نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران

مدل‌سازی عوامل مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی ایران با استفاده از رویکردهای میانگین‌گیری بیزین غیرخطی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، چابهار، ایران
چکیده
هدف تحقیق حاضر مدل‌سازی عوامل مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی ایران با توجه به شرایط خاص این بازار است. بازه زمانی تحقیق در دوره زمانی 1370 تا 1399 می‌باشد. در این پژوهش 43 متغیر مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی وارد مدل میانگین‌گیری بیزین گردیدند. نتایج بیانگر این است که از میان مدل‌های BMA، TVP-DMA و TVP-DMS، BVAR و OLS مدل BMA به‌عنوان کاراترین مدل تعیین گردید. براساس مدل BMA، 11 متغیر غیرشکننده مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی شناسایی شدند. براساس نتایج عوامل مختلفی بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی اثرگذار است. براساس نتایج در بخش رسمی، تحصیلات، ارزش افزوده بخش خدمات، رشد اقتصادی، شاخص تغییر ساختاری، دستمزد واقعی، تورم مصرف‌کننده، مخارج جاری دولت، خصوصی‌سازی، حداقل دستمزد، درآمدهای نفتی و تحریم؛ اثرگذارتری بیش‌تری دارند. در بخش غیررسمی، تحصیلات، شاخص فضای کسب و کار، ارزش افزوده بخش خدمات، سیکل‌های تجاری، شاخص جهانی شدن اقتصادی (KOF)، تورم تولیدکننده، بهره‌وری نیروی کار، نرخ بهره، مخارج عمرانی دولت، درآمدهای نفتی و تحریم مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر اشتغال هستند.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Modeling Determinants of Formal and Informal Sector Employment in Iran Using Nonlinear Bayesian Averaging Approaches

نویسنده English

Mehdi Shirafkan Lemso
Assistant Professor, Department of Economics, Chabahar University of Maritime and Marine Sciences, Chabahar, Iran
چکیده English

The present study aims to model the factors affecting formal and informal sector employment in Iran, taking into account the unique conditions of this market. The research spans the period from 1991 to 2020. In this study, 43 variables influencing formal and informal sector employment were incorporated into a Bayesian averaging model. Results indicate that among the BMA, TVP-DMA, TVP-DMS, BVAR, and OLS models, the BMA model was identified as the most efficient. Based on the BMA model, 11 non-fragile variables affecting formal and informal sector employment were identified. The findings revealed that diverse factors influence employment in both sectors.  For the formal sector, the most impactful variables include education level, service sector value-added, economic growth, structural change index, real wages, consumer price inflation, government current expenditures, privatization, minimum wage, oil revenues, and sanctions. In the informal sector, the business environment index, service sector value-added, business cycles, economic globalization index (KOF), producer price inflation, labor productivity, interest rates, government construction expenditures, oil revenues, and sanctions emerged as the most significant determinants of employment.

کلیدواژه‌ها English

Formal employment
Informal employment
Bayesian averaging
Nonlinear models
Iran

 

شکل 1. تعادل در بازار کار (دلیری، 1398).

در نگرش مکتبی هر یک از مکاتب اقتصادی به فراخور ساختار طراحی‌شده خود، معتقد به نوعی تعادل یا عدم تعادل خاص در بازار کار هستند. کلاسیک‌ها و کلاسیک‌های جدید، سطح دستمزدهای حقیقی و طرفداران ادوار تجاری، عوامل طرف عرضه (فناوری، تغییرات شرایط محیطی، تغییرات نسبی قیمت مواد اولیه وارداتی، سیاست‌های مالیاتی، تغییرات سلیقه افراد در زمینه کار و فراغت)، را مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر اشتغال می‌دانند. در حالی که کینزین‌ها و کینزین‌های جدید، تغییر در تقاضای مؤثر را دلیل رشد تولید و به دنبال آن اثرگذاری بر اشتغال قلمداد می‌کنند. کینز اعتقاد دارد که اشتغال کامل عوامل تولید وضعیتی نادر در اقتصاد است و اغلب اقتصاد در شرایطی به جز اشتغال کامل قرار دارد. او اعتقاد دارد که مقدار کار عرضه‌ شده در اقتصاد علاوه بر آنکه تابعی از دستمزدهای واقعی است، به دستمزدهای اسمی نیز مرتبط است. این در حالی است که نئوکلاسیک‌ها تعادل را تنها در اشتغال کامل بررسی می‌کنند (سعدی و موسوی، 1392).

1). ماهیت فعالیت‌های اقتصادی کشور

فعالیت‌های اقتصادی کشورها به صورت کلی به دو بخش رسمی و غیررسمی تقسیم می‌شوند. بررسی این مقوله به لحاظ اقتصادی دارای اهمیت فراوانی برای برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران و متخصصین بازار کار است. بررسی رسمی اشتغال و بخش غیررسمی براساس نیاز برنامه‌ریزان و با هدف محاسبه شاخص‌هایی از جمله سهم و تعداد شاغلان دارای اشتغال رسمی و غیررسمی و سهم و تعداد شاغلان بخش رسمی و خارج از بخش رسمی و تغییرات آن‌ها طراحی شده است. این بررسی منطبق بر آخرین توصیه‌های سازمان بین‌المللی کار است و برای مقایسه بین‌المللی‌های شاخص رسمی و اشتغال و بخش غیررسمی، امکان بهتری را فراهم می‌کند (Mussurov et al., 2019). برخی افراد اشتغال غیررسمی را به اشتغال رسمی ترجیح می‌دهند؛ زیرا گزینه‌های احتمالی آن‌ها در بخش رسمی مشاغلی با‌ سطح درآمد پایین‌تری است؛ اما به‌طور معمول بخش رسمی دستمزد بالاتری از میانگین را به افراد پیشنهاد می‌کند که این مساله موجب ایجاد مازاد تقاضا برای این دسته از مشاغل خواهد شد. در نتیجه این موضوع، اشتغال رسمی برای برخی افراد قابل دسترس نخواهد بود (Mussurov et al., 2019)؛ بنابراین برخی از افراد زمانی که اشتغال رسمی را قابل دسترس نمی‌بینند به ناچار اشتغال غیررسمی را انتخاب می‌کنند (Dougherty & Escobar, 2019). در حالی که برخی دیگر از افراد با انتخاب و ترجیحات خود وارد اشتغال غیررسمی می‌شوند؛ زیرا از دید چنین افرادی اشتغال غیررسمی همیشه پدیده‌ای نامطلوب نیست.

مالونی[1] (2004)، نشان داد که اشتغال غیررسمی ممکن است توسط برخی از کارگران بر اشتغال رسمی ترجیح داده شود؛ زیرا از یک سو به آن‌ها استقلال بیش‌تر و آزادی عمل در برنامه کاری می‌دهد و از سوی دیگر، زمانی که هزینه‌های نظیر مالیات و تأمین اجتماعی برای کارگران بیش‌تر از ارزش خدماتی که در ازای آن‌ها دریافت می‌کنند، باشد، اشتغال غیررسمی می‌تواند برای نیروی کار مطلوب‌تر از اشتغال رسمی باشد؛ همچنین در حالتی که دولت شرایطی مشابه برای کارگران غیررسمی فراهم کند که قادر باشند تا از خدمات مشابه یا نزدیک به کارگران رسمی بهرهمند شوند، این موضوع موجب افزایش تمایل نیروی کار به فعالیت در اشتغال غیررسمی خواهد شد (Page & Madrigal, 2010)؛ علاوه بر این، در مواردی که شرکت‌های غیررسمی درآمد بالاتری از اشتغال‌های رسمی به افراد پیشنهاد کنند این امکان وجود دارد که افراد اشتغال غیررسمی را با انتخاب خود به اشتغال رسمی ترجیح می‌دهند (Kucera & Roncolato, 2008). در ادامه تعریف اشتغال بخش رسمی و غیررسمی ارائه شده است (مرکز آمار ایرن، 1399).

1-1. تعریف اشتغال در بخش رسمی

اشتغال در بخش رسمی شامل موارد زیر است: 1. افرادی که در دولت یا نهادهای حاکمیتی یا بخش عمومی یا تعاونی، سازمان‌های بین‌المللی یا مردم‌نهاد کار می‌کنند. 2. افرادی که در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کنند یا مالکیت محل کارشان، فرد یا خانوار باشد به شرط آنکه بنگاه ثبت حقوقی شده باشد یا بنگاه حسابداری داشته باشد (حساب و کتاب بنگاه ثبت شود) 3. افراد مزد و حقوق‌بگیری که در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کنند یا مالکیت محل کار شان فرد یا خانوار باشد در صورتی که حق بیمه‌ی بازنشستگی ایشان توسط کارفرما پرداخت شود یا درصورتی‌که محل کار ثابت باشد و کارکنان بنگاه 10 نفر و بیش‌تر باشند 4. افرادی که در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کنند یا مالکیت محل کارشان فرد یا خانوار باشد در صورتی که پاسخ پرسش ثبت فعالیت محل کارشان مشخص نباشد و بنگاه حسابداری نداشته باشد (حساب و کتاب نیز نگهداری نشود)، اگر افراد مزد و حقوق‌بگیر نباشند، درصورتی‌که محل کار ثابت باشد و کارکنان بنگاه 10 نفر و بیش‌تر باشند. از مجموع اعداد 4 شاخص گروه فوق اشتغال بخش رسمی حاصل می‌گردد.

1-2. تعریف اشتغال در بخش غیررسمی

اشتغال در بخش غیررسمی شامل موارد زیر است: 1. در صورتی که فرد در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کند یا مالکیت محل کار، فرد یا خانوار باشد، اگر فعالیت بنگاه ثبت نشده باشد 2. در صورتی که فرد در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کند یا مالکیت محل کار، فرد یا خانوار باشد، اگر بنگاه حسابداری نداشته باشد (حساب و کتاب بنگاه نگهداری نشود) و در مورد ثبت فعالیت بنگاه نیز اطلاعی نداشته باشد، اگر فرد مزد و حقوق‌بگیر باشــد؛ ولی برای وی از طرف کارفرما حق بیمه‌ی بازنشــســتگی پرداخت نشــود در صــورتی که محل کار ثابت باشــد و تعدادکارکنان بنگاه کم‌تر از 10 نفر یا اظهار نشده باشد 3. در صورتی که فرد در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کند یا مالکیت محل کار فرد یا خانوار باشد، اگر بنگاه حسابداری نداشته باشد (حساب و کتاب بنگاه نگهداری نشود) و در مورد ثبت فعالیت بنگاه نیز اطلاعی نداشته یا اظهار نشده باشد، اگر فرد مزد و حقوق‌بگیر نباشـــد (کارفرما، کارکن مســـتقل یا کارکن فامیلی بدون مزد) در صـــورتی که محل کار ثابت باشـــد و تعدادکارکنان بنگاه کم‌تر از 10 نفر یا اظهار نشده باشد. 4. در صورتی که فرد در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کند یا مالکیت محل کار، فرد یا خانوار باشد، اگر بنگاه حسابداری نداشته باشد (حساب و کتاب بنگاه نگهداری نشود) و در مورد ثبت فعالیت بنگاه نیز اطلاعی نداشته باشد، اگر فرد مزد و حقوق‌بگیر باشد؛ ولی برای وی از طرف کارفرما حق بیمه‌ی بازنشستگی پرداخت نشود، در صورتی که محل کار ثابت نباشد. 5. در صورتی که فرد در سازمان، بنگاه یا شرکت‌ها و موسسات خصوصی کار می‌کند یا مالکیت محل کار فرد یا خانوار باشد، اگر بنگاه حسابداری نداشته باشد (حساب و کتاب بنگاه نگهداری نشود) و در مورد ثبت فعالیت بنگاه نیز اطلاعی نداشته یا اظهار نشده باشد، اگر فرد مزد و حقوق‌بگیر نباشد (کارفرما، کارکن مستقل یا کارکن فامیلی بدون مزد)، در صورتی که محل کار ثابت نباشد. از مجموع اعداد 5 گروه فوق اشتغال در بخش غیررسمی حاصل می‌گردد.

2) وضعیت اشتغال در بخش رسمی و غیررسمی ایران

وضعیت اشتغال در بخش رسمی و غیررسمی ایران با نوسانات بالایی روبرو بوده است. شکل (2)، روند اشتغال در بخش رسمی و غیررسمی را به صورت نموداری نمایش می‌دهد.

 

 

شکل 2: روند اشتغال بخش رسمی و غیررسمی

منبع: مرکزآمار ایران، سال‌های مختلف.

 

با توجه به شکل (2)، مشاهده می‌گردد از لحاظ قدرمطلق اشتغال هر دو بخش رسمی و غیررسمی روند صعودی را از خود نمایش می‌دهند؛ اما با توجه به اینکه بخش اعظم این اشتغال می‌تواند ناشی از رشد جمعیت باشد لازم است به بررسی روند رشد این دو متغیر پرداخته شود. شکل (3)، این فرآیند را نمایش می‌دهد.

 

شکل ۳: روند رشد اشتغال بخش رسمی و غیررسمی

منبع: مرکزآمار ایران، سال‌های مختلف.

 

براساس شکل (۳) مشاهده می‌گردد در سال ۱۳۹۹با وقوع پدیده بیماری کرونا وضعت اشتغال بخش غیررسمی به شدت با افول روبرو بوده است؛ همچنین به خاطر حمایت دولت از بخش اشتغال در این بازه زمانی اشتغال بخش رسمی افزایش یافته است؛ همچنین با توجه به نتایج شکل (۳)، مشاهده می‌گردد نوسانات رشد بخش غیررسمی از بخش رسمی بیش‌تر است؛ که این امر می‌تواند ناشی از پایین بودن امنیت شغلی این بخش باشد؛ همچنین براساس نتایج عموماً روند تغییرات این دو شاخص تا حدود بالایی مشابه هم است؛ چرا که رونق اقتصادی در اقتصاد کشور به صورت همزمان موجب افزایش سطح اشتغال در هر دو بخش و رکود اقتصادی موجب کاهش رشد اقتصادی در هر دو بخش شده است. لازم به‌ذکر است همواره سطح اشتغال بخش غیررسمی از بخش رسمی بیش‌تر بوده است؛ در سال‌های اخیر به علت اتفاقاتی که در ادامه تشریح می‌گردد روند اشتغال در بخش رسمی افزایش و در بخش غیررسمی تا حدودی کاهش یافته است.

در بخش غیررسمی در سال‌های اخیر شوک‌های خارجی و سیاست‌گذاری‌های مختلفی اثرگذار بوده است. موج جدید تحریم‌ها که از ابتدای سال ۱۳۹۷ بر کشور تحمیل شد در کنار شیوع ویروس کرونا از اواخر سال ۱۳۹۸ مهم‌ترین شوک‌های خارجی تاثیرگذار بر بازار کار بوده‌اند. در کنار این موضوع قطعی مکرر برق در تابستان و گاز در زمستان، تعطیلی‌های ناشی از ناآرامی‌های اجتماعی موجب کاهش اشتغال در بخش غیررسمی شده است. در بخش رسمی نیز سیاست‌های اشتغال‌زایی دولت در قالب تبصره ۱۸ قانون بودجه از مهم‌ترین عوامل داخلی اثرگذار بر بازار کار بوده‌اند. طبق این تبصره قرار شده سالانه در قالب طرح‌های حمایتی، تولیدی، پیشران اقتصادی و دانش‌بنیان در بودجه‌های کلان اختصاص یابد تا موجب بهبود رشد اقتصادی و اشتغال گردد. براساس این رویکرد اشتغال در بخش رسمی در سال‌های اخیر تقویت شده است. شایان ذکر است افزایش اشتغال در قالب این تبصره در قالب شرکت‌های خصوصی (حساب و کتاب بنگاه ثبت شود)، رخ داده و در بخش افرادی که در دولت یا نهادهای حاکمیتی یا بخش عمومی یا تعاونی، سازمان‌های بین‌المللی یا مردم ‌نهاد کار می‌کنند؛ تغییر چندانی رخ نداده است.

 براساس شکل (۲)، مشاهده می‌گردد در سال ۱۳۹۹ با وقوع پدیده بیماری کرونا وضعت اشتغال بخش غیررسمی به شدت با افول روبرو بوده است؛ همچنین به خاطر حمایت دولت از بخش اشتغال در این بازه زمانی اشتغال بخش رسمی افزایش یافته است.

3) عوامل مؤثر بر اشتغال

با توجه به اینکه عوامل متعددی بر اشتغال مؤثرند و پرداختن به مبانی نظری و نحوه محاسبه آن‌ها در یک مقاله عملاً امکان‌پذیر نیست؛ در جدول (۱)؛ اسم هر عامل مؤثر بر اشتغال ارائه شده است (در صورت نیاز به مطالعه بیش‌تر می‌توان به این تحقیقات مراجعه نمود).

 

جدول ۱. متغیرهای مؤثر بر اشتغال[2] از دید تحقیقات داخلی و خارجی

 

4) پیشینه پژوهش

در ادامه اقدام به بررسی نتایج تحقیقات داخلی و خارجی صورت گرفته در راستای موضوع حاضر پرداخته شده است.

فانگ[3] و ها (2023)؛ به بررسی شواهد از حداقل دستمزد بر اعضای BRICS (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی)، پرداخت. براساس نتایج شواهد قابل‌توجهی از اثرات مثبت دستمزد در هر دو بخش رسمی و غیررسمی بدست آورد اگرچه اثرات نامطلوب بر اشتغال عموماً در بخش رسمی اندک است و تقریباً در بخش غیررسمی وجود ندارد.

شیخ و گایراو[4] (۲۰۲۰)؛ در مقاله‌ای با عنوان «اشتغال غیررسمی در هند: روایتی از دو تعریف عوامل مؤثر بر اشتغال غیررسمی را با بهره‌گیری از مدل لاجیت چند جمله‌ای و داده‌های سال ۲۰۱۱-۲۰۱۲ تعداد ۱۰۴۱۸۲ نفر از افراد شاغل ۱۵ تا ۶۰ سال در فعالیت‌های غیرکشاورزی را مورد بررسی قرار دادند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که صرف‌نظر از نحوه تعریف اشتغال غیررسمی، سطح تحصیلات کارگران، میزان آموزش فنی حرفه‌ای و جنسیت نقش مهمی در مشارکت افراد در بازار کار غیررسمی دارد. افزایش سطح تحصیلات، افزایش سطح آموزش فنی و حرفه‌ای رسمی و زن بودن میزان احتمال مشارکت افراد را در بازار کار غیررسمی کاهش می‌دهد.

پرز[5] (۲۰۲۰)؛ به بررسی تأثیر حداقل دستمزد بر دستمزدهای رسمی، دستمزدهای غیررسمی و اشتغال در کلمبیا پرداخته است. از افزایش غیرمنتظره حداقل دستمزد واقعی در طول سال 1999 برای شوک بهره گرفته شده است. اثرات منفی کوچکی بر اشتغال در بخش غیررسمی مشاهده گردید؛ اما در بخش رسمی نه. تأثیرات در بخش غیررسمی ناشی از تأثیرات بین بخشی نیست. نتایج نشان می‌دهد که حداقل دستمزد تأثیر مستقیمی بر بازار کار غیررسمی دارد.

ازغیر و همکاران (۱۴۰۱)؛ به بررسی تأثیر متغیرهای تحصیلات، نرخ باروری، نرخ ثبت‌ نام در مدرسه و نرخ مهاجرت بر نرخ مشارکت زنان در اقتصاد سوریه طی دوره زمانی 2019-2000 با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی پرداختند. نتایج برآوردها حاکی از آن است که متغیرهای تحصیلات و نرخ مهاجرت (با توجه به این که مردان بیش‌ترین درصد مهاجران را تشکیل می‌دهند)، تأثیر مثبت و معنادار بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان داشته و متغیرهای نرخ باروری و نرخ ثبت نام در مدرسه، تأثیر منفی بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سوریه دارند.

رسولی و همکاران (۱399)؛ با استفاده از مدل‌های پویا به بررسی نحوه اثرگذاری سیاست‌های پولی و مالی بر متغیر بیکاری در طی زمان پرداخته است. براساس نتایج TVP-DMA نرخ رشد مخارج دولت در ۹۲ دوره (از کل ۱۱۲ دوره)، تأثیر معناداری بر بیکاری داشته و مهم‌ترین عامل در ایجاد تغییرات این متغیر است. براساس نتایج TVP-DMAسیاست مالی (مخارج بخش عمرانی و جاری دولت، کل درآمدهای مالیاتی)؛ نسبت به سیاست‌های پولی (حجم پول و حجم نقدینگی و نرخ ارز)، اثرگذاری بیش‌تری بر نرخ بیکاری داشته‌اند. نتایج TVP-FAVAR، بیانگر این است، تمامی متغیرهای مؤثر بر بیکاری در بلندمدت موجب افزایش بیکاری شده‌اند. به‌عبارتی سیاست‌های اجرایی توانایی کاهش بیکاری را نداشته‌اند، ناسازگاری زمانی در اجرای سیاست‌ها و عدم توسعه در زیرساخت‌های بازار نیروی کار را، می‌توان از دلایل عدم اثرگذاری این متغیرها دانست.

 زروکی و همکاران (۱۴۰۰)؛ به بررسی تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال غیررسمی در مناطق شهری و روستایی ایران در فاصله سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ پرداختند. پردازش اولیه داده‌ها نشان می‌دهد به‌طور متوسط ۴۵/۱ درصد از شاغلین شهری و ۷۴/۶ درصد از شاغلین روستایی در مشاغل غیررسمی فعالیت دارند؛ همچنین نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش بر مبنای داده‌های شبه‌تابلویی و به شیوه اثرات تصادفی در رگرسیون لجستیک حاکی از آن است که در مناطق شهری و روستایی سطح تحصیلات و تأهل شاغلین اثر معکوس (مطلوب)، بر احتمال حضور آن‎ها در بخش غیررسمی دارد؛ همچنین رابطه U شکل میان سن و احتمال حضور شاغلین در بخش غیررسمی وجود دارد. ضمن اینکه مرد بودن در مناطق شهری و زن بودن در مناطق روستایی احتمال قرارگیری شاغلین را در بخش غیررسمی افزایش می‌دهد.

تحقیق حاضر از چند بعد با تحقیقات پیشین صورت گرفته در این حوزه متفاوت است. اول آنکه در این تحقیق به بررسی مدل‌سازی جداگانه برای هر بخش به صورت جداگانه پرداخته شده است. دوم آنکه تعداد متغیرهای توضیح دهنده در این مقاله به صورت جامع‌تری در نظر گرفته شده است و به ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مؤثر بر اشتغال پرداخته شده است. بعد سوم استفاده از رویکردهای میانگین‌گیری بیزین غیرخطی در برآورد مدل‌های اشتغال در بخش‌های مختلف است.

روش و داده‌های پژوهش

روش انجام این تحقیق کاربردی است. افق زمانی این پژوهش‌، یک دوره ۳۰ ساله از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۹ شمسی برای ایران است، داده‌های تحقیق حاضر از بانک جهانی؛ بانک مرکزی و مجمع جهانی اقتصاد استخراج شده است. در اکثر مطالعات مربوط به اشتغال غیررسمی از ریز داده های طرح درآمد- هزینه خانوار استفاده شده است. لازم است توضیح داده شود که برای تفکیک اشتغال رسمی و غیررسمی از آمار ارائه شده توسط مرکزآمار ایران بهره گرفته شده است. در جدول (۱)؛ خلاصه متغیرهای به کار رفته شده در تحقیق حاضر ارائه شده است. در این تحقیق از سه روش بهره گرفته شده است. سه روش مدل میانگین‌گیری پویای پارامتر متغیر زمان TVP-DMA، پویای میانگین‌گیری انتخابی پارامتر متغیر زمان TVP-DMS و متوسط‌گیری مدل بیزی (BMA) در مباحث اقتصادسنجی مهم‌ترین رقیب هم در حوزه مدل‌سازی رفتار یک متغیر هستند. به‌عبارتی این سه رویکرد رقیب یکدیگر هستند و از میان این سه رویکرد، یکی از این رویکردها جهت مدلسازی رفتار متغیر یک متغیر مورد استفاده قرار می‌گیرند. رویکرد TVP-DMA و TVP-DMS زمانیکه نوسانات اطلاعات در داده‌ها کم‌تر باشد؛ عموماً مناسب‌تر هستند و در داده‌هایی که نوسانات داده‌ها بالاتر هستند. در این مرحله اقدام به تعیین رویکرد بهینه جهت شناسایی مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر اشتغال بخش رسمی شده است. به‌عبارتی این جدول بیانگر این است که از میان سه رویکرد رقیب کدام رویکرد جهت مدل‌سازی رفتار اشتغال مناسب‌ترند. این مرحله با پیش‌بینی درون نمونه‌ای صورت گرفته است.

معرفی روش TVP-DMA و TVP-DMS

شکل استاندارد مدل‌های فضا - حالت[6] به‌صورت زیر است:

             

 

(۱)

                                                              

که در آن  متغیر وابسته،  یک بردار  از تخمین‌زن‌های متغیر توضیحی مدل و  یک بردار  از ضرایب (حالات) است، مقادیرو  که دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و به ترتیب واریانس  و است. این مدل‌ها دارای مزایای زیادی هستند که عمده‌ترین آن‌ها این است که امکان تغییر ضرایب تخمینی را در هر لحظه‌ی زمان فراهم می‌کنند؛ اما عیب آن‌ها این بود که هرگاه  زیاد بزرگ می‌شد تخمین‌ها چندان قابل ‌اعتماد نخواهد بود. مدل‌های تعمیم‌یافته  مانند  نیز همین مشکلات را دارند.  در این مدل توسط وئو[7] و دیگران (۲۰۰۸)، صورت پذیرفت، شامل ورود نااطمینانی رفتار تخمین زن‌ها که مدل آن‌ها به شکل زیر بود:

(۲)        

 

که در آن و ،  امین عنصر  و  هستند. نکته اضافه‌شده به مدل آن‌ها وجود متغیر  است که امکان تغییر در طول زمان را نداشته و تنها حکم یک متغیر دائمی را دارد که می‌تواند برای هر تخمین‌زن عدد یک یا صفر را بپذیرد.  در ادامه روش  را ارائه شد که همه محدودیت‌های روش‌های پیشین را برطرف می‌نمود. در واقع این روش می‌توانست مدل‌های حجیم را در هر لحظه از زمان تخمین زده و امکان تغییر متغیرهای ورودی به مدل را در هر لحظه از زمان فراهم آورد. برای توصیف اینکه فرآیند روش  چگونه است فرض می‌شود که  مدل زیر مجموعه از متغیرهای  به‌عنوان تخمین‌زن وجود دارند و با  بیانگر  مدل زیرمجموعه فوق هستند، بر این اساس با فرض وجود  مدل زیرمجموعه در هر مقطع از زمان، مدل فضا-حالت به ‌صورت زیر توصیف می‌شود:

             

 

(۳)        

 

 

در این معادلاتوو  بیانگر این است که هر مدل در کدام مقطع زمانی کاربرد بهتری برای پیش‌بینی اشتغال دارد. به‌عبارتی در این رویکرد، مدل بهینه‌ای در کل بازه زمانی تحقیق وجود ندارد و در هر بازه زمانی می‌توان از یک مدل بهره گرفت. روشی که امکان تخمین یک مدل متفاوت را در هر لحظه‌ای از زمان فراهم آورد، مدل پویای میانگین‌گیری نامیده می‌شود (Koop, & Korobilis, 2012). در بیان تفاوت مدل‌های پویای DMA و DMS در پیش‌بینی یک متغیر در زمان  براساس اطلاعات  می‌توان گفت که با ، مدل  شامل محاسبه  و میانگین‌گیری از پیش‌بینی مدل‌ها براساس احتمال فوق است؛ در حالی ‌که  شامل انتخاب یک مدل با بیش‌ترین احتمال و پیش‌بینی مدل با حداکثر احتمال خواهد بود.

معرفی مدل میانگین‌گیری بیزین

یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که محققان مدل‌ساز با آن سر و کار دارند، اختلاف دیدگاه در مورد متغیرهای بالقوه‌ای است که می‌توانند در مدل توضیحی لحاظ شوند؛ البته این اختلاف‌نظرها در اغلب موارد حتی منجر به تفاوت در نتیجه‌گیری‌ها نیز شده است. تاکنون اقتصادسنجی‌دانان در راستای حل این مشکل بسیار تلاش کرده‌اند. به‌عنوان مثال، یکی از راه‌حل‌های ارائه شده توسط آن‌ها، انجام آزمون‌های متوالی به منظور زائد یا اضافه کردن متغیرهای حذف شده به مدل و آزمون فرضیه در خصوص معنی‌داری آن‌ها است؛ اما روش‌های مزبور به دلیل عدم اعتبار آزمون فرضیه در تصریحات نادرست و خطاهای تجمیعی و متوالی نتایج رضایت‌بخشی به دست نمی‌دهند. راه‌حل بیزی برای مسئله نااطمینانی، متوسط‌گیری مدل بیزی (BMA)، نام دارد، که در آن مقادیر موردنظر، اغلب از طریق متوسط‌گیری وزنی مقادیر مدل‌های خاص محاسبه می‌شوند. وزن‌ها بستگی به میزان حمایت داده‌ها از مدل موردنظر دارند که توسط احتمال‌های پسین[8] هر مدل اندازه‌گیری می‌شوند.  این متدولوژی از اواسط دهه ۱۹۹۰ و با پیشرفت‌های حاصله در علوم مرتبط با رایانه و محاسبات پیچیده ریاضی به نحو گسترده‌ای در بسیاری از علوم، من جمله اقتصاد به کار گرفته شده و هر روز نیز بر شمار استفاده‌کنندگان آن افزوده می‌گردد. استفاده از این شیوه و روش‌های بسط یافته آن در سال‌های اخیر (بعد از سال ۲۰۰۰ میلادی)، به منظور بررسی نااطمینانی مدل در رگرسیون‌های رشد مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. اصل اساسی در این روش آن است که با مدل‌ها و پارامترهای مرتبط با آن به‌عنوان عوامل تصادفی رفتار کرده و توزیع آن‌ها را بر مبنای اطلاعات قبلی برآورد می‌نماید. فرآیند انجام تحقیق به شرح شکل (۴)، است:

 

شکل ۴. تفاوت فرآیند مدل‌های میانگین‌گیری بیزین و مدل‌های سنتی

 

همانگونه که مشاهده می‌گردد در روش کلاسیک تنهای یک نمونه‌گیری صورت خواهد گرفت در حالی که در روش بیزین به علت خاصیت برآورد مدل‌های متعدد تا رسیدن به سطح آستانه بهینه و تشخیص متغیر مهم این فرآیند تکرار خواهد شد. در نتیجه خطای تصریح مدل در این روش حذف خواهد شد. چارت زیر فرآیند کدنویسی مدل در نمودار زیر ارائه شده است.

 

شکل ۵. الگوریتم مدل میانگین‌گیری بیزین

 

M تعداد متغیرهای غیرشکننده از دیدگاه محقق؛ Mi تعداد کل متغیرها، Si توزیع پیشین، Sf توزیع پسین. نمودار فوق بیان می‌دارد مدل زمانی به تعادل می‌رسد که متغیرهای غیرشکننده دارای احتمال پسین بیش‌تری نسبت به احتمال پیشین باشند و سطح آستانه[9] را گذارنده باشند.

همانگونه که مشاهده می‌گردد تا احتمال حضور متغیر در مدل بهینه از سطح آستانه عبور ننماید؛ برآورد مدل ادامه خواهد یافت. در نتیجه تنها متغیرهایی در مدل حضور خواهند داشت که سطح آستانه[10] را برآورده نمایند.

 

یافته‌ها

قبل از برآورد مدل لازم است نوع مدل بهینه شناسایی گردد. با توجه به اینکه مدل برآوردی تحقیق حاضر یک مدل بیزین است. مدل ریاضی برای تحقیق حاضر متصور نیست. مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر اشتغال در جدول (1)، ارائه شده است. مدل مفهومی تحقیق حاضر به صورت زیر قابل بیان است:

 

شکل 6. مدل مفهومی تحقیق

 

دوره زمانی آموزش پیش‌بینی از ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۲ و در دوره زمانی بررسی عملکرد پیش‌بینی از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ می‌باشد. به منظور ارزیابی عملکرد پیش‌بینی (MSFE)، از مربع میانگین خطای پیش‌بینی (MAFE) قدرمطلق میانگین خطای پیش‌بینی (MAFE)، میانگین درصد قدر مطلق خطای پیش‌بینی (MAPE)، تورش خطای پیش‌بینی (Bias) و واریانس خطای پیش‌بینی (FEV) و مجموع لگاریتم احتمالات پیش‌بینی (PL)Log استفاده شده است. جدول (2) بیانگر عملکرد اشتغال در مدل‌های مختلف در سه افق پیش‌بینی ، می‌باشد. در افق پیش‌بینی  با بررسی معیارهای (MSFE)، (MAFE)، (MAPE) و (FEV) مدل  و با معیار (Bias) مدل   بهینه بودند.

جدول ۲. معیارهای عملکرد پیش‌بینی در افق‌های مختلف برای بخش رسمی[11]

با بررسی مدل‌های مبتنی بر DMA و DMS با استفاده از معیار (PL)Log، این نتیجه حاصل شد که در تمامی افق‌های پیش‌بینی مدل ،  مدل بهینه‌ای است. با توجه به اینکه مدلی در پیش‌بینی دارای ثبات است که در بازه‌های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت از دقت بالاتری برخوردار باشد. در نتیجه برای اطمینان از این امر در بازه‌ها زمانی کوتاه مدت (یک ساله h=1)، میان مدت (چهار ساله h=4) و بلندمدت (8 ساله h=8) پرداخته شده است. به‌عبارتی برای انتخاب از بین مدل‌های مورد بررسی با استفاده از معیارهای پیش‌بینی از بخشی از داده‌ها برای برآورد مدل و از بخشی برای پیش‌بینی جهت ارزیابی عملکرد مدل‌‌ها استفاده می‌شود و در نهایت از مدلی که بالاترین دقت را داشته است؛ جهت تعیین مهم‌ترین متغیرهای غیرشکننده مؤثر بر اشتغال بخش رسمی بهره گرفته شده است.

براساس نتایج مدل BMA در تمامی حالت‌ها از عملکرد مطلوب‌تری جهت تبیین اشتغال بخش رسمی ایران برخوردار است. در نتیجه، در ادامه به بررسی نتایج مدل BMA پرداخته می‌شود. در این رویکرد ابتدا تمامی حالت‌های ممکن حضور متغیرهای توضیحی بر روی متغیر وابسته رگرسیون می‌گردد. به پیروی از سالایی مارتین[12] (1997) مقدار k در این مقاله مساوی ۱۰ در نظر گرفته شده است. این عدد بازگوکننده‌ی این مطلب است که انتظار می‌رود در نهایت ۱۰ متغیر به‌عنوان متغیرهای غیرشکننده توسط فرآیند محاسبات معرفی شود؛ اما کاملاً روشن می‌باشد که امکان دارد در نهایت تعداد کم‌تر و یا بیش‌تر از ۱۰ متغیر غیرشکننده باشند. در ابتدا با به دست آوردن نمونه‌ای شامل ۱ میلیون رگرسیون از فضای مدل، ضرایب و احتمال پسین هر متغیر محاسبه شد. در ادامه ۱ میلیون رگرسیون به نمونه‌ی اول اضافه شده و محاسبات برای 2 میلیون رگرسیون انجام شد و ضرایب و احتمالات پسین به دست آمد. با ادامه‌ی این روند در نمونه‌ای که شامل 5 میلیون رگرسیون بود، همگرایی حاصل گردید. بر این اساس دیگر نیازی به افزایش حجم نمونه جهت تعیین متغیرهای غیرشکننده وجود ندارد (جدول ۳). جهت غیرشکننده معرفی نمودن یک متغیر دو شرط لازم است تحقق یابد. 1) افزایش احتمال پسین هر متغیر نسبت به احتمال پیشین. ۲) بالا بودن سطح احتمال پسین از سطح آستانه تعریف شده («سطح آستانه اولیه=۱۰تقسیم بر 43=232/0»).

شایان ذکر است که در مرحله‌ی اول به دلیل فرض عدم اطمینان مدل، از اطلاعات غیر داده‌ای و در مرحله‌ی دوم به دلیل دستیابی سریع‌تر به هم‌گرایی از اطلاعات دادهای استفاده شد؛ همچنین متغیرهایی که احتمال پسینی کم‌تر از احتمال پیشین در نظر گرفته شده داشتند، به دلیل شکننده بودن در مقابل سایر متغیرها از مدل خارج شدند (در مرحله‌ی اول ۱۹ متغیر غیرشکننده بودند که در مرحله‌ی دوم با این متغیرها که احتمال پسین بیش‌تری نسبت به احتمال پیشین داشته‌اند محاسبات را ادامه می‌دهیم).

 

 

جدول ۳. مرحله اول فرایند نمونه‌گیری با فرض  در بخش اشتغال اقتصاد رسمی

 

منبع: محاسبات محقق

 

در مرحله‌ی اول با استفاده از شروط دو گانه فوق، جهت تعیین نمودن متغیرهای غیرشکننده، 25 متغیر انتخاب شدند. یعنی 25 متغیر مقدار احتمال پسین بیش‌تری نسبت به احتمال پیشین داشتند و این 25 سطح احتمال پسین بالاتر از سطح آستانه 232/0 داشتند. در ادامه تمامی مراحل انجام شده در مرحله اول را در مرحله دوم بر روی 25 متغیر باقیمانده اعمال خواهیم نمود. در مرحله دوم نیز ابتدا یک نمونه شامل 5 میلیون رگرسیون بر روی 25 متغیر منتخب اعمال شده و محاسبات ضرایب و احتمالات پسین صورت گرفته است. در ادامه با اعمال دو شرط مذکور «سطح آستانه ثانویه=10تقسیم 25=4/0»؛ مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر اشتغال شناسایی خواهند شد. نتایج در جدول (4)، می‌توان دید.

در نهایت با استفاده از شروط، جهت تعیین نمودن متغیرهای غیرشکننده، 11 متغیر انتخاب شدند. یعنی 11 متغیر مقدار احتمال پسین بیش‌تری نسبت به احتمال پیشین داشتند و این 11 متغیر سطح احتمال پسین بالاتر از سطح آستانه 4/0 داشتند. با توجه به اینکه K محاسباتی به K پیشنهادی بسیار نزدیک است محاسبات را متوقف خواهیم نمود.

جدول 4. مرحله دوم فرآیند نمونه‌گیری و محاسبات با فرض  در بخش اشتغال رسمی

 

 

منبع: محاسبات محقق

 

از آن جهت که در حضور بقیه‌ی متغیرها 10 متغیر منتخب شدند، این متغیرها نیرومند یا غیرشکننده نامیده می‌شوند و بقیه‌ی متغیرها را که احتمال ورود پسین کم‌تری از احتمال پیشین دارند را شکننده می‌نامند. با توجه به جدول (5)، مشهود است که متغیرهای 10 گانه در حضور همه‌ی متغیرها احتمال پسین ورود بیش‌تری نسبت به احتمال پیشین خود یافته‌اند و به دلیل افزایش حدس ما برای حضور این 10 متغیر در مدل، اثر این متغیرها روی اشتغال قابل بررسی بوده و به‌عبارت دیگر این متغیرها بامعنی می‌باشند. به ترتیب در ستون سوم و چهارم، ضرایب پسین و انحراف معیارهای پسین متغیرها بیان شده است و در ستون آخر آماره‌ی نسبت آماره t هر متغیر ارائه شده است.

جدول 5. اولویت‌بندی متغیرهای مؤثر بر اشتغال در بخش رسمی در مدل بهینه

 

منبع: محاسبات محقق

 

 

براساس نتایج متغیرهایی که بالاترین نسبت آماره T را داشته باشند از اهمیت بالاتری در مدل اشتغال رسمی دارند. اولویت اثرگذار متغیرهای مؤثر بر مدل اشتغال رسمی در ستون آخر نمایش داده شده است.

 

شکل 7. مراحل تعیین متغیرهای غیرشکننده در مدل اشتغال رسمی

 

 در ادامه جهت ایجاز در کلام تنها نتایج نهایی برآورد مدل ارائه شده است. در بخش غیررسمی تحصیلات، شاخص فضای کسب و کار، ارزش افزوده بخش خدمات، سیکل‌های تجاری، شاخص جهانی شدن اقتصادی (KOF)، تورم تولید‌کننده، بهره‌وری نیروی کار، نرخ بهره، مخارج عمرانی دولت، درآمدهای نفتی و تحریم مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر اشتغال هستند.

 

جدول 6. اولویت‌بندی متغیرهای مؤثر بر اشتغال در بخش غیررسمی در مدل بهینه

 

منبع: محاسبات محقق

بحث و نتیجه‌گیری

با توجه به ماهیت متفاوت عوامل مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی براساس نظریه بازار کار دوگانه، طراحی مدل جداگانه برای هر یک از این بخش‌ها ضروری به نظر می‌رسد. بر این اساس هدف تحقیق حاضر مدل‌سازی عوامل مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی ایران  با استفاده از رویکردهای میانگین‌گیری بیزین غیر خطی است.

در این پژوهش 43 متغیر مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی وارد مدل میانگین‌گیری بیزین گردیدند. نتایج بیانگر این است که از میان مدل‌های BMA، TVP-DMA و TVP-DMS، مدل BMA به‌عنوان کاراترین مدل تعیین گردید. براساس مدل BMA، 11 متغیر غیرشکننده مؤثر بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی[13] شناسایی شدند. براساس نتایج عوامل مختلفی بر اشتغال بخش رسمی و غیررسمی اثرگذار است. براساس نتایج در بخش رسمی تحصیلات، ارزش افزوده بخش خدمات، رشد اقتصادی، شاخص تغییر ساختاری، دستمزد واقعی، تورم مصرف‌کننده، مخارج جاری دولت، خصوصی‌سازی، حداقل دستمزد، درآمدهای نفتی و تحریم؛ اثرگذارتری بیش‌تری دارند. در بخش غیررسمی تحصیلات، شاخص فضای کسب و کار، ارزش افزوده بخش خدمات، سیکل‌های تجاری، شاخص جهانی شدن اقتصادی (KOF)، تورم تولیدکننده، بهره‌وری نیروی کار، نرخ بهره، مخارج عمرانی دولت، درآمدهای نفتی و تحریم مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر اشتغال هستند؛ همچنین براساس در مدل اشتغال رسمی متغیرهای دستمزد واقعی، تورم مصرف‌کننده، مخارج جاری دولت، حداقل دستمزد و تحریم تأثیر منفی و متغیرهای تحصیلات، ارزش افزوده بخش خدمات، رشد اقتصادی، شاخص تغییر ساختاری، خصوصی‌سازی و درآمدهای نفتی تأثیر مثبتی بر اشتغال این بخش دارند. در مدل اشتغال غیررسمی متغیرهای سیکل‌ها تجاری، تورم تولید کننده و تحریم‌ها تأثیر منفی و متغیرهای تحصیلات، شاخص فضای کسب و کار، ارزش افزوده بخش خدمات، شاخص جهانی شدن اقتصادی (KOF)، بهره‌وری نیروی کار، مخارج عمرانی دولت و درآمدهای نفتی تأثیر مثبتی بر اشتغال این بخش دارند. براساس نتایج تحقیق توصیه‌های سیاستی تحقیق در سه سطح قابل ارائه است.

الف: پیشنهادات اشتغال بخش رسمی: با توجه به اهمیت متغیر سیاست‌های ساختاری پیشنهاد می‌شود دولت از گسترش اشتغال بخش غیررسمی حمایت نماید؛ چرا که از یک طرف موجب کاهش هزینه‌های جاری دولت شده و از سوی دیگر موجب متعادل شدن وضعیت بازار کار می‌شود. براساس نتایج رشد اقتصادی عموماً تأثیر مثبتی بر افزایش اشتغال داشته است. با توجه به اینکه مزیت نسبی در کشور ایران نیروی کار فراوان و ارزان است پیشنهاد می‌گردد ترکیب تولید در کشور به سمت صنایع کاربر سوق داده شود.

پیشنهاد می‌گردد دولت با تعیین مسیری مناسب در زمینه خصوصی‌سازی و بهبود فضای کسب و کار و شاخص حکمرانی خوب؛ فضا را برای بازار نیروی کار فراهم نماید. دولت می‌تواند از یک طرف به واسطه کاهش مخارج و کاهش حضور در اقتصاد، به بخش خصوصی فرصت سرمایه‌گذاری بدهد و از طرف دیگر با در پیش گرفتن سیاست کاهش درآمدهای مالیاتی به واسطه اعطاء معافیت به این سرمایه‌گذاران، رشد اقتصادی را در اقتصاد افزایش دهد و به تبع آن اشتغال را افزایش دهد. با توجه به تأثیر نامساعد مخارج جاری دولت باید سیاست انبساط مالی از طریق افزایش مخارج را متوقف نماید و براین اساس بسته محرک مالی به صورت کاهش درآمدهای مالیاتی و کاهش مخارج دولت را انتخاب کند.

ب: پیشنهادات بخش غیررسمی: سیاست‌های حمایتی بیمه‌ای در بخش غیررسمی و افزایش تعامل آن با بخش رسمی شرایط را برای تبدیل اشتغال بخش غیررسمی به اشتغال بخش رسمی در بلندمدت فراهم می‌کند. پیشنهاد می‌شود دولت با همکاری بانک مرکزی باافزایش اعتبارات بانکی اشتغال در بخش غیررسمی را تقویت نماید.

 لازم است توجه دولت به سیاست توسعه صادرات باز معطوف گردد که در این مسیر با تسهیل فضای کسب‌وکار برای بخش خصوصی و پرهیز از سیاست‌های موقتی و ناکارآمد همچون طرح‌های خود اشتغالی به بهبود اشتغال غیررسمی کمک کند. دولت باید سهم بیش‌تری از تولید ناخالص داخلی را به ایجاد فرصت‌های شغلی بیش‌تر و افزایش اشتغال اختصاص دهد. با بررسی آمار هزینه‌های جاری و عمرانی به این نتیجه می‌رسیم که بودجه هزینه‌های جاری به صورت پایدار از بودجه هزینه‌های عمرانی بیش‌تر بوده است و سیاست‌گذارن و صاحب نظران در بحث تدوین بودجه باید به این امر دقت کنند که کاهش بودجه هزینه‌های عمرانی باعث کاهش اجرای پروژهای عمرانی و به تبع آن کاهش اشتغال و فقر در جامعه می‌شود.

ج: پیشنهادات مشترک: با توجه به اینکه فعالیت در حوزه خدمات به میزان سرمایه کم‌تری نیاز دارد، سیاست‌های تشویقی و حمایتی دولت در این حوزه می‌تواند موجب بهبود اشتغال در سطح بالاتری گردد. پیشنهاد می‌شود با سیاست‌های حمایتی و تشویقی مانند افزایش سطح دستمزد تحصیل‌کرده در بخش صنعت نسبت به میانگین دستمزد بخش خدمات؛ سهم افراد تحصیل‌کرده در بخش خدمات کاهش یابد و به بخش صنعت منتقل شوند؛ چرا که در حوزه خدمات عموماً مهارت براساس تجربه بوده و در بخش صنعت ترکیبی از دانش و تجربه به صورت همزمان لازم است. شرایط فعلی حاکم بر اقتصاد ایران مبنی بر تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه کشور و ضرورت پیاده‌سازی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی از طریق افزایش حمایت از تولیدات داخلی، تلاش در راستای فراهم کردن زیرساخت‌های مناسب تولید به ویژه در صنایع کارخانه‌ای (به‌عنوان موتور محرکه رشد و توسعه اقتصادی و پیشران اقتصاد)؛ را در صدر اولویت‌های دولتمردان قرار داده است توصیه می‌گردد اشتغال و تاثیرات سیاست صنعتی بر آن مورد اهتمام قرار گیرد.

با توجه به اینکه بخش اعظم تأمین ارز در کشور ناشی از فروش درآمدهای نفتی است. افزایش یا کاهش درآمدهای نفتی هر یک از کانال‌های مختلفی بر اشتغال بخش غیررسمی و بخش رسمی تأثیر مستقیم می‌گذارند. در نتیجه با افزایش درآمدهای نفتی از طریق تبدیل دلارهای نفتی به ریال و ورود آن به چرخه اقتصاد کشور، در کنار عدم تحرک‌‌پذیری طرف عرضه اقتصاد، به افزایش اشتغال منجر شود. از سوی دیگر کاهش درآمدهای نفتی نیز از طریق کاهش واردات و تأثیر مستقیم بر طرف عرضه و همچنین بروز کسری بودجه (و در برخی موارد رشد نقدینگی)، به افزایش همزمان تورم و کاهش اشتغال دامن زده است. بر این اساس به نظر می‌رسد افزایش و کاهش‌های شدید درآمدهای نفتی هر یک تأثیر فزاینده‏ای از کانال‏های مختلف بر اشتغال اقتصاد ایران برجای گذارده‏اند؛ همچنین باید عنوان داشت که راه‌کار بلندمدت قطع ارتباط بین درآمدهای نفتی و اشتغال در اقتصاد ایران، تنوع‌ بخشی به تولید و صادرات و تقویت تولیدات صادرات‌گرا است؛ همچنین در کوتاه‏مدت نیز باید نسبت به ورود درصد مشخص از درآمدهای نفتی به چرخه اقتصاد کشور مبادرت کرد؛ البته ایده چنین تفکری در ایجاد صندوق توسعه ملی وجود دارد؛ اما نکته مهم‏تر پایبندی و عزم جزم برای التزام به رعایت چنین امر خطیر و مهمی است.

 

[1]. Maloney

[2]. اشتغال در تحقیق حاضر براساس تعداد شاغلین در نظر گرفته شده است. لازم به‌ذکر است با توجه به عدم تطابق واحد سنجش متغیرهای تحقیق تمامی داده‌های تحقیق به صورت نرمال در مدل وارد شده‌اند.

[3]. Fang

[4]. Sheikh & Gaurav

[5]. Pérez

  1. State – Space Methods

[7]. Wu

[8]. Posterior Probability

[9] . منظور از سطح آستانه بیانگر میزانی است که یک متغیر با عبور از این سطح، به‌عنوان متغیری اثرگذار بر اشتغال وارد مدل بهینه می‌گردد. سایر متغیرها که این آستانه را در ننمایند، از مدل بهینه کنار گذاشته می‌شوند.

[10]. Critreia

[11]. نماد  X در تحقیق حاضر اشاره به متغیرهای 43 گانه موثر بر اشتغال دارد. α اشاره به میزان تأسی پذیری ضریب متغیرهای موثر بر اشتغال در دوره جاری از دوره گذشته خودشان است. λ اشاره به میزان تأسی پذیری احتمال حضور متغیرهای موثر بر اشتغال در دوره جاری از دوره گذشته خودشان دارد.

[12]. Xavier X. Sala-I-Martin

[13]. متغیرهای غیرشکننده متغیرهایی هستند که در اکثریت مدل‌های برآوردی بامعنی بوده و این متغیرها در حضور بقیه متغیرها اثر خود را حفـظ کرده و به عبارتی غیرشکننده می‌باشند. لازم به‌ذکر است ثبات علامت اثرگذاری نیز در این تعریف گنجانده می‌شود. به عبارتی متغیری غیرشکننده است که؛ زمان حضور در مدل‌های رگرسیونی بر متغیر وابسته عموماً تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد و در هر مدل به صورت تصادفی تغییر علامت ندهد. به عبارتی این تعریف به مهم‌ترین متغیرهای موثر بر یک عامل اشاره دارد؛ اما به دلیل آنکه از رویکرد بیزین جهت تعیین این متغیرها بهره گرفته می‌شود؛ منظور متغیرهایی است که بالاترین احتمال حضور را در مدل مطلوب اشتغال رسمی و غیررسمی دارند.

ازغیر، ناریمان؛ ورهرامی، ویدا. (1401). بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت زنان در بازار کار: مطالعه موردی کشور سوریه. اقتصاد و الگوسازی، 13(1)، 153-178. https://ecoj.sbu.ac.ir/article_102340.html
امینی میلانی، مینو، علیپور، محمد صادق و محمودزاده، علیرضا (1400). ارزیابی سیاست‌های اشتغال در ایران. مطالعات و سیاست‌های اقتصادی، 8(1)، 83-110. https://doi.org/10.22096/esp.2021.127205.1343  
امینی، علیرضا، و نیک بین، بهنام. (1399). برآورد و تحلیل تابع اشتغال برحسب سطح سواد و پیش بینی اشتغال تا سال 1400. برنامهریزی و بودجه، 25(2)، 59-90.  http://dx.doi.org/10.52547/jpbud.25.2.59
ایزدخواستی، حجت، جواهردهی، سمانه و عبداللهی، مسعود. (1396). تحلیل عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر بیکاری در استان‌های ایران: با تأکید بر اعتبارات هزینه‌ای و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای، اقتصاد و الگوسازی، 8(32)، 1-30. https://ecoj.sbu.ac.ir/article_67489.html
باصری، بیژن، و روشنی یساقی، نوریه. (1393). بررسی عوامل مؤثر بر اشتغال زایی صنایع کوچک در استان گلستان. اقتصاد مالی، 8(26)، 113-131. https://sanad.iau.ir/fa/Article/1063019
بختیاری، صادق؛ کوبگاهی، خجسته. (1390). اشتغال در بازار کار غیررسمی و عوامل مؤثر بر آن در ایران (1385-1351)، جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی، 8(15)، 117-138. https://iee.rihu.ac.ir/article_242.html  
جعفری‌صمیمی، احمد؛ قادری، سامان؛ قادری، صلاح الدین؛ کتابی، طه. (1392). بررسی اثر بازبودن تجاری و جهانی شدن اقتصادی بر اشتغال: رویکرد آزمون کرانه ها، تحقیقات مدلسازی اقتصادی، ۴(۱۳)، ۱-۲۶. http://jemr.khu.ac.ir/article-1-489-en.html
دلیری، حسن. (1398). آینده‌پژوهی اشتغال و بیکاری با رویکرد سیاست‌های کلی اشتغال. سیاست‌های راهبردی و کلان، 7(27)، 346-371. https://doi.org/10.32598/JMSP.7.3.2
رسولی، محمد؛ ابریشمی، حمید؛ اصفهانیان، هما؛ مهرآرا، محسن. (1399). پیش‌بینی نحوه اثرگذاری سیاست‫‌های پولی و مالی بر نرخ بیکاری در اقتصاد ایران، تحقیقات اقتصادی، 55(2)، 321-345.  https://doi.org/10.22059/jte.2020.77896
زروکی، شهریار، یدالهی اطاق‌سرا، مستانه، یوسفی بارفروشی، آرمان. (1400). تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال غیررسمی مناطق شهری و روستایی در ایران (با رویکرد داده‌های شبه تابلویی). پژوهش‌های اقتصادی ایران، 26(89)، 129-95. https://doi.org/10.22054/ijer.2021.60905.979
سعدی، محمدرضا، و موسوی، میرحسین. (1392). بررسی عوامل و سیاست های مؤثر بر اشتغال نیروی کار. پژوهشنامه اقتصادی، 13(49)، 177-198. https://joer.atu.ac.ir/article_912.html  
سیدنورانی، سیدمحمدرضا، و محمدپور، حسن. (1397). تأثیر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در اشتغال در کشورهای عضو OECD و کشورهای درحال توسعه. اقتصاد و تجارت نوین، 13(2 )، 79-53. https://jnet.ihcs.ac.ir/article_3210.html
صمصامی، حسین، و اردیزی، حسن. (1399). عوامل مؤثر بر تغییرات سهم اشتغال بین دو بخش خدمات و صنعت-معدن. بررسی مسائل اقتصاد ایران، 7(1)، 162-133. https://doi.org/10.30465/ce.2020.5968
عزتی، مرتضی؛ حیدری، حسن؛ مریدی، پروین. (1399). بررسی اثر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و اشتغال بخش صنعت ایران، سیاست‌های راهبردی و کلان، 8(29)، 65-38. https://doi.org/10.30507/jmsp.2020.102274  
غفاری فرد، محمد؛ ملکی نصر، هاشم؛ حاذق، سیدمحمد. (1400). اثر شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان بر کنترل بیکاری (مطالعه موردی استان های ایران). رهیافت، 31(81)، 108-91. https://doi.org/10.22034/rahyaft.2021.10593.1180
کریمی موغاری، زهرا؛ جهان‌تیغ، الهام. (1393). عوامل مؤثر بر اشتغال غیررسمی زنان جوان در ایران، مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان، 12(3)، 140-115.https://doi.org/10.22051/jwsps.2015.1490
کریمی موغاری، زهرا؛ زروکی، شهریار؛ احمدی، زریان. (1397). تبیین و برآورد اشتغال غیررسمی و تحلیل عوامل مؤثر بر آن. اقتصاد کاربردی، 8(26)، 15-1. https://sanad.iau.ir/Journal/jae/Article/804135
مرکز آمار ایرن، (1399). نتایج تفصیلی اشتغال و بخش رسمی و غیررسمی 1399 – 1398.   https://amar.org.ir/statistical-information/statid/27764
Amini A, Nikbin B. (2020). Estimation and analysis of labor demand function in terms of education and employment forecasting up to the year 2021. Journal of Planning and Budgeting, 25(2), 59-90. [in Persian]. http://dx.doi.org/10.52547/jpbud.25.2.59
Amini Milany, M., Alipour, M. S., & Mahmoodzadeh, A. (2021). Evaluation of employment policies in Iran. The Journal of Economic Studies and Policies, 8(1), 83-110. [in Persian]. https://doi.org/10.22096/esp.2021.127205.1343  
Bakhtiari, S., & Khoobkhahi, K. (2011). Employment and its Affecting Factors in Iran's Informal Labor Market (1972-2006). Journal of Economic Essays; An Islamic Approach, 8(15), 117-138. [in Persian].  https://iee.rihu.ac.ir/article_242.html
Baseri, B., and Roshani Yasaghi, N. (2014). Investigating factors affecting the employment generation of small industries in Golestan province. Financial Economics, 8(26), 113-131.  [In Persian]. SID https://sanad.iau.ir/en/Article/1063019
Beręsewicz, M., & Nikulin, D. (2018). Informal employment in Poland: an empirical spatial analysis. Spatial Economic Analysis, 13(3), 338-355. https://doi.org/10.1080/17421772.2018.1438648
Cervená, M., & Schneider, M. (2009). Short-term forecasting GDP with a DSGE model augmented by monthly indicators. Working Paper, No. 163, Oesterreichische Nationalbank (OeNB).‏ https://hdl.handle.net/10419/264755
Daliri, H. (2019). Evaluating the Future of Employment and Unemployment, With an Approach to General Policies of Employment. Quarterly Journal of the Macro and Strategic Policies7(27), 346-371. [in Persian]. https://doi.org/10.32598/JMSP.7.3.2
Dougherty, S. M., & Escobar, O. R. (2019). What policies to combat labour informality? Evidence from Mexico. Applied Economics51(38), 4176-4190.‏ https://doi.org/10.1080/00036846.2019.1591597
Ezghayer, N. and Varahrami, V. (2022). Investigating the Factors Affecting Women's Participation in Labor Market: A Case Study of Syria. Journal of Economics and Modelling13(1), 153-178. [In Persian]. https://ecoj.sbu.ac.ir/article_102340.html
Ezzati, M., Heydari, H., & Moridi, P. (2020). The effect of economic sanctions on industrial production and employment of in Iran. Quarterly Journal of the Macro and Strategic Policies8(1), 38-65. [in Persian]. https://doi.org/10.30507/jmsp.2020.102274
Fang, T., Ha, V.H. (2023). Minimum Wages in Developing Countries. In: Zimmermann, K.F. (eds) Handbook of Labor, Human Resources and Population Economics. (pp. 1-28).  Springer, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-319-57365-6_375-1
Félix, G., & Castro, D. (2015). Demanda laboral en las industrias integradas en cadenas de valor internacional: un análisis con panel dinámico no estacionario para el caso de México. In: International Conference of Regional Science: Innovation and Geographical Spillovers: New Approaches and Evidence (pp.1-28), Universitat Rovira i Virgili, Reus, España.‏  https://www.researchgate.net/publication/291824463
Ghaffary Fard, M., Maleki Nasr, H., & Hazegh, S.M. (2021). Effect of Combined Index of Knowledge-Based Economy on Unemployment Control (Case study of Iranian provinces). Rahyaft31(1), 91-108. [in Persian]. https://doi.org/10.22034/rahyaft.2021.10593.1180
Statistical Centre of Iran (2020). Detailed Results of Employment in the Formal and Informal Sectors, 2019-2020.  https://amar.org.ir/statistical-information/statid/27764
Izadkhasti, H., Javaherdehi, S. and Abdollahi, M. (2018). Analysis of Macroeconomic Factors Affecting Unemployment in Iran's Provinces: With Emphasis on Cost Credits and Acquisition of Capital Assets Ownership. Journal of Economics and Modelling, 8(32), 1-30. [in Persian].   https://ecoj.sbu.ac.ir/article_67489.html
Jafari Samimi A, Ghaderi S, Ghaderi S, & Ketabi T. (2013). The impact of trade openness and economic globalization on employment: The bounds test approach. Journal of Economic Modeling Research, 4(13), 1-26. [in Persian]. http://jemr.khu.ac.ir/article-1-489-en.html
Karimi Moughari, Z., & Jahantigh, E. (2013). Factors affecting the informal employment of young women in Iran, Women's Studies Sociological and Psychological12(3), 115-140. [in Persian]. https://doi.org/10.22051/jwsps.2015.1490
Karimi Moughari, Z., Zaroki, S., & Ahmadi, Z. (2018). Explanation and estimation of informal employment and analysis of factors affecting it. Applied Economics8(26), 1-15.  [in Persian]. https://sanad.iau.ir/en/Journal/jae/Article/804135
Koop, G., & Korobilis, D. (2012). Forecasting inflation using dynamic model averaging. International Economic Review53(3), 867-886.‏ https://doi.org/10.1111/j.1468-2354.2012.00704.x
Kucera, D., & Roncolato, L. (2008). Informal employment: Two contested policy issues. International Labour Review147(4), 321-348.‏ https://doi.org/10.1111/j.1564-913X.2008.00039.x
Luna, R. T., & Llamas, R. V. (2019). The demand for employment in the manufacturing industry in Mexico. Contaduría y Administración, Accounting and Management64(1), 19-20.‏ https://ideas.repec.org/a/nax/conyad/v64y2019i1p19-20.html
Maloney, W. F. (2004). Informality revisited. World Development32(7), 1159-1178.‏ https://doi.org/10.1016/j.worlddev.2004.01.008
McCaig, B., & Pavcnik, N. (2015). Informal employment in a growing and globalizing low-income country. American Economic Review105(5), 545-550.‏ https://doi.org/10.1257/aer.p20151051
Mussurov, A., Sholk, D. & Arabsheibani, G.R. (2019).  Informal employment in Kazakhstan: a blessing in disguise?. Eurasian Economic Review, 9, 267–284. https://doi.org/10.1007/s40822-018-0117-1
Pagés, C., & Madrigal, L. (2010). Is Informality a Good Measure of Job Quality?: Evidence from Job Satisfaction Data. Research Department Publications 4603. InterAmerican Development Bank, Research Department, Washington, DC. https://doi.org/10.18235/0010725 
Pérez, J. P. (2020). The minimum wage in formal and informal sectors: Evidence from an inflation shock. World Development133, 104999.‏ https://doi.org/10.1016/j.worlddev.2020.104999
Pfau-Effinger, B. (2017), Informal employment in the poor European periphery, International Journal of Sociology and Social Policy, 37(7/8), 387-399. https://doi.org/10.1108/IJSSP-07-2016-0080
Rasouli, M., Abrishami, H., Mehrara, M., & Esfahanian, H. (2020). Predicting the Impact of monetary and fiscal policies on the unemployment rate in the Iranian economy. Journal of Economic Research /Tahghighat- E- Eghtesadi55(2), 321-345. [in Persian]. https://doi.org/10.22059/jte.2020.77896 
Sadi, M. R., & Mousavi, M. H. (2013). An Investigation of Factors and Policies Affecting Labor Force Employment in Iranian Economy. Economics Research13(49), 177-198. [in Persian]. https://joer.atu.ac.ir/article_912.html
Sala-I-Martin, X. X. (1997). I just ran two million regressions. The American Economic Review, 87(2), 178–183. http://www.jstor.org/stable/2950909
Samsami, H., & Ardizi, H. (2020). Factors affecting changes in the share of employment between the services and industry-mining sectors. Journal of Iranian Economic Issues7(1), 135-162. [in Persian]. https://doi.org/10.30465/ce.2020.5968
SeyedNourani, S. and Mohammadpour, H. (2018). The Impact of Foreign Direct Investment on Employment in OECD and Developing Countries. New Economy and Trad13(2), 53-79. [in Persian]. https://jnet.ihcs.ac.ir/article_3210.html  
Sheikh, R.A., Gaurav, S. (2020). Informal Work in India: A Tale of Two Definitions. The European Journal of Development Research, 32, 1105–1127. https://doi.org/10.1057/s41287-020-00258-z
Steiner, V. (2004). Employment and Wage Effects of Social Security Financing — An Empirical Analysis of the West German Experience and Some Policy Simulations. In: Addison, J.T., Welfens, P.J.J. (eds). Labor Markets and Social Security: Issues and Policy Options in the U.S. and Europe. Springer, Berlin, Heidelberg. https://doi.org/10.1007/978-3-540-24780-7_13
Wu, J., Sieglaff, D. H., Gervin, J., & Xie, X. S. (2008). Discovering regulatory motifs in the Plasmodium genome using comparative genomics. Bioinformatics, 24(17), 1843–1849.  https://doi.org/10.1093/bioinformatics/btn348
Zaroki, S., Yadollahi Otaghsara, M. & Yousefi Barfurushi, A. (2021). An Analysis of the Determinants of Informal Employment in Urban and Rural Regions in Iran: Pseudo-Panel Data Approach. Iranian Journal of Economic Research26(89), 95-129. [in Persian]. https://doi.org/10.22054/ijer.2021.60905.979   
دوره 19، شماره 38
اسفند 1403
صفحه 449-494

  • تاریخ دریافت 01 مرداد 1403
  • تاریخ بازنگری 09 مهر 1403
  • تاریخ پذیرش 23 اسفند 1403