نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The study of ethnic differences in childbearing preferences and behaviors has attracted demographers and policy makers, due to its impact on future social and demographic compositions and trends. The aim of this article is to explore ethnic differences in childbearing ideals and behaviors in Iran using data from the National Family Survey (2018). The sample size includes 1302 married women aged 15 to 44, living in urban areas of the country. The results showed that childbearing ideals and behaviors vary significantly among different ethnic groups. Baloch women have the highest number of children ever born, ideal family size, and desire to have (another) child, while Gilak/Mazandarani women have the lowest. Multivariate analysis showed a significant effect of ethnicity on childbearing ideals and behaviors. However, socioeconomic and demographic variables slightly reduced the role of ethnicity, supporting the ethnic/cultural hypothesis. When controlling for other variables, Gilak/Mazandarani women exhibit fewer childbearing preferences and behaviors compared to Persian women. Conversely, Kurdish, Arab, and particularly Baluch women have more childbearing preferences and behaviors. Therefore, ethnicity plays a crucial role in fertility preferences and behaviors. Consequently, it is essential to consider ethnic diversity in population policies and programs when addressing fertility.
کلیدواژهها English
مقدمه و بیان مسئله
باروری یکی از مولفههای کلیدی پویایی جمعیت و تغییرات اندازه و ترکیب نسلهای آینده است. کاهش باروری در دهههای اخیر، بهعنوان مهمترین گذار جمعیتی در جهان شناخته شده است. برآورد سازمان ملل متحد نشان میدهد، میزان باروری کل در جهان از حدود پنج فرزند به ازای هر زن در دوره 1955-1950 به نصف (5/2 فرزند) در سالهای 2005-2010 کاهش پیدا کرده است (Urale et al., 2019). ایران در بستر گذار باروری[1] سریعترین کاهش باروری را داشته است (Bongaarts and Hodgson, 2022). میزان باروری کل کشور از 7/7 فرزند در سال 1350 به 8/1 فرزند در سال 1390 کاهش یافت (عباسیشوازی و همکاران، 1399) و روند کاهشی ادامه داشته و در سال 1401 به حدود 6/1 فرزند رسیده است.
گذار باروری در تمام مناطق جغرافیایی و برای همه زیرگروههای اجتماعی، قومی و فرهنگی صورت گرفته است. با اینحال، میزان و سرعت کاهش در بین گروههای قومی مختلف، متفاوت بوده است. درحالیکه گروههای قومی لر، کرد و ترک تقریباً به پایان مرحله گذار باروری رسیدهاند و باروریشان در سطح جانشینی و حتی زیر سطح جانشینی است، اما سطح باروری بلوچها در مرحله انتقالی و باروری بالاتر از سطح جانشینی است (Abbasi-Shavazi et al., 2009). ریشه تفاوتهای موجود ممکن است فرهنگ و مشخصاً قومیت باشد. بستر فرهنگی و قومی یکی از زمینههای شکلگیری رفتارهای باروری است (McNicoll, 1980; Greenhalgh, 1988). فرهنگ میتواند تبیین کند که چرا جوامعی که از نظر شرایط اقتصادی یکسان هستند، اما از نظر آداب و رسوم و زبان متفاوتاند، رفتارهای جمعیتشناسی متفاوتی دارند. عوامل فرهنگی میتوانند توضیح دهند که چرا یک منطقه در طی زمان و با وجود تغییر شرایط اقتصادی، از نظر جمعیتشناختی یکسان عمل میکنند (Hammel, 1990). از اینرو، گروههای قومی یکی از بسترهای مناسب برای مطالعه روندهای جمعیتشناختی است. تعلّق قومی با تاکید بر حفظ ارزشهای قومی و جلوگیری از پذیرش ایدههای جدید نگرش، رفتار و ایدهآلهای باروری را تحت تاثیر قرار میدهد (حسینی و عباسیشوازی، 1388).
در سالهای اخیر، نیّات و ایدهآلهای باروری، بهعنوان بخشی از فرآیند تصمیمگیری باروری، برای دستیابی به بینش نسبت به تغییرات آتی باروری مهم شدهاند. گسترش ترجیح به داشتن خانوادههای کوچکتر یکی از عوامل اصلی کاهش باروری در نقاط مختلف جهان بوده است (Gerland et al., 2017). ایدهآلهای باروری بهعنوان یکی از ابعاد مهم باروری در نظر گرفته میشود. اگرچه ایدهآلها پیشبینیکننده کاملاً دقیقی از باروری نیستند، اما نقش مهمی در تصمیمات، انتخاب و رفتار باروری و بهطور کلی درک و پیشبینی مسیر آینده باروری دارند (Akonor & Biney, 2021; Spéder & Kapitány 2009 ). از اینرو، اندازهگیری نیّات باروری، و پیشبینی رفتار باروری بهویژه برای گروههای قومی، برای سیاستهای جمعیتی مهم است (Lunani, 2014).
از اینرو، گروههای قومی دارای سنتها و ویژگیهای سبک زندگی متفاوتی هستند که برای کمک به حفظ میراث مشترک و تناسب با زمینهای که در آن زندگی میکنند از آنها پیروی میکنند (Adebowale, 2019; Adebowale & Palamuleni, 2024 ). یکی از ویژگیهای بارز جامعه ایرانی تنوع قومی است. در ایران اگر چه فارسىزبانان با بیش از 50 درصد جمعیت، اکثریت دارند، لیکن وجود هشت قومیت عمده (شامل؛ ترک، کرد، لر، عرب، بلوچ، گیلک، مازندرانی، و ترکمن) در درون کشور واقعیتى انکارناپذیر است. بر این اساس، با توجه به تنوع قومی ـ فرهنگی جامعهی ایران و تغییرات رفتار و ایدهآلها و ترجیحات باروری زنان در سالهای اخیر، مقاله پیشرو در صدد پاسخ به این سوال است که تفاوتهای قومی در ایدهآلها و رفتارهای فرزندآوری چگونه است و تحتتأثیر چه عواملی قرار دارد؟
پیشینه پژوهش
پویایی الگوها و نوسانات باروری در ایران حول سه محور اصلی مذهب، قومیت، و وضعیت اقتصادی-اجتماعی میچرخد (Abbasi-Shavazi et al., 2009). از همین رو، در دو دهه اخیر مطالعات زیادی در توصیف و تبیین تفاوتهای قومی باروری انجام شده است (طالب و گودرزی،1382؛ عباسیشوازی و صادقی،1385؛ عباسیشوازی و حسینی،1386؛ حسینی و عباسیشوازی، 1388؛ حسینزاده و همکاران، 1392؛ مطلق و همکاران، 1395؛ صادقی و همکاران،1397؛ فروتن و میرزایی، 1398). مساله کانونی بیشتر این مطالعات، بررسی الگوها، ترجیحات و رفتارهای باروری در بین اقوام مختلف بوده است.
طالب و گودرزی (1382) تفاوت در رفتارهای جمعیتی و باروری بلوچها با غیربلوچها را در استان سیستان و بلوچستان به ویژگیهای فرهنگی متفاوت این دو گروه نسبت میدهند. بهعلاوه، از نظر آنها عامل نابرابری آموزشی موجب شکلگیری دو نوع نگرش و عملکرد جمعیتی متفاوت در بین این دو گروه قومی شده است. عباسیشوازی و صادقی (1385) رفتارهای باروری را در بین هشت گروه قومی شامل؛ بلوچ، لر، ترک، کرد، عرب، فارس، مازندرانی و گیلک بررسی کردند. یافتههای این مطالعه بیانگر آن است که میزان باروری در دو قوم بلوچ و لر بیشتر از سایر اقوام است، درحالیکه اقوام گیلک و مازندرانی کمترین سطح باروری را دارند. آنها با کنترل مشخصههای اقتصادی و اجتماعی به این نتیجه رسیدند که شدت رابطه قومیت با باروری کاهش محسوسی مییابد، هرچند متغیر قومیت هنوز اثر معناداری بر رفتار باروری دارد. مطالعه عباسیشوازی و خانی (1388) بیانگر تفاوتهای معنیدار قومی و مذهبی در الگوهای ازدواج است. زنان کرد و اهل تسنن دارای نسبتهای بالاتری از پیشرسی ازدواج, ازدواج ترتیبیافته و ازدواج خویشاوندی بودهاند. نتایج تحلیل چندمتغیره در این مطالعه نشان داد که با کنترل همزمان مشخصهها، اگرچه تفاوتهای قومی و مذهبی در الگوهای ازدواج از بین نمیرود و به شکل معنیداری باقی میماند، اما آن تحتتأثیر مشخصههای اجتماعی- اقتصادی بهشدت کاهش مییابد. حسینی و عباسیشوازی (1388) نیز تأثیر تغییرات اندیشهای بر رفتار و ایدهآلهای باروری در بین زنان 15 تا 49 ساله دو قوم ترک و کرد در استان آذربایجان غربی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده در میان این دو گروه قومی ملازم با تغییر در نگرشها و ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری است.
حسینزاده و همکاران (1392) با بررسی باروری زنان گروههای قومی ساکن در شهر اهواز نشان دادند میانگین باروری زنان عرب از میانگین باروری زنان غیرعرب بهطور معناداری بالاتر است. مطلق و همکاران (1395) در بررسی عوامل موثر بر ترجیحات باروری در زنان پنج قوم ایرانی (عرب، کرد، سیستانی و بلوچی، ترک و ترکمن) بدین نتایج رسیدند که حدود 60 درصد زنان با وجود داشتن قابلیت باروری، هیچ تمایلی به فرزندآوری بعدی ندارند. همچنین، ترجیحات باروری زنان در اقوام موردمطالعه تفاوت معنیداری باهمدیگر دارند. فروتن و میرزایی (1397) در مطالعه خود نشان دادند شباهتها و تفاوتهای قابلملاحظهای در باروری گروههای قومی ترک، ترکمن، کرد، گیلک، لر، لک، و مازنی وجود دارد. از یکسو، مهمترین وجه مشترک آنها این است که بیشترین ترجیح آنها معطوف به الگوی دو فرزندی است. از سوی دیگر، بیشترین تفاوتها در بین گروههای قومی در زمینه ترجیحات فرزندآوری را باید در الگوی سه فرزندی و بیشتر جستجو کرد. آنها نتیجه گرفتند که هیچیک از متغیرهای تحقیق، حتی سطح تحصیلات دانشگاهی نیز نتوانسته است یک نوع همگرایی قومی در الگوی ترجیح به داشتن سه فرزند و بیشتر را فراهم کند. این وضعیت نشاندهنده این نکته است که تعلقات قومی نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای در ترجیحات فرزندآوری در ایران دارد. مطالعه صادقی و همکاران (1397) در شهر ماکو نشان داد تفاوت معناداری در ترجیحات باروری زنان کرد و ترک وجود دارد. آنها به این نتیجه رسیدند که بهواسطه اثر مثبت قومگرایی بر باروری است که شاخصهای مختلف باروری (شامل؛ باروری واقعی، ایدهآل و مطلوب) زنان کرد بالاتر از زنان ترک است.
مطالعات گوناگونی در کشورهای مختلف در زمینه قومیت و باروری انجام شده است. برای مثال؛ یانگ[2] و همکاران (2023) در مطالعهای در قزاقستان به این نتایج رسیدند که هم تنوع و هم سهم اقلیت نقش مهمی در تفاوت باروری اکثریتـ اقلیت دارند. بهطور خاص، تنوع قومی با باروری کمتر برای روسها و قزاقها مرتبط است، درحالیکه سهم بیشتر روسها در بافت محلی، تفاوت بین دو گروه را کاهش میدهد. جین[3] و همکاران (2023) پویایی گذار باروری در میان گروههای قومی در چین را بررسی کردند. نتایج بیانگر کاهش سریع میزان باروری کل در میان اقلیتهای هان و روند همگرایی در بین گروههای قومی مختلف در چند دهه گذشته است. زانگ[4] و همکاران (2022) در مطالعهای در ایالات متحده نشان دادند باروری در میان زنان سیاهپوست و اسپانیایی با تحصیلات کمتر از دبیرستان بالاتر است. در میان زنان تحصیلکرده دانشگاهی، سطح باروری در میان زنان سیاهپوست کمترین و در میان زنان اسپانیایی تبار بالاترین است. نتایج نشان داد تفاوتهای نژادی/ قومی مشاهده شده در سطوح باروری با پیشرفت تحصیلی، ناشی از تفاوت در زمانبندی باروری میباشد. آکونور و باینی[5] (2021) در غنا نشان دادند قومیت پیشبینیکننده مهم تمایلات باروری زنان است. علاوه بر این، اثر قومیت حتی زمانی که عوامل اجتماعی-اقتصادی کنترل میشود، قابلتوجه بود.
اورال[6] و همکاران (2019) در نیوزیلند نشان دادند گروه قومی مائوری هنوز باروری بالاتری نسبت به گروههای قومی اروپایی و آسیایی دارد، حتی زمانی که بهطور همزمان سن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، تحصیلات و وابستگی مذهبی در نظر گرفته میشوند. کولو و هانمان[7] (2016) نشان دادند که اولاً، میزانهای نسبتاً بالای فرزندآوری دوم، سوم و چهارم مسئول افزایش باروری در میان برخی اقلیتهای متولد بریتانیا، بهویژه زنان پاکستانی و بنگلادشی است. ثانیاً، اگرچه تفاوتهای باروری بین اقلیتهای قومی و زنان بومی بریتانیا به محض کنترل دینداری و تعداد خواهر و برادرها اندکی کاهش مییابد، اما تفاوتهای قابلتوجهی باقی میماند که ناشی از عوامل فرهنگی میباشند.
پالامولنی[8] (2014) در مطالعه خود نشان داد که همه گروههای قومی در مالاوی، میزان باروری کل بالای 5 فرزند دارند و تفاوتهای باروری قابلتوجهی حتی پس از کنترل تغییرات اجتماعی-اقتصادی و جمعیتشناختی باقی مانده است. مطالعهی جاسیلیونین[9] و همکاران (2014) نشان داد که باروری در میان لیتوانیاییها بیشتر از سایر گروههای قومی بهویژه روسها است. این تفاوت حتی پس از کنترل مشخصههای ترکیبی انتخاب شده از جمله تحصیلات و محل سکونت شهری - روستایی همچنان قابلتوجه است. ابواو[10] (2010) در قزاقستان نشان داد که در دوره 1999 تا 2006 تمایز زیادی در گروههای قومی وجود داشته است، ازبکها بالاترین میزان باروری را در دوره مذکور داشتند. بیشترین رشد باروری در میان قزاقها مشاهده شده و قزاقها بعد از ازبکها بالاترین باروری را دارند.
بدین ترتیب، مطالعات متعددی در داخل و خارج از ایران به بررسی و تحلیل تفاوتهای قومی باروری پرداختهاند. نقطه تمایز مقاله حاضر نسبت به مطالعات قبلی انجام شده در ایران، بهره بردن از دادههای ملی و پوشش حداکثری از تنوع قومی در سطح کشور و با متغیرهای تبیینی بیشتر است.
چارچوب نظری
فرهنگ مفهوم گستردهای دارد که شامل ارزشها و هنجارها و همچنین باورها و آداب و رسوم افراد جامعه میباشد. متناسب با این تعریف، هرگروه قومی براساس فرهنگ خود، رفتارهای جمعیتی متفاوتی بروز میدهد. بهعبارت دیگر، فرهنگ و بهطور مشخص، قومیت نقش مستقل و معناداری در رفتارهای جمعیتی از جمله باروری دارد (Lesthaeghe, 1983; Sorenson, 1985; Addai & Trovato, 1999; Arnaldo, 2002). در این راستا، رویکردهای متفاوتی در زمینه تفاوتهای قومی باروری ارائه شده است. رویکرد همانندی مشخصهها[11] بر این فرض استوار است که تفاوتهای قومی در باروری عمدتاً تابعی از تفاوتهای قومی در ویژگیهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی است. در واقع، قومیت تأثیر مستقلی بر باروری ندارد، بلکه تفاوت گروههای قومی در ترکیب مشخصههای اقتصادی و اجتماعی است که موجب تفاوتهای قومی باروری میشود (Addai & Trovato, 1999; Arnaldo, 2002). در مقابل، رویکرد فرهنگی- قومی[12] گویای آن است که هنجارهای فرهنگی از طریق تأثیر بر رفتارهای مرتبط با باروری به تفاوتهای قومی باروری منجر میشوند. بهعبارت دیگر، اگرچه تفاوتهای اجتماعی- اقتصادی ممکن است برخی از تفاوتهای قومی باروری را تبیین کنند، اما عوامل قومی- فرهنگی بهعنوان بازتابی از تأثیر هنجارهای گروهی، تأثیر مستقلی را نشان میدهند (Carter, 1998; Raley et al., 2004).
رویکرد موقعیت گروه اقلیت شامل دو فرضیه فرعی یعنی، فرضیه ساختاری و فرضیه هنجاری است. براساس فرضیه ساختاری، تفاوتهای قومی باروری ممکن است منعکسکننده واکنش منطقی گروهها به شرایط موقعیتی باشد. از اینرو، اندازه خانواده در گروههای قومی ممکن است ناشی از سازگاری با وضعیت محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی باشد. هرچه محرومیت و ناتوانی اجتماعی و اقتصادی بیشتر باشد، تمایل به انطباق با هنجارهای مربوط به گروه حاکم بیشتر است. اگر گروههای قومی به دنبال فرهنگپذیری و تحرک اجتماعی رو به بالا باشند، تمایل آنها به انطباق با هنجارهای مربوط به خانوادههای کوچکتر، بیشتر است. در مقابل، فرضیه هنجاری بیان میکند تفاوتهای موجود بین گروههای قومی و گروه حاکم در زمینه باروری باقی خواهد ماند و علت آن نیز در قالب هنجارها و ارزشهای خردهفرهنگی بیان میشود. بهعبارت دیگر، اگر همانندی ساختاری در زمینههای مختلف اقتصادی و اجتماعی بدون فرهنگپذیری صورت گیرد، این عدم فرهنگپذیری موجب میشود هنجارهای سنتی باروری در گروههای قومی اقلیت در تمام طبقات اجتماعی بیشتر از گروه حاکم حمایت شود (Goldscheider, 1971). علاوه بر اینها، در رویکرد کنش متقابل فرض میشود که گروههای قومی به شیوهای مشابه اما با سرعتهای متفاوتی به تغییرات اجتماعی و اقتصادی واکنش نشان میدهند بهگونهایکه رفتار باروری آنها در نهایت در دوره پساگذار و زمانی که تأثیرات هنجاری توسط شرایط جامعه مدرن نفی میشود، همگرا میشود (Chamie, 1981,p.11).
بدین ترتیب، ارزشها و رفتارهای باروری در میان قومیتهای مختلف هم تحتتأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی است و هم متأثر از ارزشها و هنجارهای خردهفرهنگی گروه قومی است که بدان تعلّق دارند. بر این اساس، مدل نظری- تحلیلی تحقیق در شکل 1 ترسیم گردید.
شکل 1. مدل مفهومی- تحلیلی تحقیق
روش تحقیق و دادهها
روش تحقیق این مطالعه تحلیل ثانویه دادههای «پیمایش ملّی خانواده» است. پیمایش ملّی خانواده در سال 1397 توسط جهاد دانشگاهی ایران اجرا شده است. جامعه آماری این پیمایش شاملِ مجموعه افراد ایرانی 15 ساله و بالاتر عضو خانوارهای معمولی ساکن در مناطق شهری کشور است. دادهها با استفاده از پرسشنامه معتبر و مصاحبه حضوری که توسط حدود 100 مصاحبهگر زن و مرد با پیشینه علوم اجتماعی برگزار شد، گردآوری گردید. شیوه نمونهگیری به این صورت بوده است که در هر یک از دو سطح جغرافیایی شهرهای مرکز استان (31 شهر) و مجموعه سایر شهرهای کشور (به جز 31 شهر مرکز استان)، از روش نمونهگیری دو مرحلهای[13] استفاده شده است. در این روش، ابتدا واحدهای نمونه مرحله اول که به اختصار PSU نامیده میشوند و متشکل از مجموعهای به هم پیوسته از واحدهای نمونهگیری مرحله دوم یا همان واحد آماری است، به صورت احتمالی انتخاب شدند و در مرحله دوم در درون هر یک از واحدهای نمونه مرحله اول، واحدهای آماری (واحد تحلیل) با احتمال معین انتخاب شدند. بر این اساس، 5004 فرد واجد شرایط بهعنوان نمونه از مناطق شهری کشور انتخاب شدند. سپس این تعداد نمونه متناسب با تعداد خانوار سرشماری بین دو سطح جغرافیایی شهرهای مراکز استان و شهرهای غیرمرکز استان توزیع شدند. بر این اساس، تعداد 2766 فرد نمونه در شهرهای مرکز استان و 2238 فرد نمونه در مجموعه شهرهای غیرمرکز استان بهعنوان حجم نمونه تعیین شدند.
در مقاله پیشرو، باتوجه به اهداف تحقیق و تمایل به فرزند بعدی نزدیک به صفر زنان 49-45 ساله، تحلیلها صرفاً متمرکز بر زنان دارای همسر 15 تا 44 ساله گردید. بنابراین حجم نمونه در این مطالعه برابر با 1302 نفر تعیین شد. توزیع نمونه مورد بررسی برحسب قومیت در جدول 1 آمده است. بر این اساس، 42 درصد نمونه فارسزبان، 29 درصد ترک، 10 درصد کرد، 9 درصد لر، 5 درصد گیلک و مازندرانی، 3 درصد عرب و 5/2 درصد بلوچ بوده است.
جدول 1- توزیع تعداد نمونه مورد بررسی به تفکیک قومیت- پیمایش ملی خانواده، 1397
|
گروههای قومی |
تعداد |
درصد |
|
فارس |
547 |
0/42 |
|
ترک |
376 |
9/28 |
|
کرد |
123 |
5/9 |
|
لُر |
113 |
7/8 |
|
گیلک/مازندرانی |
69 |
3/5 |
|
عرب |
41 |
1/3 |
|
بلوچ |
33 |
5/2 |
|
حجم نمونه |
1302 |
0/100 |
متغیر وابسته تحقیق، شامل رفتارها، ایدهآلها و تمایلات فرزندآوری است. رفتار باروری با استفاده از شاخص تعداد فرزندان زنده بدنیاآمده[14] تا زمان بررسی، اندازهگیری شد. ترجیحات باروری نیز با استفاده از دو شاخص تعداد ایدهآل فرزند و تمایل به داشتن فرزند (یا فرزند دیگری) سنجش شد. باروری ایدهآل نشاندهنده میانگین اندازه خانواده ایدهآل برای جامعه است و بهنوعی ترجیحات هنجاری فرزندآوری را منعکس میکند. اندازه ایدهآل خانواده در این پژوهش با پرسش در مورد تعداد فرزندان ایدهآل برای یک خانواده در جامعه ایرانی تعیین شد. علاوه بر این، تمایل به داشتن فرزند دیگر با استفاده از این سوال بررسی شد: "آیا قصد دارید یک فرزند (یا فرزند دیگری) داشته باشید؟ این سوال با "بله" یا "خیر" پاسخ داده شد.
متغیر مستقل در این مطالعه، قومیت است که براساس زبان مادری سنجش و در هفت گروه قومی طبقهبندی گردید (جدول 1). متغیرهای مستقل دیگر در این مطالعه که اثرات آنها در اندازهگیری رابطه قومیت و رفتارها و ترجیحات فرزندآوری کنترل شد، شامل؛ متغیرهای جمعیتی- اقتصادی و فرهنگی است. این متغیرها شامل؛ سن، طول مدت ازدواج، استفاده از روشهای پیشگیری، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال (شاغل و غیرشاغل)، شکل خانواده (هستهای و گسترده)، شاخص وضعیت اقتصادی خانوار، ازدواج بین قومی (تفاوت قومیت زن و شوهر)، ترجیح جنسی (در صورت داشتن فقط یک فرزند)، شاخص نگرش به نقشهای جنسیتی، شاخص استقلال زنان، و شاخص رضایت زناشویی میباشند. در این میان، شاخص وضعیت اقتصادی خانوار براساس تکنیک تحلیل مولفههای اصلی از پنج متغیر، درآمد و هزینه سرانه خانوار، مالکیت مسکن، رضایت از وضعیت مسکن، و رضایت از وضعیت مالی خانواده اندازهگیری شد و مقدار آلفای کرونباخ آن 68/0 بدست آمد. وضعیت اقتصادی خانوار براساس دامنه نمرات در سه گروه فقیر/پایین، متوسط و مرفه دستهبندی شدند. شاخص نگرش به نقشهای جنسیتی براساس پنج گویه و مقدار آلفای کرونباخ 72/0 سنجش شد و براساس دامنه نمرات پاسخگویان در سه طبقه سنتی، بینابین و مدرن گروهبندی شدند. شاخص استقلال زنان براساس نُه گویه و مقدار آلفای کرونباخ 89/0 اندازهگیری و براساس دامنه نمرات سطح استقلال زنان در سه گروه کم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد. شاخص رضایت زناشویی براساس پنج گویه و مقدار آلفای کرونباخ 76/0 اندازهگیری و در نهایت براساس دامنه نمرات شاخص رضایت زناشویی در سه گروه کم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد.
تحلیل دادهها در محیط نرمافزار SPSS ورژن 26 انجام شد و در تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. در تحلیل چندمتغیره از دو آزمون رگرسیون لجستیک دووجهی و رگرسیون پواسون استفاده میشود. باتوجه به اینکه متغیر وابسته (تعداد فرزندان زنده بدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده) به صورت تعداد و شمارشی است، رگرسیون پواسون تکنیک آماری مناسب برای تحلیلهاست. بهعلاوه، از آنجا که متغیر وابسته دیگر مطالعه، تمایل به داشتن فرزند به صورت بلی و خیر و در قالب اسمی دووجهی است از رگرسیون لجستیک دووجهی استفاده شد.
یافتهها
در جدول 2، ایدهآلها و رفتارهای فرزندآوری زنان گروههای قومی مختلف منعکس شده است. نتایج حاکی از آن است که تفاوت معناداری بین گروههای قومی در تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده وجود دارد، بهطوریکه باروری گروههای قومی بلوچ، عرب و لر بالاتر از میانگین نمونه (73/1 فرزند) است. در مقابل، باروری زنان گیلک/مازندرانی، کرد و ترک پایینتر از میانگین نمونه است. از اینرو، بالاترین و پایینترین سطح باروری، بهترتیب مربوط به زنان بلوچ با 5/2 فرزند و زنان گیلک/مازندرانی با 3/1 فرزند میباشد. حدود 62 درصد زنان گیلک/مازندرانی تا زمان بررسی فرزندی بدنیا نیاورده و یا تکفرزند بودهاند، درحالیکه این ارقام برای زنان بلوچ 20 درصد میباشد. سه فرزندی و بیشتر در میان زنان بلوچ 41 درصد و برای زنان گیلک/مازندرانی کمتر از 10 درصد بوده است.
همچنین نتایج بیانگر رابطه معنادار قومیت و اندازه ایدهآل خانواده میباشد. زنان عرب، بلوچ، لر و فارس اندازه ایدهآل خانواده را بالاتر از میانگین نمونه (8/2 فرزند) اظهار کردهاند و در مقابل زنان گیلک، کرد و ترک پایینتر از میانگین نمونه اعلام کردهاند. کمترین اندازه ایدهآل خانواده مربوط به زنان گیلک/مازندرانی با 3/2 فرزند و برای زنان بلوچ 3/4 فرزند بوده است. از اینرو، متوسط اندازه ایدهآل خانواده برای زنان بلوچ دو برابر زنان گیلک/مازندرانی است. علاوه بر اینها، نتایج نشان داد تمایل بیشتر به داشتن فرزند دیگر در میان زنان عرب، بلوچ و کرد مشاهده شد. در مقابل، تمایل کمتر به داشتن فرزند دیگر مربوط به زنان ترک، فارس، و گیلک/مازندرانی میباشد. دامنه این شاخص از 33 درصد برای زنان گیلک/مازندرانی تا 75 درصد برای زنان بلوچ در نوسان بوده است. بهطور خلاصه، زنان بلوچ و گیلک بهترتیب بالاترین و پایینترین رفتارها و ترجیحات فرزندآوری را در ایران دارند.
جدول 2- توزیع درصدی ایدهآلها و رفتارهای فرزندآوری گروههای قومی- پیمایش ملی خانواده، 1397
نکته: تأثیر سن زنان و طول مدت ازدواج کنترل شده است. برای متغیر تمایل به داشتن فرزند دیگر، علاوه بر سن و طول مدت ازدواج، تعداد فرزندان فعلی نیز کنترل شده است.
علاوه بر این، برای تفسیر معناداری تفاوت میانگین طبقات در تحلیل واریانس از آزمونهای تعقیبی استفاده شد. نتایج نشان داد رفتار باروری زنان فارس، ترک، و گیلک/ مازندرانی بهطور معناداری پایینتر از باروری زنان بلوچ است. باروری زنان لُر تفاوت معنیداری با باروری زنان گیلک/مازندرانی دارد. همچنین، نتایج نشان داد میانگین اندازه ایدهآل خانواده زنان گیلک/ مازندرانی بهطور معناداری از همه گروههای قومی مورد بررسی پایینتر است و برعکس، این شاخص برای زنان بلوچ بهطور معناداری از همه گروههای قومی بالاتر است. میانگین اندازه ایدهآل خانواده برای زنان کرد، لُر و فارس بهطور معناداری از زنان گیلک/مازندرانی بالاتر و از زنان بلوچ پایینتر است. میانگین اندازه ایدهآل خانواده برای زنان ترک بهطور معناداری بالاتر از مقدار آن برای زنان گیلک/ مازندرانی و پایینتر از عربها و بلوچهاست. در نهایت اینکه این شاخص برای زنان عرب نیز بهطور معناداری بالاتر از زنان ترک، و گیلک/مازندارنی بوده است.
علاوه بر تفاوت در ترجیحات و رفتارهای باروری، گروههای قومی بهلحاظ ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی از هم متمایز میباشند. جدول 3، توصیفی از متغیرهای مستقل پژوهش به تفکیک گروههای قومی را نشان میدهد. ساختار سنی زنان اقوام مورد بررسی مشابه هم بوده و تفاوت معنیداری نداشتند. بالاترین میانگین طول مدت ازدواج نیز برای زنان ترک با 5/13 سال و پایینترین آن به زنان عرب با 3/8 سال تعلق دارد. بیش از دو سوم زنان در زمان بررسی خود یا همسرشان از وسایل پیشگیری استفاده میکرده که بالاترین آن در میان کردها و کمترین آن مربوط به بلوچها میباشد. سطح تحصیلات زنان در میان گروههای قومی بهطور محسوسی متفاوت است. درصد زنان با تحصیلات دانشگاهی از 37 درصد در میان زنان فارس تا سه درصد برای زنان بلوچ در نوسان است. شاغلین حدود 12درصد از زنان نمونه را تشکیل دادهاند. بیشترین و کمترین اشتغال زنان برای زنان فارس (3/16درصد) و عرب (5/2 درصد) است.
وضعیت اقتصادی خانوارها در میان اقوام متفاوت است. وضعیت اقتصادی پایین (فقیر) از 17 درصد در میان زنان فارس و ترک تا 27 درصد در میان زنان بلوچ در نوسان است. حدود 8 درصد از زنان، خانواده گسترده دارند. بیشترین و کمترین سهم خانواده گسترده به ترتیب متعلق به زنان گیلک (5/1%) و عرب (25%) است. نتایج همچنین نشان داد تنها 16 درصد از افراد نمونه ازدواج بینقومی را گزارش کردهاند. در این میان، گیلکها با 5/27 درصد و عربها با 1/12 درصد بیشترین و کمترین سهم را در ازدواج بینقومی تشکیل دادهاند.
جدول 3- توصیف متغیرهای مستقل تحقیق به تفکیک گروههای قومی (%)- پیمایش ملی خانواده، 1397
همچنین یافتهها نشان داد 23 درصد نمونه فرزند پسر و 33 درصد دختر ترجیح میدهند. ترجیح پسر از 18 درصد در میان فارسها تا 42 درصد در میان کردها و ترجیح دختر از سه درصد در میان بلوچها تا 41 درصد در میان فارسها در نوسان بوده است. نتایج در زمینه نگرش به نقشهای جنسیتی گویای آن است که بیش از نیمی از زنان نگرش بینابین، 22 درصد نگرش سنتی و 31 درصد نگرش مدرن دارند. نگاه سنتی به نقشهای جنسیتی در میان بلوچها رواج بیشتری دارد و کمتر از همه در بین زنان گیلک و مازندرانی شایع است. در مقابل نگرش مدرن به نقشهای جنسیتی از حدود 40 درصد در میان زنان گیلک و مازندرانی تا 10 درصد در میان زنان عرب در نوسان است. سطوح استقلال زنان گروههای قومی مورد بررسی متفاوت است و براساس نمره شاخص، بیشترین استقلال زنان به زنان گیلک و مازندرانی و کمترین آن مربوط به زنان بلوچ است. در خصوص شاخص رضایت زناشویی، کمترین نمره مربوط به زنان عرب و بیشترین آن در میان زنان ترک گزارش شده است.
جدول 4 رابطه دومتغیره بین متغیرهای اقتصادی-جمعیتی و فرهنگی با ترجیحات و رفتارهای فرزندآوری را نشان میدهد. نتایج گویای آن است که رابطه معنادار و مستقیمی بین طول مدت ازدواج زنان با تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده وجود دارد، بهطوریکه با افزایش طول مدت ازدواج بر تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده افزوده شده است. در مقابل، این متغیر رابطه معکوس با تمایل به داشتن فرزند دیگر دارد. در واقع، با افزایش طول مدت ازدواج، تمایل به داشتن فرزند دیگر کاهش مییابد. این وضعیت متأثر از داشتن تعداد فرزندان کافی و بالا بودن سن برای این گروه از زنان است. همچنین نتایج حاکی از آن است زنانی که از وسایل پیشگیری از بارداری استفاده میکنند بهطور متوسط، تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده بیشتر اما اندازه ایدهآل خانواده و تمایل به داشتن فرزند دیگر کمتری دارند. سطح تحصیلات نیز حکایت از رابطه معکوس و معنادار با متغیرهای وابسته دارد. به موازات افزایش سطح تحصیلات، تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده، اندازه ایدهآل خانواده و تمایل به داشتن فرزند دیگر کاهش یافته است. نتایج در زمینه وضعیت اشتغال زنان نشان داد با شاغل شدن زنان، میانگین فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده کاهش یافته است اما رابطه معناداری برای تمایل به داشتن فرزند دیگر یافت نشد. نتایج بررسی همچنین نشان داد با بهبود وضعیت اقتصادی خانوار، میانگین فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده کاهش یافته است اما رابطه معناداری این متغیر با تمایل به داشتن فرزند دیگر نداشت.
جدول 4- رابطه متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی با ترجیحات و رفتارهای فرزندآوری
نکته: تأثیر سن کنترل شده است. برای متغیر تمایل به داشتن فرزند دیگر، علاوه بر سن، تعداد فرزندان فعلی نیز کنترل شده است.
براساس نتایج جدول 4، اگرچه رابطه معناداری بین شکل خانواده و تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده وجود ندارد، اما رابطه آن با تمایل به داشتن فرزند دیگر معنادار است. بهطوریکه زنان ساکن در خانوادههای گسترده تمایل بیشتری به داشتن فرزند دیگر گزارش کردهاند. ازدواج بینقومی فقط با تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده رابطه معنادار دارد، بهطوریکه زنان دارای ازدواج بینقومی تعداد فرزندان کمتری نسبت به زنان دارای ازدواج درون قومی بهدنیا آوردهاند. نتایج همچنین نشان داد که زنان با داشتن ترجیح جنسی پسر بالاترین میانگین تعداد فرزند بهدنیا آورده (8/1) و اندازه ایدهآل خانواده (9/2) را داشته و همچنین تمایل بیشتری به داشتن فرزند دیگر دارند (5/44 درصد). همچنین، یافتهها بیانگر رابطه منفی و معنادار نگرش به نقشهای جنسیتی با تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده است، بدین صورت که با پیشرفتن از نگرش سنتی به مدرن، میانگین تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده و اندازه ایدهآل خانواده بهطور محسوسی کاهش یافته است. بهعلاوه، همانطور که در جدول 4 مشاهده میشود با افزایش استقلال زنان، تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده بهطور معناداری کاهش یافته است اما این متغیر تأثیر معناداری بر دو متغیر وابسته دیگر نداشته است. در نهایت اینکه، براساس یافتهها با افزایش رضایت زناشویی، اندازه ایدهآل خانواده و تمایل به داشتن فرزند دیگر افزایش مییابد.
در این بخش از مقاله با توجه به سطح سنجش متغیرهای وابسته از تکنیکهای رگرسیون چندمتغیره پواسون و رگرسیون لجستیک استفاده شد. به منظور بررسی تأثیر مستقل قومیت بر هر یک از متغیرهای وابسته سه مدل اجرا شد. در مدل یک، تأثیر جداگانه قومیت با متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفت. در مدل دو، متغیرهای اقتصادی- جمعیتی نیز به همراه قومیت وارد مدل شدند و در مدل سه، متغیرهای فرهنگی نیز در مدل گنجانده شد تا مشخص گردد با کنترل همزمان متغیرهای جمعیتی، اقتصادی و فرهنگی، آیا قومیت همچنان تأثیر معنادار و مستقلی بر متغیرهای وابسته دارد؟ و اینکه عوامل جمعیتی، اقتصادی و فرهنگی تا چه اندازه رابطه اولیه بین قومیت و متغیرهای وابسته را تعدیل میکنند؟.
جدول 5 خروجی آزمون رگرسیون پواسون تأثیر قومیت و سایر متغیرها بر تعداد فرزندان زنده بهدنیا آمده را نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میشود در اینجا گروه فارس که اکثریت نمونه را نیز شامل میشود بهعنوان گروه مرجع برای مقایسه درنظرگرفته شده است. براساس یافتهها باروری اقوام ترک، لر و کرد تفاوت معناداری با فارسها ندارند اما در مقابل، این تفاوتها برای اقوام گیلک/مازندرانی، عرب و بلوچ معنادار است. برای مثال، باروری زنان گیلک/مازندرانی 25 درصد کمتر از زنان فارس است. در مقابل، زنان عرب و بلوچ باروریشان بهترتیب 30 و 46 درصد بیشتر از زنان فارس است.
جدول 5- رابطه قومیت با رفتار باروری (CEB) با کنترل عوامل جمعیتی- اجتماعی: نتایج رگرسیون پواسون
نکته: تأثیرسن در هر سه مدل کنترل شده است ® گروه مرجع
همانطور که اطلاعات جدول 5 نشان میدهد با ورود عوامل اقتصادی- جمعیتی (مدل دو) رابطه قومیت با متغیر وابسته همچنان معنادار باقی مانده است. در نهایت، در مدل سوم، با کنترل همزمان متغیرهای اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی، همچنان قومیت تأثیر معنیداری بر رفتار باروری دارد و تفاوتهای قومی باروری برای اقوام گیلک/مازندرانی، عرب و بلوچ معنادار است، هرچند تفاوتهای قومی باروری کاهش یافته است. برای مثال، تفاوت باروری زنان بلوچ با فارس بهطور قابلتوجهی به نصف کاهش یافته و از 46 درصد به 22 درصد رسیده است.
علاوه بر قومیت، نتایج مدل سه در جدول 5 بیانگر آن است که متغیرهای طول مدت ازدواج، سطح تحصیلات، ترجیح جنسی، و استقلال زنان بهطور معنیداری بر رفتار باروری اثرگذارند. با افزایش طول مدت ازدواج، باروری افزایش مییابد. در مقابل با افزایش سطح تحصیلات، باروری کاهش مییابد. همچنین، زنانی که ترجیح به جنس پسر دارند در مقایسه با زنانی که ترجیح دختر داشتهاند، سطح باروریشان 20 درصد بیشتر است. بهعلاوه، هرچه استقلال زنان افزایش مییابد، متوسط تعداد فرزندان زنده بدنیاآمده کاهش مییابد.
جدول 6 نتایج آزمون رگرسیون پواسون تأثیر قومیت و سایر متغیرها بر اندازه ایدهآل خانواده را نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میگردد در مدل یک، در مقایسه با فارسها، تفاوتهای قومی معنادار فقط برای زنان گیلک/مازندرانی و بلوچ مشاهده گردید. اندازه ایدهال خانواده برای زنان گیلک/مازندرانی 18 درصد کمتر از زنان فارس و در مقابل برای زنان بلوچ 52 درصد بیشتر از زنان فارس است. در مدلهای دو و سه با ورود سایر متغیرها تأثیر قومیت بر اندازه ایدهآل خانواده همچنان معنادار است، فقط تفاوتها بهویژه برای زنان بلوچ به 35 درصد کاهش یافته است. در میان سایر متغیرها، طول مدت ازدواج، سطح تحصیلات، و رضایت زناشویی رابطه معناداری با اندازه ایدهآل خانواده داشتهاند. بهطوریکه با افزایش سطح تحصیلات، کاهش طول مدت ازدواج و کاهش رضایت زناشویی، اندازه ایدهآل خانواده کاهش مییابد.
جدول 6- رابطه قومیت با اندازه ایدهآل خانواده با کنترل عوامل جمعیتی- اجتماعی: نتایج رگرسیون پواسون
نکته: تأثیرسن در هر سه مدل کنترل شده است ® گروه مرجع
جدول 7، خروجی آزمون رگرسیون لجستیک تمایل به داشتن فرزند (فرزند دیگر) را نشان میدهد. در مدل یک که قومیت در ارتباط با متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفت، نتایج حاکی از رابطه معنادار قومیت با تمایل به داشتن فرزند دارد. بدین صورت که زنان کرد، عرب و بلوچ بهترتیب 8/1، 6/5 و 7/6 برابر بیشتر از فارسها احتمال دارد تمایل به داشتن فرزندی دیگر داشته باشند. در مدلهای دو و سه با ورود همزمان سایر متغیرها، تأثیر معنادار قومیت همچنان حفظ شد. در میان سایر متغیرها، طول مدت ازدواج، روشهای پیشگیری از بارداری، سطح تحصیلات، و رضایت زناشویی بر تمایل به داشتن فرزند دیگر اثرگذار بودهاند. با افزایش طول مدت ازدواج، تمایل به داشتن فرزند دیگر کاهش یافته است.
جدول 7- رابطه قومیت با تمایل به داشتن فرزند دیگر با کنترل عوامل جمعیتی- اجتماعی: نتایج رگرسیون لجستیک دووجهی
نکته: تأثیرسن و تعداد فرزندان فعلی در هر سه مدل کنترل شده است ® گروه مرجع
براساس نتایج جدول 7، زنانی که از روشهای پیشگیری استفاده نمیکنند حدود 70 درصد بیشتر از زنانی که از این روشها استفاده میکردند، تمایل به داشتن فرزند دیگر دارند. البته، به احتمال زیاد همین تمایل به داشتن فرزند دیگر موجب عدم استفاده آنها از روشهای پیشگیری از بارداری شده است. با افزایش سطح تحصیلات، تمایل به داشتن فرزند دیگر کاهش یافته و زنان بیسواد 54 درصد بیشتر از زنان با تحصیلات دانشگاهی تمایل به داشتن فرزند (فرزند دیگر) دارند. در نهایت، افرادی که رضایت زناشویی پایینی دارند 52 درصد کمتر از افراد با رضایت زناشویی بالا تمایل به داشتن فرزند (فرزند دیگر) دارند.
بحث و نتیجهگیری
در حال حاضر، باروری در ایران به زیر سطح جانشینی کاهش یافته است و هنجارها و ایدهآلهای فرزندآوری در جامعه ایرانی با تغییرات شگرفی همراه بوده است. از آنجایی که ایران از تنوع قومی قابلتوجهی برخوردار است و هر یک از اقوام ارزشها و هنجارهای خاص خود را دارند، بنابراین مطالعه رفتارها و ایدهآلهای باروری در بستر قومی میتواند بینش دقیقتری را فراهم سازد تا سیاستهای جمعیتی به نتیجه مطلوبتری برسد. بدین منظور مطالعه حاضر در صدد آن برآمد تا تفاوتهای قومی در ایدهآلها و رفتارهای فرزندآوری را براساس دو رویکرد همانندی مشخصهها و رویکرد فرهنگی- قومی بررسی نماید.
نتایج پژوهش نشان داد زنان بهطور میانگین 7/1 فرزند تا زمان بررسی بهدنیا آوردهاند، و بهطور متوسط اندازه ایدهآل خانواده را 8/2 فرزند اظهار نمودهاند. همچنین، کمتر از نیمی از زنان (40 درصد) تمایل به داشتن فرزند (فرزند دیگری) را گزارش کردهاند. از اینرو، باروری تجربهشدهی زنان حدود یک فرزند کمتر از باروری ایدهآل آنهاست. نتیجهای که در بیشتر کشورهایی که باروری زیر سطح جایگزینی را تجربه میکنند، حاصل شده است. تفاوتهای گستردهتر بین نگرش و رفتار باروری یکی از قانعکنندهترین دلایلی است که سیاستهای خانواده به دنبال رفع موانعی است که زنان و مردان را در تحقّق برنامههای فرزندآوریشان با مشکل روبرو کرده است (Sobotka & Lutz, 2011).
نتایج مطالعه نشان داد که رفتارها و ایدهآلهای باروری در زنان گروههای قومی مختلف، متفاوت است. زنان بلوچ و گیلک/مازندرانی بهترتیب بالاترین و پایینترین میانگین فرزندان زنده بهدنیا آمده، اندازه ایدهآل خانواده و تمایل به داشتن فرزند دیگر را به خود اختصاص دادهاند. این یافته با نتایج مطالعات طالب و گودرزی (1382) و عباسیشوازی و صادقی (1385) نیز همخوانی دارد.
هرچند روند تحولات باروری در میان همه گروههای قومی نزولی بوده است، پدیدهای که از آن به همگرایی باروری تعبیر شده است. اما دلایل، عوامل و زمینههای فرزندآوری، شمار ایدهآل فرزندان و تمایل به فرزندآوری از یک گروه قومی به گروه قومی دیگر متفاوت است. با در نظر گرفتن تأثیر سایر متغیرها، زنان گیلک/مازندرانی ترجیحات و رفتارهای فرزندآوری کمتری داشته و در مقابل، زنان کرد، عرب و بهویژه بلوچ ترجیحات و رفتارهای فرزندآوری بیشتری دارند. نتایج تحلیل چندمتغیره گرچه گویای تأثیر مستقل و معنادار قومیت بر ایدهآلها و رفتارهای باروری است اما متغیرهای اقتصادی- جمعیتی، شدّت اثرگذاری قومیت بر هنجارها و رفتارهای فرزندآوری را کاهش دادهاند. این وضعیت بیانگر تایید رویکرد قومی/فرهنگی است. براساس این رویکرد، هنجارهای قومی و فرهنگی از طریق تأثیر بر رفتارهای باروری به تفاوت در باروری منجر میشوند. بهعبارت دیگر، اگرچه تفاوتهای اجتماعی- اقتصادی ممکن است برخی از تفاوتهای قومی باروری را تبیین کند، اما عوامل قومی- فرهنگی بهعنوان بازتابی از تأثیر هنجارهای قومی، تأثیر مستقلی را نشان میدهند. تأثیر مستقل قومیت بر رفتارها و ایدهآلهای باروری با بسیاری از پژوهشهای انجام شده نظیر؛ عباسیشوازی و صادقی (1385)، عباسیشوازی و حسینی (1386)، صادقی و همکارانش(1397)، فروتن و میرزایی (1397)، آرنالدو (2002)، ابواف (2010)، لونانی(2014)، جاسیلیونین و همکاران (2014)، کولو و هانمان (2016)، پالامولنی (2014)، اورال و همکاران (2019)، آکونور و باینی (2021)، و زانگ و همکاران (2022) همسو میباشد. از اینرو، تفاوتهای قومی باروری با درنظر گرفتن نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی کاهش مییابند، اما حذف نمیشوند. در نتیجه، تفاوتهای قومی در ایدهآلها و رفتارهای باروری توسط تفاوت در وضعیتهای اقتصادی- اجتماعی تبیین نمیشوند و نقش ارزشها و هنجارهای قومی و مذهب در این زمینه بسیار برجسته و متمایز است. بنابراین، توجه به فرهنگ و تفاوتهای قومی در سیاستهای جمعیتی کشور ضرورتی اجتنابناپذیر است.
بدینترتیب، اگرچه تفاوتهای قومی در باروری و فرزندآوری بهخوبی مستند شده است اما تفاوتها در این جنبههای کلیدی رفتار فرزندآوری بهطور کامل توضیح داده نشده است. به بیان دیگر، دلایل برای این تفاوتها ناکافی باقی مانده است و هنوز شناخت و دانش ما در این زمینه محدود است. توضیح دلایل تفاوتهای قومیتی در فرزندآوری مستلزم درک بهتری از زیربنای پیچیده نیات و هنجارهای قومی فرزندآوری است. در این فرایند، همانطور که زانگ و همکاران (2022) بیان کردهاند تشریح مسیرهای اجتماعی پشت این الگوها و نقش نهادهای اجتماعی در شکل دادن به این مسیرها مورد نیاز است. از اینرو، پیشنهاد میشود مطالعات آینده با اتخاذ رویکرد کیفی به توصیف ضخیم و تبیین کافی از دلایل و زمینههای تفاوتهای قومی باروری بپردازند.
[1] Fertility transition
[2] Yang
[3] Jin
[4] Zang
[5] Akonor & Biney
[6] Urale
[7] Kulu & Hannemann
[8] Palamuleni
[9] Jasilioniene
[10] Abuov
[11] Characteristics assimilation
[12] Ethnic-cultural hypothesis
[13] Two stage sampling
[14] Children ever born (CEB)