Journal of Population Association of Iran

Journal of Population Association of Iran

Assessment of Quality of Life Trajectories Among Divorced Women: A Qualitative Study in Ilam City

Document Type : Original Article

Author
Assistant Professor, Department of Social Sciences, Payam Noor University, Tehran, Iran.
Abstract
This qualitative study explores the various dimensions of quality of life among divorced women in Ilam City, focusing on their experiences both before and after divorce. A rigorous thematic analysis framework was utilized for this research. A purposive sample of 17 divorced women residing in Ilam was recruited through semi-structured interviews. The gathered data were systematically analyzed following Braun and Clarke’s six-phase thematic analysis protocol (2006). The findings reveal that divorce significantly affects four key aspects of quality of life: physical health, psychological well-being, social relationships, and environmental conditions. Prior to divorce, participants reported experiencing severe psychological distress, exposure to marital violence, social ostracism, and considerable economic hardship, all of which substantially diminished their quality of life. In contrast, post-divorce outcomes indicated notable improvements in both physical and mental health, enhanced personal development, and increased social and economic independence. However, persistent challenges remain, including entrenched negative cultural perceptions, ongoing financial limitations, and insufficient institutional support systems. These findings highlight that a complex interplay of individual, socio-cultural, and economic factors influences the quality of life for this vulnerable population. To foster sustainable improvements in their well-being, it is crucial to implement comprehensive, multidimensional interventions that encompass specialized mental health services, economic empowerment initiatives, strengthening of social support networks, and transformative changes in cultural attitudes.
Keywords

مقدمه و بیان مسئله

طلاق یکی از تحولات حیاتی در چرخه زندگی زنان است که به‌طور گسترده‌ای ابعاد اقتصادی، روانی، اجتماعی و کیفیت کلی زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زنان مطلقه معمولاً با چالش‌هایی چون کاهش حمایت اجتماعی، فشارهای مالی، انگ اجتماعی و تغییر نقش‌های هویتی مواجهند که ریسک ابتلا به مشکلات روانی و کاهش کیفیت زندگی را افزایش می‌دهد (Chen et al., 2022; Parker et al., 2022; Elisetty & Datti, 2025). پژوهش‌ها نشان می‌دهند زنان مطلقه عموماً با کاهش درآمد خانوار، افزایش مسئولیت‌های مراقبتی شخصی و محدودیت در دسترسی به فرصت‌ها مواجهند، امری که همگی موجب افزایش ریسک فقر و آسیب‌پذیری اجتماعی در این گروه می‌شود. این تنش‌ها، استرس‌ها و فشارها نه‌تنها معیشت آنها را تضعیف می‌کند، بلکه در ابعاد دیگر کیفیت زندگی مانند سلامت، آموزش و امنیت غذایی نیز اثرگذار است (Rytter et al., 2024; Leopold, 2018)  و به همراه تغییر سبک زندگی، می‌توانند منجر به مشکلات سلامت جسمانی، بروز بیماری‌های مزمن و رفتارهای مخاطره‌آمیز شوند (Leopold, 2018).

مطالعات نشان داده‌اند زنان مطلقه نسبت به زنان متأهل، میزان ابتلا به افسردگی، اضطراب، احساس تنهایی و پریشانی روانی به‌مراتب بالاتری دارند (Williams & Dunne-Bryant, 2006). اگرچه در برخی موارد، افراد جداشده از ازدواج‌های بسیار ناسالم ممکن است به رضایت و کیفیت زندگی بهتری دست یابند، اما اغلب تحقیقات بر پیچیدگی فرآیند سازگاری عاطفی پس از جدایی و نقش مهم عوامل فرهنگی و اجتماعی در شدت این پیچیدگی‌ها تأکید می‌کنند. به‌ویژه در جوامع با پیشینه فرهنگی سنتی، انگ و تبعیض جنسیتی می‌تواند فشارهای روانی را افزایش دهد (Bourassa, Sbarra & Whisman, 2015).

در جوامع سنتی، طلاق همچنان تابو است و زنان مطلقه با انگ اجتماعی، محدودیت‌های حقوقی و تبعیض مواجه می‌شوند که فرایند بازتوانی و بازسازی هویت اجتماعی آنها را پیچیده‌تر می‌سازد (باقری‌زنجانی اصل و همکاران، ۱۴۰۱). تجربه طرد اجتماعی، کاهش شبکه‌های حمایتی و تبعیض‌های اجتماعی نیز می‌تواند موجب کاهش ادغام اجتماعی و افزایش حس انزوا شود که مهمترین موانع بازتوانی اجتماعی این زنان است (زکی‌خانی و همکاران، 1403؛ باستانی و همکاران، 1402؛ حاجی‌حیدری و همکاران، ۱۴۰۲; 2020 Haikal, & Latipun).

علیرغم آنکه مطالعات کمی گسترده‌ای درباره پیامدهای طلاق وجود دارد، تحقیقات کیفی عمیق و منطقه‌ای که به‌صورت مفصل به تجربه زیسته زنان مطلقه و تغییرات کیفی زندگی آنها بپردازد، به‌ویژه در بافت‌های فرهنگی-اجتماعی خاص مانند استان ایلام، محدود است. در حال گذار بودن استان ایلام از مرحله سنت به مدرنیته و رشد روز افزون مشکلات و مسائل ناشی از شرایط زندگی شهری، از جمله تضادها و تعارضات فرهنگی ناشی از شکاف بین نسلی و تبعیض‌های جنسیتی، زنان این استان را با مسائل و چالش‌های متعددی همچون افسردگی، خودکشی، طلاق و ... مواجه نموده که لطمات جبران ناپذیری را در سطح فردی و اجتماعی به دنبال داشته است. بر اساس نتایج طرح ملی سنجش سرمایه اجتماعی، استان ایلام در سطح خرد سرمایه اجتماعی (مشتمل بر شاخص‌های؛ رضایت از زندگی، مشارکت اجتماعی، اعتماد عمومی، عام گرایی اجتماعی، بده بستان اجتماعی، احساس امنیت، تعلق و عرق ملی، ارزش‌ها و ویژگی‌های اخلاقی) در بین 31 استان، رتبه 27 کشور را به خود اختصاص داده که پایین‌تر از متوسط کشوری است ( سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان ایلام، 1398: 42). این سطح پایین از سرمایه اجتماعی، می‌تواند در کاهش کیفیت زندگی زنان اثرگذار باشد. بر این اساس، بالا بردن سطح به‌زیستن در بین زنان در این استان، علاوه بر پیشگیری از به وجود آمدن آسیب‌های موجود، زمینه‌های رشد فکری و بالندگی ایشان را فراهم خواهد نمود.

از طرفی در چنین شرایط بحرانی و آسیب‌زا برای زنان، در این پژوهش، کیفیت زندگی زنان مطلقه در دوران پیش و پس از طلاق، به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد تا بتوان نقش متغیر طلاق در کیفیت زندگی آنها را بهتر ارزیابی نمود. در واقع سوال اساسی آن است که کیفیت زندگی زنان مطلقه شهر ایلام در دوران پیش و پس از طلاق چگونه بوده است؟

 

مرور پیشینه پژوهش

در سال‌های اخیر، پژوهش‌های متعددی ابعاد اقتصادی، روانی و اجتماعی کیفیت زندگی زنان مطلقه را با رویکردهای کمی و کیفی بررسی کرده‌اند. یافته‌های مطالعات مبتنی بر داده‌های جدید و منتشرشده در پایگاه‌های علمی معتبر نشان می‌دهد که کیفیت زندگی زنان مطلقه تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی، ساختاری و فرهنگی قرار دارد.

آقاجانی و کریمی (1399) نشان دادند که زنان مطلقه در مقایسه با زنان عادی کیفیت زندگی، سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی پایین‏تری داشته‏ اند. هم‌چنین زنان مطلقه نسبت به زنان عادی از استقلال، تسلط محیطی، رشد شخصی، رابطه مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و آسایش روانشناختی پایین‏تری برخوردار بوده‏اند. محمدی و خانجانی‌وشکی (1399) نشان دادند آموزش برنامه بازسازی زندگی بر کیفیت زندگی و مولفه‌های کیفیت زندگی (سلامت روانشناختی و مفهوم کیفیت زندگی) در مرحله پس‌آزمون و پیگیری تاثیر معناداری داشته است و آموزش برنامه بازسازی زندگی می‌تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی کلی، سلامت روانشناختی، درک مفهوم کیفیت زندگی و در نهایت ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب‌های پس از طلاق در زنان مطلقه گردد.

حشمتی و همکاران (1401) نشان ‌دادند بعد از کنترل اثرات پیش‌آزمون، تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون دو گروه در ابعاد سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت ‌محیط و ابعاد ارزیابی مجددشناختی و فرونشانی وجود دارد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد مواجهه درمانی روایتی می‌تواند برنامه درمانی مناسبی برای بهبود کیفیت زندگی و مشکلات هیجانی زنان مطلقه باشد. مفرد نژاد و همکاران (1401) در مطالعه کیفی تجارب زنان مطلقه از پیامدهای طلاق در شهرستان بهبهان، با تحلیل داده‌‌ها ۲۱۰ کد را در ۴ مضمون اصلی (پیامدهای فرهنگی اجتماعی، روانشناختی، شخصی و اقتصادی) و ۱۵ مضمون فرعی (تحمیل تصورات جامعه به زنان مطلقه، انگ اجتماعی، مورد طمع واقع شدن، ارتباط مجدد، روابط با اطرافیان و دوستان، نقش خانواده، احساسات متناقض، فکرهای احساس ‌ساز، کمبود مهارت‌‌های زندگی، ارتباط با فرزندان، فراوالدگری، بحران محل زندگی، در جستجوی کمک‌ های روانشناختی، اقدامات رفتاری و عدم امنیت اقتصادی) نشان دادند.

احمدی پورتسیه و همکاران (1403) با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر ارتقای عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی در زنان مطلقه نشان دادند آموزش شناختی رفتاری می‌تواند راهکار موثری برای ارتقای عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی در زنان مطلقه باشد. باقری زنجانی و همکاران (1403) در پژوهشی کیفی و جهت شناسایی عوامل امید به زندگی در زنان پس از طلاق، 8 مضمون اصلی و 33 مضمون فرعی شامل: عوامل تأمین مالی مستقل (با 3 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به ویژگی های شخصیتی (با 4 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به آموزش گروهی از طریق رسانه و فرهنگ سازی (با 4 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به مشاوره و روان درمانی (با 4 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به حمایت خانواده، حمایت اجتماعی، حمایت دولت (با 7 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به توانمندسازی و داشتن هدف (با 7 مضمون فرعی)، عوامل مربوط به سبک زندگی سالم (با 2 مضمون فرعی) و عوامل مربوط به معنویت (با 2 مضمون فرعی) را نشان دادند.

زکی‌خانی و همکاران (1403) با هدف شناسایی و تبیین کیفی عوامل مؤثر بر تاب‌آوری زنان مطلقه که حضانت فرزندان را نیز قبول کرده‌اند‌، سه شاخص اصلی در زنان مطلقه تاب‌آور استخراج نمودند. نتایج نشان داد عوامل فردی شامل خودتنظیمی شناختی‌، خودتنظیمی رفتاری‌، راهبردهای معنوی- مذهبی و ویژگی شخصیتی است. عوامل حمایتی شامل حمایت خانواده و حمایت اجتماعی است و مقوله هسته‌ای آخر که عامل حضور فرزند است شامل مضامینی از جمله معنا آفرینی حضور فرزند و تمرکز بر نقش والدی است، از عوامل مؤثر در تاب‌آوری زنان مطلقه با حضور فرزندان محسوب می‌شوند.

وجتینیاک، گولینوسکا و سووا[1] (2019) نشان دادند زنان مطلقه نسبت به متأهلان به‌ویژه در شاخص‌های کیفیت زندگی مرتبط با سلامت روان در وضعیت نامطلوبتری قرار دارند، اگرچه از منظر جسمانی تفاوت معناداری وجود نداشت. در این مطالعه طولی تأکید شده است که سطح بالاتر تحصیلات به عنوان یکی از عوامل مهم حفاظت کننده در برابر کاهش کیفیت زندگی پس از طلاق عمل می‌کند. هوچا اوغلو و یالسین‌کایا[2] (2020) نشان می‌دهند؛ پس از طلاق افراد با کمبود عاطفی، تنهایی، درماندگی، بلاتکلیفی، احساس ناکامی، افزایش مسئولیت‌ها، ناامیدی، بی‌تفاوتی، احساسات منفی نسبت به جنس مخالف، احساس گناه نسبت به فرزندان، خودکشی و مشکلات بهداشتی ازجمله یائسگی زودرس، چاقی ناشی از سوءتغذیه و بیماری‌های مرتبط با آن، استرس و تمایل به مصرف سیگار و مواد مخدر و مشروبات الکلی، بیماری‌های قلبی و عروقی و فشارخون بالا و سرطان روبه‌رو هستند.

قمر و فیضان (2021) تجربیات ذهنی زنان مطلقه پاکستان در مورد دلایل طلاق، تأثیر آن بر زندگی آنها و سازگاری بعدی را مورد بررسی قرار دادند. مضامین پدیدار شده، دلایل طلاق مانند دخالت خانواده همسر، عدم درک متقابل، استثمار مالی و محیط شکنجه‌آور را ارائه ‌دادند. تأثیر طلاق بر زندگی زنان شامل انگ اجتماعی، درد روانی، بحران اقتصادی و مسائل مربوط به ازدواج مجدد بود. رانی و سلطانا[3] (2025) عواملی چون مطالبه مهریه؛ خیانت و چندهمسری شوهر؛ ناباروری؛ تولد فرزند معلول؛ سوءظن به خیانت و اعتیاد به مواد مخدر از سوی شوهر را پیش از طلاق، و وضعیت اجتماعی- اقتصادی پایین‌تر؛ مشکلات سلامت روان از جمله تنهایی، خشم، افسردگی و اضطراب؛ مشکلات روانی کودکان؛ و آزار جنسی را پس از طلاق گزارش کردند. نتایج پژوهش زاندو[4] و همکاران (2025) نشان داد حمایت اجتماعی به‌عنوان عامل مهمی در کاهش اثرات منفی طلاق ظاهر شده، با این وجود افرادی که با جدایی یا مشکلات سلامتی روبرو بودند، چالش‌های بیشتری در دسترسی به حمایت تجربه کرده‌اند.

برآیند این مطالعات نشان می‌دهد کیفیت زندگی زنان مطلقه، نتیجه تعامل چندلایه‌ای از وضعیت اقتصادی، سلامت روان، حمایت اجتماعی و شرایط فرهنگی است و شناسایی دقیق تجربیات زیسته این زنان، به‌ویژه در بسترهای منطقه‌ای، ضروری است تا بتوان مداخلات مؤثر و حساس به فرهنگ را طراحی و اجرا کرد. مطالعات داخلی به‌طور پیوسته نقش عوامل اقتصادی، حمایت اجتماعی و سلامت روان را در کیفیت زندگی زنان مطلقه تأکید می‌کنند. همچنین مسائل فرهنگی و فشارهای اجتماعی ناشی از انگ‌های منفی جامعه، از موانع مهم بهبود کیفیت زندگی به‌شمار می‌روند. بر این اساس، توانمندسازی اقتصادی، اصلاح نگرش‌های فرهنگی و ارائه خدمات مشاوره‌ای به عنوان راهکارهای کلیدی شناخته شده‌اند. مطالعات بین‌المللی همسو با یافته‌های داخلی، نقش احساس تاب‌آوری، حمایت اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی و چالش‌های فرهنگی- اجتماعی را برجسته می‌کنند. این مطالعات بیشتر بر تجارب روانی و اجتماعی تأکید دارند و بر ایجاد برنامه‌های جامع حمایت روانی- اجتماعی و اقتصادی به عنوان سیاست‌های کلان تأکید بیشتری شده است.

پژوهش‌های ذکر شده عمدتاً عوامل مرتبط و یا مؤثر بر کیفیت زندگی زنان مطلقه را مورد کنکاش قرار داده‌ و بر روی عوامل و متغیرهای گوناگون تمرکز نموده‌اند و از آنجایی که هر یک جنبه‌ای مهم از متغیر مربوطه را مورد بررسی قرار داده‌اند، هم برای سنجش هر متغیر و هم برای استفاده پژوهشگران بعدی مؤثر و مهم بوده و در تبیین مساله مفید به فایده به‌نظر می‌رسند. با این وجود، با توجه به اینکه عوامل و متغیرهایی نیز از نگاه پژوهشگران دور مانده است، جهت تبیین همه‌جانبه موضوع  کافی به‌نظر نمی‌رسند. بنابر این در پژوهش حاضر سعی شده است علاوه بر استفاده از نقاط قوت پژوهش‌های انجام شده، نقاط ضعف آنها از نگاه پژوهشگر پنهان نماند. بر این اساس جهت سنجش فضای مفهومی مساله مورد بحث، تلاش شده مجموعه‌ای از عواملی که بتوانند مفهوم کیفیت زندگی را تحت پوشش قرار دهند و هر چه بیشتر به اعتبار آن کمک نمایند، از دل مصاحبه‌ها بیرون کشیده شود  و سعی شده است بیشترین اعتبار در این مورد به‌دست آید. جنبه بدیع بودن پژوهش حاضر نسبت به پیشینه‌های ذکر شده، علاوه بر کیفی بودن روش تحقیق، تمرکز بر روی عوامل و متغیرهایی است که جهت تبیین کیفیت زندگی از نگاه پژوهشگران مورد غفلت واقع شده‌اند. به جرات می‌توان گفت استفاده همزمان از متغیرهای جسمانی، روانی، اجتماعی، و زیست محیطی در تبیین کیفیت زندگی زنان مطلقه زنان، برای اولین بار، در این پژوهش انجام گرفته است. نکته دیگر اینکه، تاکنون در استان ایلام پیرامون کیفیت زندگی زنان مطلقه پژوهش جامعی صورت نگرفته و این مساله کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است.

 

 

چارچوب مفهومی

مطالعه کیفیت زندگی زنان مطلقه مستلزم اتکاء بر چارچوبی مفهومی است که به تبیین چرایی و چگونگی تأثیرگذاری وضعیت طلاق بر ابعاد مختلف زیست این زنان بپردازد و شبکه پیچیده‌ای از عوامل ساختاری، فردی و تعاملی را پوشش دهد. طبق مدل سازمان جهانی بهداشت[5] (1997) کیفیت زندگی متشکل از چهار بعد اصلی است: سلامت جسمانی، سلامت روانشناختی، روابط اجتماعی و شرایط محیط زندگی. این ابعاد با توجه به وضعیت زنان مطلقه به طرق متمایزی تحت تأثیر قرار می‌گیرند: 1. سلامت روانشناختی متاثر از فشارهای پس از طلاق و تعامل با شبکه‌های حمایتی و انگ اجتماعی. 2.روابط اجتماعی که ضعف یا تقویت آن، نقش تعیین کننده در بازتوانی یا طرد اجتماعی زنان دارد. 3. بعد محیطی که شامل احساس امنیت، فرصت‌های شغلی، و خدمات رفاهی است و معمولاً در نتیجه کاهش منابع مالی آسیب می‌بیند. مطابق تحقیقات اخیر، هم‌کنشی این ابعاد و تأثیر متغیرهای مداخله‌گر مانند سرمایه اجتماعی، حمایت نهادی و سرمایه فرهنگی، در تبیین کیفیت زندگی باید مورد توجه قرار گیرد (Wojtyniak, Golinowska & Sowa, 2021). فراتر از مدل فوق، این مطالعه تأکید ویژه بر زمینه فرهنگی – اجتماعی(هنجارها و ارزش‌های سنتی، ساختار حقوقی و سیاسی مرتبط با زنان، و اثرات معنایی انگ اجتماعی) دارد. در بستر ایران و به‌ویژه در محیط‌های سنتی مانند شهرهای کوچک یا مناطق قومی، مانند شهر ایلام، این مؤلفه‌ها به‌صورت چندلایه‌ای مسیر کیفیت زندگی زنان مطلقه را تعیین می‌کنند (باقری‌زنجانی اصل و همکاران، ۱۴۰۱). این بعد زمینه‌ساز تفاوت‌های منطقه‌ای و اقتضای استفاده از رویکرد بوم شناختی است (Ungar, 2012). در مجموع می‌توان گفت چارچوب مفهومی تحقیق، تلفیقی نظام‌مند از مدل کیفیت زندگی اجتماعی چند بعدی، با توجه به بستر فرهنگی و ساختارهای اجتماعی شهر ایلام است. این رویکرد امکان تحلیل همزمان وضعیت‌های ذهنی و عینی کیفیت زندگی زنان مطلقه را فراهم می‌آورد و به جایگاه نیروهای حمایتی، منابع استرس‌زا، ظرفیت‌های فردی- جمعی و بوم فرهنگی توجه جدی دارد. چنین چارچوبی همچنین مبنای مناسبی برای تحلیل یافته‌های کیفی و پیشنهاد مداخلات مبتنی بر شواهد فراهم خواهد آورد.

 

روش و داده‌ها

این مطالعه از نوع پژوهش کیفی و به روش تحلیل تماتیک است که برای کاوش عمیق تجربیات زنان مطلقه در قالب ابعاد مختلف کیفیت زندگی پیش و پس از طلاق انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مطلقه ساکن شهر ایلام است. نمونه شامل 17 زن مطلقه است که به روش نمونه‌گیری هدفمند (با قضاوت و معیار خاص) انتخاب شدند تا تنوع و تراکم تجربیات معنادار مورد بررسی قرار گیرد. معیارهای ورود به مطالعه شامل سابقه طلاق قطعی بیش از 6 ماه و کمتر از 2 سال، سکونت در شهر ایلام، و تمایل به مشارکت در مصاحبه بود. انتخاب معیار سابقه طلاق قطعی بین 6 ماه تا کم‌تر از دو سال، به سبب آن بود که زنانی که کم‌تر از 6 ماه از طلاق انها گذشته به لحاظ روحی و حتی جسمی شرایط مناسبی جهت مصاحبه ندارند. از طرف دیگر زنانی که بیش از 2 سال از طلاق آنها گذشته نیز به احتمال زیاد با شرایط جدید سازگار شده و نمی‌توانند همان نگاهی که یک‌سال قبل داشته‌اند را داشته باشند. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری شد. سؤالات مصاحبه به‌گونه‌ای طراحی شده بود که تجربه جامع شرکت‌کنندگان از کیفیت زندگی خود را در دو دوره پیش و پس از طلاق پوشش دهد. پاسخ سوالاتی از قبیل ارزیابی‌تان از کیفیت زندگی‌تان چگونه بود؟ چه اندازه از سلامتی‌تان رضایت داشتید؟ چقدر از زندگی لذت می‌بردید؟ تا چه اندازه احساس می‌کردید که زندگی‌تان معنادار است؟ و ... در دوران زندگی مشترک و نیز در حال حاضر و پس از طلاق، در طی مدت بین 30 تا 45 دقیقه، و با رضایت شرکت‌کنندگان به صورت صوتی ضبط شد. متن کامل مصاحبه‌ها به صورت دقیق تایپ و آماده تحلیل گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. تحلیل برپایه چارچوب شش مرحله‌ای براون و کلارک (۲۰۰۶) به صورت زیر انجام شد: 1. متن مصاحبه‌ها چندین مرتبه خوانده شد و یادداشت‌های اولیه درباره مفاهیم و الگوهای برجسته گرفته شد. 2. این مرحله برای کسب درک عمیق از داده‌ها و زمینه‌سازی برای کدگذاری صورت گرفت. 3. کدگذاری داده‌ها به‌صورت خط به خط و استخراج دقیق عبارات معنادار انجام شد که مرتبط با ابعاد کیفیت زندگی بودند و همچنین تفکیک زمانی «پیش و پس از طلاق» نیز در نظر گرفته شد. 4. کدهای مشابه و مرتبط با هم در قالب مضامین گسترده‌تر و معنادار گروه‌بندی شدند؛ مضمون­ها شامل سلامت فیزیکی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و شرایط محیط زندگی، به تفکیک دو دوره زمانی شدند. 5. مضمون­های استخراج شده به دقت بازبینی و اصلاح شدند تا انسجام داخلی و تمایز مفهومی حفظ شده و مضمون­ها قابل تعمیم‌تر و قابل فهم‌تر باشند. 6. با توجه به محتوای هر مضمون، تعاریف دقیق ارائه شد و نام‌هایی انتخاب گردید که نمایانگر مفهوم اصلی هر مضمون باشد. یافته‌ها به صورت روایت‌های دقیق همراه با نقل قول‌های متعدد و نماینده شرکت‌کنندگان تدوین و نهایی شدند. برای افزایش اعتبار و روایی داده‌ها، بخش‌هایی از داده‌ها به صورت مستقل توسط چند پژوهشگر کدگذاری و سپس نتایج با هم مقایسه و همسویی شدند. طی فرآیند کدگذاری و مصاحبه‌ها، تا رسیدن به مرحله‌ای که هیچ کد یا مضمون جدیدی از داده‌ها استخراج نشود، کار ادامه یافت. برخی یافته‌ها و برداشت‌های اولیه به بعضی شرکت کنندگان ارائه شد تا معتبر بودن برداشت‌ها و تطابق آن با تجربیات آنان تأیید گردد.کلیه مراحل تحلیل از جمله یادداشت‌های محقق، کدها و مضمون­ها به صورت مستند و ثبت شده باقی مانده است. برای رعایت ملاحظات اخلاقی نیز رضایت آگاهانه همه شرکت‌کنندگان پیش از انجام مصاحبه اخذ شد. محرمانگی کامل اطلاعات و هویت مصاحبه‌شوندگان حفظ و داده‌ها به صورت کدگذاری شده تحلیل شدند. شرکت‌کنندگان می‌توانستند بدون هیچ گونه عواقب منفی، هر زمان در فرآیند پژوهش انصراف دهند. این پژوهش با رعایت اصول اخلاقی و تأییدیه مراجع مربوط به پژوهش‌های انسانی انجام شد.

 

 

 

جدول 1- مشخصات شرکت کنندگان

نام

مستعار

سن

سن ازدواج

سن طلاق

مدت زندگی مشترک

تفاوت سنی زوجین

مدت پس از طلاق (ماه)

سواد

شغل

وضعیت مالی

نحوه زندگی/

تحت حمایت

زینب

35

30

35

1

3 -

9

دیپلم

بیکار

ضعیف

با والدین/محدود

سعیده

35

30

32

1

2 -

14

سیکل

بیکار

متوسط

ازدواج مجدد

ساغر

39

31

36

5

1

24

لیسانس

مدیرموسسه

متوسط

با والدین/مستقل

پری

38

24

37

13

10

11

ارشد

کارمند

متوسط

مستقل

شادی

33

15

32

17

-

11

-

آزاد

متوسط

با مادر/ مادر

مریم

34

17

31

14

11

3

لیسانس

بیکار

متوسط

با دو فرزند/ مستقل

گلاره

45

18

42

24

-

3

سیکل

بیکار

متوسط

با والدین/ مستقل

مونا

34

20

34

14

7

7

دیپلم

بیکار

ضعیف

با والدین/ مستقل

زهره

33

26

33

6

4

11

لیسانس

آزاد

خوب

با والدین/مستقل مالی

دنیا

28

15

27

12

9

15

دیپلم

بیکار

متوسط

                با والدین/ مستقل

سارا

35

29

34

4

4

10

ارشد

معلم

متوسط

والدین/ مستقل

شهین

21

16

19

3

14

21

-

بیکار

متوسط

با والدین/ مستقل

فرناز

46

22

44

22

4

20

دیپلم

بیکار

متوسط

والدین/ مستقل

زهرا

30

23

29

6

5

12

لیسانس

معلم

متوسط

با فرزند/ مستقل

مهسا

25

21

24

3

6

12

ارشد

مربی مهد

متوسط

با فرزند/ مستقل

نرگس

28

22

27

5

5

10

لیسانس

حسابدار

متوسط

والدین/ مستقل مالی

کژال

35

25

33

8

-

16

دیپلم

بیکار

متوسط

با فرزند/ مستقل

 

یافته‌ها

یافته‌های پژوهش،  بر اساس چهار بعد اصلی کیفیت زندگی، یعنی؛ سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و شرایط زندگی، به تفکیک دوران پیش از طلاق و دوران پس از طلاق در جداول جداگانه دسته‌بندی شده است. سپس در هر بعد، مضمون­های کلان و در هر مضمون کلان، زیر مضمون­ها و مفاهیم جزیی و در نهایت تعدادی نقل قول منتخب جهت افزایش عمق تحلیل آمده است. در این بخش تغییرات مهم در کیفیت زندگی زنان مطلقه در هر بعد، به صورت جداگانه و به شرح زیر بررسی شده است:

1) سلامت جسمانی

1-1. سلامت جسمانی پیش از طلاق: اکثر زنان گزارش کردند که در دوران زندگی مشترک به علت فشارهای روانی، استرس مداوم و رفتارهای خشونت‌آمیز همسران، مشکلات جسمی نظیر سردرد، مشکلات گوارشی و اختلالات خواب را تجربه کرده‌اند. کاهش مراقبت از خود، نداشتن فرصت برای استراحت و مشغول بودن به حل تعارض‌های خانوادگی به ضعف سلامتی جسمانی آنان منجر شده است.

پری 38 ساله: بعد از ازدواج به‌خاطر مسایل و مشکلات مختلف دچار افسردگی شدم و ناچار شدم دارو مصرف کنم،  متعاقب این موضوع مشکلات جسمی پیدا کردم که هنوزم در حال مصرف دارو هستم.

زهره 33 ساله: غم و غصه سلامتی‌ام را تا حدودی از بین برد، ریزش مو، معده درد عصبی، استرس و اضطراب و ...

نرگس 28 ساله: دچار میگرن‌های عصبی شدم، اضطراب داشتم، حس می‌کردم دارم فقط دوام میارم، نه زندگی می‌کنم.

1-2. سلامت جسمانی پس از طلاق: بسیاری از زنان بیان کردند که پس از طلاق، با کاهش استرس روانی، بهبودی نسبی در وضعیت جسمانی خود تجربه کرده‌اند. برخی توانسته‌اند با گذراندن اوقات‌ طبق مراد خود، ورزش و یا مراقبت بهتر از سلامتی‌شان، کیفیت جسمی بالاتری داشته باشند. با این حال برخی از مشکلات جسمی مزمن ناشی از فشارهای سالیان زندگی مشترک همچنان برای آنها باقی مانده است.

پری 38 ساله: در حال ترمیم مشکلات روحی و جسمی هستم که برام پیش اومد، چرا که هنوزم تاثیر مشکلاتی که توی زندگیم تجربه کردم آنقدر زیاد بوده که با تراپی‌‌های طولانی بهبود پیدا می‌کنن.

نرگس 28 ساله: دارم خودم رو بازسازی می‌کنم. سلامتی جسمیم بهتر شده، با مشاور کار می‌کنم و یوگا می‌رم.

شهین 21 ساله: سلامتیم رو به بهبوده، با مشاوره و ورزش توانستم شرایط روانی‌ام را کنترل کنم.

 

جدول 2- بعد سلامت جسمانی کیفیت زندگی

دوره

مضمون کلان

 

زیر مضمون­ها / مفاهیم جزئی

نمونه نقل قول‌های منتخب

 

 

 

 

 

پیش از طلاق

مشکلات جسمی ناشی از استرس و فشار روانی

ریزش مو، معده درد عصبی، سردرد، خستگی مزمن

1. «از استرس‌های مداوم سردرد داشتم و بدنم خسته بود.»

2. «مشکل معده دارم که به خاطر استرس‌های عصبی‌ام است.»

3. «سرکار که می‌رفتم انرژی نداشتم و دائم خسته بودم.»

4. «بعد ازدواج آسیب زیادی دیدم و دچار بیماری‌های روان‌تنی شدم.»

5. «خستگی مزمن حس میکردم که آرامشم را گرفت.»

بیماری‌های

روان‌تنی

 

مشکلات گوارشی عصبی، ضعف جسمانی

1. «در اثر تنش‌ها و بحث‌های بینمان دچار افسردگی و اضطراب شدید شده بودم.»

2. «اضطراب و استرس دائم به سلامت جسمی‌ام لطمه زد.»

3. «ریزش موهایم بیشتر شده بود.»

4. «دچار مشکلات گوارشی شدم و به دکتر مراجعه کردم.»

5. «ضعف بدنی اجازه انجام کارهای روزانه‌ا‌‌م را نمی‌داد.»

پس از طلاق

 

بهبود نسبی وضعیت سلامت

کاهش استرس، بهبود خواب، انرژی بیشتر

1. «الان آرامش بیشتری دارم، شبا راحت می‌خوابم.»

2. «دیگه اون سردردهای شدید و ریزش مو رو ندارم.»

3. «احساس خستگی کمتر شده چون دغدغه و استرس کمتری دارم.»

4. «روی سلامتی جسمم خیلی بیشتر تمرکز کردم و به خودم رسیدم.»

5. «مشکلات گوارشی‌ام تا حد زیادی برطرف شده.»

استمرار برخی مشکلات جسمانی

ضعف بدنی، بیماری‌های روان‌تنی

1. «هنوز بعضی بازماندگی‌های بیماری رو دارم، اما مثل قبل نیست.»

2. «آرامش اومده اما خستگی بدنی هنوز هست چون باید همه شغل و خانه را مدیریت کنم.»

3. «ضعف بدنم کمتر شده اما هنوز باید بیشتر مراقب باشم.»

4. «تحت درمان بیماری‌های روان‌تنی هستم و بهبودم ادامه داره.»

 

2) سلامت روانی

2-1. سلامت روانی پیش از طلاق: شمار زیادی از زنان تجربه افسردگی، اضطراب، استرس شدید، احساس ناامیدی و پوچی در زندگی مشترک را بیان کردند. سوءرفتارهای روانی، تحقیر و کمبود حمایت عاطفی از سوی همسران بر سلامت روان آنها تأثیر منفی داشت. رفتارهای خشونت‌آمیز و فضای پرتنش زندگی آنها را خسته و مایوس کرده بود.

زینب 35 ساله: از همان اول اختلاف داشتیم، زندگی همش پر از دخالت، عصبانیت، دل شکستن بود. از زندگی راضی نبودم، از نظر روحی حال خوبی نداشتم، چون همش ناراحتی و دعوا بود. از زندگی هیچ لذتی نبردم.

 ساغر 39 ساله: هیچ چیزی نبود در زندگی که برایم معنا داشته باشد، حتی در زندگی از عدم سلامت روانی هم رنج می‌بردم دچار افسردگی شدید شده بودم. زندگی من در کنار او بسیار سخت آزاردهنده بود و دیگر تحمل او را نداشتم.

 زهره 33 ساله: به مرور در اثر تنش‌ها و بحث‌های بین‌مان دچار افسردگی و اضطراب شدید شده بودیم.

2-2. سلامت روانی پس از طلاق: زنان مورد بررسی گزارش کردند که با طلاق به آرامش روانی نسبی رسیده، احساس استقلال و رشد فردی داشته‌اند. اعتماد به نفس آنها افزایش یافته و فرصت فکر کردن به اهداف شخصی برای‌شان فراهم شده است، اما زخم‌های عاطفی و ترس از آینده، اضطراب ناشی از قضاوت‌های اجتماعی و نگرانی از ازدواج مجدد همچنان باقی است.

زینب 35 ساله: از کیفیت زندگی فعلی هم زیاد راضی نیستم. از نظر روحی باز هم خوب نیستم، چون از طلاق گرفتن راضی نبودم و شوهرم طلاقم داد. زندگی برایم بی‌معناست، فقط روزگار را می‌گذرونم.

ساغر 39 ساله: بعد از جدایی فهمیدم که زندگی در کنار او اشتباه بوده. بعد از طلاق هم سلامت روانی و هم جسمانی دارم و معنای زندگی خودم را در خودم می‌بینم نه کسی دیگر. هیچ گونه بحث و جدلی ندارم و از آرامش روانی که دارم لذت می‌برم. زهره 33 ساله: در حال حاضر کیفیت زندگیم خیلی بالا رفته است. به خیلی از آرزوهای مالی و پیشرفت‌های علمی و شغلی رسیدم. اما به لحاظ روحی از نظر خودم ویران هستم حتی مکرر به پزشک و تراپیست هم مراجعه کردم و تحت درمان هستم. حال روحی روانیم خیلی خوب نیست.

 

 

جدول 3- بعد سلامت روانی کیفیت زندگی

نمونه نقل قول‌های منتخب

زیرمضمون­ها / مفاهیم جزئی

مضمون کلان

 

دوره

1. «به شدت احساس افسردگی داشتم و هر شب بیخواب بودم.»

2. «زندگی برایم بی‌معنا شده بود، فقط روزگار را می‌گذراندم.»

3. «اضطرابم کمتر شده، شب‌ها با خیال راحت می‌خوابم.»

4. «هر لحظه احساس ناامیدی داشتم و خسته شده بودم.»

5. «بی‌حوصلگی و خشم سرکوب‌شده‌ام زندگی‌ام را سخت کرده بود.»

افسردگی، اضطراب، بیخوابی، احساس ناامیدی

اضطراب، افسردگی و استرس مزمن

 

 

 

پیش از طلاق

1. «زندگی برایم بی‌معناست، فقط روزگار را می‌گذرانم.»

2. «همیشه یک خلأ و غمی عمیق در دلم بود.»

3. «حس می‌کنم هنوز به آن آرامش و معنا نرسیده‌ام.»

4. «فکر می‌کردم نمی‌توانم ادامه دهم.»

5. «دائم احساس درماندگی داشتم.»

بیارزشی، ناامیدی، درماندگی

احساس بی‌ارزشی و پوچی

1. «بعد از طلاق احساس کردم دوباره دارم زندگی و رشد می‌کنم.»

2. «سعی می‌کنم زندگی هدفداری بسازم و از خودم لذت ببرم.»

3. «استقلال به من اعتماد به نفس بیشتری داد.»

4. «اکنون آرامش بیشتری دارم و به آینده امیدوارم.»

5. «تعلیم مهارت‌های جدید به من کمک زیادی کرد.»

استقلال روانی، خودباوری، امید به آینده

رشد فردی و بازسازی روانی پس از طلاق

1. «بعد از جدایی، حس می‌کنم تازه دارم زندگی و رشد می‌کنم.»

2. «استقلال به من اعتمادبه‌نفس داد، الان آرامش روانی بیشتری دارم.»

3. «تجربه طلاق باعث شد قویتر و مسئولتر باشم.»

4. «برنامه دارم با کسب مهارت و تحصیل پیشرفت کنم.»

5. «امید به آینده دارم و خودم تصمیم می‌گیرم.»

استقلال روانی، خودآگاهی، امید به آینده

 

رشد فردی و خودباوری

 

 

پس از طلاق

 

 

 

1. «غم و زخم جدایی همیشه باهام هست، ولی سعی می‌کنم درمان کنم.»

2. «دلتنگی برای فرزندم آزارم می‌دهد، اما دارم سعی می‌کنم باهاش کنار بیام.»

3. «گاهی هنوز شبها کابوس می‌بینم و بی‌انگیزه می‌شوم.»

4. «احساس پوچی کمتر شده اما هنوز گاهی حس تنهائی دارم.»

5. «مراجعه به تراپیست کمکم کرده.»

اضطراب، غم، بحران هویت، احساس دلتنگی

استمرار یا آغاز درمان مشکلات روانی

 

 

 

 

3) روابط اجتماعی

3-1. روابط اجتماعی پیش از طلاق: زنان مورد مصاحبه، از فشارهای اجتماعی، قضاوت منفی و انگ‌های مربوط به زنان مطلقه در جامعه پیش از طلاق گلایه داشتند. دخالت خانواده‌ها و کنترل‌های اجتماعی فشار مضاعفی بر آنان ایجاد کرده و روابط دوستانه و خانوادگی‌شان محدود و آسیب‌دیده بود. حمایت اجتماعی کم و حس انزوای شدید در آنان غالب بود. غالب زنان با طرد اجتماعی، ضعف حمایت خانوادگی، دخالت بیش از حد خانواده‌ها، خشونت خانگی (جسمی و روانی) و فقدان ارتباط سازنده با همسر درگیر بوده‌اند. تجربه احساس تنهایی و قضاوت سنگین از طرف جامعه در بین آنها بسیار رایج بود.

پریا 33 ساله: در دوره زندگی مشترک کیفیت زندگیمون خوب نبود و با مشکل‌های زیادی روبه رو بودیم خیلی دخالت دیگران اذیتم می‌کرد و کاملا لذت زندگی رو از من گرفته بود و بیشتر درگیر مشکلات بودم.

شهین 21 ساله: در دوران زندگی مشترک، کیفیت زندگی نسبتاً پایین، پرتنش، همراه با دعوا و دخالت خانواده همسرم چون با مادرش شریکی زندگی می‌کردیم. سال‌های اول همه چیز خوب بود اما کم‌کم چون زندگی ما وابسته به خانواده همسرم بود و هیچ  احساسی به آن رابطه نداشتم.

3-2. روابط اجتماعی پس از طلاق: پس از طلاق، زنان توانسته‌اند استقلال اجتماعی بیشتری پیدا کنند و در فعالیت‌های آموزشی، شغلی و اجتماعی شرکت کنند، با این حال نگاه‌های منفی جامعه و برخی نگرش‌های سنتی به زنان مطلقه همچنان مانعی بر سر راه ایجاد و تقویت سیستم‌های حمایتی است و نیاز به ایجاد فضاهای حمایتی، گروه‌های همدلی و فرهنگ‌سازی به شدت احساس می‌شود. بسیاری از زنان گزارش داده‌اند که برای خود شبکه حمایتی جدید ساخته‌اند (دوستان جدید، گروه‌های حمایتی زنان مطلقه) و استقلال اجتماعی به دست آورده‌اند. بااینحال، هنوز طرد اجتماعی، نگاه منفی و قضاوت اطرافیان برای آنها چالشی جدی است.

سعیده 35 ساله: زمانی که طلاق گرفتم دیدها و نظرات دوستان و آشنایان راجع به من عوض شد و با کنایه‌ها و حرف‌هایشان مرا خیلی آزار دادند. حتی در مراسم خواهرم، عمه‌هایم مرا منع کردند و گفتند که تو طلاق گرفتی شگون ندارد موقع جاری شدن خطبه عقد در آنجا باشی.

 

جدول 4- بعد روابط اجتماعی کیفیت زندگی

نمونه نقل قول‌های منتخب

زیرمضمون‌ها / مفاهیم جزئی

مضمون کلان

 

دوره

1. «دوستان و خانواده طردم کردند و احساس تنهایی داشتم.»

2. «در محیط‌مان به زنان مطلقه نگاه خوبی ندارند، این خیلی اذیتم می‌کند.»

3. «قضاوت و سرزنش اطرافیان مرا دل­شکسته کرد.»

4. «دائم احساس می­کردم تنها هستم.»

5. «شبکه حمایتی نداشتم و حتی خانواده حاضر به کمک نبودند.»

نبود شبکه حمایتی، قضاوت منفی، تنهایی

کاهش حمایت اجتماعی و طرد اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

پیش از طلاق

1. «شوهرم همیشه به من توهین می‌کرد و کتکم می‌زد.»

2. «بارها قهر رفتم خانه خانوادم تا طلاق بگیرم.»

3. «نمی‌توانستم هیچ چیز را به خانواده‌ام بگویم، از ترس آنها.»

4. «رفتارهای تحقیرآمیز شوهرم روان مرا تخریب کرده بود.»

5. «کنترل‌های شدید و محدودیت‌های رفتاری داشتم.»

کتک‌کاری، تحقیر، توهین، کنترل­گری

خشونت جسمی و روانی

1. «هیچ وقت حرف نداشتیم، بی‌اعتماد شدم و خانواده‌ها دخالت می‌کردند.»

2. «اختلافات فرهنگی و دخالت‌های فامیل زندگی‌ام را سخت کرده بود.»

3. «دعوای مداوم و نبود گفتگوی سازنده، روز به روز رابطه را نابود کرد.»

4. «دخالت خانواده‌ها به شدت باعث فشار می‌شد.»

5. «هیچ حمایتی از طرف شوهرم نبود.»

 

نبود گفتگو، بی‌اعتمادی، دخالت خانواده­ها

 

مشکلات ارتباطی و تعارضات زناشویی

1. «حالا خودم انتخاب می‌کنم با کیا معاشرت داشته باشم.»

2. «گروه‌های حمایتی زنان مطلقه همدم من هستند.»

3. «احساس می‌کنم دوستان واقعی‌ام را پیدا کرده‌ام.»

4. «با خانواده نزدیکتر شده‌ام و از تنهایی کمتر رنج می‌برم.»

5. «ارتباطم با فرزندم صمیمی‌تر شده است.»

شبکه حمایتی، دوستیابی، حس تعلق

افزایش استقلال و انتخاب‌های اجتماعی

 

 

 

پس از طلاق

 

1. «بعضی دوستان و فامیل هنوز طردم می‌کنند و نگاه سنگینی دارم.»

2. «در محیط زندگی به زن مطلقه نگاه خوبی ندارن.»

3. «قضاوت اطرافیان گاهی سخت­تر از مشکلات قبله.»

4. «شبکه حمایتی کوچکی دارم؛ گاه حتی خانواده حمایتم نمی‌کنند.»

5. «هنوز احساس می‌کنم دیده نمی‌شوم.»

کمبود حمایت، نگاه منفی جامعه

استمرار طرد اجتماعی یا قضاوت

 

 

 

 

4) شرایط زندگی

4-1. شرایط زندگی پیش از طلاق: بسیاری از زنان شرایط زندگی مشترک را پر از تنش، کنترل و عدم امنیت فیزیکی و روانی توصیف کرده‌اند. به نظر آنها محیط زندگی‌شان محدود، تحت سلطه و بدون فضای آزاد برای بیان خود بود. وجود خشونت خانگی، مداخلات و کنترل بیش از حد، باعث ایجاد فضای سخت و اضطراب‌آور برای آنها شده بود. همچنین وضعیت مالی ضعیف، بی‌ثباتی اقتصادی، وابستگی معیشتی به همسر، فقدان استقلال مالی و محدودیت شدید در دسترسی به منابع و حمایت­ها در زندگی آنها کاملاً مشهود بوده است:

مونا 34 ساله: «وابستگی مالی باعث می‌شد آزادی عمل نداشته باشم».

زینب 35 ساله: وضع مالی بسیار ضعیف و بدی داشتیم، برای هر چیز باید از خانواده شوهر پول می‌گرفتم. هیچ مشاوری در دسترس نبود و رسیدگی به مشکلاتم سخت بود.

4-2. شرایط زندگی پس از طلاق: زنان پس از طلاق توانسته‌اند کنترل محیط زندگی خود را به دست بگیرند و فضای امن‌تر و آزادانه‌تری برای زندگی فراهم کنند. به عنوان نمونه کژال 35 ساله اینگونه می‌گوید: «با درآمد خودم خونه اجاره کردم، دیگه محتاج خانواده نیستم».

ارتباط با خانواده و دوستان به برخی از زنان کمک کرده است تا شرایط محیطی خود را بهبود دهند. البته هنوز در برخی موارد، محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی، دسترسی به محیط زندگی مطلوب را تحت تاثیر قرار داده است. بسیاری از زنان با تلاش، کارآفرینی، اشتغال مستقل یا ادامه تحصیل به استقلال اقتصادی نسبی رسیده‌اند و بر استقلال خود تأکید می‌کنند؛ مونا 34 ساله: «بعد طلاق کار پیدا کردم، حس خوبی به استقلال مالی دارم».

گرچه محدودیت بازار کار و کمبود حمایت، همچنان به‌ویژه برای زنان دارای فرزند یا زنانی که زندگی خود را بدون حمایت خانواده ادامه می‌دهند، یک معضل اساسی است؛ زینب 35 ساله: «در ایلام بازار کار برای زن مطلقه محدوده، شغل مناسب پیدا نمیشه».

جدول 5- بعد شرایط زندگی کیفیت زندگی

دوره

مضمون کلان

زیرمضمون‌ها / مفاهیم جزئی

نمونه نقل قول‌های منتخب

 

 

پیش از طلاق

وضعیت اقتصادی و استقلال مالی

فقر، بیثباتی درآمد، وابستگی مالی

1. «تا قبل از طلاق حتی خرجی هم نداشتم و کاملاً وابسته بودم.»

2. «وضع مالی بسیار ضعیف و بدی داشتیم، برای هر چیز باید از خانواده شوهر پول می‌گرفتم.»

3. «هیچکس از زنان مطلقه حمایت مالی نمی‌کند.»

4. «فقر و نداری بزرگترین مشکل زندگیم بود.»

5. «وابستگی مالی باعث می‌شد آزادی عمل نداشته باشم.»

امنیت و دسترسی به خدمات حمایتی

دسترسی محدود به مشاوره، حمایت مالی و شغلی

1. «هیچ مشاوری در دسترس نبود و رسیدگی به مشکلاتم سخت بود.»

2. «در ایلام بازار کار برای زن مطلقه وجود ندارد.»

3. «دلخوشی‌هایم فقط کارم و مغازه‌ام بود.»

4. «حمایت مالی یا شغلی مناسبی ندیدم.»

5. «دسترسی به خدمات روانشناسی خیلی محدود است.»

 

 

 

پس از طلاق

 

 

افزایش استقلال مالی و شغلی

اشتغال جدید، درآمد مستقل، خانه جدا

1. «بعد طلاق کار پیدا کردم، حس خوبی به استقلال مالی دارم.»

2. «با درآمد خودم خونه اجاره کردم، دیگه محتاج خانواده نیستم.»

3. «توانستم برای بچه‌ام شرایط بهتری فراهم کنم.»

4. «روی پای خودم ایستادم و مغازه زدم.»

5. «زندگیم از نظر معیشتی سر و سامان گرفته.»

استمرار مشکلات اقتصادی و خدمات حمایتی

کمبود شغل، دسترسی محدود به حمایت شخصی

1. «با اینکه بهتر شدم اما هنوز درآمدم کافی نیست.»

2. «در ایلام بازار کار برای زن مطلقه محدوده، شغل مناسب پیدا نمیشه.»

3. «امکان گرفتن وام یا حمایت مالی وجود نداره یا خیلی سخته.»

4. «دسترسی به مشاوره و خدمات حمایتی محدود یا پرهزینه است.»

5. «خرج و مخارج زندگی با درآمد من خیلی سخته.»

 

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، کیفیت زندگی 17 نفر از زنان مطلقه ساکن شهر ایلام را در دوران پیش و پس از طلاق بررسی نموده است. یافته‌ها به روشنی نشان می‌دهند که طلاق به‌عنوان رویدادی تأثیرگذار، در هر یک از ابعاد سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و شرایط زندگی، تغییرات مثبت و منفی قابل توجهی به همراه داشته است که تحلیل آنها مستند به سازمان بهداشت جهانی (1997)، نظریه سرمایه اجتماعی و مفهوم تاب‌آوری زنان می‌باشد.

در بعد سلامت جسمانی، اعمال فشارهای مداوم روانی و خشونتهای جسمی با کارکرد فرساینده، سلامت این زنان را قبل از طلاق دچار اختلالات متعدد نمود که شامل سردرد، بیماریهای روانتنی نظیر مشکلات گوارشی عصبی، اختلالات خواب و ضعف جسمانی مزمن بود. این یافته با نتایج پژوهش‌های آقاجانی و کریمی (1399) تأیید می‌شود که زنان مطلقه نسبت به زنان متأهل سطح سلامت جسمانی پایینتری دارند. پس از طلاق، کاهش فشارهای روانی و فراغت از فضای خشن زندگی مشترک، فرصت مراقبت بهتر از جسم فراهم آمده است. شواهد نشان می‌دهد که اگرچه بهبودی نسبی در اغلب موارد حاصل شده اما برخی عوارض جسمی مزمن همچنان پابرجاست. این مسئله بر لزوم ارائه خدمات مستمر توانبخشی و پیگیری پزشکی در دوره پس از طلاق تأکید دارد.

بعد سلامت روانی این پژوهش، نمایانگر نوسان قابل توجهی از بحران‌های روانی شدید پیش از طلاق، مانند افسردگی، اضطراب مزمن، پوچی و احساس بی‌ارزشی، به سمت رشد روانی- فردی پس از طلاق است. طلاق اگرچه با کاهش فشارهای روانی محیط زندگی زناشویی همراه بوده و حس امنیت روانی، اعتماد به نفس و امید به آینده را افزایش داده است، اما زخم‌های عاطفی، اضطراب‌های ناشی از نگرش‌های منفی اجتماعی و دغدغه‌های مربوط به آینده، به‌ویژه ازدواج مجدد و معاشرت‌های اجتماعی همچنان به عنوان چالش‌های ماندگار مطرح‌اند. این یافته‌ها در هماهنگی کامل با نتایج پژوهش وجتینیاک گولینوسکا و سووا (2021) و هوچا اوغلو و یالسین‌کایا (2020) است که بر استمرار آسیب‌ها و نیاز به حمایت روانشناختی پس از طلاق تأکید دارند. در لایه نظری، این روند بازسازی روانی زنان مطلقه، نمونه‌ای بارز از فرآیند تاب‌آوری است که با بهره‌گیری از راهبردهای خودتنظیمی شناختی و رفتاری، حمایت‌های معنوی و عاطفی و نقش مؤثر حمایت‌های اجتماعی، سلامت روانی را بازیابی و بهبود می‌بخشد.

بعد روابط اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد اساسی کیفیت زندگی، هم پیش و هم پس از طلاق، متاثر از ساختارهای فرهنگی- اجتماعی پیچیده است. زنان مطلقه پیش از طلاق با انگ اجتماعی، تبعیض و طرد مواجه بودند که شبکه حمایتی آنها را تضعیف و حس تنهایی و انزوای اجتماعی را تشدید می‌کرد. این یافته‌ها با مطالعات ظرفیتی و کیفی قبلی مانند مطالعه مداحی و فیضی (1403)، باستانی و همکاران (1402)، محمدی و همکاران (1402) و قاسمی و همکاران (1400) همخوانی دارد که نقش منفی انگ اجتماعی و انزوا را در طرد اجتماعی و کاهش سلامت روان و کیفیت زندگی زنان مطلقه برجسته کرده‌اند. پس از طلاق، به رغم دستیابی به استقلال اجتماعی بیشتر و حضور در شبکه‌های حمایتی جدید، هنوز نگرش‌های منفی و تبعیض‌های اجتماعی مانعی مهم برای ادغام کامل آنان در نظام اجتماعی است. مطابق نظریه سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد متقابل و شبکه‌های حمایتی می‌تواند به توانمندسازی زنان و کاهش آسیب‌پذیری کمک نماید، موضوعی که در داده‌های کیفی پژوهش نیز به وضوح نمایان شده است. همچنین نتایج پژوهش زاندو و همکاران (2025) نشان داد حمایت اجتماعی به‌عنوان عامل مهمی در کاهش اثرات منفی طلاق ظاهر شده است، با این وجود افرادی که با جدایی یا مشکلات سلامتی روبرو بودند، چالش‌های بیشتری در دسترسی به حمایت تجربه کرده‌اند.

بعد شرایط زندگی نیز یکی از ابعاد کلیدی است که فشارهای ناشی از کنترل‌های شدید، خشونت و نبود امنیت پیش از طلاق را به محیطی امنتر و مستقل بعد از طلاق تبدیل کرده است. با این حال، محدودیت‌های اقتصادی، مشکلات دسترسی به خدمات حمایتی و فرصت‌ها، همچنان چالش‌های جدی را تشکیل می‌دهند. این مورد در مطالعه رانی و سلطانا (2025) نیز مطرح شده است؛ محدودیت‌های ساختاری در بسیاری از جوامع سنتی، از ظرفیت‌های فردی و اجتماعی زنان مطلقه برای بازتوانی جلوگیری می‌کند. لذا فراهم کردن محیط حمایت‌گر و تسهیل شرایط اقتصادی، از ضرورت‌های سیاست‌گذاری اجتماعی به حساب می‌آید.

تحلیل داده‌های پژوهش و مقایسه آن‌ها با ادبیات نظری نشان می‌دهد کیفیت زندگی زنان مطلقه محصول تعاملی چندلایه و پیچیده بین عوامل فردی، اقتصادی، ساختاری و فرهنگی- اجتماعی است. هسته مرکزی این تعامل، سازوکار حیاتی تاب‌آوری است که زنان را قادر می‌سازد با پیامدهای روانی و اجتماعی طلاق مقابله کرده و زندگی معنادار خود را حفظ کنند. دستیابی به این تاب‌آوری، بدون حمایت‌های مؤثر اجتماعی و فرهنگی میسر نخواهد بود. بنابر این، کلید بهبود کیفیت زندگی در اجرای مداخلات سه‌گانه (روانشناختی، اقتصادی و فرهنگی) نهفته است که هدف آن تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقاء سلامت روان و افزایش استقلال اقتصادی زنان است. در مواجهه با چالش اصلی، یعنی درگیری با مشکلات مزمن روانی و انزوای ناشی از انگ اجتماعی، ساختاردهی یک شبکه حمایتی فعال یک الزام است. این امر مستلزم تأسیس مراکز تخصصی روان‌درمانی متمرکز بر نیازهای پس از طلاق و همزمان، تقویت گروه‌های همدلی محلی است تا حس تعلق و تاب‌آوری تقویت شود. از منظر اقتصادی، سیاست‌ها باید از حمایت‌های مقطعی فاصله گرفته و بر توسعه مهارت‌آموزی متناسب با ظرفیت بومی ایلام و ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار متمرکز شوند تا استقلال مالی تضمین گردد. در نهایت، برای مقابله با تبعیض ساختاری، باید از طریق رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، اصلاح نگرش‌های سنتی منفی صورت پذیرد و با تدوین مقررات حمایتی ویژه، امنیت حقوقی و فیزیکی زنان تضمین شود تا زمینه مشارکت کامل آن‌ها در جامعه فراهم گردد.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که این مطالعه با محدودیت‌هایی در حوزه روش‌شناسی و دامنه پژوهش مواجه بوده است که تفسیر نتایج را متأثر می‌سازد. نخستین و مهم‌ترین محدودیت، ماهیت بوم‌محور و کیفی پژوهش است؛ یافته‌ها صرفاً بر تجربیات زیسته زنان مطلقه ساکن شهر ایلام استوار است و تعمیم این نتایج به دیگر مناطق استان یا گروه‌های اجتماعی- فرهنگی متفاوت باید با احتیاط فراوان صورت پذیرد. همچنین، اتکای صرف بر روش کیفی، هرچند برای دستیابی به عمق تحلیل ضروری بوده، اما امکان استخراج شاخص‌های کمی دقیق برای اتخاذ سیاست‌گذاری‌های کلان را محدود می‌سازد. محدودیت دیگر، به سوگیری‌های نمونه‌گیری و خوداظهاری بازمی‌گردد؛ انتخاب نمونه از میان زنان مایل به مشارکت، ممکن است تصویری کامل از تجربیات افراد گوشه‌گیر یا آسیب‌پذیرتر جامعه را ارائه ندهد و یا کم‌تر پوشش دهد. علاوه بر این، به دلیل حساسیت موضوع، احتمال خودسانسوری پاسخگویان در مواجهه با مسائل شخصی وجود داشته که بر عینیت گزارش‌شده از کیفیت زندگی آنان تأثیرگذار بوده است.

 

تقدیر و تشکر

این مقاله برگرفته از پژوهشی با عنوان "مطالعه تجربه زیسته طلاق زنان جوان شهر ایلام"  است که با حمایت اداره کل ورزش و جوانان استان ایلام در حال انجام  است و بدینوسیله سپاسگزاری می‌گردد.

 



[1]. Wojtyniak, Golinowska & Sowa

[2]. Hocaoglu & Yalcinkaya

[3]. Rani & Sultana

[4] . Dzando

[5]. WHO

Aghajani, T., & Karimi, S. (2020). Comparison of psychological comfort and quality of life in divorced and non-divorced women with children. Journal of New Ideas in Psychology, 6(10), 1-10. [In Persian]. http://jnip.ir/article-1-373-fa.html
Ahmadi Portsieh, P., Akhavan Farid, R., Kohansal, L., Khosrobegi, M., & Asadi, S. (2025). The effectiveness of cognitive behavioral therapy on improving self-esteem and improving quality of life in divorced women. Rooyesh-e Ravanshenasi (Rooyesh), 13(9), 221-230. [In Persian]. http://frooyesh.ir/article-1-5423-fa.html
Bagheri ZanjaniAsl Monfared, L., Farshbaf Mani Sefat, F., Ebrahimi, L., & Khademi, A. (2024). Identifying life expectancy factors in women after divorce: A qualitative research. Journal of Health Promotion Management, 13(3), 31-47. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.22034/JHPM.13.3.31
Bastani, S., Golamzadeh Jofreh, M., & Sodani, M. (2023). Divorce adjustment: Reflection on divorced women’s lived experience of divorce adjustment. Quarterly Journal of Woman and Society, 14(54), 141-156. [In Persian]. https://doi.org/10.30495/jzvj.2023.31458.3961
Bourassa, K. J., Sbarra, D. A., & Whisman, M. A. (2015). Women in very low quality marriages gain life satisfaction following divorce. Journal of Family Psychology, 29(3), 490–499. https://doi.org/10.1037/fam0000075
Chen, H., Niu, S. F., Yeh, Y. C., Chen, I. J., & Kuo, S. F. (2022). Psychological distress among immigrant women who divorced: Resilience as a mediator. Archives of Psychiatric Nursing, 39, 1–6. https://doi.org/10.1016/j.apnu.2021.11.006
Dzando, G., Asante, D., Yabila, S., Suuron, V. M., Amenu, J., & Salifu, S. (2025). Late-life divorce and well-being of older people: A systematic review. Archives of Gerontology and Geriatrics Plus, 2(1), 1–9. https://doi.org/10.1016/j.aggp.2024.100107
Elisetty, S. G., & Datti, R. S. (2025). Research trends on the intricate dimensions of divorce among women: A bibliometric analysis. Women's Studies International Forum, 108, 1–10. https://doi.org/10.1016/j.wsif.2024.103028
Ghasemi, Y., Sepidnameh, B., & Parvizi, F. (2021). Living experience of divorce (Case study: Absolute women in Darahahr - Ilam). Journal of Socio-Cultural Development Studies, 10(3), 9-42. [In Persian]. http://journals.sabz.ac.ir/scds/article-1-1426-fa.html
Haikal, M., & Latipun, L. (2020). The resilience of women who are divorced and choose to live with their children. Psychology and Behavioral Sciences, 9(4), 44–49. https://doi.org/10.11648/j.pbs.20200904.12
Hajiheydari, Z., Pourshahriari, M., Hosseinian, S., & Yazdi, S. M. (2024). Intervening factors in the vulnerability of women after divorce: A qualitative study. Women's Strategic Studies, 26(102), 157-178. [In Persian]. https://doi.org/10.22095/jwss.2024.462809.3489
Heshmati, R., Ahmadi, S., & Amani, S. (2022). The effectiveness of narrative exposure therapy on quality of life and emotional regulation of absolute women in Zarrinshahr city. Quarterly Journal of Counseling Research, 21(84), 98-119. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.18502/qjcr.v21i84.12105
Hocaoglu, F. B., & Yalcinkaya, M. (2020). An examination of the problems experienced by women during and after divorce and their coping methods. New Trends and Issues Proceedings on Humanities and Social Sciences, 7(3), 61–74. https://doi.org/10.18844/prosoc.v7i3.5235
Ilam Province Management and Planning Organization. (2019). Ilam Province spatial planning studies: Part one structural status analysis. Volume 8, Cultural status and social capital analysis of the province. [Research report]. [In Persian]. http://ilammporg.ir/dl/ebook/amayesh/2/1/1/15
Lampraki, C., Jopp, D. S., Spini, D., & Morselli, D. (2019). Social loneliness after divorce: Time-dependent differential benefits of personality, multiple important group memberships, and self-continuity. Gerontology, 65(3), 275–287. https://doi.org/10.1159/000494112
Leopold, T. (2018). Gender differences in the consequences of divorce: A study of multiple outcomes. Demography, 55(3), 769–797. https://doi.org/10.1007/s13524-018-0667-6
Maddahi, J., & Faizi, I. (2024). The window of life after divorce: A diverse construction of the new world life (Qualitative study of the consequences of divorce on women's lives in Tehran). Social Welfare Quarterly, 24(94), 101-142. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.24.94.4504.1
Masten, A. S., Lucke, C. M., Nelson, K. M., & Stallworthy, I. C. (2021). Resilience in development and psychopathology: Multisystem perspectives. Annual Review of Clinical Psychology, 17, 521–549. https://doi.org/10.1146/annurev-clinpsy-081219-120307
Mofradnejad, N., Monadi, M., & Akhavan Tafti, M. (2022). Qualitative study of divorced women's experiences of the consequences of divorce (Case study: Divorced women in Behbahan). Journal of Psychological Science, 21(116), 1532-1562. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.52547/JPS.21.116.1539
Mohamadi, J., Amjadi, S., & Rayanpour, R. (2023). A qualitative study of lived experiences of solo-living women in post-divorce life. Sociology of Social Institutions, 10(21), 159-178. [In Persian]. https://doi.org/10.22080/ssi.2023.25194.2092
Mohamadi, S., & Khanjani Veshki, S. (2020). The effectiveness of life rebuilding program training on the life quality of divorced women. Fundamentals of Mental Health, 22(3), 169-177. [In Persian]. https://doi.org/10.22038/jfmh.2020.16418
Parker, G., Durante, K. M., Hill, S. E., & Haselton, M. G. (2022). Why women choose divorce: An evolutionary perspective. Current Opinion in Psychology, 43, 300–306. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2021.07.020
Qamar, H., Faizan, A., & H. (2021). Reasons, impact, and post-divorce adjustment: Lived experience of divorced women in Pakistan. Journal of Divorce & Remarriage, 62(5), 349–373. https://doi.org/10.1080/10502556.2021.1871840
Rani, E., & Sultana, S. (2025). Causes and consequences of divorce among women: A case study in Khulna City. Journal of Bangladesh Studies, 27(1), 79–91. https://doi.org/10.1163/27715086-20250002
Rytter, H. M., Hjorthøj, C., Graff, H. J., Eplov, L. F., & Benros, M. E. (2024). Traumatic brain injury and long-term associations with work, divorce and academic achievement. Preventive Medicine, 185, 1–8. https://doi.org/10.1016/j.ypmed.2024.108062
Ungar, M. (2012). Social ecologies and their contribution to resilience. In The social ecology of resilience: A handbook of theory and practice (pp. 13–31). https://psycnet.apa.org/doi/10.1007/978-1-4614-0586-3_2
Williams, K., & Dunne-Bryant, A. (2006). Divorce and adult psychological well-being: Clarifying the role of relationship quality. Journal of Marriage and Family, 68(5), 1178–1196. https://doi.org/10.1111/j.1741-3737.2006.00322.x
Wojtyniak, B., Golinowska, S., & Sowa, A. (2021). Transition out of marriage and its effects on health and health-related quality of life: Longitudinal study in Poland. Applied Research in Quality of Life, 16, 13–49. https://doi.org/10.1007/s11482-019-09742-z
Zakikhani, N., Shiralinia, K., & Abbaspour, Z. (2024). Identifying factors affecting the resilience of divorced women and guardians of children: A qualitative research. The Women and Families Cultural-Educational Journal, 19(68), 115-137. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.26454955.1403.19.68.2.5
 
Volume 20, Issue 40
March 2026
Pages 87-102

  • Receive Date 04 August 2025
  • Revise Date 25 October 2025
  • Accept Date 08 November 2025