏کنندگان از دلایل و روش‏های سقط جنین را بالا ببرند. همچنین در موارد متعددی سعی در سنجش صحت گفته‏های برخی مشارکت‏کنندگان در مورد داروها یا گیاهان نموده (برای مثال رجوع به متخصصین داروهای گیاهی) و در مورد میزان شیوع آنها در سقط جنین تحقیق می‏نمودیم. حتی در مواردی که گیاهی برای محققین ناشناس می‏نمود، سعی در یافتن و مشاهده‏ی آن داشتیم (نمونۀ آن گیاه قوشیلک بود). در پنج نمونه، یافته‏های بازنویسی و دسته‏بندی‏شده را با خود مشارکت‏کنندگان در میان گذاشتیم و از صحت و سقم دسته‏بندی مذکور آگاه شدیم. در نهایت اینکه برای ارتقای تأییدپذیری تلاش شده است که تمامی مراحل تحلیل محتوا را به خوبی رعایت نماییم یعنی از متن مصاحبه‏ها دلایل، روش‏ها، مواد، داروها، ابزارها، کیفیت اقدام و ... را با دقت استخراج نماییم.

 

جدول 1، مشخصات مشارکت‏کنندگان در پژوهش

ردیف

نام

سن

تحصیلات

نقش

ردیف

نام

سن

تحصیلات

نقش

1

پری خان

71

بیسواد

مامای سنتی

21

مروت

70

بیسواد

مامای سنتی

2

عایشه گل

76

بیسواد

مامای سنتی

22

چیمن

56

بیسواد

مامای سنتی

3

خزال

73

بیسواد

مامای سنتی

23

دلبر

69

بیسواد

مامای سنتی

4

کابان

69

بیسواد

مامای سنتی

24

غنچه

97

بیسواد

مامای سنتی

5

بیری

65

بیسواد

مامای سنتی

25

زرین

67

بیسواد

مامای سنتی

6

کلثوم

72

بیسواد

مامای سنتی

26

نازه

60

بیسواد

مامای سنتی

7

آمان

78

بیسواد

مامای سنتی

27

منیجه

85

بیسواد

مامای سنتی

8

حلیمه

68

بیسواد

مامای سنتی

28

ریحان

63

بیسواد

مامای سنتی

9

خانزاد

60

بیسواد

مامای سنتی

29

جمیله

65

بیسواد

مامای سنتی

10

حنیفه

66

بیسواد

مامای سنتی

30

کاله

72

بیسواد

مامای سنتی

11

پیروز

88

بیسواد

مامای سنتی

31

رابعه

76

بیسواد

مامای سنتی

12

معصومه

73

بیسواد

مامای سنتی

32

گلاله

68

ابتدایی

تجربۀ سقط سنتی

13

هه تاو

79

بیسواد

مامای سنتی

33

هلاله

57

دیپلم

تجربۀ سقط سنتی

14

بناز

84

بیسواد

مامای سنتی

34

گلژین

65

بیسواد

آگاه

15

گلاویژ

68

بیسواد

مامای سنتی

35

گلچین

85

بیسواد

آگاه

16

عصمت

73

بیسواد

مامای سنتی

36

سیمین

52

بیسواد

اقدام به سقط سنتی

17

صبری

81

بیسواد

مامای سنتی

37

روپاک

70

بیسواد

درمانگر سنتی

18

بدری

65

ابتدایی

مامای سنتی

38

باوان

65

بیسواد

درمانگر سنتی

19

استی

86

بیسواد

مامای سنتی

39

هیرو

64

نهضت

درمانگر سنتی

20

ملک

70

بیسواد

مامای سنتی

 

 

 

 

 

اسامی مشارکت کنندگان مستعار می‌باشد.

یافته‏ها

یافته‏های پژوهش را در دو بخش دلایل و روش‏های سقط در جامعۀ سنتی تنظیم می‏کنیم. در بخش اعظم مصاحبه‏هایی که انجام شد ما شاهد روایت‏های نسبتاً همسو از سقط عمدی جنین بودیم. بدین معنا که همگی بر وجود سقط عمدی اما در سطح و گستره‏ای محدود اشاره کرده‏اند. به نظر می‏رسد این امر به تجارب شخصی خود ماماها بر می‏گردد که به چنین موضوعی در طول کار خود برخورد کرده باشند یا نه. دیگر اینکه سقط جنین، همانند زایمان، چیزی نبوده که نیازمند شخص ماما و مهارت‏های وی باشد. از همین رو سعی شده به تجارب آنان همچنین به روایت‏های شنیدۀ آنان در این رابطه توجه نماییم.

 

1) روش‏های سقط جنین عمدی

در این بخش از تحلیل یافته‏ها به دسته‏بندی روش‏هایی می‏پردازیم که در جامعۀ مورد مطالعه برای سقط عمدی جنین استفاده می‏شده است. مانند هر اجتماع دیگری بخش عمدۀ این روش‏ها مبتنی بر آزمون و خطا و یا دانش بومی بوده است و به دلیل موفقیت بسیاری از آنها در نیل به سقط جنین، در طول زمان مورد استفاده قرار گرفته و باز تولید می‏شدند. در این قسمت روش‏های سقط عمدی جنین را به سه روش فیزیکی، خوراکی و طب سنتی تقسیم بندی کرده‏ایم. در ادامه به توضیح هر کدام از آنها می‏پردازیم.

 

1-1). روشهای فیزیکی

منظور از روش‏های فیزیکی برای سقط جنین، آن دسته از اقدامات حرکتی و عملی است که زن به‌طور عملی انجام می‏داد یا به وسیله اجسامی خارجی بر بدن خود اعمال می‏کرد تا منجر به سقط جنین وی شود. زیرگروه نخست این روش‏ها آنهایی است که خود زن به‌صورت عملی انجام داده است مثل بلندکردن اجسام سنگین، پریدن از بلندی، آویزان شدن و هه‏لپه‏رکی کُردی. زیرگروه دیگر این بخش معطوف به روش‏هایی است که زن باردار به وسیله اجسام و اشیاء و وسایل دیگر انجام می‏داد مانند گرداندن دستار[19] (آسیاب دستی) بر روی شکم زن، گذاشتن اجسام سنگین روی شکم زن، دراز کشیدن و ایستادن کودکی روی شکم زن باردار، کول کردن اجسام سنگین، اسب‏سواری، و تکان‏های محکم، بالا و پایین کردن یک فرد (غالباً کودک) روی شکم یا کمر زن باردار.

یکی از مشارکت‏کنندگان که مامای سنتی است می‏گوید:

«زنی که حامله بود و می‏خواست بچه‏اش را بیندازد، می‏رفت یک گونی شن یا خاک رو کول می‏کرد، بچه عین یه تیکه گوشت می‏آمد پایین. بعدش دیگه زن می‏ماند و درد و عوارض بعد از آن. ولی در هر حال بچه‏اش را انداخته بود.»

و یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان می‏گوید:

«برای سقط کردن سوار اسب میشدند و تکان‏های محکم آن باعث سقط می‏شد. یا به زن همسایه می‏گفتم روی کمرم بالا و پایین بپرد که باعث خونریزی شدید و خروج تکه های گوشت و سقط میشد.»

یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان که 85 سال سن دارد این‏گونه روایت می‌کند:

«شال یا طنابی چیزی به سقف می‏بستند (که معمولاً سقف‏ها چوبی بوده است) آویزان کرده و زن حامله ایستاده و دست‏های خود را بالا برده شال را می‏گرفت و آویزان می‌شد تا فشار و سنگینی وزن مادر به پایین شکم منتقل شده و بچه سقط شود.»

 یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان که خودش تجربه یک سقط به همین شیوه را دارد می‏گوید:

«اگر کسی می‏خواست سقط کنه اشیاء سنگین را بلند می‌کرد تا به کمرش فشار بیاد تا بچه کنده شود، یا سه‏رمه‏قولات[20] می‏زد. من خود برای اینکه بچۀ شکمم را بیندازم چند روز پشت سر هم از این روش‏ها استفاده می‏کردم.»

 

همان‏گونه که مشاهده می‏شود شاید شماری از این روش‏ها امروزه نیز به نوعی برای سقط عمدی جنین مورد استفاده قرار گیرد اما شرایط کنونی با وجود امکانات بهداشتی و درمانی در صورت بروز حادثه، بسیار متفاوت با دوران گذشته است. طبق یافته‏ها در مواردی این اقدامات منجر به آسیب جدی به خود زن می‏شد چرا که «اغلب اوقات باعث سقط نمی‏شد و خود زن هم آسیب می‏دید.» بنابراین روش‏های فیزیکی برای سقط عمدی جنین در اجتماعات سنتی بسیار رایج بوده اگرچه خود سقط عمدی جنین بنا بر شرایط اقتصادی و جمعیتی و اجتماعی وقت چندان شایع نبوده است.

 

2-1). روش‏های خوراکی

منظور از روش‏های خوراکی آن دسته از روش‏های سقط عمدی جنین است که مبتنی بر خوردن ترکیبات خوراکی خاص یا استفاده از برخی گیاهان برای عمل بر روی بدن است که طبق تجربه مشارکت کنندگان در خیلی از موارد منجر به سقط شده‌اند. از جملۀ این روش‏ها می‏توان به خوردن جوشاندۀ پوست پیاز قرمز، دمکردۀ زعفران، خوردن جوشانده پوست پیاز با میوانی[21] (میوانی نوعی حلواست ولی در تهیه آن به جای شکر از دوشاب یا شیره انگور استفاده می‌شود، نوع آرد آن نیز بهارو[22] می‌باشد که گندم آن متفاوت است و آرد رنگ تیره‌تری دارد، این غذا نسبت به حلوا با شیرینی کمتر و رقیقتر آماده می‏شود و بسیار چرب است)، مصرف جوشاندۀ ریشۀ گیاه مکوک[23] (شیرین بیان)، نوشیدن دمکردۀ سُم اسپ خرده‏ شده با آویشن، خوردن عسل، حنا، تُرُب، گیاه کاردوو[24] همچنین خوردن شیره گیاه شیرقشولکه[25] ( شیرخوشیلک یا قشولکه[26] هم می‌گویند) اشاره کرد. در باره سقط عمدی یکی از زنان ماما می‏‏گوید:

«من خودم گهگاهی، خیلی کم مراجعه می‏کردند آنچه را که خیلی از آن مطمئن بودم بهشان می‏گفتم. معمولاً دمکرده زعفران را می‏گفتم. باید زعفران را مثل چای دم کنند و بخورند. شاید در چند مورد جواب می‏داد. حالا ممکن بود خود زن جسم سنگین هم بر‌می‏داشت. این‏طوری احتمالش خیلی بیشتر بود که بچه سقط شود. شنیدم که از سُم اسب خرده‏ شده هم استفاده می‏کردند و می‏گفتند بچه را می‏اندازه. اما من خودم به کسی نگفتم.»

یکی از موارد جالب توجه دراین تجویزهای گیاهی و خوارکی گیاهی است. برای این منظور، یکی از انواع گیاهان محلی که در کوهستان‏های اطراف یافت می‏شود، مورد استفاده قرار می‌گرفته است. طبق روایت مشارکت‏کنندگان، این نوع گیاه سمی است که حتماً پس از نوشیدن آب آن توسط زن باردار، بایستی شیر یا ماست خورده شود و گرنه آسیب زیادی دارد و می‏تواند منجر به مرگ شود.[27]

در برخی موارد روش‏هایی که برای تسریع زایمان استفاده می‏شد برای سقط نیز استفاده می‏کردند. مانند: بستن کاه گرم به شکم زن باردار از شب تا صبح. از جمله روش‏های دیگر بستن گیاه گرم شده کوز (کووس یا کوزه له[28])، ماکوز(ماکوس[29]) یا توتون به شکم زن باردار بوده است. یکی از مشارکت‏کنندگان که مامای سنتی بوده می‏گوید:

«در مواردی می‏آمدند و برخی گیاهان را بر روی شکم زن باردار می‏بستند. اینها همه توصیه می‏شد و خود زن انجامش می‏داد. مثلاً کاه را گرم می‏کردند و از شب تا صبح روی شکم‌شان می‏بستند. من این را بارها توصیه کرده‏ام. یا می‏گفتم توتون را بجوشاند و روی مندالدانش[30] (رحم) بگذارد و با پارچه ببندد. گاهاً از گیاه گرم شده کوز و ماکوز (یا کوس و ماکوس) هم استفاده می‏شد. اینها بچه را می‏انداختند.»

 

روش‏های خوراکی سقط جنین به همراه روش‏های استعمال بیرونی برخی گیاهان، معمولاً متکی بر محیط طبیعی و گیاهان و خوراکی‏های موجود در محیط زندگی اجتماعی ساکنان آن زمان سردشت بوده است و هیچ نشانی از خوراکی‏های شیمیایی حتی در شکل ابتدایی آن وجود ندارد.

 

3-1). طبابت سنتی

این دسته از روش‏ها ظاهراً مبتنی بر مجموعه‏ای از فنون طب سنتی بوده است که تا حدودی مستلزم انجام آن توسط فردی حاذق در آن حوزه بوده است. در این روش‏ها افراد دیگری غیر از خود زن باردار فعال هستند و در عمل سقط مداخله دارند. از جمله این روش‏ها می‏توان به کوپه‏گرتن[31] یا همان بادکش گرفتن از زن باردار اشاره کرد. این کار اغلب توسط زن قابله یا مامای سنتی انجام می‏گرفت. یکی از مطلعان در این باره می‏گوید:

«قدیم‏ها گاهی برای انداختن بچه از کوپه‏گرتن استفاده می‏کردند. این کار را در بسیاری از موارد یک فرد وارد و کار‌‌‌بلد انجام می‏داد. اما در مواردی نیز خود زنان بلد بودند و انجامش می‏دادند. در این روش کمی خمیر روی شکم زن باردار گذاشته می‏شد و یک لیوان فلزی را روی آن می‏گذاشتند و حدود هفت بار به سمت چپ می‏چرخاندند. زن باید این کار را هر روز صبح به مدت سه روز انجام دهد. در بسیاری از موارد باعث کنده شدن جنین می‏شد اما در مواردی هم سقط نمی‏شد.»

زرین خانم 67 ساله در این باره می‏گوید:

«از کمر زن باردار کوپه می‏گرفتند. البته اینکه چند روز این کوپه‏گرتن ادامه داشته باشد بستگی به سن جنین داشت. طبق حساب زن، سن جنین را برآورد می‏کردند. کوپه‏گرتن باید حداقل دو روز انجام می‏شد. دو الی ده روز بعد از کوپه‏گرتن، جنین سقط می‏شد.»

 

همان‌گونه که مشخص است شمار روش‏های سقط مبتنی بر طب سنتی، به‌ویژه مواردی که متکی به عمل کسی غیر از خود زن باردار باشد، بسیار اندک است. شاید دلیلش هم این باشد که سقط‏ها در خفا انجام می‏شد یا شاید به‌صورت علنی توسط افرادی خاص انجام می‏گرفت و مسئولیت‏هایی در قبال سلامت زن باردار برای فرد عامل ایجاد می‏شد.

 

2) دلایل سقط عمدی جنین

در وضعیت سنتیِ جامعۀ مورد مطالعه، دلایل سقط عمدی جنین را می‏توان به دو گروه دلایل فردمحور، شامل کار سنگین زندگی روزمره و ناتوانی جسمانی در پرورش فرزند بیشتر، و دلایل خانواده‏ / اجتماع‏محور شامل اختلافات خانوادگی، ضعف اقتصادی خانواده و شرم اجتماعی از حاملگی دسته‏بندی کرد.

 

1-2). دلایل فردمحور سقط جنین عمدی

این گروه از دلایل سقط جنین عمدی در اجتماع مورد مطالعه، بیشتر معطوف به خود زن با نقش‏های جنسی و جنسیتی اوست. به‌عنوان یک زن در خانواده، پس از ازدواج وظیفۀ اصلی وی در روابط زناشویی فرزندآوری است. ناتوانی در فرزندآوری با ماندگاری یا عدم ماندگاری وی در آن محیط گره خورده است. لذا فرزندآوری باید صورت بگیرد. در سوی دیگر شاهد نقش‏های جنسیتی هستیم که از جمله در تقسیم کار خانوادگی و امورات مربوط به اقتصاد خانوار برای وی تعریف شده است. این نقش‏ها همگی با «کارکردن» تعریف شده‏اند. مسلماً هر دوی این نقش‏های جنسی و جنسیتی برای زن بارهای سنگینی بر جسم وی محسوب می‏شوند، لذا وجود توأمان آن دو مشکلات عدیده‏ای را می‏تواند برای وی، به‌ویژه به هنگام حاملگی، به بار بیاورد. حال که در اجتماعات سنتی فرزندآوری در چارچوب نیاز عمومیِ اجتماعی و خانوادگی به نیروی کار رخ می‏دهد و همسو با باور عمومی به تعداد زیاد فرزندان است و البته در غیاب وسایل پیشگیری از حاملگی اتفاق می‏افتد، لذا زن حامله در مواردی ناچار به تصمیم به سقط جنین است. اینکه این دلایل چگونه عمل می‏کنند، در ادامه با تشریح بیشتر مبحث و ذکر نقل قول‏هایی از مشارکت‏کنندگان، روشن‏تر خواهد شد.

کار سنگین: از جمله عوامل دیگری که عمدتاً موجب سقط جنین می‏شد کار سخت و سنگین در زندگی روزمره بود. امروزه و در گذشته نیز، کار سنگین شاید از عوامل سقط غیرعمد جنین است. اما شدت کار سنگین در جامعۀ امروز حتی برای زنان روستایی قابل مقایسه با گذشته نیست. زندگی در جامعۀ ماقبل مدرن سردشت، و بسیاری از مناطق دیگر، عموماً شکلی روستایی داشت و مبتنی بر کشاورزی و دامداری بود. در این میان کار زنان در حوزۀ امورات کشاورزی و دامی می‏توانست بار جسمانی زیادی را بر زنان تحمیل کند. چنین شرایطی امکان سقط غیرعمد جنین را برای زنان باردار دو چندان می‏کرد. یکی از مشارکت‏کنندگان می‏گوید: «آن زمان سقط عمدی بسیار کم بود. بیشتر سقط‏ها به خاطر خستگی و کار سنگین بود. همین کارها خودبخود بچه را سقط می‏کرد.» اما روایت‏های دیگری هم در رابطه با نقش کار سنگین در سقط عمدی جنین وجود دارد. یکی از مشارکت‏کنندگان می‏گوید:

 «زنانی بچه‏شان را نمی‏خواستند حالا به هر دلیلی، عمداً کارهای سنگین انجام می‏دادند و سعی می‏کردند بچۀ شکم‌شان را سقط کنند. همین کار سنگین باعث می‏شد دیر یا زود بچه‏اش بیفتد. کارهای سنگین در زندگی آن روزگار زیاد بود. اساساً کار سبکی وجود نداشت. زنان هم که در تمامی کارهای کشاورزی و دامداری سهیم بودند.»

روایت‏های فوق در اشاره به نقش کار سنگین در سقط جنین، باز هم به نوعی دیگر اشاره‏ای هستند به کنشگری زنان در مقابله با شرایط زندگی خانوادگی، و اینکه از سقط عمدی جنین برای مقابله با شرایط نامساعد زندگی استفاده می‏کرده‏اند. هیچ مشخص نیست شاید همین تن‌دادن به انجام کارهای سخت جهت سقط جنین، مقابله با ازدیاد فرزندان‌شان هم بوده باشد یعنی زن خانواده به هر دلیل، اعم از ضعف اقتصادی، ناتوانی در بزرگ کردن فرزندی بیشتر، شرم اجتماعی از حاملگی، اقدام به سقط عمدی جنینش از طریق انجام کار سنگین کرده باشد. یافته‏های ما این احتمال را تقویت می‌کنند.

ناتوانی جسمانی در پرورش فرزند بیشتر: فرزندآوری زیاد توأم با کار جسمانی سنگین در خانه و بیرون از خانه در جوامع ماقبل مدرن مورد مطالعۀ ما، در بسیاری از موارد باعث ناتوانی جسمانی زودرس زنان می‏شد. از همین‏رو نظر به اینکه امکان پیشگیری از بارداری به شکل امروزی وجود نداشت و اصولاً پیشگیری امری شناخته‏شده و رایج در جامعه نبود، لذا در چنین شرایطی تنها راه باقیمانده سقط جنین بود. یکی از مشارکت‏کنندگان دراین باره می‏گوید:

«برای ششمین بار حامله شدم. کار زیاد خانه و مزرعه توانم را بریده بود. حقیقتش نمی‏‏توانستم فرزند دیگری را بزرگ کنم. همین که فهمیدم حامله‏ام، سقطش کردم. چون پنج فرزند دیگر هم داشتم که یکی دو تای آنها هنوز کوچیک و در گهواره بودند.»

یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان به‌گونه‏ای دیگر به این موضوع اشاره می‏کند:

«من خودم سقط نداشتم. اما یکی از زنان روستا پیشم آمد و گفت چیکار کنم باز هم حامله شده‏ام. بچه کوچکم هنوز توی گهواره است. بخدا دیگر توان بچه‏داری را ندارم. وضعمان را که می‏دانید. خودم هم جسمم نمی‏کشد. شوهرم که حالیش نیست. فقط به فکر خودش است. گفت می‏خواهم سقط کنم. و سقط هم کرد. من تنها راهش را به او نشان دادم. بیچاره با آن وضعیت جسمانی درد و زجر فراوانی هم کشید.»

بنابراین ملاحظه می‏شود نقش‏هایی که در زندگی روزمره به زنان سپرده شده است در کنار بار سنگین باردارشدنِ مداوم، چگونه آنان را ناچار به اقدام به سقط جنین عمدی کرده است. در حقیقت آنچه ما تحت عنوان دلایل فردمحور بیان کرده‏ایم باز هم به نحوی از انحاء اجتماعی هستند و ناشی از تعاملات و روابط اجتماعی زنان هستند.

 

2-2). دلایل فرد / اجتماع‏محور

این گروه از دلایل شامل مواردی است که در آن زن به‌طور مستقیم در نتیجۀ شرایط و فضای تعاملات وی با سایر افراد خانواده ناچار به سقط جنین عمدی می‏شود. این‏ موارد یا ناشی از شرایط درون خانواده (اعم از روابط صمیمیت یا وضعیت اقتصادی) است یا ناشی از رویارویی با هنجارهای اجتماعی محلی است. در اولی، زن حامله با همسرش مواجه است که به لحاظ اجتماعی از پایگاه اجتماعی برتری برخوردار است، می‏تواند در انتظارات نقشی، روابط زناشویی، بار وظایف و البته حمایت در مقابل سایر افراد خانواده در مقابل زن یا در کنار وی قرار بگیرد. از سوی دیگر طبق ارزش و هنجار اجتماعی، نان‏آور خانواده است. ضعف این نیروی نان‏آور به لحاظ کار و درآمد (در اجتماع معیشتی)، می‏تواند بار اقتصادی فرزندان را دو چندان کند. لذا مستقیماً می‏تواند در تصمیم بر حفظ یا سقط جنین زن نقش داشته باشد. در دومی، ما شاهد مواجهۀ زن حامله با ارزش‏های اجتماعی و فرهنگی اجتماعش هستیم که در بدنۀ خانواده، طایفه و اجتماع خود را بروز داده است و این بار در قالب انتظارات رفتاری مبتنی بر سن و جایگاه خانوادگی است. انتظارات سنیِ حاملگی در هر اجتماعی وجود دارد و اگر حاملگی با این انتظارات سنی همخوانی نداشته باشد ممکن است با واکنش‏های هر چند نرم اما شرمسارکننده‏ اطرافیان همراه باشد. لذا این‏ها هم می‏توانند در سقط جنین نقش داشته باشند. در ادامه به این سه بعد از دلایل خانواده/ اجتماع‏محور می‏پردازیم.

اختلافات خانوادگی: برخی از چالش‏های زندگی در هر دوره‏ای از زمان می‏توانند نتایج تقریباً مشابهی به دنبال داشته باشند. سقط جنین عمدی به دلیل مشکلات خانوادگی یکی از این موارد است. یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهند که در گذشته نیز مشکلات خانوادگی از جمله عواملی بوده‏اند که زنان را به سقط عمدی جنین‌شان واداشته است. یکی از مشارکت‏کنندگان که 70 سال سن دارد در بازگویی تجربۀ زیستۀ خود به این موضوع اشاره میکند که:

«همیشه با شوهرم اختلاف داشتم و همین باعث شده در پنجمین حاملگی‏ام بچه‏ام را سقط کنم. در اختلافاتی که بینمان به وجود می‏آمد حقیقتش مثل امروز هیچ راهی برای تلافی کردن یا مقابله با شوهرم یا خانوادۀ او وجود نداشت. تنها راهی که داشتم این بود که بچه‏ای که از او در شکمم داشتم را سقط کنم. به همین دلیل در همان ماه‏های اول سقطش کردم.»

 گاهی سقط به علت ازدواج اجباری بوده است. یکی از مشارکت‏کنندگان می‏گوید:

«در روستای ما دختری را به زور شوهر دادند. دختر خودش هیچ تمایلی به ازدواج با او نداشت. ولی خودتان می‏دانید که در آن زمانه دختر زیاد حق انتخاب شوهر را نداشت. یادم هست چند بار این زن حامله شد اما هیچ کدام‌شان را به دنیا نیاورد. کل حاملگی‏هاش رو سقط کرد چون دوست نداشت از اون مرد بچه‏ای داشته باشد، الان هم هیچ فرزندی ندارند.»

یکی دیگر از آنان می‌گوید: «یکی از هم روستاییان ما که یکبار با شوهرش دعوایش شد. دق دلش را روی بچه‏ای که در شکمش بود خالی کرد. به نوعی در برابر شوهرش ایستاد. بچۀ شکمش را سقط کرد.» تمامی این روایت‏ها نشان می‏دهند که سقط جنین ابزاری برای مقابلۀ زنان با فشارهای خانوادگی به‌ویژه از سوی شوهر و یا شاید خانوادۀ شوهر بوده است.

 

ضعف اقتصادی خانواده: در گذشته به دلیل باروری بالای زنان، معمولاً خانواده‏هایی که به لحاظ مالی فقیر بودند گاهاً اقدام به سقط جنین می‏کردند. یعنی مشکلات مالی خانواده به‌گونه‏ای بود که حقیقتاً امکان داشتن نانخوری اضافی وجود نداشت و همین باعث می‏شد زنان به‌صورت عمدی بچۀ شکم‌شان را سقط کنند. طبق روایت‏های مشارکت‏کنندگان:

«در مواردی که خانواده‏ای تعداد بچه‏های‌شان زیاد بود و مادر به لحاظ جسمی و شیردهی توان لازم برای بزرگ کردن بچۀ دیگر را نداشت، بچۀ به دنیا آمده را به دایه می‏سپردند برای این که تا زمان پا گرفتنش، از شیر کس دیگری استفاده کند. اما این امر بیشتر برای خانواده‏هایی میسر بود که به لحاظ مالی امکان دادن مزد جنسی (مانند اقلام خوراکی یا کالاهای دیگر) یا در موارد نادر پولی را به دایه داشته باشند. اگر خانواده توان این را هم نداشت سقط جنین را بهترین راه تلقی می‏کرد. این را هم زن با میل خودش انجام می‏داد. چرا که قرار بود بار بدبختی‏ها روی دوش خود او بیفتد. به همین دلیل بچه‏اش را سقط می‏کرد.»

در تایید همین روایت، یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان می‏گوید:

 «چون شوهرم چوپان بود درآوردن خرجی براش سخت بود حتی چند بار میخواستیم بچه ها را به کسی بسپاریم که توانایی بزرگ کردن آنها را داشته باشد ولی دلمان نیامد. با هر سختی بود بزرگ‌شان کردیم دوست نداشتم سقط کنم. ولی در یک مورد واقعاً ناچار شدم. هرچه فکر می‏کردم نمی‏دانستم این یکی را چگونه بزرگ کنم. آنچه داشتیم کفاف این‏ها را هم نمی‏کرد چه برسد به یکی دیگر. نمی‏خواستم عذاب بیشتر بچه‏هایم را ببینم. سقطش کردم.»

یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان می‏گوید «حقیقتش را بخواهید من خودم به خاطر عدم توان مالی چهار تا از بچه‏هایم را سقط کردم. هر بار که حامله می‏شدم نمی‏دانستم با این وضعیت مالی چکارشان کنم. شوهر هم که ندار. خانواده‏های هر دوی ما هم ندار. چیکار باید می‏کردم. راهی نداشتم جز اینکه نگذارم به دنیا بیایند. خدا ببخشدمان»

آنچه از این روایات متعدد و مشابه می‏توان برداشت کرد که زنان و شاید زنان و مردان، فکر کنترل تعداد فرزندان‌شان را در سطح خانواده داشته‏اند. آنان تعداد فرزندان‌شان را با توجه به شرایط مالی و اقتصادی خودشان تنظیم می‏کردند. اما مسئله این بوده که هیچ راه دیگری جز سقط نمی‏شناختند. بار اصلی این کنترل بر دوش زن آن هم در فجیع‌ترین وضعیتش بود.

 

شرم اجتماعی از حاملگی: منظور از این مقوله این است که زن از حامله‏بودن خود در یک مقاطعی از سن خود احساس شرم می‏کرد. این شرم نه برای حاملگی در سنین جوانی و اوایل میانسالی، بلکه برای سنین بالاتر صادق بود. از آنجا که به دلایل مختلف (از جمله فقدان وسایل پیشگیری از حاملگی) حاملگی و فرزندآوری معمولاً تا دهۀ پایانی دوران بارداری و گاهاً تا آخرین سال‏های آن نیز ادامه داشت لذا به همین دلیل در بسیاری از موارد اتفاق می‏افتاد که زنان در سنین بالایی باردار شوند در حالیکه فرزندان ازدواج کرده و نوه داشتند. در چنین مواقعی زنان دچار شرم اجتماعی از حاملگی در آن سنین می‏شدند و به نوعی درصدد «از بین بردن» آن بر می‏آمدند. یکی از مشارکت‏کنندگان می‏گوید:

«پنج فرزند داشتم. همگی بزرگ شده بودند. سنم هم بالا رفته بود. حامله شدم. حقیقتاً از پدر و برادرهایم شرم داشتم که ببینند دوباره در این سن حامله شده‏ام. آخر دیگر سن و سالم برای بچه‏داری مناسب نبود. توی آن سن بچه بغل بگیرم و شیر بدهم (با خنده). به همین دلیل قبل از اینکه شکمم بالا بیاید بچه را سقط کردم. زجر زیادی داشت. اما از این شرمساری بهتر بود.»

چنین روایاتی به اشکال مختلف بیان شده است. یکی دیگر از مشارکت‏کنندگان در این‏باره می‏گوید:

«دقیقاً یادم نیست چند سالم بود. ولی فکر کنم بالای چهل سال بودم که یک بار دیگر حامله شدم. هفت هشت بچه داشتم. چند تا از بچه‏هایم ازدواج کرده بودن دو نوه هم داشتم. وقتی مادرم خبردار شد بسیار سرزنشم کرد که چطوری می‏تونی با این شکمت جلوی پدرت و  پدر شوهرت بنشینی. دیگه نوه داری. منم از ترس این‏ها سقطش کردم.»

البته این شرم اجتماعی شامل بارداری‏های نامشروع هم می‏شده است. ظاهراً به دلیل سن پایین ازدواج دختران در دوران مورد مطالعۀ این پژوهش، حاملگی‏های نامشروع قبل ازدواج معنای چندانی نداشته است. اما در یک مورد از مصاحبه‏ها به سقط به دلیل بارداری نامشروع اشاره شده است.

حال مشخص است که عوامل اقتصادی و اجتماعی حتی در اجتماعات دارای نظام‏های معیشتی نیز تعیین‏کننده بوده‏اند. نظر به قدرت بالای هنجارهای اجتماعی معطوف به شرم زنانه، ما شاهد این هستیم که زنان برای گریز از فشار این شرم، از خود مایه می‏گذارند و گاهاً خود را به مخاطره می‏اندازند. از سوی دیگر، در شرایط ناگوار مالی نیز باز این زنان هستند که برای جلوگیری از تشدید فشار اقتصادی بر کلیت خانواده و بر فرزندان حاضر، از بدن خود مایه می‏گذارند و اقدام به سقط جنین می‏کنند. همچنین، در جریان اختلافات خانوادگی نیز آنان باز هم از این مسیر وارد مبارزه با طرف مقابل، که اغلب شوهر یا خانواده شوهر هستند، می‏شوند. نهایتاً اینکه، با وجود فقدان روش‏های مدرن پیشگیری از بارداری در اجتماع مورد مطالعۀ ما در دوران ماقبل مدرن آن، خود سقط جنین گاهاً به‌عنوان روشی برای تحدید موالید، سازگاری با شرایط اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی موجود مورد استفاده قرار ‏گرفته است و زنان این مهم را با پذیرش خطرات و آسیب‌های احتمالی موجود انجام می‏دادند.

 

بحث و نتیجه‏گیری

مطالعۀ حاضر در پی شناخت جایگاه، دلایل و روش‏های سقط عمدی جنین در اجتماعاتی بوده که هنوز در معرض نهادها و امکانات بهداشت مدرن قرار نگرفته بودند. این پژوهش با دیدی گذشته‏نگر به این موضوع پرداخته است. با زنانی مصاحبه کرده است که غالباً در گذشته ماما بوده‏اند و امروز «مامای سنتی» نامیده می‏شوند. همچنین با زنانی مصاحبه شده است که غالباً مسن هستند و زندگی در آن نوع اجتماع را تجربه کرده‏اند. طبق یافته‏ها، سقط جنین عمدی وجود داشته اما خیلی شایع نبوده است. امری شناخته‏شده بود و روش‏های خاصی برای آن وجود داشته است. یافته‏های این پژوهش حاکی از این است که عوامل مختلفی در جوامع سنتی موجب سقط جنین شده‏اند. برجسته‏ترین دلایل همان دلایل خانوادگی و عدم توانایی جسمانی بوده‏اند. یعنی زنان به دلیل ضعف جسمانیِ ادراک‏شده، خود را قادر به به‏دنیا آوردن  و پرورش بچه یا بچه‏های دیگری ندانسته‏اند و سعی در سقط عمدی جنین داشته‏اند. دلیل اقدام در این مرحله شاید این بوده که اختیار پیشگیری واقعه (بارداری) قبل از وقوع آن را نداشته‏اند و شاید اساساً در ذهنیت مردان و زنان و در نظام معنایی جامعه جایگاهی نداشته که مرد یا زن از بارداری ناخواسته پیشگیری کند. لذا ناتوانی جسمانی زن در حین بارداری وی را وادار به این کار می‏کرد، یا اگر عاملیت‏محورانه‏تر به آن نگاه کنیم، خود زن در می‏یابد که نباید بچه‏اش را بدنیا بیاورد. همچنین، سقط عمدی جنین در مواردی به مثابه ابزاری اعتراضی برای مقابله یا انتقام از شوهر انجام می‏شد. باز هم در اینجا ما شاهد عاملیت زن در مقابل کنش مسلط مرد خانواده هستیم که اساساً سلطۀ وی را خنثی می‏کند. 
در خصوص سقط عمدی به‌عنوان روشی برای تنظیم خانواده، باید بگوییم که اگر سقطی اتفاق افتاده و هدفش کنترل تعداد موالید بوده، این هدف صرفاً سطح خانوار خود وی را شامل می‏شد و تصوری دربارۀ حجم جمعیت در سطح کلان حتی در سطح روستا در میان نبوده است. شاید یکی از شاخص ترین دلایل سقط جنین عمدی، همانا دلایل فرهنگی ناشی از فزونی باروری و فرزندآوری بوده است که در مواردی موجبات «شرم اجتماعی» را فراهم کرده است. این امر در برخی مطالعات دیگر نیز به اثبات رسیده است. عموماً برخی زنان در جوامع سنتی، حاملگی در سنین بالا را مایۀ شرمساری می‏دانند؛ در مطالعه‏ای در میان زنان بوئای کامرون، 26% از دلایل سقط، شرم از حاملگی اظهار شده است (Bongfen &  Abanem, 2019: 1). اما مطالعۀ سوزان بلتون به نوعی دیگر به نقش «شرم اجتماعی» اشاره دارند: با بالا رفتن سن زنان و داشتن فرزندان زیاد، آنان «اجازۀ» استفاده از داروهای گیاهی برای القای سقط جنین را دارند. داروهای گیاهی به زنان جوانتر با فرزندان کم داده نمی‏شود و آنان به این اطلاعات دسترسی ندارند (Suzanne  Belton, 2005: 176). اما در اجتماعات ماقبل سنتی سردشت، چنین اجازه و امکان دسترسی براساس سن در میان نبوده است و زن در هر سنی می‏توانسته است به دانش و ابزار سقط دست پیدا کند؛ البته شرم اجتماعی ناشی از بارداری در سنین بالا نیز این امکان را دو چندان کرده است. 
در مورد روش‏های بکاررفته برای سقط به این نتیجه رسیدیم که از روش‏های فیزیکی، خوراکی و گاهاً طب سنتی استفاده شده است. بیشترین روش با متنوع‏ترین نسخه‏ها، مربوط به روش خوراکی بوده است. این روش‏ها و مواد آنها همگی برگرفته از محیط طبیعی اجتماع آن زمان سردشت بوده است. نظر به کوهستانی‏بودن منطقه و جنگلی‏بودن و غنای پوشش گیاهی، از مواد و گیاهان زیادی برای سقط عمدی جنین استفاده می‏شده است. آنها براساس آگاهی عملی، شاید بدون هر گونه شناخت نظری از سازو‌کار عمل آن مواد و خوراکی‏ها، اقدام به بهره‏گیری از یک ماده یا روش برای سقط کرده‏اند. در متون دیگر هم اشاره شده است که استفاده از برخی روش‏های سقط سابقه‏ای دیرینه دارند. یک متن سانسکریت قرن هشتم به زنانی که می‌خواهند سقط جنین کنند توصیه می‌کند که روی یک قابلمه پیاز پخته یا بخارپز بنشینند. یا تکنیک‌های ماساژی سقط جنین، شامل اعمال فشار بر شکم باردار، قرن هاست که در آسیای جنوب شرقی انجام می‌شود. علاوه بر این، در سال 1955، دِوِروس[32] انسان‌شناس نشان داد که در جوامع قبیله‌ای بدوی نیز سقط جنین با استفاده از گیاهان سمی، چوب‌های تیز یا فشار محض بر روی شکم، تا زمانی که خونریزی واژینال اتفاق بیفتد، انجام می‌شد (Koyel Koley, 2018: 283). در جامعۀ مورد تحقیق نیز خوردن آب پیاز و فشار بر شکم برای این منظور متداول بوده است.

حال اگر به چهارچوب مفهومی پژوهشمان مراجعه کنیم در می‏یابیم که کنش زنان در اجتماعات ماقبل مدرن نیز هم بعد خلاقانۀ مدیریت حاملگی را در خود داشته هم بُعد بهره‏مندی از دانش بومی حاضر در فرهنگ و نظام معنایی جامعه. آنان هم تفسیری از بدن خود، زندگی خود یا خانوار خود داشته‏اند و هم تفسیری از شیوۀ مدیریت آن با تقبل عواقب ناگوار آن. در اینجا نیز شاهد «آگاهی عملی» زنان در قبال سقط جنین هستیم. این آگاهی عملی عمدتاً برگرفته از دانش بومی اجتماع‌شان بوده است. همان چیزی که امروز طب سنتی یا روش‏های سنتی می‏نامند. دانش بومی مذکور متأثر از شرایط محیطی، طبیعت و محیط زیست، تجارب گذشته، آزمایش و خطای مداوم بوده است. اما بهره‏گیری از این مواد و روش‏ها و ... لزوماً به معنای درک سازو‌کار عمل آنها نیست مگر در میان افراد خبرۀ وقت.

سقط جنین در اجتماع ماقبل مدرن سردشت کنشی اجتماعی/ جمعیتی/ فرهنگی است. از یک سو کاملاً مبتنی بر فرهنگ است: تفسیر موقعیت، اقدام براساس دانش بومی، بهره‏گیری از دانش محیطی به‌ویژه در حوزۀ گیاهان و داروهای گیاهی، و شرم اجتماعی. در بعد اجتماعی، متأثر از تقابل زنان با مردان، ادارۀ امورات زندگی، و آگاهی از ضعف و امکانات زندگی است. از منظر جمعیت‏شناختی این بینش را به ما می‏دهد که مرگ‌و‌میر بالای زنان باردار در گذشته تا حدودی می‏توانسته متأثر از سقط عمدی جنین باشند. چرا که در موفقیت یا عدم موفقیت سقط عمدی جنین، بالاخره پیامدهایی جسمانی و روانی برای تندرستی زن داشت و در مواردی وضعیت او را وخیم کرده و حتی منجر به مرگش شده است. مرگ‌و‌میر جنینی، علاوه بر عوامل طبیعی، متأثر از عوامل انسانی مادری نیز است که مهمترین و البته خطرناکترین روش کنترل موالید را به ما نشان می‏دهد. دیگر اینکه شاید سقط جنین تنها و تنها راه پیشگیری از تولد بوده است. یعنی در فضای ذهنی و کنشی اجتماع مورد مطالعۀ ما، چیزی به نام پیشگیری از باروری وجود نداشته و هر آنچه بوده پیشگیری از تولد نوزاد زنده بوده است. نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که در اجتماعاتی که هنوز تکنولوژی مدرن بهداشتی به آن وارد نشده است آنچه مدیریت امورات زاد و ولد و از جمله سقط عمدی جنین را در کنترل دارد دانش بومی، فرهنگ، محیط طبیعی و کنشگری محدود افراد است. بنابراین مطالعۀ گذشته‏نگر این نوع پدیده‏ها مسلماً به افزایش دانش ما از آن اجتماعات کمک می‏کند.

علاوه بر تمامی این‏ها، وجود سقط جنین عمدی در این‌گونه اجتماعات این نکته را بر ما محرز می‏دارد که حتی در جوامع ماقبل مدرن که ارزش‏ها و هنجارهای دینی بسیار قوی بوده‏اند ارزش فرزند (اعم از فواید اقتصادی/غیراقتصادی و حتی دینی/ اخلاقی) تا زمانی برای مادر یا حتی پدر معنا داشت که با زندگی فردی و خانوادگی زوجین تعارضی نداشته باشد. یافته‏های این پژوهش این نکته را بر ما روشن می‏سازد که در فضایی اجتماعی، فارغ از سیاست کلان حکومتی دربارۀ زاد و ولد یا ممنوعیت سقط جنین، و با وجود هنجارهای دینی مرتبط، باز هم سقط جنین اتفاق افتاده است و این نشان می‏دهد که ایدۀ ارزش فرزند، به‌ویژه در رابطه با اهمیت اقتصادی و غیر اقتصادی آن برای خانواده‏ها، آنگونه که امروز در جوامع طرفدار افزایش موالید و حتی غیر آنها، از آن بحث می‏شود امری مطلق و بنیادین نبوده است که به کل مانع از سقط جنین عمدی شود. در اینجاست که باید نگاهی به سیاست‏ها سفت و سخت ممنوعیت سقط جنین در بسیاری از کشورها انداخت و اذعان کرد که سقط جنین یک واقعیت اجتماعی ـ زیستی زنان بوده و هست و در هر حال اتفاق افتاده است. حال با وجود محدودیت‏های شدید هم به ناچار در شرایطی ناسالم و ناایمن و زیرزمینی اتفاق خواهد افتاد و عوارض آن در سطح خُرد و کلان به تدریج قابل مشاهده خواهد بود. بنابراین اتخاذ سیاست‏های مدبرانه در این رابطه می‏تواند بار بیماری چنین کنشی را کمتر و معتدل‏تر نماید.   

مهمترین پیشنهاد پژوهشی این مطالعه برای سایر محققین، به‌ویژه جمعیت‏شناسان علاقمند به کارهای قوم‏نگاری و البته انسان‏شناسان علاقمند به حوزۀ جمعیت این است که پدیده‏های زیستی/ اجتماعی/ فرهنگی از این دست را در سایر اجتماعات به‌صورت گذشته‏نگر انجام دهند. مطالعاتی از این دست علاوه بر اینکه فهم ما از دانش بومی در آن اجتماعات را ارتقا می‏دهند، به خودی خود نوعی ثبت و ضبط فرهنگ گذشته نیز به حساب می‏آید.



[1].  Koley

[2] . Ebers

[3] . Shenong

[4] . Silphium

[5] Tansy and Penny royal

[6] . Savin

[7] . dittany

[8] . hyssop

[9]. Koster-Oyekan

[10]. mufofo

[11]. mwinda

[12] . katima

[13] . mululwe

[14]. Belton

[15]. Shrestha

[16]. catheter

[17]. Weisner

[18] . Asiki

[19] . dastaar

[20] . sarmaqulaat پشتک

[21] . mivaani

[22] . bahaaroo

[23] . mekook

[24] . kaardoo

[25] . shirqshollka

[26] . shirkhoshilk/qshollka

[27]. به دلیل عدم تمایل مشارکت‏کننده از ذکر نام گیاه و نقل قول ایشان خودداری شده است.  

[28] . kooz/ koos/ kozalla

[29] . makooz/maakoos

[30] . Mndaalldaan

[31] . Koopagrtn

[32] . Deverus

آقایاری‌هیر، توکل؛ مهریار، امیر هوشنگ. (۱۳۸۶). برآورد غیرمستقیم میزان سقط جنین عمدی کل با استفاده از مدل تعیین‌کننده‌های بلافصل باروری در ایران به تفکیک استان‌ها. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۲(۳۶۱-۹۱. https://www.sid.ir/paper/127810/fa
فریک، تام. (۱۳۹۷). نظریۀ فرهنگی و فرایند جمعیت‌شناختی: به سوی یک جمعیت‌شناسی چندلایه. در: کرتزر، دیوید؛ فریک، تام (گردآورندگان)، جمعیت‌شناسی انسان‌شناختی (ترجمه مهدی رضائی). تهران: مؤسسۀ مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی کشور.
حاتمی‌فر، شیرین؛ رضائی، مهدی. (۱۴۰۱). بازسازی فرایند زایمان و مامایی سنتی: پژوهشی کیفی در شهرستان سردشت. نامه انجمن جمعیت‌شناسی، ۱۷(۳۳۱۱۳ـ۱۵۸. https://doi.org/10.22034/jpai.2023.559773.1246
چینی‌چیان، مریم؛ پوررضا، ابوالقاسم. (۱۳۸۲). بررسی مردم‌شناختی باورها و رفتار زنان در مورد سقط جنین در محله آذربایجان تهران. مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، ۲(۱۶۵-۷۲. https://sjsph.tums.ac.ir/article-1-279-fa.html
رجبی، ماهرخ؛ هاشمی‌نیا، فاطمه. (۱۳۹۲). ارزش کودکان و رفتار باروری در شیراز. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۸(۱۵۲۳-۴۲. https://www.jpaiassoc.ir/article_19960.html
رشیدپورایی، رؤیا؛ شریفی، محمدنادر؛ رشیدپورایی، مینا. (۱۳۹۹). بررسی قوانین و مقررات سقط جنین در ایران و اروپا در همه‌گیری کووید ۱۹. مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک، ۲۳(۵۶۸۶-۶۹۷. http://dx.doi.org/10.32598/JAMS.23.COV.6394.1
عبداللهیان، امیر؛ فلاحی، حمیده. (۱۳۸۷). تحلیل کیفی سقط جنین‌های ارادی و پدیدارشناسی تجربۀ زیستۀ زنان. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۳(۵۵۵-۸۰. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1706223
عرفانی، امیر؛ کاظمی‌پور، شهلا. (۱۳۸۸). میزان و عوامل مرتبط با سقط جنین عمدی در شهر تهران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، ۴(۸۶۳-۸۴. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1706123
کانینگهام، اف. گری؛ مک‌دونالد، پائول؛ گنت، نورمن؛ لونو، کنت؛ و دیگران. (۱۳۷۶). بارداری و زایمان ویلیامز (جلد دوم، ویرایش بیستم، ترجمه گروه مترجمان). تهران: نشر اشتیاق.
کرتزر، دیوید؛ فریک، تام. (۱۳۹۷). جمعیت‌شناسی انسان‌شناختی (ترجمه مهدی رضائی). تهران: موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور.
محمدپور، احمد. (۱۳۹۸). روش در روش: ساخت معرفت در علوم انسانی. تهران: انتشارات لوگوس.
محمدپور، احمد. (۱۳۹۲). ضد روش ۲، مراحل و رویه‌های عملی در روش‌شناسی کیفی. تهران: انتشارات جامعه‌شناسان.
محمودیان، حسین؛ پوررحیم، محمدرضا. (۱۳۸۱). ارزش فرزند از دیدگاه زوجین جوان و رابطه آن با باروری: مطالعه موردی شهرستان بهشهر. فصلنامه جمعیت، ۴۱، ۸۹-۱۰۳. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/135650
ویکس، جان. (۱۳۹۵). جمعیت: مقدمه‌ای بر مفاهیم و موضوعات (ترجمه الهه میرزایی). تهران: موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور.
Abdollahian, A., & Fallahi, H. (2008). A qualitative analysis of induced abortions and the phenomenology of women's lived experiences. Journal of the Population Association of Iran, 3(5), 78-99. [In Persian]. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1706223
Aghayari Hir, T., & Mehryar, A. H. (2007). Estimation of induced abortion rates in Iran: Application of proximate determinants model. Journal of Population Association of Iran, 2(3), 61-91. [In Persian]. https://sid.ir/paper/127810/en  
Asiki, G., Baisley, K., Newton, R., Marions, L., Seeley, J., Kamali, A., & Smedman, L. (2015). Adverse pregnancy outcomes in rural Uganda (1996–2013): trends and associated factors from serial crosse sectional surveys. BMC Pregnancy and Childbirth, 15, 279. https://doi.org/10.1186/s12884-015-0708-8
Belton, S. (2005). Borders of fertility: Unwanted pregnancy and fertility management by Burmese women in Thailand (PhD thesis). Key Centre for Women's Health in Society, University of Melbourne.
Bongfen, M. C., & Abanem, E. E. B. (2019). Abortion practices among women in Buea: A socio-legal investigation. Pan African Medical Journal, 32(146). https://doi.org/10.11604/pamj.2019.32.146.17732
Buhler, C. (2008). On the structural value of children and its implication on intended fertility in Bulgaria. Demographic Research, 18, 569-610. https://doi.org/10.4054/DemRes.2008.18.20  
Chinichian, M., & Pourreza, A. (2003). An anthropological study of women's beliefs and behaviors regarding abortion in the Azerbaijan neighborhood of Tehran. Journal of School of Public Health and Institute of Public Health Research, 2(1), 65-72. [In Persian]. https://sjsph.tums.ac.ir/article-1-279-en.html
Creswell, J. W., & Poth, C. N. (2018). Qualitative inquiry & research design. Sage.
Cunningham, F. G., Leveno, K. J., Spong, C. Y., Dashe, J. S., Hoffman, B. L., Casey, B. M., Sheffield, J. S., & Bloom, S. L. (2018). Williams obstetrics (25th ed.). MC Graw Hill Education.
Cunningham, F. G., MacDonald, P. C., Gant, N. F., Leveno, K. J., Gilstrap, L. C., Hankins, G. D. V., & Clark, S. L. (1997). Williams obstetrics (Vol. 2, 20th ed., Translated to Persian by Translation Group). Tehran: Oshtiaq Publications. [In Persian].
David, H. P., & Skilogianis, J. (2017). Reproductive rights in Eastern Europe: Socio-political challenges and impacts. Oxford University Press.
Erfani, A., & Kazemipour, S. (2009). The rate and determinants of induced abortion in Tehran. Journal of the Population Association of Iran, 4(8), 63-84. [In Persian]. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1706123
Freedman, D., Hechter, M., & Kanazawa, S. (1994). A theory of the value of children. Demography, 31(3), 375-394. https://asu.elsevierpure.com/en/publications/a-theory-of-the-value-of-children
Fricke, T. (2018). Cultural theory and the demographic process: Toward a multilayered demography. In D. Kertzer & T. Fricke (Eds.), Anthropological demography (Translated to Persian by M. Rezaei). Tehran: National Population Studies and Comprehensive Management Institute Publications. [In Persian].
Hatamifar, S., & Rezaei, M. (2022). Reconstructing the process of childbirth and traditional midwifery: A qualitative study in Sardasht County. Journal of the Population Association of Iran, 17(33), 113-158. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jpai.2023.559773.1246
Heino, A., Gissler, M., & Apter, D. (2019). Restrictive abortion policies and their socioeconomic impact on Eastern European women: A public health perspective. European Journal of Public Health, 29(6), 1029-1035. https://doi.org/10.1093/eurpub/ckz151
Horsthmeke, K. (2008). The idea of indigenous knowledge. Archeology: The Journal of the World Archaeological Congress, 4(1), 129-143. https://doi.org/10.1007/s11759-008-9058-8
Iman, M. T., & Soroush, M. (2007). The value of children of Iranian parents. Sociation Today, 5(1), 21-35. http://www.ncsociology.org/sociationtoday/v51/outline9.htm
Kertzer, D., & Fricke, T. (2018). Anthropological demography (Translated to Persian by M. Rezaei). Tehran: National Population Studies and Comprehensive Management Institute Publications. [In Persian].
Koley, K. (2018). Traditional abortion practices: A historical background. Online International Interdisciplinary Research Journal, 8(1), 279-285. http://oiirj.org/oiirj/blog/2018/07
Koster-Oyekan, W. (1998). Why resort to illegal abortion in Zambia? Findings of a community-based study in Western Province. Social Science & Medicine, 46(10), 1303-1312. https://doi.org/10.1016/S0277-9536(97)10058-2  
Kulczycki, A. (2020). The abortion debate in Poland: Politics, religion, and women's rights. Journal of Women's Health Issues, 35(4), 221-233. https://doi.org/10.1016/j.whi.2020.02.002
Mahmoudian, H., & Pourrahim, M. R. (2002). The value of children from the perspective of young couples and its relation to fertility: A case study of Behshahr County. Population Quarterly, 41, 89-103. [In Persian]. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/135650
Mohammadpour, A. (2013). Anti-method 2: Stages and procedures in qualitative methodology. Tehran: Sociologists Publications. [In Persian].
Mohammadpour, A. (2019). Method in method: The construction of knowledge in the humanities. Tehran: Logos Publications. [In Persian].
Paxman, J. M., Rizo, A., Brown, L. A., & Benson, J. (1993). The clandestine epidemic: The practice of unsafe abortion in Latin America. Studies in Family Planning, 24(4), 205–226. https://doi.org/10.2307/2939189
Rajabi, M., & Hashemi Niar, F. (2013). The value of children and fertility behavior in Shiraz. Journal of the Population Association of Iran, 15, 23-42. [In Persian]. https://www.jpaiassoc.ir/article_19960.html
Rashidpouraie, R., Sharifi, M. N., & Rashidpouraei, M. (2020). Abortion laws and regulations in Iran and European countries during the COVID-19 pandemic. Journal of Arak University of Medical Sciences, 23(5), 686-697. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.32598/JAMS.23.COV.6394.1  
Shaver, P. R., & Fraley, R. C. (2008). Attachment, loss, and grief: Bowlby's views and current controversies. In J. Cassidy & P. R. Shaver (Eds.), Handbook of attachment: Theory, research, and clinical applications (2nd ed., pp. 48–77). The Guilford Press.  
Shirzad, T., Yazdkhasti, M., Rahimzadeh, M., Salehi, L., & Esmaelzadeh Saeieh, S. (2022). The relationship between pregnancy intention, pregnancy outcomes, postpartum depression, and maternal role adaptation. Journal of Holistic Nursing and Midwifery, 32(2), 152-160. https://doi.org/10.32598/jhnm.32.2.2200  
Shrestha, S., Magar, B., & Stone, S. (2003). Struggles to legalize abortion in Nepal and challenges ahead (Publication No. 70). Forum for Women, Law and Development (FWLD).
Singer, M., & Erickson, P. (2011). A companion to medical anthropology. Blackwell.
Singer, M., Baer, H., Long, D., & Pavlotsici, A. (2020). Introducing medical anthropology: A discipline in action. Roman & Littlefield.
Singh, S., Remez, L., & Tartaglione, A. (2010). Methodologies for estimating abortion incidence and abortion-related morbidity: A review. Alan Guttmacher Institute.  
Singh, S., Remez, L., Sedgh, G., Kwok, L., & Onda, T. (2018). Abortion worldwide 2017: Uneven progress and unequal access. Guttmacher Institute. https://www.guttmacher.org/report/abortion-worldwide-2017  
Weeks, J. (2016). Population: An introduction to concepts and issues (Translated to Persian by E. Mirzaei). Tehran: National Population Studies and Comprehensive Management Institute Publications. [In Persian].
Weisner, M. (1988). "Aborto provocado: Estudio antropológico en mujeres jóvenes de sectores populares." In Actas del Primer Congreso Chileno de Antropologia. Sociedad Chilena de Antropologia.
World Health Organization. (2022). Abortion care guideline. Geneva. Licence. Retrieved from https://www.who.int/publications/i/item/9789240039483
Winkelman, M. (2009). Culture and health: Applying medical anthropology. Jossey-Bass.
 
دوره 20، شماره 39
شهریور 1404
صفحه 111-130

  • تاریخ دریافت 06 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 07 آذر 1403
  • تاریخ پذیرش 13 دی 1403