نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
The desire to migrate and its patterns reflect broader changes in the fabric of society. This study examines the desire to migrate and its underlying factors among the youth of Abdanan City in the Ilam province of Iran. A sample of 376 young people from Abdanan in Ilam Province was selected for this investigation. The findings reveal that only 8.9% of respondents had not considered migrating from the city in the past year. Specifically, 22% expressed a desire to migrate within their home province, 52.6% between provinces, and 16.5% indicated a desire to emigrate internationally. The primary reasons for the desire to migrate include job searching, a lack of educational, recreational, and health facilities, and an uncertain future in the city. These reasons were cited by both those desiring internal migration and those willing to migrate internationally. However, for those inclined towards international migration, access to greater freedom and security—in its various social, economic, political, and judicial dimensions—also emerged as a significant factor alongside an uncertain future. Multivariate analysis demonstrated that, after controlling for all independent variables, employment status and the level of perceived security significantly influenced the desire to migrate both internally and internationally. The probability of international migration among the unemployed was approximately 3.9 times higher than among the employed. Additionally, as the overall sense of security increased, the tendency towards international migration decreased. The study concludes that policymakers can reduce youths' desire for international migration by enhancing their overall sense of security—economic, political, judicial, and social—and by creating sustainable employment opportunities.
کلیدواژهها English
مقدمه و طرح مسئله
مهاجرت درکنار باروری و مرگومیر از عوامل اصلی تأثیرگذار بر حجم، ترکیب، و توزیع جمعیتهای انسانی است. علاوه بر تأثیراتی که مهاجرت بر پویایی جمعیتهای انسانی دارد؛ مهاجرت بر ساختار جمعیتهای انسانی در مبدأ و مقصد نیز تأثیرگذار میباشد و این تغییرات بر جنبههای متعدد زندگی افراد و جوامع تأثیرگذار است. فرد مهاجر با جابه جایی از مکانی به مکان دیگر، هم خود، هم مکانی که از آن مهاجرت کرده است و هم مکانی که به آن مهاجرت میکند را تحتتأثیر قرار میدهد (جانتن و همکاران، 1394). بنابراین در بین پدیدههای جمعیتی، جمعیتشناسان توجه خاصی به پدیده مهاجرت دارند و سعی میکنند به سؤالاتی مانند 1- چه جابهجاییهایی براساس فضا (مثلاً داخلی، بینالمللی) و زمان (مثلاً طولانیمدت، چرخش) رخ میدهد؟ 2- مشارکتکنندگان در این جابهجاییهای چه کسانی هستند؟ 3- چرا این جابهجاییها اتفاق میافتند؟ پاسخ دهند (لوکاس و میر، 1384: 157).
در این میان مطالعه میل و تمایل به مهاجرت، چه داخلی و چه بینالمللی دارای اهمیت بسزایی در فهم تحولات این پدیده است. میل به مهاجرت در واقع میتواند یک تعیینکننده اصلی مهاجرت باشد (Van Delen et al., 2005) هر چند، میل به مهاجرت ممکن است هرگز تبدیل به تصمیم و رفتار واقعی مهاجرت نشود (De Groot et al., 2011). میل به مهاجرت و تحولاتی که در آن در حال وقوع است در واقع بیانگر اتقاقاتی است که در تار و پود جامعه در حال رخ دادن است. از این رو است که میشل[1] (1985) اظهار میدارد، مهاجرت باید نه فقط بهعنوان یک پدیده بلکه بهعنوان یک فراپدیده (واقعهای که اتفاق آن به علت بستر و موقعیتی که مردم در آن زندگی میکنند) توصیف و درک شود. بررسی تمایل به مهاجرت که مستلزم تمرکز بر جامعه مبدأ است، به چند دلیل دارای اهمیت است: اول، بخش جداییناپذیری از پویاییهای مهاجرت است؛ بدین معنا که تمام کسانی که اقدام به مهاجرت میکنند میل به مهاجرت دارند و دوم آنکه، میل به مهاجرت میتواند به طرق گوناگون بر تخصیص منابع اثر بگذارد (Carling and Schewel, 2018) و در نتیجه بر نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی در جامعه اثرگذار باشد. سوم آنکه تمایل به مهاجرت میتواند در جامعه گسترده شود و فکر کردن به مهاجرت بهعنوان یک امکان جدی برای رهایی از سختیهای زندگی در جامعه مبدأ و یا رسیدن به منفعتی پایدار در جامعه مقصد، عمومی شود. همین امر میتواند چگونگی زیست مردمان را در جامعه مبدأ را تحتتأثیر قرار دهد. این امر باعث شکلگیری تصور مهاجرت بهمثابه یک امکان میگردد (آسایش و همکاران، 1398).
پرداختن به تمایل به مهاجرت جوانان در کنار تحولات ساختار سنی که در کشور ایران در سالهای اخیر در حال وقوع است توجه به مسئله را مضاعف میکند. تمایل و رفتار مهاجرتی افراد در طول چرخه زندگی متفاوت است؛ بیشتر مهاجرتها و جابهجاییهای جمعیتی در سنین جوانی اتفاق میافتد. در دو دهه اخیر، در اکثر استآنهای کشور، جوانان بر جریان مهاجرتهای بیناستانی تسلط داشته؛ بهطوریکه برخی از مطالعات سهم جوانان در جریانات مهاجرتی در کشور را بین 46 تا 50 درصد برآورد کردهاند (عباسیشوازی و همکاران، 1392). جوانان از سرمایههای اصلی در هر جامعهای محسوب شده و موتور محرک و قوای اصلی نیروی انسانی فعال را تشکیل میدهند. سرمایهگذاریهای خرد و کلان بیشتر روی این قشر از جامعه انجام میشود و رسیدن به توسعه پایدار، با اتکا به این قشر امکانپذیر است (شهپری ثانی و همکاران 1398). دوره جوانی در مقایسه با دیگر دورهها زندگی، مملو از انتقالهای چندگانه است که بیانگر فشردگی و تراکم و وقایع جمعیتی و گذارهای اجتماعی است (Rindfuss, 1991). در این دوره بیشترین تغییرات و گذارهای زندگی نظیر اتمام تحصیلات، ورود به بازار کار، گذار به بزرگسالی، ازدواج و تشکیل خانواده، تجربه والدینی، طلاق، رفتارهای پرخطر و مهاجرت رخ میدهد (صادقی و همکاران، 1394). برهمکنشی این گذارها و مسائل اقتصادی و اجتماعی متعددی که در سالهای اخیر در ایران رخ داده است مانند تورم لجام گسیخته، افزایش بیسابقه قیمت مسکن و اجاره بها و ... میتواند زمینه را برای افزایش میل به مهاجرت در جوانان بهمثابه یک امکان برای برونرفت از وضعیت فعلی فراهم کند.
مطالعه حاضر با بررسی نمونهای از جوانان شهرستان آبدانان در استان ایلام سعی در بررسی تمایل به نوع مهاجرت (داخلی یا بینالمللی) در بین جوانان و عوامل پشتیبان اجتماعی و جمعیتی آن دارد. ایلام کم جمعیتترین استان کشور به شمار میآید و در این بین، تحرکات جمعیتی در سطح روستاهای شهرستان آبدانان چشمگیر است. شهرستان آبدانان از لحاظ روستاگریزی رقم بالایی را به خود اختصاص داده است. اینگونه حرکات جمعیتی در این شهرستان مسائل زیادی به همراه داشته و اساسیترین آن کم شدن جمعیت روستاها و در بعضی مناطق تا جایی که خالی از جمعیت شدن روستا را سبب شده است. (مهدی پور و همکاران، 1398). بررسی دادههای مهاجرتی نشان دهنده آن است در سرشماری 1395، مهاجران خارج شده از شهرستان آبدانان 2818 نفر و مهاجران وارد شده 1014 نفر بوده است. خالص مهاجرتی دوره این شهرستان 1804- با میزان خالص مهاجرتی 05/38- در هزار بوده است (مرکز آمار ایران، 1395)؛ که بیانگر وضعیت مهاجرفرستی این شهرستان است که باید در این زمینه فکر و برنامهریزی اساسی جهت مهار و کنترل مهاجرفرستی در شهرستان شود. به همین منظور با توجه به طرح مسئله انجام شده و لزوم توجه به تمایل به مهاجرت و نوع آن در میان جوانان این مطالعه با انتخاب یک جامعه مهاجرفرست این موضوع را مورد کنکاش قرار داده است.
مروری بر مبانی نظری
مهاجرت پدیدهای است که تنها با تحلیل وقوع زمانی و فضایی جابهجایی نمیتواند فهمیده شود. متن جابهجایی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. چنین عقایدی ناظر بر تئوریهایی است که فرایند حرکت جمعیت را با سایر فرایندها پیوند میدهد. تئوری انتقال تحرکی زلینسکی اهمیت نسبی انواع جابهجایی به موزارت فرایند نوسازی، همانند تغییرات باروری و مرگومیر در مدل انتقال جمعیتی، تغییر میکند. وی در مدل انتقال تحرکی خود، پنج مرحله را از هم متمایز میکند. از مرحله جامعه سنتی ماقبل مدرن که در آن مهاجرت و چرخش قویاً توسط عوامل فیزیکی و فرهنگی محدود میشود، تا مراحل انتقالی که با رشد سریع جمعیت، سطوح بالایی از مهاجرت و چرخش روستا به شهر و مستعمرهسازی مناطق خارج مشخص میشوند. نهایتاً مراحل جوامع پیشرفته و جوامع آتی که در زمان غلبه جابهجاییهای در داخل و بین شهرها (داخلی و بینالمللی) اتفاق میافتد (لوکاس و میر، 1384: 148). از دیگر تئورهایی که میتواند در راستای فهم مهاجرت بهمثابه متن حرکت کمککننده باشد و بهصورت گسترده در تبیین پدیده مهاجرت مورد استفاده جمعیتشنان و سایر محققین حوزه مهاجرت واقعه شده است تئوری جاذبه ودافعه اورت لی (1966) میباشد. پدیده مهاجرت انسانی از زمانی که انسان در این کره خاکی زندگی کرده است وجود داشته است. در این راستا اورت لی استدال میکند مهاجرت از عوامل جاذبه و دافعه در مبدأ و مقصد تاثیر میگیرد (Faridi, 2018). بر طبق نظر لی تصمیم به مهاجرت میتواند به عوامل مربوط به مبدأ و عوامل مرتبط با مقصد، موانع مداخلهگر و عوامل شخصی دستهبندی شود (Caroline et al., 2014). بنایراین مهاجرت میتواند بهعنوان یک تصمیم زیرکانه به وسیله افراد برای دستیابی به منافع از فرصتهایی که به اندازه کافی در محل سکونت آنها وجود ندارد در نظر گرفته شود (Urba´nski, 2022). عوامل دافعه تأثیرگذار بر مهاجرت نیز شامل شرایطی میشوند که افراد را به ترک وطن خود وادار میکنند. این عوامل به دسته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تقسیمبندی میشوند. در این میان عوامل مداخلهگر و ویژگیهای شخصی نیز نقش آفرینی میکنند. این عوامل شامل ویژگیهای جمعیتی مانند سن و جنس یا اجتماعی مانند تحصیلات یا وجود شبکههای اجتماعی در مقصد میشوند (لوکاس و میر، 1384: 150).
راونشتاین (1885) در قالب قوانین مهاجرت عوامل جاذبه و دافعه را طبقهبندی کرده است. قوانین راونشتاین از اولین تعاریفی است که مهاجران را افرادی میداند که بهصورت عقلانی به دنبال دستیابی به زندگی بهتر بهویژه اقتصادی دست به مهاجرت میزنند تعریف میکند. در این قوانین مؤلفههای فاصله، عوامل جاذبه و دافعه، جریان متقابل، و یژگیهای مکانی و فضایی محل سکونت از عوامل مهم در تبیین مهاجرت تلقی میشوند. قوانین مهاجرت راوانشتاین در هفت فرض اساسی ذیل خلاصه میگردد:
در رابطه با عوامل زمینهساز حرکت افراد فرضیاتی نیز مطرح میشود. اولین این فرضیات، فرضیه زیف است. فرضیه زیف (1946) معکوس بودن بین تعداد افراد حرکتکننده و مسافت طی شده فرض میشود (لوکاس و میر، 1384: 150به نقل از زیف 1946) . فرضیه دیگر توسط استافر (1940) مورد استفاده قرار گرفت. وی معتقد بود فاصله فیزیکی نمیتواند بهتنهایی انتخاب یک محل را تعیین کند، بلکه عوامل اقتصادی و اجتماعی، نظیر فرصتهای واسط، باید بخشی از تصمیم اتخاذ شده توسط مهاجر بالقوه را شکل دهند (لوکاس و میر، 1384: 150 به نقل از استافر 1940). در نظریه اقتصاد جدید مهاجرت، تصمیات مهاجرت برای به حداکثر رساندن درآمد اتخاذ میشود (Stark & Bloom, 1985). در چارچوب نظریه اقتصاد جدید مهاجرت، نظریه محرومیت نسبی مهاجرت افراد با توجه به افزایش سطح درآمد در مقایسه با درآمد دیگران تحلیل میگردد. براین اساس، اگر سطح درآمد در همه جا پایین باشد سطح انگیزش کاهش خواهد یافت و مهاجرتی صورت نخواهد گرفت (Massey, 1990: 13). مجموع عوامل بحث شده میتواند تمایل یا میل افراد برای مهاجرت را نیز تحتتأثیر خود قرار دهند؛ به قول تودارو (1971): آن چیزی که افراد را به مهاجرت میکشاند انتظارات است، مانند انتظار درآمد بالاتر. مجموع این انتظار است که باعث افزایش میل افراد برای حرکت میشود. کارلینگ و شویل (2018) مدلی را با عنوان مدل خواست (تمایل)/ توانایی در ارتباط با تمایل به مهاجرت مطرح نمودهاند. تمایل برای مهاجرت کردن پیش شرطی برای تلاش برای مهاجرت است و غلبه بر موانع مهاجرت یک پیش شرط برای شکل گرفتن مهاجرت در واقعیت است. تمایل به مهاجرت کردن میتواند در دو سطح تحلیل شود. در سطح اول که سطح کلان است این سئوال مطرح میشود که چرا تعداد زیادی از افراد تمایل دارند مهاجرت نمایند؟ این سئوال در اصل، محیط مهاجرتی (مبدا) را مخاطب خود قرار میدهد. محیط مهاجرتی به زمینههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی که کلیه اعضا جامعه را در بر میگیرد اشاره دارد. بخش حیاتی از مفهوم محیط مهاجرتی، آن است که در این چارچوب مهاجرت یک پروژه ساخت یافته اجتماعی است. درحالیکه مهاجرت واقعی شکل یک رویداد جمعیتشناختی را به خود میگیرد و افرادی که مورد توجه هستند نیز براساس مفاهمی که در چارچوب مفاهیم مهاجرت وجود دارد، مورد تحلیل و تبیین قرار میگیرند. رویکرد دوم در ارتباط با تمایل در سطح خود قرار دارد و به سئوال چه کسانی میخواهند مهاجرت کنند و چه کسانی میخواهند بمانند مشخص میشود. ویژگیهای فردی مانند سن، جنس، خانواده و تاریخچه مهاجرتی خانواده، پایگاه اجتماعی، تحصیلات و یژگیهای شخصیتی میتواند به سئوال مطرح شده پاسخ دهد (نوبخت و رستمعلیزاده 1402؛ به نقل از: Schewel, 2018 Carling and).
عوامل موثر بر مهاجرت که تا کنون در مبانی نظری مورد بحث قرار گرفت قابل گنجاندن در نظریه آرزو- قابلیتهای دهاس[2] (2021) میباشد. این تئوری آرزوها- قابلیتها را بهعنوان چارچوبی برای فهم تحرک انسآنها بهعنوان فرایندی از تغییرات اجتماعی مطرح میکند. در این زمینه مجموع عوامل ساختاری و عاملیت افراد بهعنوان شالودهای برای آرزوها و قابلیتها مطرح میشود. دهاس معتقد است مدل جاذبه و دافعه موضوع مهاجرت را صرفاً از نگاه پوزیتویستی و بهطور ضمنی، کارکردگریانه بررسی میکند و افراد را بهمثابه موجودات فایدهطلب در نظر میگیرد و از پرداختن به نقش ساختارها ناتوان است. در الگوی وی بر تعامل عاملیت (آرزوها و قابلیتها) با ساختار کلان در شکلدهی به مهاجرت تاکید میشود (de Haas, 2021). دهاس در این نظریه مهاجرت را تابعی از آرزوها و قابلیتهای مهاجران در مجموعهای از ساختارهای فرصتهای جغرافیایی درک شده مفهومپردازی میکند. وی بیان میکند که بهبود تحصیلات، از عوامل مهمی است که آرزوها و قابلیت افراد را برای مهاجرت افزایش میدهد. تحصیلات نه تنها مهارت و دانش افراد را افزایش میدهد، بلکه آگاهی آنها را از سبکهای زندگی جایگزین مصرف شهری یا خارجی را گسترش میدهد. این امر منجر به تغییر تصورات افراد از زندگی خوب میشود و در نتیجه ممکن است اشتیاق و میل آنها را نسبت به مهاجرت افزایش دهد. این امر میتواند تا حدی مستقل از شرایط مادی عینی باشد. با این وجود، تحصیلات ممکن است آرزها را به روشی دیگر افزایش دهد، زیرا ممکن است افراد را وادار کند که فکر کنند این سبکهای زندگی جدید مادی و فرهنگی، واقعاً در دسترس آنها است که مفهوم ظرفیت آرزو را نشان میدهد. به این ترتیب افزایش قابلیتها میتواند آرزوها را افزایش دهد. ساختار از طریق آزادی مثبت و آزادی منفی بر آرزوها و قابلیتهای افراد برا مهاجرت اثر میگذارد. مفهوم آزادی منفی به نبود موانع یا محدویتها برای مهاجرت اشاره دارد که اغلب بر نقش دولتها در ایجاد محدودیتهایی برای آزادی مردم یا حتی تهدیدی مستقیم برای زندگی مردم متمرکز است، بهعنوان مثال، از طریق سیاستها و مقررات، خشونت یا جنگ. آزادی مثبت به توانایی کنترل زندگی فرد و تحقق اهداف اساسی و اینکه افراد تا چه حد میتوانند به اهداف خود در یک مکان دست پیدا کنند، اشاره دارد (de Haas, 2021؛ به نقل از: تنها و همکاران 1403).
مروری بر پیشنه پژوهشی
در زمینه مطالعات پیشین میتوان گفت؛ تبیین چرایی حرکات مهاجرتی همواره یکی از دغدغههای اصلی جمعیتشناسان بوده است و در این زمینه مطالعات متعدد و ارزشمندی توسط محققان انجام شده است. با مروری که بر مطالعاتی که در این زمینه انجام شده است میتوان عوامل موثر بر این جابهجاییها را در چند دسته دافعه در مبدأ و عوامل جاذبه در مقصد و عوامل میانجی تقسیم نمود. عوامل اقتصادی همواره بهعنوان یکی از عوامل موثر بر جابهجاییهای جمعیتی مورد توجه بوده است. ابراهیم و همکاران (2019) کمبود کار و مازاد جمعیت را بهعنوان یکی از عوامل دافعه جمعیت از نواحی کم برخوردار به سمت نواحی برخواردار دانستهاند. هاج (2016) کمبود استانداردهای زندگی را بهعنوان یکی از عوامل دافعه جمعیت مطرح کرد. وی بیان میکند تصمیم به مهاجرت بهعنوان فرایندی که فرصتهایی برای بهبود زندگی فرد و خانواده فراهم میکند در نظر گرفته میشود. لول (2017) نیز افزایش درآمد و مشارکت آسان در بازار کار را بهعنوان یکی از دلایل موثر در مهاجرت بیان میکند. مطالعه التمن و جانتان (2017) نشان میدهد نابرابری اقتصادی بین نواحی برخوردار و کمبرخوردار افراد را به مهاجرت وا میدارد. در کنار عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی بهعنوان یکی از عوامل جاذبه و دافعه قوی مطرح هستند. نووتنا (2010) کمبود در سیستم مراقبت از سلامت و امید به دستیابی به مراقبت از سلامت بهتر را بهعنوان یکی از محرکهای اساسی در مهاجرت مطرح میکند. همچنین در این مطالعه کمبود فرصتهای تحصیلی بهعنوان یکی از پیشرانهای مهاجرتی مطرح شده است. مطالعه چارسلی و الیسون (2006) بر نقش تشویقی شبکههای اجتماعی بر مهاجرت و تلاش برای به هم پیوستن خویشاوندان بهعنوان یکی از دلایل اصلی مهاجرت تاکید دارد. دورشلر (2006) بر عوامل سیاسی در مهاجرت تاکید دارد. فقدان عدالت در سیستم قانونگذاری، جنگ و تروریسم و حکمرانی بد افراد را به جستجوی محیط سیاسی بهتر در سایر کشورها ترغیب میکند.
مطالعات داخلی در زمینه عوامل موثر بر مهاجرت را نیز میتواند با توجه به عوامل دخیل در این فرایند به چهار دسته کلی عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و طبیعی تقسیم کرد. مطالعه محمودیان و مشفق (1391) بیشتر بر عوامل اقتصادی در مهاجرتهای داخلی در ایران تاکید دارد. عواملی مانند درآمد و دستمزد، شغل یا بیکاری، سرمایهگذاریهای عمرانی و اعتبارات دولتی در این مطالعه بهعنوان محرکهای مهاجرتی بیان شدهاند. مطالعه قاسمیاردهایی، محمودیان و نوبخت (1396) بر عوامل اجتماعی مانند رفاه و کیفیت زندگی بین مناطق مبدأ و مقصد تاکید دارد. مطالعه میرزامصطفی و قاسمی (1392) بر استانداردهای زندگی در مبدأ و مقصد بهعنوان محرک مهاجرتی تاکید دارد. مطالعه جمعهپور (1387) بر توسعهنیافتگی و رویکرد نامناسب در برنامهریزی روستایی در مهاجرت داخلی در ایران تاکید داشته است. مطالعه مشفق و شکفتهگوهری (1399) بر اثرات سطح توسعهیافتگی در مهاجرت شهرستانهای مرزنشین ایران تاکید دارد. مطالعه نوبخت و همکاران (1396) بیانگر آن است که خشکسالی در مناطق شرقی ایران بهدلیل وابستگی عمیق جمعیت به دو مقوله آب و زمین، تأثیرات عمیق اقتصادی به جای گذاشته است. در این راستا مهاجرتهای شکل گرفته همراه با تداوم خشکسالیهای آینده میتواند زمینه را جهت رهاسازی و خالی از سکنه شدن بسیاری از مناطق در شرق کشور فراهم نماید.
با وجود مطالعات متعددی که در راستای تبیین مهاجرت در ایران انجام شده است کمتر به بررسی تمایل به مهاجرت جوانان پرداخته شده است. مطالعه مهدیپور و همکاران (1398) نشان میدهد که میان مکان سکونت، موقعیت کاری، نوع کار، مالک بودن زمین زراعی، انسجام اجتماعی، احساس وابستگی به مسکن، احساس امنیت و خشنودی از درآمد با هدف مهاجرت رابطه آماری معنی داری وجود داشته و در این میان، احساس تعلق به مکان و میزان رضایت از درآمد مهمترین مقولههای تأثیرگذار بر قصد مهاجرت روستاییان میباشد. کم آبی و خشکسالی و نیز وجود پدیده ریزگردها از جمله مهمترین عوامل زیستمحیطی مؤثر بر قصد مهاجرت روستاییان در شهرستان آبدانان استان ایلام بوده است.
مطالعه رضایی و صادقی (1400) با استفاده از تحلیل ثانویه دادههای خرد پیمایش ملی سرمایه اجتماعی با تعداد نمونه 14200 نفر ساکن در مناطق شهری و روستایی ایران حکایت از آن دارد که یک- چهارم پاسخگویان میل به مهاجرت از ایران را دارند. افرادی که تمایل به مهاجرت از ایران را دارند اغلب مرد، مجرد، جوان، تحصیل کرده دانشگاهی، با رضایت اجتماعی پایین، متعلق به طبقه اجتماعی متوسط و بالا و ساکن در شهرهای بزرگ هستند. مطالعه شهپری ثانی و همکاران (1398) که در پنج شهرستان استان خوزستان انجام شده است بیانگر آن است که 77 درصد جوانان در صورت فراهم بودن شرایط و امکانات تمایل دارند به مکانی غیر از استان خوزستان مهاجرت کنند. در این زمینه نگرش به جاذبه مقصد، محرومیت نسبی و تحصیلات بر تمایل به مهاجرت جوانان استان خوزستان تأثیرگذار هستند. نوبخت و رستمعلیزاده (1402) در پژوهشی با عنوان تعیینکنندههای زمینهای و ساختاری تمایل به مهاجرت از کشور در بین جوانان: مطالعهای در شهر بوشهر بین این نتایج رسیدهاند که تمایل مهاجرتی در مردان، افراد متاهل، افردای که در خانوارهای پرجمعیت حضور دارند و همچنین اشخاصی که درآمدی بالاتر دارند در مقایسه با دیگر افراد بالاتر است.
با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهشی مطرح شده متغیرهای جنس، وضعیت زناشویی، تحصیلات افراد، وضعیت اشتغال آنها، سن پاسخگویان، سابقه مهاجرت در خانواده، درآمد خانوار و متغیر سطح احساس امنیت انتخاب و تأثیرات آنها بر تمایل به نوع مهاجرت (داخلی/ بینالمللی) مورد بررسی قرار میگیرند.
روش و دادههای تحقیق
روش اجرای پژوهش در تحقیق حاضر، پیمایش میباشد که با انتخاب یک نمونه واجد شرایط از جوانان شهرستان آبدانان- 18 تا 35 ساله- در بهار سال 1401 هجری شمسی انجام شده است. روش نمونهگیری نیز ترکیبی از نمونهگیری خوشهای چند مرحله و طبقهای بوده است. تعداد جمعیت 15 تا 35 ساله شهرستان آبدانان با توجه به سرشماری 1395 مرکز آمار ایران حدود 18346 بوده است. با توجه به فرمول کوکران حجم نمونه 376 برآورد گردید. جهت انجام نمونهگیری خوشهای ابتدا مناطق شهرستان آبدانان به دو خوشه اصلی شهری و روستایی تقسیم شد. سپس هر کدام از نواحی شهری و روستایی در زیر مجموعه خود بهعنوان یک خوشه تعریف گردید. در این میان سه شهر آبدانان، سراب باغ، کلات مورموری در مناطق شهری و از بین 77 روستای شهرستان آبدانان بهصورت تصادفی روستاهای ژیور، گل گل علیا، چمکبود انتخاب شدند. جمعیت سه شهر گفته شده در سرشماری 1395 بهترتیب 23946،2659،3768، و جمعیت روستاهای گفته شده بهترتیب بوده است. 621،396،1202 بوده است. حجم نمونه برای هر نقطه شهر و روستایی با توجه به حجم جمعیت بهترتیب 274، 30، 43، 10، 5 و 14 نفر در نظر گرفته شد. سپس از بین خوشهها محلههایی بهطور تصادفی انتخاب و نهایتاً بلوکهایی از آن محلهها نیز بهطور تصادفی انتخاب شدند. در ادامه با مراجعه به درب منازل واقع بلوکهای منتخب هر محله و مصاحبه با جوانان واجد شرایط اقدام به تکمیل پرسشنامهها شد. همچنین با توجه به متغیر جنس نمونه به دوطبقه مرد و زن تقسیم شد و سعی بر آن شد تا سهم هر دو طبقه بهصورت مساوی در نمونهگیری در نظر گرفته شود. علت این امر اهمیت متغیر جنس در تمایل به مهاجرت با توجه به مطالعات پیشین و همچنین اهداف مطالعه حاضر بود.
متغیر وابسته در تحقیق حاضر تمایل به نوع مهاجرت است که در قالب سئوال: شما به کدام یک از مقصدهای مهاجرتی زیر طی یکسال گذشته بیشتر فکر کردهاید؟ 1- مهاجرت به شهر یا منطقه دیگر درون استان 2- مهاجرت به شهر یا منطقه دیگر بیرون از استان 3-مهاجرت از کشور و رفتن به کشور دیگر 4-من اصلاً به مهاجرت فکر نکردهام سنجیده شده است. بعد از ارائه توصیفی از این متغیر با توجه به اینکه تنها حدود 9/8 درصد از پاسخگویان به این سئوال پاسخ من اصلاً به مهاجرت فکر نکرده بودم پاسخ داده بودند؛ متغیر وابسته در دو طبقه تمایل به مهاجرت داخلی و تمایل به مهاجرت بینالمللی دستهبندی گردید. متغیرهای مستقل در تحقیق حاضر شامل: جنس، سن، وضعیت زناشویی، تحصیلات فرد، سابقه مهاجرت در خانواده و وضعیت اشتغال، سطح درآمد خانوار و متغیر سطح احساس امنیت میباشند. احساس امنیت به معنای احساس آرامش و یا عدم احساس تهدید و عدم احساس ترس ناشی از آن از سوی محیطهای دور و نزدیک فرد است. احساس امنیت پدیدهای روانشناختی اجتماعی میباشد که دارای جوانب مختلفی میباشد. برای اینکه این پدیده معنای دقیقتری یابد، لازم است قیدهای به آن اضافه شوند. احساس امنیت در این پژوهش در چهار مؤلفهی امنیت اقتصادی، احساس امنیت اجتماعی، احساس امنیت سیاسی و احساس امنیت قضایی سنجیده و در قالب یک متغیر کلی بهعنوان سطح احساس امنیت فرد در نظر گرفته شده است. گویههای مورد استفاده برای هر مؤلفه احساس امنیت در جدول 1 آمده است. پایایی سئوالات از طریق آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفته است که بیانگر آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 برای تمام گویههای مورد بررسی بوده است. برای سنجش احساس امنیت ابتدا سئوالاتی با توجه به مطالعات پیشین طراحی شد. از جمله مطالعات پیشین که از سئوالات آنها استفاده شده است میتوان به مطالعات یاری و هزارجریبی (1391)، نبوی (1389)، رجبی و شایگان (1398)، دعاگویان و همکاران (1392) اشاره نمود. در مرحله بعد تعدادی گویه به گویههای قبلی اضافه شد. سپس سئوالات طراحی شده جهت تعیین اعتبار صوری در اختیار متخصین گذاشته شد تا اعتبار گویهها را بررسی کنند. در مرحله نهایی از طریق پیشآزمون اعتبار سازه گویههای مورد نظر از طریق تحلیل عامل تاییدی بررسی شد. گویههای مورد استفاده و میزان بارعاملی هر کدام در جدول 1 آمده است. نتایج بارعاملی نشان از اعتبار خوب گویههای جهت جمع شدن و ساخت متغیر دارد.
جدول 1. نتایج تحلیل عاملی تائیدی مرتبط با ابعاد مختلف احساس امنیت
یافتههای پژوهش
در جدول 2 تحلیل توصیفی متغیرهای پژوهش آمده است. همانگونه که در جدول مشاهده میگردد 7/47 درصد پاسخگویان را مردان و 3/52 درصد پاسخگویان را زنان تشکیل دادهاند. به لحاظ وضعیت زناشویی 7/50 درصد پاسخگویان مجرد و 3/49 درصد متاهل بودهاند. به لحاظ سطح تحصیلات 8/39 درصد تحصیلات دیپلم و پایینتر و 2/60 درصد دارای تحصیلات عالی بودهاند. به لحاظ وضعیت اشتغال 3/17 درصد شاغل و 7/82 درصد بیکار بودهاند. این امر میتواند به دلیل بالا بودن میزان بیکاری یا مشارکت پایین زنان در اقتصاد باشد.
میانگین سنی پاسخگویان 1/28 سال بوده است و همانگونه که توضیح داده شد این مطالعه بر روی گروه سنی جوان انجام شده است. 3/79 درصد پاسخگویان سابقه مهاجرت در خانواده را داشتهاند که این امر بیانگر مهاجرفرستی بالای شهرستان آبدانان است که در قسمت طرح مسئله بیان گردید. میانگین درآمد خانوار پاسخگویان حدود شش میلیون تومان بوده است. به لحاظ متغیر سطح احساس امنیت بیش از 60 درصد پاسخگویان احساس امنیت متوسط و پایینتر از آن را داشتهاند. به لحاظ تمایل به مهاجرت فقط 9/8 درصد پاسخگویان بیان کردهاند طی یکسال گذشته به مهاجرت از این شهرستان فکر نکردهاند و در واقع بیش از 90 درصد پاسخگویان در طی یکسال گذشته به مهاجرت از شهرستان آبدانان فکر کردهاند. از این میان حدود 22 درصد مهاجرت دروناستانی، حدود 6/52 درصد مهاجرت بیناستانی و حدود 5/16 درصد مهاجرت از کشور را بیان داشتهاند. در واقع غلبه نوع مهاجرت با مهاجرت داخلی است و حدود 72 درصد تمایل به مهاجرت داخلی را گزارش کردهاند. این امر با مبانی نظری مورد بررسی تطابق دارد. همانگونه که در قوانین مهاجرت راوانشتاین و فرضیه زیف بیان شد حجم عظیمی از مهاجران تنها یک مسافت کوتاه را میپیمایند.
جدول 2. تحلیل توصیفی متغیرهای تحقیق
دلایل تمایل به مهاجرت افراد در جدول 3 آمده است. همانگونه که در این جدول مشاهده میگردد اولین دلیل تمایل به مهاجرت جستجوی کار بوده است. حدود 3/45 درصد پاسخگویان دلیل اول خود را برای تمایل به مهاجرت جستجوی کار بیان کردهاند. دومین دلیل کمبود امکانات آموزشی، تفریحی و بهداشتی با 9/16 درصد، آینده نامشخص در این این شهر یا روستا با حدود 14 درصد در مرتبه سوم از دلایل اصلی تمایل به مهاجرت قرار دارند. با توجه به تمایل به نوع مهاجرت نیز این تحلیل صورت گرفته است. سه عامل گفته شده دلیل اصلی تمایل به مهاجرت با توجه به نوع مهاجرت نیز میباشند با این تفاوت که در پاسخگویانی که تمایل به مهاجرت بینالمللی دارند آزادی و امنیت بیشتر نیز در مرتبه سوم همراه با آینده نامشخص در این شهر و روستا قرار گرفته است.
جدول 3. دلایل ذکر شده برای تمایل به مهاجرت توسط پاسخگویان به تفکیک گرایش به نوع مهاجرت
در جدول 4 تحلیل دومتغیره یا آزمون فرضیات تحقیق با استفاده از جدول تقاطعی و آزمون معنیداری کا-اسکوئر و ضرایب مبتنی بر آن یعنی فی و وی کرامر آمده است. برای جداول دو در دو از فی و برای سایر جدول از وی کرامر استفاده شده است.
جدول 4. تحلیل دو متغیره متغیرهای تحقیق
همانگونه که اطلاعات جدول 4 نشان میدهد بین جنس و تمایل به نوع مهاجرت رابطه معنیداری به لحاظ آماری وجود دارد. نتایج جدول تقاطعی نشان میدهد مردان تمایل بیشتری نسبت به زنان به مهاجرت بینالمللی دارند. درحالی که 12 درصد زنان تمایل به مهاجرت بینالمللی را گزارش کردهاند این درصد برای مردان حدود 29 درصد است. بین متغیرهای وضعیت زناشویی، سن، تحصیلات، سابقه مهاجرت در خانواده و تمایل به نوع مهاجرت رابطه معنیداری بهدست نیامده است. بین سطح احساس امنیت و تمایل به نوع مهاجرت رابطه آماری معنیداری برقرار است. همانگونه که در جدول مشاهده میگردد تمایل به مهاجرت بینالمللی در بین افرادی که احساس امنیت کم را دارند نسبت به سایر طبقات بیشتر است. درحالیکه تمایل به مهاجرت بینالمللی در طبقه کم 9/26 درصد است این درصد برای طبقه متوسط و بالا بهترتیب 2/18 و 8/14 درصد گزارش شده است. همچین بین سطح درآمد خانوار و تمایل به نوع مهاجرت نیز رابطه معنیداری بهدست آمده است. تمایل به مهاجرت بینالمللی در بین افردای که درآمد پایینتر از میانگین را داشتهاند حدود 6/12 درصد و برای افرادی که درآمد بالاتر از میانگین را داشتهاند 9/26 درصد بیان شده است.
در جدول 5 تحلیل چندمتغیره متغیرهای تحقیق برای بررسی تأثیرگذاری متغیرهای پژوهش با کنترل سایر متغیرها آمده است. در مجموع متغیرهای مستقل تحقیق توانستهاند بین 11 تا 17 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی تمایل به نوع مهاجرت افراد (داخلی/ بینالمللی) را تبیین کنند. با کنترل متغیرهای تحقیق تنها وضعیت اشتغال و سطح احساس امنیت افراد معنیداری خود را حفظ کردهاند و دو متغیر جنس و سطح درآمد که در تحلیل دو متغیره معنیدار بودهاند با کنترل سایر متغیرها معنیداری خود را از دست دادهاند. برای متغیر وضعیت اشتغال، طبقه بیکار بهعنوان مرجع در نظر گرفته شده است. مقدار بخت بهدست آمده برای طبقه شاغل 256/0 میباشد. به این معنا که با حرکت از شاغلین به سمت بیکاران احتمال تمایل به مهاجرت بینالمللی کاهش مییابد. بهعبارتی دیگر احتمال تمایل مهاجرت بینالمللی در بیکاران بیشتر از شاغلین است. برای تفسیر آسانتر اگر عدد یک را بر 256/0 تقسیم کنیم نسبت بخت برای بیکاران نسبت به شاغلین بهدست میآید. بر این اساس میتوان گفت احتمال مهاجرت بینالمللی در بیکاران حدود 90/3 برابر بیشتر از شاغلین است. نسبت بخت بهدست آمده برای متغیر سطح احساس امنیت 949/0 میباشد. که بیانگر آن است که هر چقدر سطح احساس امنیت افزایش مییابد تمایل به مهاجرت بینالمللی کاهش مییابد. بهعبارتدیگر با افزایش یک واحد در احساس امنیت افراد احتمال رفتن از تمایل مهاجرت داخلی به مهاجرت بینالمللی به نسبت 949/0 برابر کاهش مییابد.
جدول 5. تحلیل چندمتغیری متغیرهای تحقیق با استفاده از رگرسیون لوجستک دو وجهی
بحث و نتیجهگیری
میل به مهاجرت در واقع میتواند یک تعیینکننده اصلی مهاجرت باشد. از سوی دیگر میل به مهاجرت در واقع بیانگر اتفاقاتی است که در تار و پود جامعه در حال رخ دادن است. از این رو است که برخی از صاحبنظران حوزه جمعیت معتقد هستند مهاجرت باید نه فقط بهعنوان یک پدیده بلکه بهعنوان یک فرا پدیده (واقعهای که اتفاق آن به علت بستر و موقعیتی که مردم در آن زندگی میکنند) توصیف و فهم شود. بررسی تمایل به مهاجرت و نوع آن به چند دلیل بهعنوان مسئله اجتماعی شناخته شود اول، بخش جداییناپذیری از پویاییهای مهاجرت است دوم آنکه، میل به مهاجرت میتواند به طرق گوناگون بر تخصیص منابع اثر بگذارد و در نتیجه بر نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی در جامعه اثرگذار باشد. سوم آنکه تمایل به مهاجرت و نوع آن میتواند در جامعه گسترده شود و فکر کردن به مهاجرت بهعنوان یک امکان جدی برای رهایی از سختیهای زندگی در جامعه مبدأ و یا رسیدن به منفعتی پایدار در جامعه مقصد، عمومی شود. این امر باعث شکلگیری تصور مهاجرت بهمثابه یک امکان میگردد که خود دارای پیامدهای متعدد برای جامعه مبدأ است. از سوی دیگر با ورود جمعیت ایران به فاز پنجره جمعیتی بهصورت قابلملاحظهای در سالهای اخیر بر جمعیت جوان کشور افزوده شده است. جوانان در واقع گروه اصلی و مرجع در فرایندهای مهاجرتی هستند و مطالعات حاکی از آن است که نیمی از افراد درگیر در فرایندهای مهاجرتی را آنها تشکیل میدهند.
مطالعه حاضر با هدف بررسی تمایل به نوع مهاجرت در میان جوانان و عوامل پشتیبان اجتماعی و جمعیتی آن انجام شد. در این راستا 376 نفر از جوانان شهرستان آبدانان در استان ایلام انتخاب مورد بررسی قرار گرفتند. شهرستان آبدانان به لحاظ مهاجرتی یکی از مهاجرفرستترین مناطق ایران به شمار میرود. خالص مهاجرتی این شهرستان طی دوره 1390 تا 1395 حدود 38- در هزار بوده است. نتایج این مطالعه نشاندهنده آن است حدود 91 درصد از جوانان این شهرستان در یکسال اخیر به مهاجرت از شهرستان فکر کردهاند. از این میان 22 درصد تمایل به مهاجرت دروناستانی، حدود 6/52 درصد تمایل به مهاجرت بیناستانی و 5/16 درصد تمایل به مهاجرت بینالمللی را بیان داشتهاند. در یک بیان کلی میتوان گفت هر چند تمایل به مهاجرت بینالمللی قابل تأمل است، اما تمایل بیشتر جوانان به سمت مهاجرت داخلی بوده است. این امر با مبانی نظری مورد پژوهش همخوانی دارد. یکی از اصول هفتگانه مهاجرت راونشتاین مهاجرت و فاصله است: ثابت شده است که حجم عظیمی از مهاجران تنها یک مسافت کوتاه را میپیمایند. میزان مهاجرت بین دو نقطه ارتباط معکوسی با فاصله بین این دو نقطه دارد. همچین براساس فرضیه زیف معکوس بودن بین تعداد افراد حرکتکننده و مسافت طی شده فرض میشود. به نظر میرسد با این حجم بالای تمایل به مهاجرت از شهرستان آبدانان در آینده روند مهاجرفرستی آن با قوت ادامه یابد. از سوی دیگر این دادههای آماری از تمایل به مهاجرت بیانگر تبدیل شدن مهاجرت بهعنوان یک امکان برای برون رفت از شرایط فعلی در سطح شهرستان آبدنان در بین جوانان عمومی شده است.
در رابطه با دلایل تمایل به مهاجرت جستجوی کار، کمبود امکانات آموزشی، تفریحی و بهداشتی، آینده نامشخص در این شهر و روستا، جستجوی کار بهتر و ادامه تحصیل بهعنوان دلایل اصلی تمایل به مهاجرت بیان شدهاند. سه عامل گفته شده دلیل اصلی تمایل به مهاجرت با توجه به نوع مهاجرت نیز میباشند با این تفاوت که در پاسخگویانی که تمایل به مهاجرت بینالمللی دارند آزادی و امنیت بیشتر نیز در مرتبه سوم همراه با آینده نامشخص در این شهر و روستا قرار گرفته است.
در واقع جوانان شهرستان آبدنان از مهاجرت بهعنوان امکانی برای برون رفت از بیکاری، کمبود امکانات رفاهی، آینده نامشخص و حرکت به سمت درآمدی بهتری یاد میکنند. براساس اصول هفتگانه راونشتاین قوانین بد و ظالمانه، مالیاتهای سنگین، آب و هوای نامناسب محیط اجتماعی نامطبوع و حتی اجبار تماماً در ایجاد مهاجرت مؤثر بوده و هنوز هم مؤثر است، ولی جریانهایی که این عوامل به وجود میآورند؛ هیچیک از نظر حجم، قابلمقایسه با جریانی نیستند که از میل باطنی اکثر انسانها به بهبود جنبههای مادی زندگی سرچشمه میگیرند. بهطور خلاصه انگیزه اقتصادی در مجموعه عوامل مؤثر در تصمیمگیری در مورد مهاجرت از همه قویتر است. همچنین در نظریه اقتصاد جدید مهاجرت، تصمیمات مهاجرت برای به حداکثر رساندن درآمد اتخاذ میشود.
نتایج تحلیل دو متغیره نشان داد بین متغیرهای جنس، وضعیت اشتغال، سطح درآمد خانوار و سطح احساس امنیت افراد و تمایل به نوع مهاجرت رابطه معنیداری وجود دارد. براساس این نتایج مردان تمایل بیشتری به مهاجرت بینالملل نسبت به زنان دارند. این امر در مطالعات قبلی نیز تائید شده است (رضایی و صادقی 1399؛ نوبخت و رستمعلیزاده 1402). بیکاران تمایل بیشتری برای مهاجرت بینالمللی نسبت به شاغلان دارند. افرادی که درآمد خانوار آنها از میانگین درآمد کل بیشتر است تمایل بیشتری به مهاجرت بینالمللی دارند. این امر در مطالعات پیشین نیز تائید شده است. مطالعه رضایی و صادقی (1400) نشان داد افرادی که متعلق به طبقه اجتماعی متوسط و بالا هستند تمایل بیشتری برای مهاجرت بینالمللی دارند. همچنین هر چقدر سطح احساس امنیت کاهش مییابد تمایل افراد برای مهاجرت بینالمللی بیشتر میشود.
یافتههای تحلیل چندمتغیره با استفاده از رگرسیون لوجستک چندوجهی نیز نشان داد با کنترل همه متغیرها، از میان متغیرهای انتخاب شده بهعنوان عوامل پشتیبان اجتماعی و جمعیتی شامل – جنس، وضعیت زناشویی، سن، سابقه مهاجرت در خانواده، سطح درآمد خانوار، وضعیت اشتغال فرد، سطح احساس امنیت- متغیرهای وضعیت اشتغال افراد و سطح احساس امنیت افراد معنیداری خود را با متغیر تمایل به نوع مهاجرت حفظ کردهاند. افرادی که بیکار هستند تمایل بیشتری به مهاجرت بینالمللی دارند و همچنین هر چقدر احساس امنیت در افراد کاهش مییابد افراد تمایل بیشتری برای حرکت از مهاجرت داخلی به مهاجرت بینالمللی دارند. در مجموع، نتایج تمایل به مهاجرت در جامعه مورد مطالعه بسیار هشداردهنده و نیازمند توجه ویژه و سیاستگذاری عاجل است. هنوز براساس چارچوبهای کلاسیک تبیین مهاجرت دلایل اقتصادی از انگیزههای اصلی میل مهاجرت افراد است و با تداوم شرایط دشوار اقتصادی در سالهای اخیر، بیم از حرکت بیشتر به سمت مهاجرتهای بینالمللی توسط جوانان نیز میرود. هر چند هر دو نوع از مهاجرت دارای پیامدهای عمیقی برای جامعه مبدأ و مقصد هستند ولی حرکت به سمت مهاجرت بینالمللی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای جمعیت کشور داشته داشته باشد. تلاش در راستای ایجاد احساس امنیت و ایجاد اشتغال پایدار میتواند بر ماندگاری جمعیت جوان در کشور تأثیرگذار باشد. از آنجا که یکی از اهداف اصلی سیاستهای ابلاغی جمعیتی کشور توسط مقام معظم رهبری؛ بازتوزیع فضایی و جغرافیایی جمعیت، متناسب با ظرفیت زیستی با هدف توزیع متعادل و کاهش فشار جمعیتی، حفظ و جذب جمعیت در روستاها و مناطق مرزی و کمتراکم، مدیریت مهاجرت به داخل و خارج هماهنگ با سیاستهای کلی جمعیت با تدوین و اجرای سازوکارهای مناسب میباشد این امر نباید در سیاستهای جدید جمعیتی کشور به محاق یا در حاشیه رانده شود بلکه توجه به بسترهای زمینهساز مهاجرت بهویژه تمایل به مهاجرت لازم و ضروری است. توجه به آزادیهای مثبت و آزادیهای منفی که در نظریه دهاس (2021) مطرح شده بود برای انجام پژوهشهای آتی در زمینه تمایل به نوع مهاجرت پیشنهاد میشود. این عوامل میتواند بر آرزوها و قابلیت افراد برای تحرک تأثیرگذار باشند و به شناخت بهتر بسترهای تمایل به نوع مهاجرت بیانجامند.
[1]. Mitchell
[2]. de Haas